پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين ادب :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnfim,da673w.giw.html Tue, 19 Jun 2018 16:41:40 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Tue, 19 Jun 2018 16:41:40 GMT ادب 60 مينياتور معراج پيامبر پرده‌برداري شد http://deabel.org/vdcd.s0x2yt0kxa26y.html به گزارش خيمه، رضا اصل‌نجفی‌فرد ، هنرمند 32 ساله زنجانی در مدت 2 سال اين مينياتور را در ابعاد 2 در 3 متر تصوير كرده است. طرح اصلي اين مينياتور حضرت محمد (ص) را سوار بر براق نشان مي‌دهد كه حضرت جبرئيل، اسرافيل و ميکائيل، سه فرشته مقرب، به حالت چرخشی پيرامون آن می چرخند. در بزرگترين نقاشي مينياتور معراج از 80 رنگ از نوع اکريليک با ترکيبی از گواش استفاده شده است. حاشيه بوم را نيز معصومه حيدری به روش تذهيب با الهام از کار استاد شادروان حاج‌ميرزا آقای امامی در مدت يکسال انجام داد تا طرح اصلی که معراج پيامبر(ص) است، به سبک استاد فرشچيان در آن پياده شود. ]]> ادب Tue, 19 Aug 2008 06:46:34 GMT http://deabel.org/vdcd.s0x2yt0kxa26y.html ادامه حیات جایزه دعبل با نقد کتب برگزیده عاشورایی http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html محمدرضا سنگری، عضو هیئت علمی بنیاد دعبل درباره فعالیت‌های بنیاد دعبل در حوزه فعالیـت‌های علمی و پژوهشی گفت: بنیاد دعبل برای اهداف فرهنگی و پژوهشی در حوزه عاشورا هیئت علمی تشکیل داده که چندین سال است در این حوزه فعالیت می‌کند و چندین نشست که عمدتاً ملی بوده، برگزار و مسائل مربوط به مداحان، ذاکران و شاعران اهل بیت(ع) را طرح کند. در این راستا ۱۰ نشست فقط در حوزه شعر عاشورایی داشتیم.وی افزود: مدت‌ها مسئله‌شناسی در حوزه عاشورا در هیئت علمی مطرح بود که ۱۰ قلمرو از جمله شعر مقتل‌شناسی، اخلاق مداحی و ... را مشخص کردیم که یکی از مهمترین آنها شعر عاشورایی بود و ۱۰ نشست در این راستا برگزار شد و مقالاتی نوشته شد و انعکاس اینها بعداً در نشریه خیمه مطرح شد که بازتاب خوبی بود.سنگری ادامه داد: کار دیگری که انجام شد، طرح منشور ستایشگری بود که ستایشگران باید متعهد و ملتزم به چه مسائلی باشند که تدوین شد و در چهار سال گذشته، این منشور در نشست پیرغلامان طرح و خوانده شده و همه آنها التزام خود را اعلام کرده‌اند.وی در ادامه با اشاره به تدوین کتاب «منشور ستایشگری» بیان کرد: این منشور با استخراج از مجموعه بیانات رهبری استخراج شد و در قالب کتابی منتشر شد که با نظام‌بندی خاصی آن را تدوین کرده و به چاپ رسیده است. همچنین کار دیگری که هیئت علمی انجام داده، جایزه دعبل و کتاب سال عاشوراست که نخستین دوره آن در سال گذشته انجام شد و دومین دوره آن در سال آینده برگزار خواهد شد.سنگری درباره تداوم این جایزه عنوان کرد: ما تاکنون نشست‌های نقد کتاب داشتیم که اصلی‌ترین کارمان نقد کتاب‌های برگزیده به ویژه در جایزه کتاب سال عاشوراست و تاکنون دو عنوان از این کتاب‌ها داوری شده و برگزاری این جایزه نیز تداوم می‌یابد و اواخر سال جاری فراخوان آن انجام می‌شود.وی در پاسخ به اینکه بسیاری از جوایز دولتی پس از چند دوره قادر به ادامه فعالیت نیستند، از این جهت بنیاد دعبل برای تداوم این جایزه چه برنامه‌ای دارد، بیان کرد: کاری که در اغلب این جوایز انجام نمی‌شود نقد کتاب‌های برگزیده است، در حالی که این کار در رابطه با جایزه دعبل انجام می‌شود و مکتوب این نقدها نیز منتشر می‌شود و از سوی دیگر ما به تألیف دو کتاب اقدام کرده‌ایم که ابعاد کار روشن شده و به زودی چاپ می‌شوند.این عضو هیئت علمی جایزه دعبل اظهار کرد: با توجه به اینکه فقر چنین آثاری احساس می‌شد، با بهره‌گیری از صاحبنظران که حدود ۴۰ نفر هستند، مشخص می‌کنند که برجسته‌ترین شعرهای عاشورایی ما در هزاره گذشته چیست و شاخص‌ترین شعرهای عاشورایی تاریخ انقلاب اسلامی تاکنون کدام‌ها هستند که این دو اثر در آستانه جمع‌آوری اشعار هستند.سنگری تصریح کرد: این شعرها از سوی صاحبنظران انتخاب می‌شود و آنها به این شعرها نمره می‌دهند و دلایل انتخاب این شعرها را عنوان می‌کنند که معلوم می‌کنیم صاحبنظران عصر ما کدام شعرهای برگزیده را انتخاب می‌کنند. در این راستا رضا اسماعیلی و سعید بیابانکی مسئولیت این کار را عهده‌دار شده‌اند. ]]> ادب Wed, 06 Apr 2016 05:19:17 GMT http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html گفت‌وگوي گاردين با كيارستمي در باره اجراي اثر «نگاهي به تعزيه» http://deabel.org/vgld.x0x2yt0kohf62yyal..html روزنامه انگليسي گاردين در آستانه اجراي اثري از كيارستمي تحت عنوان «نگاهي به تعزيه» در جشنواره ادينبرو، گفت‌وگويي با اين فيلمساز صاحبنام ايراني منتشر كرد.به گزارش خيمه ، آنجليك كريسافيس خبرنگار و نويسنده اين روزنامه با انتخاب تيتر «خنده‌هاي توخالي و ضجه زدن‌ها» براي اين گفت‌وگو نوشته است: «كيارستمي در حالي كه از پله‌هاي كافه‌اي در پاريس پايين مي‌رود، همان كافه‌اي كه پيكاسو و موندريان در آن رفت و آمد داشتند، عكس‌هايي از حاشيه‌هاي نقاشي‌شده اين كافه مي‌گيرد و عبارت «خيلي خوب»را همراه با خنده‌اي بر زبان مي‌آورد.»اين نويسنده در ادامه ضمن اينكه به كيارستمي لقب «پدرخوانده سينماي ايران» را مي‌دهد، مي‌افزايد: «او كارگرداني است كه جايزه‌هاي فراواني از رقابت‌هاي مهم بين‌المللي دريافت كرده و همچنان شهرهاي خارجي زيادي هستند كه از او به عنوان يكي از بزرگ‌ترين فيلمسازان تمام اعصار تجليل مي‌كنند. كيارستمي برخلا‌ف ديگر فيلمسازان ايراني كه جلا‌ي وطن كرده‌اند، همچنان در تهران زندگي مي‌كند».اين نويسنده در ادامه به علا‌قه شديد برنامه‌ريزان هنري در اروپا و آمريكا براي دعوت از كيارستمي جهت ساخت فيلم در كشورهايشان اشاره مي‌كند. به گفته وي آنها علا‌قه دارند كه او در كنار حضورش در غرب، گوشه‌چشمي هم به سياست داشته باشد، اما كيارستمي 68 ساله در انتخاب پروژه‌هاي خارجي احتياط مي‌كند. اين خبرنگار در ادامه ضمن اشاره به اجراي اپراي «كوزي فان‌توته» اثر آمادئوس موتزارت توسط كيارستمي در فرانسه، جمله‌اي از اين كارگردان ايراني را در اين رابطه مي‌آورد: «مهم‌ترين نكته‌اي كه من بعد از اجراي اين اپرا از مردم شنيدم آن بود كه مي‌گفتند اين اجرا دوستانه‌ترين، صميمي‌ترين و انساني‌ترين اپرايي بود كه تا به حال ديده‌اند.»نويسنده در ادامه اين گفت‌وگو - گزارش، به اثر «نگاهي به تعزيه» كيارستمي در جشنواره ادينبرو پرداخته كه از  15 آگوست به مدت سه روز اجرا شد: «در هر حال نگاهي به تعزيه يك اينستاليشن شاخص درباره حماسه‌اي قديمي است كه اين هفته در ادينبرو اجرا مي‌شود. زماني كه ژوليت بينوش بازيگر فرانسوي فيلم اين اثر را ديد، چشمانش پر از اشك شد و بعد از آن بود كه غرق مطالعه كتاب‌هايي درباره شيعه و اسلا‌م شد؛ براي آنكه بفهمد چرا مخاطبان تعزيه وقتي به آن نگاه مي‌كنند، گريه مي‌كنند.»به تعبير خبرنگار گاردين، تعزيه فرمي سنتي از نمايش‌هاي ايراني است كه يادآور حماسه امام حسين(ع) است. او مي‌نويسد: «تعزيه ناگهان تماشاگر را در اندوهي عظيم فرو مي‌برد، چرا كه او خود را در نوعي سوگواري آييني مي‌يابد. او در ادامه خاطرات كيارستمي را از زبان اين فيلمساز مي‌آورد كه وقتي كودك بوده شاهد يكي از همين تعزيه‌ها بوده است. به اعتقاد اين نويسنده، شخصيت‌هايي كه در تعزيه ديده مي‌شوند پيش از آن در نمايش‌هاي اروپايي سابقه نداشته‌اند. در اين جاي گزارش است كه درمي‌يابيم كيارستمي براي ساخت فيلم «تعزيه» شهرهاي زيادي را زير پا گذاشته است.كريسافيس در اين بخش از نوشته خود جمله‌اي به نقل از خود كيارستمي به اين مضمون مي‌آورد: «چهره تماشاگران ايراني در اين مواقع اغلب شبيه به هم است.» به باور نويسنده اين گزارش، در موقعيتي كه ايران به عنوان «محور شرارت» معرفي شده، كيارستمي به مردم جهان يادآوري مي‌كند كه مردماني واقعي در ايران زندگي مي‌كنند. كيارستمي در اين بخش مي‌گويد: «من براي اين فيلم مي‌سازم تا بين انسان‌هايي كه هيچ اشتراكي با هم ندارند همدلي ايجاد كنم. تعريف من از هنر همين است. هنر براي آن است كه انسان‌ها را به همديگر نزديك كند.»كيارستمي همچنين درباره تعزيه مي‌افزايد: «تعزيه براي مردماني كه به تماشاي آن مي‌روند مي‌تواند راهي باشد تا آنها را به عواطف عميق پيوند دهد. به هر حال خنديدن و گريستن يك نياز طبيعي براي انسان‌هاست.» در ادامه اين مطلب صحبت كيارستمي را درباره برناردو برتولوچي كارگردان صاحبنام ايتاليايي مي‌خوانيم، زماني كه فيلم «تعزيه»را ديده است: «برتولوچي بعد از ديدن فيلم تعزيه به من گفت، تو خيلي خوش‌شانس هستي؛ چون در كشوري زندگي مي‌كني كه در آن پاكي و معصوميت هست. روزگار معصوميت در ايتاليا مدتي است كه سپري شده، در واقع از دهه 50 به بعد، زماني كه اقتصاد در اين كشور رونق يافت. خدا مي‌داند چرا، ما آن معصوميت را گم كرديم، مردمان ثروتمند معصوميت را از دست دادند.» البته به باور نويسنده گاردين فيلم تعزيه تنها فيلم كيارستمي است كه مسوولا‌ن ايراني خواهان نمايش آن هستند. گويا زماني در يكي از شهرها از كيارستمي مي‌خواهند كه آن را نمايش بدهد ولي او به اعتقاد خودش براي اولين بار با نمايش يكي از فيلم‌هايش مخالفت مي‌كند. او به آنها گفته هر وقت همه فيلم‌هايم را نمايش دهيد، تعزيه را هم مي‌توانيد نمايش بدهيد.صحبت‌‌هاي پاياني كيارستمي هم خواندني است: «به هر حال وقتي مي‌شنوم سرزمينم محور شرارت خوانده شده، احساس بدي به من دست مي‌دهد. اما آرزويم در تمام فيلم‌هايم اين بوده كه تصويري صميمانه‌تر و مهربان‌تر از انسان‌هاي كشورم ارائه دهم. هر صبح، وقتي از خواب برمي‌خيزم، به همسايگانم سلا‌م مي‌گويم و اين آن چيزي است كه مي‌خواهم در فيلم‌هايم نشان دهم؛ دوستي و عشق آدم‌ها به هم.»صفحه اختصاصی « تعزيه » در جشنواره ادينبورگ را اينجا می‌توانيد ببينيد. ]]> ادب Mon, 18 Aug 2008 08:02:30 GMT http://deabel.org/vgld.x0x2yt0kohf62yyal..html مقتل خوانی سنت فراموش شده ای است که این روزها همه توصیه به آن می کنند http://deabel.org/vdca.in6k49n0m5k14.html  مقتل‎خوانی، مناقب خوانی، پرده‎خوانی، شبیه خوانی، روضه‎خوانی و...؛ این اصطلاحات، همه شان به ماه محرم مربوط هستند؛ اصطلاحاتی که احتمالا حالا جز آخری، بیشتر افراد معنایشان را نمی‎دانند. شبیه خوانی که همان تعزیه است؛ کسی «شبیه» یکی از شخصیت‎های کربلا می شود و تعزیه را اجرا می‎کند. پرده‎خوانی هم شبیه نقالی است؛ یعنی شرح وقایع کربلا از روی پرده‎های نقاشی شده از این ماجرا. مناقب خوانی، به خواندن اشعاری در مناقب امام حسین(ع) و اصحابش گفته می‎شود و بالاخره مقتل خوانی، خواندن از روی کتاب‎های «مقتل» است؛ کاری که قبلا به جای مداحی انجام می‎شد و حالا جایش را روضه‎خوانی، یعنی خواندن از روی یک مقتل خاص، (کتاب روضه الشهداء) گرفته. مقتل به معنای قتلگاه و محل کشتن است اما توی فرهنگ ما، لفظ «مقتل» در مورد کتابهایی به کار می‎رود که یک حادثه خونین را شرح بدهد و منجر به قتل شخصیتی شده باشد و معروف‎ترین این حوادث هم که ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(ع) است. این جوری است که در برابر 4 «مقتل امیرالمومنین(ع)»، بیشتر از 70 مقتل امام حسین(ع) داریم. چرا مقتل نوشته شده؟ و چرا این همه مقتل نوشته شده؟ احتمالا این سوالی است که بعد از خواندن پارگراف بالا به ذهنتان رسیده. یک کم فکر کنید، جوابش هم به ذهنتان می‎رسد. اولا حادثه کربلا و شهادت نوه پیامبر(ص)، فقط 50 سال بعد از رحلت آن حضرت به خودی خود آن قدر عجیب و باور نکردنی بوده که مردم بخواهند درباره جزئیات‎اش بدانند، ثانیا این واقعه برای شیعیان اهمیت بسیار داشته و دارد و امامان شیعه(ع) تأکید بسیاری در مورد آن کرده‎اند. سومین دلیل این تعداد بالای مقتل هم به ممانعت‎های بنی‎امیه برای جلوگیری از انتشار اخبار عاشورا بر می‎گردد. مثل همیشه، ممنوعیت نتیجه عکس داده و شیعیان به جای حرف زدن درباره عاشورا ـ که موجب آزار و اذیتشان می‎شد ـ درباره آن، پنهانی نوشته‎اند. حالا اگر نمی شده درباره واقعه عاشورا حرف زد، چطور این مقتل‎ها را نوشته‎اند و این روایت‎های موجود از کجا آمده‎اند؟ راویان حادثه کربلا 3 گروه هستند؛ گروه اول خود خانواده امام حسین(ع) هستند که حضرت، آنها را همراه خود به کربلا برد تا بعدها و در آن دوره خفقان، ماجرا را به گوش دیگران برسانند. از میان اهل بیت(ع)، امام سجاد(ع) بیشتر از دیگران در این باره روشنگری کردند. گروه دوم از راویان عاشورا، خود دشمنان بوده‎اند. وقتی که ابن زیاد می‎خواسته به لشکریانش جایزه بدهد، هر کسی اعلام می‎کرده من چه کار کردم و چه کسی را کشتم؛ در قیام مختار، وقتی نوبت انتقام از قاتلان شهدای کربلا شده، دوباره این حرفها تکرار شد. یکی دو نفر از راویان هم کسانی هستند که در آن روز در زمره دشمنان امام حسین(ع) بودند و بعدا توبه کردند و برای جبران، ماجرا را این طرف و آن طرف نقل می‎کردند. گروه سوم از منابع کتابهای مقتل هم آن دسته از شیعیان و دوستداران امام حسین(ع) هستند که نتوانستند در روز عاشورا امام را همراهی کنند. یکی از این افراد، اصبغ بن نباته بود؛ او یکی از اصحاب خاص امام علی(ع) بود که در صفین برای امام جنگید و در آخرین لحظات عمر امام(ع) هم بر بالین او بود. او در زمان عاشورا، در زندان به سر می برد. اولین مقتل را همین اصبغ بن نباته(درگذشت 64 ق) نوشت. از مقتل اصبغ بن نباته، امروزی چیزی به جا نمانده، اما بعد از او هم کار مقتل نگاری زیر نظر امامان(ع) ادامه پیدا کرد؛ از جمله کسی به نام لوط بن یحیی و معروف به ابومخنف(درگذشت 157ق) از اصحاب امام صادق(ع) زیر نظر خود امام، مقتلیل را تهیه کرد که هر چند از اصل آن کتاب هم چیزی به جا نمانده اما مورخان بزرگی مثل طبری(درگذشت 310 ق)، یعقوبی(درگذشت 323ق)، مسعودی(درگذشت345ق) و ابن اثیر (درگذشت630ق) مطالب مقتل او را در کتاب خودشان نقل کرده‎اند و این مقتل از طریق کتاب‎های ایشان به ما رسیده است. «حسین تشنه گشت. خود را به رود فرات رساند و خواست آبی بنوشد. حسین بن نمیر تیری بر او افکند که بر دهانش فرود آمد و آن را لبالب از خون ساخت. او خون دهان با دست می‎گرفت و بر آسمان می‎افشاند. آن گاه ستایش و سپاس خدا به جای آورد و گفت: خدایا، من شکوه به درگاه تو می‎آورم که بر سر فرزند پیامبرت چه می‎آورند!» همین. مطالب مقتل‎های قدیمی به همین سادگی هستند. نه شعری در کار هست، نه زبان حالی، نه توصیفی و نه هیچ چیز دیگر؛ درست همان طور که امروز در کلاس‎های داستان نویسی توصیه می‎کنند. کار مقتل نگاری در قرن‎های بعدی هم ادامه پیدا کرد و حتی علمای بزرگی مثل سید بن طاووس، علامه حلی یا شیخ صدوق( یا همان ابن بابویه خودمان که مزارش در ری معروف است) هم مقتل نوشته‎اند. اما همه مقتل‎هایی که نوشته می‎شد، به زبان عربی بود. یکی از مهمترین اتفاقات در حوزه مقتل نویسی، وقتی پیش آمد که ملا حسین کاشفی سبزواری(متوفی 910 ق)، اولین مقتل به زبان فارسی را نوشت. کاشفی سبزواری، معاصر جامی بود؛ منبرهای معروفی داست و در به اصطلاح «اشک گرفتن» از مردم استاد بود. سلطان حسین بایقرا ـ یکی از امیرن تیموری ـ از او خواست مقتلی به زبان فارسی بنویسد تا فارسی زبان‎ها هم بتوانند راحت مقتل بخوانند و ملا حسین کاشفی، «روضه الشهدا» را نوشت؛ کتابی که به خاطر نبود مقتل فارسی، نثر آهنگین خود کتاب و نیز حمایت دربار، بلافاصله در سرتاسر ایران رواج پیدا کرد و حتی باعث شد به همه مجالس عزاداری امام حسین(ع) «روضه خوانی» بگویند. تا قبل از «روضه الشهداء» مقتل‎نویس‎ها به خودشان اجازه دخل و تصرف در متن روایت اصلی را نمی‎دادند؛ روایت‎ها همه ساده بود، بدون تشبیه و توصیف اما در روضه الشهداء»، بخش‎هایی که نویسنده با عنوان «زبان حال حضرت...» اضافه کرده بود، کاملا خارج از متن اصلی بودند و همین، باب چیزی را باز کرد که امروزه به آن «تحریفات عاشورا» می‎گوییم. در دوره صفویه، کتاب‎های متعددی به تقلید از «روضه الشهدا» نوشته شد که بیشترشان دارای منابع جعلی و روایات بی‎پایه و اساس بودند. اوج این کتابها را فاضل دربندی (متوفی 1286قمری) نوشت با عنوان «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات». این فاضل دربندی که رسم قمه‎زدن را هم او باب کرده بود، چیزهای بسیار عجیبی در کتابش آورده؛ مثل اینکه روز عاشورا از نظر زمانی طولانی تر از روزهای معمولی بوده یا یک جن به یاری امام حسین(ع) آمده یا اینکه امام حسین(ع) در آن روز 300 هزار نفر را خودش کشته است(شهید مطهری در «حماسه حسینی»، جلد 3 آورده است: «من حساب کردم اگر فرض کنیم شمشیر مرتب بیاید پایین و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشتن 300 هزار نفر، 83 ساعت و 20 دقیقه وقت می‎خواهد»!) اولین کسی که نسبت به تحریفات مقاتل جدید موضع گرفت، امیرکبیر بود که در زمان صدارتش، خواندن «اسرار الشهادات» در مجالس روضه راممنوع کرد. سید جمال الدین اسدآبادی هم دست به نگارش مقتل جدیدی زد. حتی پسر عباس میرزا هم مقتلی خالی از خرافات نوشت. شیخ عباس قمی(متوفی 1359ق) ـ گردآورنده مفاتیح ـ «نفس المهموم را نوشت. این سالها هم که مدام از مداح‎ها خواسته می‎شود دوباره از روی مقتل بخوانند؛ از روی مقاتل معتبر قدیم. احسان رضایی ]]> ادب Wed, 30 Apr 2008 06:57:00 GMT http://deabel.org/vdca.in6k49n0m5k14.html عاشورا می تواند یک اثر ماندگار سینمایی را رقم بزند http://deabel.org/vdca.wnuk49ney5k14.html به گزارش خیمه، بسياري از حوادث و وقايعي که در بستر ديني اتفاق افتاده است، به خودي خود و به عنوان يک پديده انساني و تاريخي داراي وجوه دراماتيک و داستاني است و از قابليت بالايي جهت توليد و آفرينش گونه‌هاي مختلف هنري برخوردار است. بسياري از ما داستان‌هاي قرآني و مذهبي زيادي از زندگي بزرگان دين را به خاطر داريم و هنوز نيز از شنيدن و خواندن مکرر آن لذت مي‌بريم؛ داستان‌ها و روايت‌هايي از تجربيات سيره پيامبران و امامان که چه بسا با مطالعه آن، تصويرسازي ذهني و تداعي نمايشي آن در عالم انتزاعي شکل مي‌گيرد و همچون يک خاطره ازلي و اسطوره‌اي در ذهن‌ها باقي مي‌ماند. روح جاودانه و مقدسي که بر فضاي دراماتيک و ساختار نمايشي برخي حوادث و پديده‌هاي ديني حاکم است نيز به استحکام اين خاطرات و تداوم لذت‌هاي آن دامن مي‌زند. هنوز ما از تماشاي فيلم محمد رسول الله و ده فرمان و داستان ابراهيم و نوح و موسي لذت مي‌بريم و قصه آنها همچون يک فيلم سينمايي در اذهان مخاطبان به يادگار مانده است. يکي از مهم‌ترين حوادث تاريخي که در ساحت و بستر ديني نيز روي داده و شايد بيش از وقايع ديگر مورد توجه اهالي هنر قرار گرفته، واقعه کربلا و حادثه عاشورا است. عاشورا و سير حوادث کربلا، يک قصه حماسي و تراژيک است که عناصر داستاني لازم براي طرح و توليد يک اثر نمايشي را دارد؛ وجود قهرمان و ضدقهرمان، فراز و فرودهاي قصه، شکست و پيروزي، گفتارها و ديالوگ‌هاي قدرتمند و لوکيشن و موقعيت مندي داستان و ... مولفه‌هايي هستند که در يک چيدمان داستاني به آفرينش يک اثر ماندگار کمک مي‌کنند. در ميان ژانرهاي گوناگون هنري، شايد سينما کمترين نسبت را با اين حادثه تاريخي دارد و شايد يکي از دلايل مهم آن تاخير زماني هنر هفتم در تعامل با اين حادثه نسبت به هنرهاي ديگر است، وگرنه در حوزه نمايش و شعر و ادبيات، آثار متعددي تحت تاثير اين واقعه و مسائل انساني آن خلق شده است. تعزيه به عنوان يک نمايش شرقي اساساً محصول مستقيم رويارويي هنر با اين حادثه تاريخي ـ مذهبي است که اتفاقاً با مخاطبان عام نيز ارتباط خوبي برقرار کرده است و شايد به جرات مي‌توان گفت نمونه بارز هنر عاشورايي قطعاً تعزيه است، اما دامنه نفوذ اين رويداد مذهبي در مديوم سينما چندان گسترده و چشمگير نبوده و دوربين‌هاي فيلمبرداري نتوانسته در به تصوير کشيدن قصه کربلا و بازنمايي ساحت‌هاي دروني‌تر آن، کار خاصي انجام دهد. تاثيرپذيري و الهام سينما از واقعه کربلا را مي‌توان در دو حوزه مورد بررسي قرار داد؛ يکي خود حادثه و روايت تاريخي آن است که در قالب ژانرهاي تاريخي و مذهبي به خلق فيلم‌هاي کوتاه و داستاني در اين زمينه منجر مي‌شود و ديگر مناسبات و آيين و رسوم عزاداري و سوگواري است که در ژانرهاي گوناگون سينمايي به تصوير کشيده مي‌شود؛ مناسبات مذهبي که صرفاً بازتاب يک اثر ديني نيست و در واقع هنجارها و سنت‌هاي فرهنگي اجتماعي جامعه را مورد توجه قرار مي‌دهد. مثلاً صحنه‌هاي عزاداري در فيلم «هامون» نمونه‌اي از اين مساله است که تاثيرات فرهنگي ـ تربيتي اين حادثه را در قالب سنت‌هاي اجتماعي عاشورايي بررسي مي‌کند. به عبارت ديگر در بیشتر آثار سينمايي ما بيش از آنکه خود حادثه کربلا به عنوان يک داستان قابل پردازش و فيلم نوشت مورد توجه قرار گيرد باورهاي عاشورايي و آيين و رسوم اجتماعي و نمادين برساخته آن به تصوير کشيده شده و تلاش شد از پيام‌هاي انساني و معنوي عاشورا در متن اجتماعي و مناسبات انساني امروزي استفاده شود. قطعاً بيشترين کاربرد سينما تا اين رويکرد در سينماي دفاع مقدس و فيلم‌هاي جنگي ما صورت گرفته است؛ در واقع حادثه کربلا در جهان سينمايي ما بيش از آن که به لحاظ دراماتيک تاثير بگذارد به شکل ايدئولوژيک موثر بوده است و نقش اين حادثه به عنوان يک تراژدي و پديده دراماتيک مورد توجه قرار نگرفته است؛ به عبارتي ديگر درس‌ها و پيام‌هايي که از اين واقعه عظيم برمي آيد دستمايه داستان پردازي و فيلمسازي قرار گرفته و مورد تاويل و تفسير مولف واقع شده است.سريال‌سازي‌هاي مناسبتي که در سال‌هاي اخير به راه افتاده نمونه‌هايي از اين الهام گيري از واقعه عاشوراست که نه متن اصلي که تاويل‌هاي برگرفته از آن را در روح يک داستان غيرتاريخي بسط مي‌دهد و روايت مي‌کند. اين باورها و انگاره‌هاي اخلاقي عاشورا است که در سيماي کهن الگوهاي اسطوره‌اي در سينماي ما بسط يافته است يا وقايع تاريخي مرتبط با آن که به شکل غيرمستقيم واقعه کربلا را در مرکز توجه خود قرار مي‌دهد. مشهورترين فيلم سينمايي در اين زمينه که در حافظه هنري مخاطبان نيز حک شده «روز واقعه» شهرام اسدي است که براساس فيلمنامه بهرام بيضايي در سال 73 ساخته مي‌شود و به شکل غيرمستقيم و نمادين به قيام عاشورا و حادثه کربلا خود را نزديک مي‌سازد. «سفير» فريبرزصالح در نخستين سال‌هاي انقلاب، همچنين فيلم‌هاي داستاني مثل بازرس ويژه منصور تهراني در سال 1360، به خاطر‌هانيه کيومرث پوراحمد در سال 1373، بال‌هاي سپيد مهدي و ناصر هاشمي در سال 1377و «راه طي شده» عباس رافعي در سال 1384 نمونه‌هايي از فيلم‌هاي سينمايي با رويکرد عاشورايي هستند که داستان خود را با الهام از اين واقعه ساخته اند. اينک اما بايد منتظر بود تا احمدرضا درويش پروژه عظيم خود «روز رستاخيز» را درباره واقعه عاشورا جلوي دوربين ببرد تا شاهد اولين فيلم سينمايي باشيم که خود قيام عاشورا و حوادث کربلا را به تصوير مي‌کشد. درويش که از دو سال پيش مطالعه و تحقيق براي نوشتن فيلمنامه روز رستاخيز را شروع کرده، قصد دارد پروژه تاريخي خويش را از مرگ معاويه تا قيام امام حسين(ع) روايت کند. گرچه تجربه روايت تصويري از زندگي ائمه در قالب سريال‌هاي تلويزيوني ساخته شده است اما ساخت يک فيلم سينمايي با محوريت قيام کربلا مي‌تواند جذابيت‌هاي بيشتري داشته باشد؛ يکي به دليل مديوم آن و فضاي خاص سينمايي و ديگر خود موضوع و دامنه تراژيک آن که دست کم در ميان مخاطبان شيعه داراي ارزش‌هاي دراماتيک بيشتري است و داستان زندگي امام حسين(ع) بيش از ديگران، عواطف و احساسات آنان را برمي انگيزد، از اين رو اثرگذاري اين سوژه براي مخاطبان بسيار بالا است. عاشورا و مراسم و آيين‌هاي عاشورايي البته در فيلم‌هاي مستند نيز مورد توجه قرار گرفته و آثار تجربي و حرفه‌اي متعددي در اين حوزه ساخته شده است که البته بيش از آن که به خود واقعه بپردازد به سنت‌ها و آيين‌هاي مذهبي و عزاداري و شيوه‌هاي گوناگون آن در مناطق و قوميت‌هاي مختلف توجه کرده است. شايد بيش از همه اينها و به غير از تعزيه که ژانر تئاتري عاشورايي است واقعه کربلا در تئاتر مورد استقبال قرار گرفته است و جشنواره تئاتر عاشورايي در همين راستا راه اندازي شد که هم وقايع و حوادث مختلف در اين حادثه و هم داستان‌هايي با رويکرد عاشورايي را به نمايش مي‌گذارد. تله تئاترهاي تلويزيوني را اگرچه به شکلي محدود بايد به اين مجموعه‌ها افزود. در ميان سريال‌هاي تلويزيوني نيز شايد بيش از همه مجموعه «شب دهم» در سال‌هاي اخير با تم عاشورايي مورد توجه مخاطبان واقع شده و نشان داده است اگر از عناصر و مولفه‌هاي سينما در طرح داستان‌هاي مذهبي و ديني به درستي استفاده شود و به ويژه فرم و ساختار نمايشي و دراماتيک فداي پيام‌ها و نظام معنايي اثر نشود، مي‌توان به ساخت آثار سينمايي در حوزه‌هاي مذهبي با مخاطب‌پذيري بالا اميدوار بود. در واقع عاشورا در مقام يک داستان تراژيک و حماسي، جدا از تفاسير و تاويل‌هايي که مي‌توان از آن داشت، بستر خوبي براي شکل گيري يک اثر سينمايي ارزشمند است که قهرمان آن با کشته شدن نه تنها از بين نمي رود بلکه چهره‌اي اسطوره‌اي‌تر مي‌يابد و فراتر از سوپراستارهاي معروف مي‌نشيند، گرچه نسبت اين‌هماني برقرار کردن ميان قهرمان‌هاي سينمايي و قهرمان‌هاي تاريخي و ديني نمي تواند مقايسه منطقي و خوبي باشد چرا که قهرمان‌هاي سينمايي، کاراکترهاي مجازي و قهرمان‌هاي تاريخي، انسان‌هاي واقعي و زميني هستند. اتفاقاً يکي از چالش‌ها و موانع عمده فيلمسازي در حوزه‌هاي ديني و مذهبي همين مساله است؛ جايي که سينما و هنر بايد فراتر از تفاسير و رويکردهاي متضاد و تعصبات و خرافات و بدعت‌هاي نهفته در اين واقعه به روايت قصه خود بپردازد، قصه‌اي که براي مخاطبان شايد موضوع تازه‌اي نباشد و آنان از پيش داستان و قهرمان داستان را بشناسند و حتي نسبت به قهرمان خويش، حساسيت و تعصبات خاصي داشته باشند؛ قهرماني که ساخته ذهن کارگردان نيست بلکه از پيش وجود داشته است و بايد آنچنان که هست به تصوير کشيده شود. در جهان رسانه‌اي شده امروز حتي قهرمان‌هاي مذهبي و اسطوره‌اي نيز خود را در چهره‌اي رسانه‌اي نشان مي‌دهند و قدرت و دامنه نفوذپذيري آنها بر مخاطب بيش از مديوم رسانه‌هاي سنتي است. امروز سینما می‌تواند بیش از سخنرانی و منبر و حتی تعذیه و عزاداری با قدرت تصویر و رسانه، مخاطبان علاقمند را جذب پیام عاشورا کند، اما یک آسیب جدی این سینما را تهدید می‌کند و آن سکولاربودن تصویر است. تزریق مفاهیم و آموزه‌های دینی و معنوی در رسانه سینما همواره با این خطر مواجه است که هاله تقدس و ماورائی آن به واسطه نمایش و تصویری شدن کمرنگ می‌شود و فرو می‌ریزد و یا اینکه حقیقی والا و انتزاعی در ساختاری محدود و انضمامی، صورتی مشخص می‌گیرد و از فربهی و چندلایگی آن کاسته می‌شود.گویا کسوت معنایی و تقدس گونه یک حقیقت ماورائی به واسطه تصویر و سینمایی شدن از تن حادثه فرو می‌ریزد و به یک امر عادی و متعارف بدل می‌گردد البته این به هنر مولف بر می‌گردد که چگونه مفاهیم بلند را در صدف تصویر قرار دهد تا پیام قصه بدون آنکه دچار استحاله شود صید می‌گردد. بازسازي حادثه و باورهاي عاشورايي در سينما به فرآيندي پيچيده‌تر از ژانرهاي ديگر نياز دارد و همچون حقيقت اين قيام، سرشار از حادثه و اتفاق است. شايد در رويکرد سينمايي به واقعه عاشورا نيز هيچ سخني به اندازه توصيه به آزادگي خود امام حسين(ع) به کار نيايد؛ آزادگي، تا در به تصوير کشيدن آنچه گذشت بدعتي صورت نگيرد. ]]> ادب Sat, 02 Aug 2008 07:42:52 GMT http://deabel.org/vdca.wnuk49ney5k14.html منبر و مدح تاثیر گذارترین رسانه جامعه شیعی http://deabel.org/vdcg4.93aak9nrrp.html مقاله حاضر به بررسی وضعیت منبر و مداحی در ایران و اهمیت آن در شیعه پرداخته است. قدرت ا... رحمانی نویسنده این مقاله ضمن خطیر خواندن وظیفه و مسولیت این دو نهاد تاثیر گذار شیعی به برخی از آسیب های آن پرداخته و خواهان هوشیاری مردان منبر و مدح در برابر توطئه های دشمنان شده است. ایرانیان شیعه، دین خود را "اعم از احکام و اعتقادات و اخلاقیات" همواره از «منبر» گرفته اند و هیچ یک از دیگر وسایل نشر و ترویج معارف دینی "از حیث دامن گستری" هم وزن و هم پای منبر نبوده است. «مداحی» نیز از جمله نهادهای دیرپای جوامع شیعی است و این مداحان بوده اند که از دیرباز تاکنون منبر دانایان دین گستر شیعه را در نشر معارف حقه اهل بیت علیهم السلام گرمی بخشیده اند. سنت چنان بوده که مداحان، هنر خود را در جلب عواطف و احساسات مردمان به خدمت می گرفته اند تا آنان را به پای منبرها بکشانند و - حسب وضع و موقع- با مرثیه سرایی و مولودی خوانی، قلوب مستمعین را مستعد دریافت حقایق دین و معارف اهل بیت(ع) کنند چندان که کار سخت عالمان دین شناس و مبلغان سنت نبوی و سیره علوی در القای آن حقایق و معارف، آسان شود.چنین بود که مداحی در خدمت منبر قرار می گرفت و مداحان رونق بخش کرسی دانشمندان دین در تعلیم و تهذیب مردمان می شدند. اکنون سالیانی است که این سنت پسندیده دگرگون شده و در برخی از محفل‌ها و هیئت‌ها جایگاه منبری و مداح جابجا. «اصل»، مداحی است و خطیب و واعظ، گویی صرفاً برای پاسداشت صوری همان سنت پیش گفته به منبر می رود و دیگر هیچ. در بعضی تکایا و مجالس که اصلاً نشانی از «منبر» نیست و هر چه هست مدح و مصیبت است و بس. چندی پیش با عزیزی از طبقه مداحان مشهور پایتخت گپ و گفت کوتاهی داشتم. می گفت: دور و اطراف هر یک از منبری‌های مشهور و پر مخاطب تهران، قریب ده مداح مختلف(از شهیر و کم شهرت و گمنام) همواره حاضرند و همه هم در همه مجالس می خوانند چندان که پیش و پس از منبر 40 دقیقه‌ای یک واعظ معروف، ساعت‌ها برنامه مداحی اجرا می شود! یعنی که «منبری» رونق بازار «مداح» را موجب شده، حال آن که سنت هزار ساله هیئت‌های شیعی عکس آن را گواهی می دهد. باید پرسید سخنوران شهیر شهرها و خطیبان پرمخاطب جماعات مذهبی را چه نیازی به گرمی بازار مرثیه گویان و مدیحه سرایان؟ قرار است مداحان شیعه با هنرمندی خود، برداشت بهینه از «محصول منبر» را  که چیزی جز آموزه های وحیانی جاری بر لسان عالمان دین اندیش نیست برای مردمان کوچه و بازار ممکن کنند تا «مکتب» اهل بیت(ع) در جان هایشان «ماندگار» شود: "هر مکتبی اگر چاشنی‌ای از عاطفه نداشته باشد و صرفاً فلسفه و فکر باشد، آنقدر در روح‌ها نفوذ نمی کند و شانس ماندگاری ندارد. ولی اگر چاشنی‌ای از عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت می‌دهد. آن مکتب را منطقی می‌کند. بدون شک مکتب امام حسین(ع) منطق و فلسفه دارد... اما اگر دائماً این مکتب را صرفاً به صورت یک مکتب فکری بازگو کنیم، حرارت و جوشش آن گرفته و کهنه می شود. این بسیار نظر بزرگ و عمیقانه‌ای بوده است؛ یک دوراندیشی فوق العاده عجیب و معصومانه، که گفته اند برای همیشه این چاشنی را شما از دست ندهید». (استاد شهید مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، صفحه 58) منبرها برپا شده‌اند تا وسیله‌ای باشند برای برپایی دین خدا در دل‌ها. در همه ادوار و اعصار کسانی از بندگان خدا هستند که در فهم معارف ربانی و تفقه در دین خدا کوشاترند و در جستجوی نازک اندیشی‌ها و اشارت‌های بصیرت بخش امامان معصوم(ع)، استوارتر و خستگی ناپذیر. هم آنانند که واسطه انتقال این معارف به خلق خدا هستند تا مردم را به بصیرت و معرفت که مقدمه عبودیت است، هدایت کنند. هدف نهایی «مکتب» جز «عبودیت» نیست و معرفت، سوار بر مرکب «عواطف» ره به سوی «عبودیت» می سپارد. کار مداحان، جلب این عواطف به سوی حقیقت مکتب و تزریق این «چاشنی» در جان طالبان معارف شیعه است. وقتی «عبودیت» غایت همه آموزه‌ها و آرزوهای مکتب باشد، بدیهی است که اسوه‌ها و امامان و پیشاهنگان مکتب، نمونه‌های بی بدیل و مظاهر تام و تمام عبودیت خواهند بود: "ارزش فاطمه زهرا(س) به عبودیت و بندگی خداست... نه فقط فاطمه زهرا(س) بلکه پدر فاطمه هم ( که مبدأ و سرچشمه فضایل همه معصومین است و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) قطره‌هایی هستند از دریای وجود پیغمبر) ارزشش پیش خدا به خاطر عبودیت است..."(رهبر معظم انقلاب، در دیدار مداحان و شاعران) فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل(س) صحبت می شود، بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل(ع) به چشم‌های قشنگش بوده؟ اصلاً شما مگر اباالفضل(س) را دیده‌اید و می‌دانید چشمش چگونه بوده!؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل العباس(س) به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت اوست. به صبر و استقامت اوست... ارزش اباالفضل و حبیب بن مظاهر در اینهاست، نه در قد رشیدش یا بازوی پیچیده‌اش. قد رشید که خیلی در دنیا هست. اینها که در معیار معنوی ارزش نیست... این که ما همه‌اش بیائیم روی ابروی کمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، این که مدح نشد. در مواردی ضرر هم دارد. در فضاهایی این کار خوب نیست». (رهبرمعظم انقلاب). گاه می شود که مداحان ما در ذکر مناقب حضرت صدیقه اطهر(س) یا دیگر معصومین(ع) از مرز«توحید» می‌گذرند و در ورطه «شرک» در می غلطند. حال آن که در زیارت‌های معتبره مأثوره، به رغم انتساب عالی‌ترین و شگفت انگیزترین مقامات معنوی و اوصاف الهی به وجود مقدس حضرات معصومین(ع)، بر «عبودیت» آن بزرگواران تأکید تمام شده است. از آن جمله است این فراز شریفه از «زیارت رجبیه» که به خداوند متعال عرضه می داریم: "لافرق بینک و بینهم الا انهم عبادک"؛ هیچ فرقی بین تو و اینها ( حضرات معصومین علیهم السلام)نیست غیر از این که اینها بندگان تو هستند." و زیارت رجبیه از آن دسته متون شریفه ای است که امام راحل عظیم الشأن (ره) - حسب گفته یکی از شاگردان ایشان که در قید حیاتند- توصیه اکید به خواندن آن داشتند و می‌فرمودند: "فقط همین «عبد» بودن ائمه علیهم السلام است که فارق بین اینها و خداست والا آن بزرگواران تمام نیروهای الهی را دارند." متأسفانه دامنه انحراف در برخی مداحی‌ها از مسیر تعالیم نورانی اهل بیت(ع) محدود به «مبالغه گویی» از مقام و منزلت معصومین(ع) نیست. گاه از این سوی بام افتاده‌ایم؛ «تصغیر و تضییق مرتبت» آن بزرگواران در ذکر مراثی و مدایح، رایج تر از گزافه گویی است. این آفت البته ناشی از قصور فهم ما از مقام حقیقی وجود مقدس و شریف آن حضرات است که سطح عقول و عرفان و آمال آنان را با خود قیاس می‌کنیم و امتیازاتی نظیر قدرت مادی و جسمانی یا زیبایی بی نظیر ظاهری را که ممکن است منتهای آرزوی خود و مخاطبانمان باشد به آن بزرگواران نسبت می دهیم بی آن که این امتیازات ظاهری در نظام ارزشی دینی ما واجد ارزش حقیقی باشد: "چون به آنها - حضرات معصومین(ع)- دسترسی نداریم، آنها را نمی فهمیم و درک نمی کنیم، گاهی تعبیراتی گفته می شود که خیلی هم دقیق نیست... چون می خواهند تکریم و تعظیم کنند، اما واقعیت مطلب در ذهن کوچک ما نمی گنجد... چیز دیگری که بنده اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدح‌ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است.کاش در «ظاهرگرایی» و «اسطوره سازی» به همین مقدار بسنده می شد. متأسفانه دامنه انحراف در طبقات پایین‌تر طایفه مداحان، خیلی گسترده‌تر است. در برخی مجالس و دسته‌جات عزاداری محلی، پاره‌ای از خوانندگان جرأت می‌کنند اشعاری مبتذل و با مضمون‌های عشقی را که نوعاً خوانندگان پاپ - از نوع به اصطلاح لس آنجلسی- پیش‌تر در قالب ترانه خوانده اند، با همان سبک و آهنگ، در توصیف اهل بیت(ع) بخوانند. دیگر این که مداحان ما از آن روی که هنرمندند، ناگزیر از نوآوری‌اند. این ناگزیری علی الدوام، پاره‌ای از مداحان ما - حتی برخی از معاریف و مشاهیر این طایفه - را به عدول از معیارهای رفتار موقرانه و مؤمنانه - که امری بسیار مهم و لازم برای کسوت مداحی است- واداشته است. گواه این مدعا، تصاویری است که بعضاً از مراسم مولودی خوانی یا مرثیه سرایی در تلویزیون پخش می شود و مداحان را در حالی نشان می دهد که می‌کوشند با حرکات خاص سر و دست و بدن، جمعیت را به وجد و نشاط بیاورند و یا متأثر و محزون کنند. همان جوان مداح معروف پیش گفته می گفت: مدتی است برای فرار از این دام مهلک و رهایی از این آفت عافیت سوز، به «مناجات خوانی» روی آورده ام. رویکرد جدیدش را ستودم و گفتم: اتفاقاً در حوزه هنر مداحی، «هنر برتر» نزد مداحانی است که قادرند گنجینه‌های گهربار مستور در معادن مناجات‌ها و زیارت‌ها و دعاها را کشف و استخراج کرده و با زبان همه فهم بیان کنند. "کسی که با مسائل شوروی سابق و این بخشی که شیعه نشین است (جمهوری آذربایجان) آشنا بود، می‌گفت: وقتی کمونیست‌ها بر منطقه آذربایجان شوروی مسلط شدند همه آثار اسلامی را از آن جا محو کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن «قمه زدن» بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند. اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود. گاهی دشمن از بعضی چیزها این گونه علیه دین استفاده می‌کند. هر جا خرافات به میان بیاید، دین خالص بدنام خواهد شد».(رهبر معظم انقلاب، در دیدار عمومی مردم مشهد) طرفه آن که دوستی و دشمنی و اسطوره سازی را سه عامل تحریف حقایق و وقایع دانسته اند و منشأ انگاره سازی مجلس گردانان مجالس مدح و مصیبت را دو عامل از این سه عامل؛ دوستی و اسطوره سازی. چون دوستدار اهل بیت(ع) هستیم، زیبایی ظاهر را - که به خیال خود عالی ترین عامل در کشش به سوی محبوب و تهییج احساسات عاشقانه می پنداریم- در وجود آن بزرگواران برجسته می کنیم و باز از سر دوستی و به قصد برانگیختن عواطف - در مواقع مرثیه سرایی- هر جا لازم باشد از هیچ تحقیری در مکانت و منزلت شان فروگذار نمی کنیم، آنچنان که به تعبیر استاد شهید مطهری، شهادت امام حسین(ع) را چنان جلوه می‌دهیم که مظلوم و بی‌تقصیر و بی جهت کشته و نفله و ضایع شد و هدر رفت، حال آن که به عکس این انگاره باطل - که اتفاقاً از سر دوستی سیدالشهداء(ع) ساخته شده - هر قطره خون امام حسین(ع) یک دنیا ارزش دارد و زلزله حماسه او در عاشورا پایه های کاخ ستمگران را متزلزل کرد چندان که هنوز اغلب حوادث داغ و تحول ساز جامعه ما در محرم ایجاد می شود. (حماسه حسینی، جلد3، صفحه 84) نیز برخاسته از حس اصیل «اسطوره سازی» خود، توانمندی‌های عجیب و غریب مادی و جسمانی را به وجود مقدس آن حضرات نسبت می دهیم که نه اثبات آن توانایی‌ها در وجود مبارکشان موجب فضیلتی است و نه اعتقاد ما به وجود آن اوصاف، مهم و مفید و لازم است از آن روی که هیچ نقشی در تربیت اخلاقی و رشد فضایل انسانی ما ندارد. اقبال کم نظیر امروز مردم به ویژه جوانان به هیئت‌های مذهبی و مجالس جشن و عزای اهل بیت(ع) را باید بسیار گرامی شمرد. سپاس این نعمت بزرگ الهی، به اطعام معنوی خیل عظیم دلدادگان خاندان پیامبر(ص) با طعام مطهر و معطر معارف ناب شیعی است و به عرضه «دین خالص» و پالایش شده از پیرایه ها و خرافه ها: و «دین خالص» را امروز فقط از عالمان امانتدار علم جعفری می‌توان گرفت که فقیهان صیانت کننده بر نفس و حفاظت کننده از دین خدایند و هوا و هوس را مغلوب ساخته‌اند و جز پیروی از صاحب شریعت، سودایی در سر ندارند؛ از مراجع معظم شیعه که پیرایه‌های نشسته بر دامن دین را می‌شناسند و مجالس مدح و مصیبت ما را خالی از معصیت خدا می‌خواهند؛ امروزه سرحلقه‌های هیئت ها - خصوصاً هیئت‌های معظم شهرهای بزرگ، و رهبران و مداحان شهیر و خوش نامشان - به یکی از مهم‌ترین گروه‌های مرجع اجتماعی تبدیل شده‌اند. وعاظ و مداحان بزرگ اکنون مرجع و مراد بسیاری از مؤمنان و شیفتگان اهل بیت(ع) مخصوصاً جوانان و دانش آموزان و دانشجویان‌اند. جوانانی که مشتری دائم مجالس معظم مصیبت‌سرایی و مولودی خوانی در تهران و شهرهای بزرگ هستند، اغلب تکالیف عملی خود را از خلال سخنان واعظ یا مداح مورد علاقه خود اخذ می‌کنند و اگر بگوییم کثیری از جوانان مؤمن و با صفا، دین خود را از این جلسات می‌گیرند، گزافه نگفته‌ایم. هم از این روست که انتظار سلوک مرجعانه از وعاظ و مداحان نامدار و پر طرفدار، انتظار نابجایی نیست. مهم‌ترین شناسه در مشی و مرام مرجعانه، «رعایت نهایت احتیاط» در بیان معارف و احکام و دستورهای دین در عرصه‌های فردی و جمعی است و نیز در حوزه‌ها و حیطه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی؛ خصوصاً در موضوعاتی که این عزیزان احیاناً ورود و تخصصی ندارند و برای بیان دقیق و درست مطلب، ناگزیر از استمداد و استشاره از اهل فن‌اند. اکنون که تأثیر عمیق و منحصر به فرد هیئت‌ها و مجالس روضه خوانی در تحولات اجتماعی و رفتارهای سیاسی مردم آشکارتر از گذشته شده است، بی گمان تلاش و تمرکز دشمن برای تضعیف و تخریب این نهاد مدنی ریشه‌دار تمدن ایرانی- شیعی بیش از پیش خواهد شد. به شرط هوشیاری مرجعانه مردان منبر و مدح، این پایگاه پایدار عرصه روشنگری و ارشاد، تا همیشه، تاثیرگذارترین رسانه جامعه شیعی ما باقی خواهند ماند. گفتنی است مقاله فوق در سایت تبیان انتشار یافته است. ]]> ادب Mon, 19 Nov 2007 14:24:30 GMT http://deabel.org/vdcg4.93aak9nrrp.html محرم به روایت نور، صدا و دوربین http://deabel.org/vdci.wazct1aqwbc2t.html معصومیت از دست رفته داود میرباقری در معصومیت از دست رفته توانسته مفاهیم و مضامین معنوی که در فرهنگ شیعه و قیام عاشورا وجود دارد، در دل داستانی جذاب مطرح کند. تم عاشقانه داستان به جذابیت مجموعه کمک کرده است. معصومیت از دست رفته شخصیت‌هایی خیالی دارد اما میرباقری این کاراکترها و حوادث غیر واقعی را در ارتباط غیر مستقیم با قیام عاشورا قرار داه است. شوذب (امین تارخ) که زمانی دوستدار و پیرو علی بن ابی‌طالب(ع) بود، خزانه‌دار و محرم امویان می‌شود و دل به دنیا می‌سپارد. دیالوگ‌نویسی فاخر میرباقری در این مجموعه هم یکی از امتیازهای کار است. دیالوگ‌های دلنشین و آهنگینی که میرباقری بیشتر از زیبایی‌شان به مفاهیمی که در آن‌ها مستتر شده توجه کرده است. بازی‌های خوب بازیگرانی که میرباقری در نقش‌های تازه‌ای از آن‌ها استفاده کرده، هم یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت معصومیت از دست رفته است. این مجموعه مانند مجموعه عظیمی مثل امام علی(ع) نیست. میرباقری درساخت این مجموعه بودجه کمتری داشته امام حساسیت و دقت نظری که به خرج داده این مجموعه را به یکی از مهم‌ترین مجموعه‌هایی تبدیل کرده که موضوعی مرتبط با امام حسین(ع) و واقعه عاشورا دارد. فیلمنامه معصومیت از دست رفته ظرایف و جزئیات زیادی دارد. یکی از مهم‌ترینشان پرداختن به شخصیت‌ها، مفاهیم و مناسباتی است که محدود به زمان و مکان خاصی نیست و در دنیای امروز هم کاملا مصداق دارد. هر انسانی در بزنگاه‌های زندگی گاهی خطا می‌کند و از راه درست فاصله می‌گیرد. دور شدن از حق و به جبهه باطل پیوستن مسئله‌ای نیست که محدود به زمان و مکان باشد. یکی از ویژگی‌های یک اثر جذاب مذهبی این است که دنیا و آدم‌های امروز را به گذشته پیوند بزند و تاریخ را آن‌چنان دور و غیر قابل لمس نداند که مخاطب نتواند با آن ارتباطی برقرار کند؛ اتفاقی که در معصومیت از دست رفته افتاده است. باران عشق مجموعه‌ی اپیزودیک باران عشق از داستان‌هایی تشکیل شده که یک حلقه اتصال دارند. امام حسین(ع) و عاشورا خط مشترکی است که در این قصه‌های مستقل تکرار شده است. باران عشق مجموعه ای است با داستان‌هایی درباره جامعه امروز و آدم‌هایش. قصه‌ها و شخصیت‌ها امروزی و آشنا هستند. در نگاه اول ارتباط دادن این قصه‌ها با واقعه عاشورا چندان ساده به نظرنمی رسد. اما فیلمنامه‌نویس باران عشق به خوبی توانسته قصه‌های امروزی‌اش را به طور غیر مستقیم به عاشورا ربط دهد. باران عشق از معدود مجموعه‌های غیر تاریخی است که بدون افتادن در ورطه شعارزدگی، مفاهیم و معانی فرهنگ عاشورایی را ترویج می‌دهد و از ماجرای شهادت امام حسین(ع) به عنوان یک عنصر معنوی در کل اثر استفاده می‌کند. تجربه باران عشق نشان می‌دهد که می‌تواند بدون اشاره مستقیم به واقعه عاشورا مجموعه‌ای ساخت که هم مسائل و دغدغه‌های انسان معاصر را روایت کند و هم فرهنگ عاشورا را ترویج و تبین کند. در اغلب داستان‌های این مجموعه، شخصیت‌های اصلی هر اپیزود درگیر مسائل و مشکلات مختلفی بوده‌اند. مسائلی که در نگاه اول هیچ ارتباطی با عاشورا و محرم پیدا نمی‌کرد اما فیلمنامه‌نویس و کارگردان، شخصیت‌ها را با ترفندهایی دراماتیک به واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) مربوط می‌کردند. تنوع شخصیت‌ها و موقعیت‌ها فضای مجموعه را غیر تکراری و جذاب کرده بود. سفر سبز در نگاه اول قصه اصلی مجموعه سفر سبز ارتباط زیادی با واقعه عاشورا ندارد. قصه‌ای آشنا و جذاب که داستان سفر جوانی (پارسا فیروزفر) به ایران است. دانیال در این سفر تلاش می‌کند راز گذشته‌اش را فاش کند. اما سفر در ماه محرم اتفاق می‌افتد و هرچه قصه پیش می‌رود، وچه مذهبی و دینی آن پررنگ‌تر می‌شود. سفر سبز از معدود مجموعه‌هایی است که به طور مستقیم به معجزه می‌پردازد و حتی آن را به تصویر می کشد. اما محمد حسین لطیفی به خوبی از عهده این کار برمی‌آید. در سفر سبز هم قصه کاملا امروزی و معاصر است. مایه‌های آشنا و تماشاگرپسندی هم دارد. ترکیب بازیگران و تم عاشقانه مجموعه هم جذابیت آن را بیشتر کرده است. اما همه این ویژگی‌ها به برجسته شدن مفاهیم و معانی مذهبی و معنوی مجموعه کمک کرده است. لطیفی توانسته تعادلی در کار ایجاد کند و با توجه به ظرفیت‌های داستان، بخش مذهبی مجموعه را تقویت کند. اگرچه در سفر سبز به واقعه عاشورا و شخصیت امام حسین(ع) به طور مستقیم پرداخته نمی‌شود، اما این مجموعه به دلیل فضای معنوی و بهره گرفتن از مفاهیم دینی یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های مذهبی سال‌های اخیر به حساب می‌آید. مجموعه‌ای که از همدلی پیروان ادیان الهی می‌گوید و ارتباط محبت‌آمیز آن‌ها را به تصویر می‌کشد و امام حسین(ع) را متعلق به همه موحدان و آزادگان تاریخ می‌داند. روزهای اعتراض روزهای اعتراض ساخته حسین سهیلی‌زاده دیگر مجموعه‌ای است که رخدادهای تاریخ معاصر را به ماجرای عاشورا پیوند می‌زند. در واقع در این مجموعه کوشیده شده مقاومت مردمی در برابر رژیم پهلوی در سال‌های دور در تداوم مسیر نهضت عاشورا را به تصویر کشیده شود. به همین خاطر است که ماجراهای سریال در ایام محرم می‌گذرد. نکته بارز روزهای اعتراض به تصویر کشیدن عده‌ای متعصب جاهل است که به گمان یاری رساندن به ظهور امام زمان(عج) عمله ظلم می‌شوند. در واقع روزهای اعتراض در کنار به تصویر کشیدن فرهنگ غنی عاشورا، نوعی انحراف از سوی مقدس‌مآبها را نیز به تصویر می‌کشد. نقاط اوج درام در صحنه‌های عزاداری شکل می‌گیرد که بازی خوب حبیب دهقان نسب در نقش روحانی مبارز سهم زیادی در توفیق این سکانس‌ها دارد. شب دهم حسن فتحی در شب دهم موفق شده علایق و دلمشغولی‌هایش درباره گذشته و روزگار سپری شده را با ماجرای عاشورا پیوند بزند. شخصیت‌های مجموعه و فضای آن شبیه دیگر مجموعه‌های این کارگردان است. اما شب دهم نسبت به مجموعه‌های دیگر فتحی جنبه‌های مذهبی و دینی پررنگ‌تری دارد. امتیاز مهم این مجموعه نشان دادن پیوندی است که بین فرهنگ ایرانی و قیام عاشورا وجود دارد. شب دهم قصه آشنای عاشقانه‌اش را با مایه‌های مذهبی پیوند می‌زند. شخصیت‌های اصلی قصه که مراسم تعزیه را برگزار می‌کنند. در پایان تراژیک مجموعه که مصادف با پایان مراسم تعزیه را برگزار می‌کنند، در پایان تراژدیک مجموعه که مصادف با پایان مراسم تعزیه هم هست، به شهادت می‌رسند و عزاداری زنان و شیون و فغانشان جنبه‌ای آیینی پیدا می‌کند. در شب دهم ماجرای عاشورا به عنوان یک عنصر مکمل در فیلم‌نامه وجود دارد. فتحی قصه اصلی‌اش را به خوبی با این عنصر مکمل پیوند می‌زند. مایه تحول و تغییر در شخصیت‌ها که یکی از تم‌های آشنای آثار مذهبی است که در شب دهم وجود دارد. فتحی تلاش کرده بستر این تحول را عشقی زمینی قرار بدهد و فضایی ایجاد کند که این عشق زمینی مقدمه‌ای برای تجربه عشق آسمانی باشد. شب دهم علاوه بر اشاره به ماجرای عاشورا و شهادت امام حسین(ع) از تعزیه به عنوان یکی از نشانه‌های عاشورایی در فرهنگ نمایشی ایران به خوبی استفاده کرده است. محدثه واعظی پور ]]> ادب Fri, 21 Mar 2008 03:30:00 GMT http://deabel.org/vdci.wazct1aqwbc2t.html همايش «تصوير عاشورا» بر نگرش هنرمندان به واقعه عاشورا تاثير مي گذارد http://deabel.org/vdch.6nkt23nxzftd2.html به گزارش خیمه، عليرضا شجاع‌ نوري گفت: «اولين و مهمترين نکته در ارائه کار عاشورايي، مخلص بودن است و در واقع يکي از درس‌هاي بزرگي که امام حسين(ع) در واقعه‌ عاشورا به همگان داد، اخلاص و بي‌ريا بودن در تمامي امور و زندگي است.»این تهیه کننده سینما، با تأکيد بر اينکه «هنرمند هرچه در کارش مخلص‌تر باشد، اثر هنري‌اش ماندگارتر مي‌شود»،افزود: «هنرمندان در ارائه آثاري با رويکرد عاشورايي نبايد چندان درگير مسائل تکنيکي و فني کار شوند؛ البته تکنيک در هر زمينه‌ي هنري لازم است، اما در اين حوزه بايد همراه با ارادت قلبي به آقا امام‌حسين(ع) باشد.»وی با اشاره به برپايي دومين همايش «تصوير عاشورا» خاطرنشان کرد: «همکاران در مرکز سينماي مستند و تجربي، با اخلاص وارد اين عرصه اعتقادي شده‌اند، مطمئنم که اقدام آنها، موجب تحول مثبت در شنيده شدن فرهنگ عاشورايي در کليت سينما خواهد شد.»دومين همايش «تصويرعاشورا» از 7 تا 9 دي ماه در سالن سينما حقيقت مزکر گسترش سينماي مستند و تجربي برپا شد. ]]> ادب Thu, 01 Jan 2009 08:34:12 GMT http://deabel.org/vdch.6nkt23nxzftd2.html احمد عزیزی به تهران منتقل شد http://deabel.org/vdcf.td0iw6dxegiaw.html به گزارش خیمه، بردار احمد عزیزی گفت: از آنجا که هم اکنون در گلوی احمد به دلیل عمل لوله تراشه بافت اضافی به وجود آمده و همین مسئله باعث بروز مشکلات تنفسی شده پزشکان تصمیم گرفتند جهت برداشتن این بافت توسط لیزر وی را به بیمارستان مسیح دانشوری در تهران که از تجهیزات لیزری خوبی برخوردار است، منتقل کنند. حسین عزیزی افزود: احمد با یک دستگاه آمبولانس ویژه آی سی یو به این بیمارستان اعزام شد که خوشبختانه بدون هیچ مشکلی هم اکنون در بخش ویژه این بیمارستان بستری است. وی تصریح کرد: پزشکان وی در بیمارستان امام رضا(ع) در کرمانشاه اعلام کردنده اند که بعد از این عمل جراحی احمد می تواند به کرمانشاه منتقل شود و ادامه درمان خود را در این بیمارستان پیگیری نماید. بردار احمد عزیزی از زحمات پرسنل بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه و تمام کسانی که در این مدت برای احمد زحمت کشیده اند تقدیر و تشکر کرد و بهبود حال وی را مرهون دعای خیر مردم و زحمات پزشکان و پرستاران این بیمارستان دانست. ]]> ادب Tue, 24 Jun 2008 04:37:54 GMT http://deabel.org/vdcf.td0iw6dxegiaw.html محمد رضا سرشار:ادبیات دینی، قدیمی‌ترین نوع ادبیات در جهان است http://deabel.org/vdcgz39q.ak9wu4prra.html محمدرضا سرشار، نویسنده و دبیر جایزه‌های کتاب سال و فصل  در خصوص پرداختن به موضوعات دینی در ادبیات گفت: دین در ادبیات یک مفهوم عام و یک مفهوم خاص دارد؛ در مفهوم عام ادبیات دینی، هر اثری که در آن ارزش‌های عالی انسانی تبلیغ و معرفی شود یا به مخاطب القاء شود، آن را اثری دینی می‌نامیم. وی افزود: هر اثری که بتواند یک خصلت بد را در انسان از بین ببرد و یک خصلت خوب را جایگزین آن نماید و میل به تعالی را در او بر انگیزد، به طور عام اثر دینی نام دارد. حتی اگر نویسنده بدون آگاهی از این موضوع، داستانی را نوشته باشد.هنر و ادبیات دینی در واقع قدیمی‌ترین نوع ادبیات در جهان استسرشار در خصوص مفهوم خاص ادبیات دینی توضیح داد: به معنی خاص، اثری را دینی می‌نامیم که در رمان و یا داستان کوتاه به زندگی پیامبران، داستان‌های قرآن، ائمه معصومین، بزرگان دین و مفاهیم مشخص دینی می‌پردازد که این‌گونه آثار معمولاً به صورت هدفمند و آگاهانه نگارش می‌شوند. ضمن اینکه هنر و ادبیات دینی در واقع قدیمی‌ترین نوع ادبیات در جهان است؛ چراکه بیشتر هنرها در ابتدا برای این به وجود آمدند که به مناسک دینی، زیبایی و نظم و نظام خاصی ببخشند؛ از آوازها و سرودها گرفته تا متون و نوشته‌های مقدس که همه از سطح ادبی بالایی برخوردارند. بعدها بود که ادبیات در یونان باستان که از همان اوایل و در اروپا از قرن ۱۵ به این طرف، رو به سمت ادبیات اومانیستی آورد و کم کم سعی کرد که ادبیات دینی را به عقب براند. ]]> ادب Sun, 11 Jul 2010 07:08:50 GMT http://deabel.org/vdcgz39q.ak9wu4prra.html تراژدی و تعزيه http://deabel.org/vdcb.0b5urhb5giupr.html به موازات باور به اصالت انسان و اصالت غرب تعقلی، انسان‌محوری به معنای باور به افکار و انديشه‌ها و ساخته‌ها و بافته‌های انسان؛ تراژدی در ادبيات و اعتقاد و وجدان به وجود آمد و همراه اسطوره‌ها و در بطن اعتقاد به اسطوره‌ها، در قلب فرهنگ و وجدان انسان خانه نمود. در پاسخ بدبينی‌ها و شکست‌ها و ماورای نااميدی‌ها، تراژدی آفريده شد. اگرچه تفسير تعالی انسانی و فرار از زندان عقل هم بر پديده تراژدی خورده است، اما نگرش تراژيک، ناشی از باور و اعتقادی است که در زمينه اجتماعی و فکری و فرهنگی ويژه‌ای در غرب به وجود آمده است. تراژدی ارسطو که کهن‌ترين و نخستين نويسنده و معرف تراژدی است، آن را چنين تعریف می‌کند: «تراژدی تقليد يك عمل است که: 1. آن عمل جدی است، پرشکوه است و در خودش کامل است. 2. در زبان، لذت‌بخش، دارای آرايش، زيبايی‌ها و زينت‌هاست که هر کدام در اجزای مختلف اثر تراژيک تبلور و تعرف دارد. 3. به شيوه دراماتيک و نه نقالی و روايت است. 4. همراه با حوادث و وقايعی است که ترس و وحشت و رقت‌برانگيزند تا برای چنين عواطفی عامل تزکيه گردد.1 منظور ارسطو از لذت‌بخش ـ در زبان ـ ريتم و آهنگ2 است و اين در محدوده‌ زمانی خاصی صورت می‌گيرد. يعني تراژدی وحشت و رقت‌ را برمی‌انگيزاند تا سبب تزکيه نفس انسان شود. زيرا تنها در کمدی است که رفتارها و عمل‌های پست و عاميانه آدمی تقليد می‌شود و باعث خنده و استهزا می‌گردد. اين است که درام در معنای متعالی و جوهر انسانی خود، البته نه در تراژدی، تجلی روح آزاد، گريزان از حوزه امکانات موجود و آفرينش آن‌چه که بايد باشد، است که يك جوهر و مايه‌ روحی در فطرت انسان و زندگی او داشته است. بار فرهنگی تراژدی معنی و عناصر و دلالات کلمه با بار فرهنگی‌ای که دارد، نقاط انفکاک را مشخص می‌سازد. چه، غير از اينکه تراژدی يك کلمه است، فرم خاصی از ادب و نمايش و تئاتر نيز هست. حتی گفته شده که خود، فلسفه‌ای است که شناخت و بار معرفتی خاصی را به دوش دارد. به طور کلی از زمان ارسطو تا به حال تغيير قابل توجهی در معنای تراژدی به وجود نيامده، اگر هم آمده باشد، تعريف ارسطو به عنوان تعريف پايه مورد توجه و معتبر است؛ اما مباحث و تفاسير مختلفی از تراژدی و در پيرامون تراژدی شده است. تراژدی نمايشنامه‌ای است که از عظمت انسان و روح او در برابر تقدير سخن می‌گويد. در تراژدی از عظمت انسان سخن می‌رود، همچنان که از رنج و مصيبت او سخن می‌رود؛ داستان و نمايشنامه‌ای که از نحوست سرنوشت و فجايع زندگی سخن می‌گويد و دارای فرجامی نحس، فلاک‌بار و فاجعه‌آميز است. تراژدی قصه‌ی اندوهناک نبرد انسان با تقدير زمينی اوست. مخلوقاتی که در تراژدی‌ها با تقدير خود نبرد می‌کنند، فوق‌العاده مهم‌اند. در تراژدی قهرمان تراژيک، پرشکوه و پرابهت می‌کوشد تا برای اثبات حقانيت خود با تقدير و سرنوشت مقدر خويش نبرد کند و اين شکوه، عظمت و تعالی انسان بر روی زمين است. تراژدی نمايشنامه‌ای است که در يك ميزان پرشکوه و متعالی و با يك سبک شعری، انسان را قربانی و محکوم و محتوم سرنوشت نشان می‌دهد. اما در عين حال ابهت و فوق‌العادگی انسان را می‌رساند. اما ضعف يا اشکال تراژدی در کجاست؟ عمل اين قهرمانی که در تراژدی شکوه و عظمت روح را در عصيان، شکست و ایثار نشان می‌دهد و می‌انديشد و در بعضی مواقع هرج و مرج و بدبينی منفی انسانی از آن برمی‌خيزد؟ او با عمل خود معيار و نشانهي جديدی از رفتار به دست می‌دهد. در تراژدی اين امر بسيار جدی و به طور عميق و گاهی در برخورد با سرنوشت کلی انسان و اخلاق و ارزش‌های انسانی صورت می‌گيرد. متأسفانه عمل قهرمان در تراژدی از اشتباه و گناه تا جنايت و سقوط در نوسان است و اين خودش يك تراژدی عينی است. تراژدی‌ای که خود يك مصيبت اجتماعی است. در آن‌جا مفهوم بشريت و حيات انسانی که دائماً تحت تهديد نيروهای مختلف مرموز و نامرئی است، نمايشی و نمايش‌پذير می‌شود. در اين نمايش، در اين نمود قهرمانی تراژيک، انسان معياری را برای مسئوليت خويش در عمل مخرب و عصيانی می‌پذيرد و قابليت رنج‌پذيری يا رنج‌پذيری قهرمانانه را اظهار می‌کند، اعلام می‌کند و نمايش می‌دهد. در تراژدی، بر روی شرارت يا فلاکت مصيبت و بدبختی و محکوميت مطلق انسان انگشت گذاشته می‌شود و قهرمان با مقاومت قهرمانانه‌ (تراژيک) خويش به سوی وضعيتی عبث، باطل، مصيبت‌بار و اسفناک سقوط می‌کند. مذهب و تراژدی بشریت بر روی زمین و در پهنه جوامع بدوی و مدرن، در طول تاریخ، به نحوی از انحا و به صورتی از صور و به شکلی از اشکال، در درجات و کیفیات متفاوت با فاجعه، مصیبت، بدبختی، و مرگ و تصادف نامطلوب و بلاخیز اندوه، محکومیت، رنج، درد، ستم، جور و فلاکت آشنایی داشته و دارد و در مقطعی با آن دست به گریبان بوده است. فاجعه، مصیبت، سختی، بدآوری یا بدبیاری برای همه ممکن است اتفاق بیفتد. هر فردی به اندازه بینش، دانش، ظرفیت فکری و روحی خود و فرهنگ و معرفت جهان‌شناختی، ایدئولوژی و ارزش‌ها و اخلاق عملی خود، با این حوادث به نوعی برخورد می‌کند. شناخت انسان از جهان و جهان‌بینی، او را نسبت به علل و حوادث و اسباب وقایع و تصادفات و روابط آنها با هم، به نوعی آشنا و هماهنگ و يا ستيزگر می‌سازد و با حوادث به نوعی بنا بر شناخت و معرفت و ارزش‌های باوری و اعتقادی برخورد می‌نمايد. بنا بر اين جهان‌بينی فرد و اعتقاد او نسبت به ارزش‌های موجود در جامعه، او را جهت‌گيری خاص می‌بخشد. اما در اينجا آنچه که قابل توجه است، مسئله زيربنای اعتقادی فرد، جهان‌بينی و تفسير و شناخت او از انسان، جهان اخلاق، تاريخ و سياست و سنن و قوانين جاری در طبيعت و جوامع و تاريخ است که اين‌ها خود نتايجی برای خود خواهند داشت که يكي از آنها چارچوب فکری و منطقی‌ای می‌تواند باشد که تحليل‌ها و معرفت‌های گوناگون او را شکل می‌دهد. در همين‌جاست که تراژدی می‌تواند خود به عنوان يك عارضه يا معلول يا پديده‌ای ناشی از شرايطی خاص مورد تحليل و بررسی قرار گيرد و علل، نتايج و همچنين زمينه‌های آن به طور فرهنگی و فلسفی مورد تحليل واقع شود. نگرش تراژيک و نگرش مذهبی با اينکه جامعه ما يک جامعه مذهبی است و هر فردی بايد نسبت به نگرش مذهبی به جهان آشنايی داشته باشد و بداند مذهب دارای چه نوع برداشت، تلقی و تفسيری از جهان، حيات، انسان، جامعه و حوادث است؛ و قادر باشد وقايع را با روشن‌بينی و به طور مثبت تحليل نمايد، و با امید و شوق و شور به فعاليت فکری و آفرينش روحی بپردازد، متأسفانه بعضی اوقات جز مخلوطی در هم از عقايد و ترکيبی از خرافه و مذهب در ذهن به ياد ندارد و فقط گروه محدودی قادرند با تسليح به نگرش مذهبی، با مسائل حيات و جامعه برخوردی سازنده داشته باشند. اين است که افراد به طور جدی بايد به اين نگرش مثبت و معرفتی مذهبی مسلح شوند تا قادر گردند با مصائب و مسائل زندگی برخوردی مثبت، اميدوارکننده و فعال داشته باشند. اما نگرشی مذهبی ـ به معنای عام کلمه ـ به جهان، يك نگرش فلسفی، در بعد زيربنای اعتقادی ـ جهان‌بينی است که مستلزم درک عقلی و منطقی است. تراژدی از آن جهت وارد قلمرو مسائل مذهبی می‌شود که خود آن ـ تراژدی ـ با آن مسائل برخورد داشته است. معمولاً گفته شده که تراژدی با مسائلی روبه‌روست که آن مسائل در قلب مذهب قرار گرفته است.3 تعزيه يا تئاتر کلاسيک ايران تعزيه را تئاتر ويژه‌ ايران نام نهاده‌اند. حتی آن را بعضی از غربی‌ها يك تئاتر کامل نام نهاده و با تئاتر روم و اروپای جديد مقايسه کرده‌اند که توده‌ مردم به آنها توجه می‌کرده و اصولاً از آنِ توده مردم بوده است. اين تئاتر ويژه يك تجلی ملی و اعتقادی شيعی ايرانی بوده که در هويت و قلب ملت ايران جای ويژه و مجذوبی داشته است. ويژگی‌های اين نوع خاص تئاتر عبارتند از: 1. فرهنگ: بيشتر دارای لعاب و فرهنگ شيعی و بخصوص جريانات شهادت امام حسين (ع) و يارانش در کربلا بوده و منبع اين فرهنگ، شهادت‌نامه‌ها و داستان‌های منقول و مکتوب در اين زمينه بوده‌اند. 2. موضوع: تم‌های تعزيه بيشتر در حول و حوش داستان کربلا و حوادث و وقايع وابسته به آن و جريانات و شخصيت، ذکر و ياد مصيبت‌ها بود. اما موضوع اصلی تعزيه‌ها شهادت، ظلم، غصب، قتل و کشتار خاندان علوی به دست خاندان اموی بود که مردم ايران، هم فرهنگ و هم موضوع برايشان قابل درک و محسوس بوده و آن را خوب می‌فهميده‌اند. 3. زبان: زبان هم به طور حقيقی نثر و نظم هر دو بود. بيشتر از نظم استفاده می‌کردند و يا نثر آهنگين. زبان معنوی به طور مجازی نيز کاملاً زبان معنوی توده مردم بود و نه مثل امروز که زبان معنوی مردم جدا از زبان معنوی تئاتر است. يعني زبانی بود که واقعاً نماينده مفاهيم و عواطف و ايمان توده مردم بود. 4. مکان: مکان‌ها در عاشورا در هوای آزاد، ميادين، معابر و خيابان‌های شعر، ده و قصبه بود. البته اين در زمانی بود که هوا امکان اين کار را می‌داد. صحنه‌ها بعضی اوقات متحرک بودند. در حسينيه‌ها و تکيه‌ها نيز اجرا می‌شد. مکان اجرا کاملاً بستگی به امکانات داشته و وجود محل‌ها و همچنين آب و هوای محل مؤثر بود. 5. زمان: معمولاً برای ايام خاص سال تعزيه‌های خاصی وجود داشت، اما ايام محرم رايج‌ترين زمان اجرا و تعزيه‌داری بود، چون در واقع تعزيه از ريشه و محل عزای سيدالشهدا (ع) نشأت می‌گرفت. گاهی هم می‌شد که برای هر روز سال يک تعزيه داشته‌اند. 6. ابزار: ابزار ابتدائی و موجود را مورد بهره‌برداری قرار می‌دادند. ابزار لازم هر تعزيه نسبت به موضوع آن متفاوت بوده ولی معمولاً لباس‌های خاص اعراب و شمشير، کلاه، شال، گاری، اسب و ... بوده است. تعزيه ريشه گرفته از مصيبت و عزا، شهادت و مظلوميت يك قوم خاص و بافت، فضا و فرهنگ ویژه‌ی خود را داشت. تراژدی نبود، کمدی هم نبود، نوعی «ميستر قرون وسطايی» هم نبود. چيز خاصی بود. همچنان که مقاتل‌الطالبين و روضه‌الشهدا چيز خاصی‌اند. اين خاص بودن‌ها هم در کاراکترها و هم در فرهنگ، ابزار و وسايل، تجلی خودش را نشان می‌داد و از مشخصات هر تئاتر قوم با فرهنگی است که اصالت‌های روحی، اعتقادی و فرهنگی خويش را حفظ و پاسداری کند که اصلاً تئاتر در تاريخ انسان يك پدیده زائيده از فرهنگ است. تئاتر نه تنها به همین دليل بافت فرهنگی و حتی ايدئولوژيک و ساخت و عملکرد آن اچار از ارتباط و تعميم است و بايد باشد، بلکه چون خصيصه اجتماعی دارد، اين التزام برايش حياتی‌تر و واضح‌تر است. تعزيه به عنوان شکل خاص و کلاسيک تئاترها، نيروهای زيادی را در خود صرف می‌کرد و اوقات و انرژی‌های بسياری را به خدمت می‌گرفت تا يك واقعه يا مصيبت عمومی، گسترده، تاريخی و محسوس را نمايش بدهد. او خوب آگاه بود که در اين تمرکز و گروه‌سازی و عمل عمومی، جمعی و سازمانی، هرچند دارای نقص، افشاگری سياسی می‌کند و به نظام حاکم بر جامعه اعتراض می‌نمايد و مردم را تحريک می‌کند. اين است که محصول روشن و نقش عمده تعزيه، به دليل فرهنگی، سرنوشت اعتقادی بخش عظيمی از توده‌های معتقد مردم بود که در نبرد حق و باطل و ايمان به ارزش‌های خویش، تجربه، تکرار و استمرار می‌بخشيد، هرچند ناقص و دارای ضعف. غير از اين که توده مردم همواره ياد، نقش و هدف کربلای خونين امام حسین (ع) را در در جان و دل خويش زنده نگاه می‌داشته، تئاترش نيز دارای روحيه، عناصر و رنگ و چنان زندگی‌ای بوده است. تعزيه و تعزيه‌داری همچون چراغی واقعه‌های شهادت‌وار تاريخ شیعه، يا دورنمای آن را روشن نگاه می‌داشت. پی‌نوشت 1. poetics aristotie, pp,12 2. در تعاريف از اين منابع استفاده شده است: (به غیر از encyclopaedia britanica، چاپ 978 3. D.D Raphael, the paradox of tragedy, a midiand book, Bloomington, usa, 1961 The concise onford companion to the theatre, edited by p. hartnoll, oup, 1979 ]]> ادب Tue, 22 Jul 2008 12:21:09 GMT http://deabel.org/vdcb.0b5urhb5giupr.html مولانا؛ پیام توحید، معاد و رسالت را برای ماهیت بشریت ارمغان آورده است http://deabel.org/vdcfemdy.w6decagiiw.html غلامعلی حداد عادل در مراسم گشایش همایش بین‌المللی مولانا در دانشگاه یو ام مالزی افزود: «هیچکدام از ما نمی‌توانیم مولانا را از خود بدانیم بلکه همانطور که ترکیب نا در کلمه مولانا معنای تعلق به همه ما را می‌دهد باید تلاش کنیم انسان‌هایی که متعلق به تفکر مولانا هستند با هم یکی شوند.»وی با بیان اینکه مولانا دربلخ (افغانستان کنونی) به دنیا آمده و بیش از۴۰ سال درقونیه (ترکیه فعلی) زندگی کرده ، تصریح کرد: «انتساب مولانا به یک کشور و ملت افتخار نیست بلکه انتساب و تمسک یک ملت به تفکرات مولانا افتخار آفرین است.»حداد عادل در عین حال افزود: «ما ایرانی‌ها به همراه برادران افغان و تاجیک مفتخریم که همزبان مولوی هستیم و اشعار او را آنطور که باید درک می‌کنیم.»وی شهرت مولوی را بسیار فراتر از ایران و کشورهای فارسی زبان دانست و گفت: «کتاب‌های او به دلیل ارایه پیام الهی پیامبران برای بشریت تشنه معنویت یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیاست.»رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی فاصله وضعیت دنیای کنونی با تفکرات مولانا را بسیار زیاد دانست و گفت: «امروز بشریت بیش از پیش نیازمند گوش فرادادن به پیام مولاناست.»وی پیام مولانا را پیام تمام پیامبران به صورت کلی و پیام حضرت محمد (ص) به صورت خاص دانست و تاکید کرد: «او پیام توحید، معاد و رسالت را برای ماهیت بشریت به ارمغان آورده است.»همایش بین المللی مولانا به همت رایزنی فرهنگی ایران در مالزی و همکاری مرکز گفت‌و‌گوی تمدن‌های دانشگاه یو ام با حضور محمد مهدی زاهدی سفیر ایران، مقامات سفارتخانه‌های تاجیکستان و افغانستان در مالزی و دانشجویان و اساتید ایرانی و خارجی دانشگاه‌های مالزی و به مدت یک روز در دانشگاه یو ام برگزار می‌شود. ]]> ادب Thu, 22 Sep 2011 07:36:22 GMT http://deabel.org/vdcfemdy.w6decagiiw.html تواضع، مردم دوستی و توجه ویژه به قرآن از خصائص مرحوم حاج ملا حسین مولوی بود http://deabel.org/vdch.6nzt23nqvftd2.html خیمه درباره شخصیت ایشان گفت و گویی با غلامرضا سازگار از مداحان اهل بیت و شاگرد حاج ملا محمود انجام داده است که در ذیل می خوانید؛ خیمه: شما با مرحوم حاج ملا حسین مولوی چگونه آشنا شدید؟ من از دوران کودکي مداحي را شروع کردم و در مورد اين که چگونه شروع کردم، همين‌قدر بايد بگويم که آرزو داشتم يک روزي من در محضر حاج مولوي بخوانم. حدود 16 ـ 17 سالم بود که در مسجد آلوچو قم که محل تولد خودم هم هست، در شب ولادت حضرت ابوالفضل(ع) مرحوم حاج مولوي دعوت بودند و ما در آن مجلس خوانديم، بعد از اين که خواندم، آن‌قدر پدرانه ما را تحويل گرفتند و چنان مردم‌دوستي و تواضع و مهرباني حاج مولوي در من اثر گذاشت که الان هم شيريني‌اش را حس مي‌کنم؛ گفت تو تا حالا کجا بودي، من بايد شما را ببينم، شما بايد بياييد پيش من. به قدري ايشان بزرگواري فرمود که من شيفته ايشان شدم و از آن روز به بعد در جلسه ايشان شرکت مي‌کردم. خیمه: کدام خصلت اخلاقی حاج مولوی بارزتر بود؟خصلت مردم‌داري ايشان، بسيار بارز بود. در مجلسي اگر کسي مي‌خواست کوچک‌ترين کاري انجام دهد که در شأن مجلس نباشد ملا با يک نگاه تند ايشان را مجاب مي‌کرد و ايشان ساکت مي‌شد. در عين حال که اين‌قدر جذبه داشت، به قدري خاکي بود که يادم مي‌آيد در سن کودکي وقتي به نزد ايشان مي‌رفتم و سلام مي‌دادم، مي‌گفت: آقا سلام عليکم، حال شما چطور است. يعني گويي با يک مداح هفتاد ساله سلام و عليک مي‌کند. من خيلي حسن‌ها از ايشان ديدم ولي فکر مي‌کنم بارزترينش اين بود. خیمه: در مورد شأن علمي ايشان بفرماييد. ظاهراً روي سنگ مزار ايشان عبارت شيخ‌الشعرا والمادحين حک شده است. ايشان تفسير مي‌گفتند و خيلي از بزرگان از آقايان مداح، از تفسير ايشان استفاده مي‌کردند. به قرآن نیز به صورت خاص عنايت و ورود داشتند و يکي از خصيصه‌هاي ايشان اين بود که هر سخني در هر مقوله‌اي گفته مي‌شد، ايشان چند بيت راجع آن مي‌گفت. من از حافظه و هوش ايشان تعجب مي‌کردم. بيشتر از اشعار مرحوم حاج يحيي اصفهاني و حافظ استفاده مي‌کردند، ولي فقط از اشعار يک شاعر استفاده نمي‌کرد و جستجو مي کرد تا بهترين اشعار را پيدا کند. اين نشان مي‌دهد که بسيار اهل مطالعه بودند. هم خوب درک مي‌کرد و مي‌شنيد و هم خوب بيان مي‌کرد. ايشان از همه نظر شيخ‌المادحين بود. متأسفانه بزرگان ما تا هستند، قدرشان را نمي‌دانيم؛ آن تجليلي که بايد بعد از فوت ايشان انجام شود، هرگز نشده است؛ يک بزرگداشتي براي چند نفر از مداحان در تهران گرفتند که يکي‌ از آن‌ها حاج مولوي بود، من از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و سازمان تبليغات اسلامی تقاضا دارم که بزرگداشتي ويژه ملاحسين و در شأن ايشان برگزار کنند. خيمه: به نظر شما اين کار چه تأثيري در فضاي مداحي و مرثيه مي‌تواند داشته باشد؟ ياد ايشان در خاطره‌ها زنده مي‌شود و کساني که در دوره حاج ملا نبوده‌اند، ايشان را می‌‌شناسند و اين که مداحان جديد از علم و اطلاعات او بهره‌مند مي‌شوند و می‌فهمند که ما چه مداح‌هاي عظيم‌الشأني داشتيم و سعي ‌کنند نردبان ترقي را بالاتر بروند و از ايشان تأسي کنند. خيمه: شما فرموديد که ايشان به بعضي از رفتارها حساس بودند، در اين مورد توضيح دهيد. حساسيت‌شان بعضي وقت‌ها در روضه‌هايي که خيلي مؤدبانه خوانده نمي‌شد، بود؛ مثلاً يادم هست در جلسه‌اي مداحي گفت اموال امام حسين(ع) را به غنيمت بردند؛ ملا يک مرتبه ناراحت شد و گفت: غنيمت نه، غارت؛ غنيمت چيزي است که مسلمين از کفار مي‌گيرند، غارت آن چيزي است که به زور مي‌گيرند. خيمه: ايشان در مسئله مداحي معتقد به صدا بودند يا لحن خوب؟ صداي خود ايشان خوب بود ولي اگر کسي صدايش خوب نبود منعش نمي‌کرد، چون مي‌دانست صدا سرمايه‌اي نيست که انسان خودش به دست بياورد. صدا چيزي است که خداوند به انسان مي‌دهد. کساني بودند که صدا نداشتند ولي ملا مي‌گفت اگر صدا نداريد مي‌توانيد شعر و مطلب خوب بگوييد؛ کساني بودند صدا نداشتند ولي ملا آن‌ها را قهرمان مداحي مي‌دانست، مثل شيخ عباس نجار که خيلي محفوظات داشتند. خيمه: ايشان چگونه مداحي بودند؟ مرحوم حاج مولوي يک مداح تمام عيار بود. از نظر چهره و قد و قامت و صدا و سواد و اطلاعات و اخلاص عالي؛ و مقيد به نماز جماعت بودند. هر وقت من مي‌رفتم پشت سر ميرزا ابوالفضل زاهدي نماز بخوانم، مي‌ديدم که مرحوم مولوي در نماز جماعت شرکت کرده و اگر کسي مي‌خواست اول وقت موقع نماز ايشان را پيدا کند، مي‌دانست ايشان در مسجد امام است. ايشان يکي از مريدان حاج ميرزا ابوالفضل زاهدي بودند. حاج ميرزا از نظر شعري از ايشان لذت مي‌برد و مرحوم ملا حسين هم از کلمات و از دانش و سواد ايشان. و بعد که حاج ميرزا فوت کردند، ايشان مريد ديگري پيدا کردند به نام سيد عباس موسوي کاشاني که ايشان الان زنده و در قم هستند. خيمه: در مورد فوت مرحوم حاج ملا حسين مولوي بفرماييد؟ ايشان شبي که مي‌خواستند فوت کنند، خانه سيد عباس آمدند و گفتند: آقا سيد عباس من خيلي شما را اذيت کرده‌ام، من را حلال کن. آقا سيد عباس گفت: من فکر کردم کسي از جانب من حرفي به حاج مولوي زده است. ملا حسين گفت: من بروم در اين اتاق نماز بخوانم. ديدم ملا دير کرد، رفتم و ديدم که ملا تسبيحش در دستش است و معلوم است در حالي که داشته تسبيح مي‌گفته، تکيه به ديوار داده و جان به جان آفرين تسليم کرده است. ملا حسين زماني در حال خواندن نماز اول وقت و ذکر تسبيحات حضرت زهرا(س) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد. نکته ديگر اين که خود آقاي سيد عباس مي‌گفت يک شب خواب مرحوم مولوي را ديدم که عصا در دست دارد و عبا را انداخته در دستش و دارد مي‌رود. گفتم کجا مي‌روي؟ گفت حضرت زهرا(س) از من دعوت کرده است و هفته‌اي دو شب مي‌روم و براي حضرت زهرا(س) روضه امام حسين(ع) می‌خوانم. خيمه: صحبت پايانی؟ من از مجله خيمه و از آقايان مداح‌ها مي‌خواهم يک بزرگداشتي که واقعاً قابل حاج ملا حسين و کساني که مانند ايشان هستند، برگزار کنند تا انشاء الله تقديري از ايشان شود. ]]> ادب Sat, 03 May 2008 12:20:10 GMT http://deabel.org/vdch.6nzt23nqvftd2.html مضمون ناب http://deabel.org/vdcaown6.49nim15kk4.html در آستانه ولادت اميرالمؤمنين، حضرت علي (ع)، جمعي از شاعران آييني و مداحان اهل بيت (ع) سروده‌هاي مذهبي، اخلاقي و برخي اشعار با مضامين و موضوعات مربوط به بيداري اسلامي خود را در محضر رهبر انقلاب قرائت کردند. در اين ديدار که با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي، معاون فرهنگي اوقاف، مدير فرهنگ و ارشاد اسلامي تهران و مسئولان برخي نهادهاي فعال در حوزه شعر آييني و مداحي برگزار شد، محمدعلي مجاهدي (پروانه)، غلامرضا سازگار (ميثم)، حبيب چايچان (حسان)، محسن عرب‌خالقي، هادي جان‌فدا، سيد حميدرضا برقعي، حسين رستمي، علي انساني، سيدرضا مؤيد، ولي‌الله کلامي‌زنجاني، سعيد حداديان، احمدي، محمد صميمي، مرتضي حيدري آل‌کثير، رحمان نوازي، محمود کريمي، مرتضي اميري اسفندقه و حسن لطفي اشعار خود را قرائت کردند. شعرخواني اين ديدار که هماهنگي برنامه‌هاي آن با سيد حميدرضا برقعي و حجت‌الاسلام جواد زماني بود، با قرائت شعر محمدعلي مجاهدي و پس از آن غلامرضا سازگار شروع شد. يادآوري درباره حلقه شعري در حدود ۵۰ سال پيش به محمدعلي مجاهدي از سوي مقام معظم رهبري براي ايشان و بسياري از مدعوين جالب بود. در اين ديدار حبيب چايچان، شعري درباره ميلاد حضرت علي (ع) خواند و درباره انگيزه سرودن شعرش در بيت‌الله گفت: «علامه اميني گفته‌اند، اگر کسي براي ولادت اميرالمؤمنين شعر نداشته باشد، شاعر آييني نيست.» شعر محسن عرب‌خالقي مورد تشويق آيت‌الله خامنه‌اي قرار گرفت و ايشان ضن ستودن شعر از حيث لفظ و مضمون، نکته‌اي را تذکر دادند. سيد حميدرضا برقعي شعري درباره بحرين و بيداري اسلامي قرائت کرد و هنگام شعرخواني حسين رستمي که مورد توجه جمع قرار گرفت، سکوت معنوي زيبايي حاکم شد. علي انساني پس از ۲ بار فراموش کردن، در نهايت شعرش را خواند و تذکر مقام معظم رهبري درباره وزن شعر او که با مزاحي همراه بود، باعث شادي جمع شد. پس از سيدرضا مؤيد و ولي‌الله کلامي، سعيد حداديان در شعرش از دادگاه عشق و بي‌گناهي خودش گفت؛ پس از او احمدي شعري خواند که رهبري معظم انقلاب، آن را شعر نو وشسته‌رفته خواند. محمد صميمي به عنوان يک شاعر سبک‌ساز، شعر «تو آرزوي لب سقا»ي خود را قرائت کرد و پس از آن مقام معظم رهبري فرمودند: «مضمون نوحه بايد به سمت مفاهيم آموزنده برود. من با مضامين احساسي مخالف نيستم؛ ولي مضمون نوحه بايد آموزنده باشد، مضاميني که امروز مردم به آن احتياج دارند.» مرتضي حيدري آل‌کثير، شعري به زبان عربي محلي خواند و براي قرائت اين گونه شعر با نام «ابوذيه» و به زبان عربي از مدعوين و رهبر انقلاب عذرخواهي کرد؛ پس از قرائت «ابوذيه»ي آل‌کثير، رهبر انقلاب يک ابوذيه با زبان و لهجه عربي قرائت کردند و گفتند: «من از اين ابوذيه‌ها سابقه دارم. در سال ۴۲ در زندان، در خوزستان، کساني بودند که اين ابوذيه‌ها را مي‌خواندند.»، سپس درباره ابوذيه‌ها توضيحاتي دادند. بعد از اين رحمان نوازي شعري درباره امام رضا (ع) خواند و با اجازه مقام معظم رهبري وقت جلسه بيشتر شد و محمود کريمي، مرتضي اميري اسفندقه و حسن لطفي هم اشعار خود را خواندند. آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار، با اشاره به استعدادهاي قوي و غني در بين شاعران، اين را نويدي براي بازگشت به دوران اوج و شکوه شعر دانست و گفت: «در آينده نه چندان دور، با عميق‌تر و پخته‌تر شدن قريحه جوانان، شاهد بناي رفيعي از شعر در کشور خواهيم بود.» ايشان شعر آييني و مذهبي را جزو بهترين عرصه‌هاي به کار بردن قريحه و موهبت الهي دانستند و بخش‌هايي از اشعار حافظ و مثنوي مولوي را شعر مذهبي،بيان حقايق الهي و گنجينه معارف الهي خواندند. آيت‌الله خامنه‌اي از سنايي، سعدي و صائب به عنوان شاعراني که از اين موهبت الهي بهره برده‌اند يادکردند و با اشاره به چند شعر صائب به بهره‌بري از مضامين آنها تأکيد کردند. ايشان در پاسخ به اين اشکال که عده‌اي مي‌گويند، اين اشعار براي همه قابل فهم نيست، گفتند: «ذهن مردم و تلقي مخاطب با خواندن شما بالا مي‌آيد. وظيفه اين است که سطح ديد و ذوق و تأمل مردم را بالا بياوريم.» ايشان درباره شعر مناجات که در اين ديدار کسي نمونه‌اي از آن را قرائت نکرد، گفتند: «شعر مناجات هم جزو شعر آييني است.» رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اينکه انس با صحيفه و مضامين دعاي عرفه براي شعر مناجاتي لازم است، گفت: «از يک فقره دعا مي‌توان يک غزل در آورد.» رهبر معظم انقلاب در خصوص توجه به ظرفيت بالاي معارف در زيارت جامعه کبيره، اخذ معارف بلند قرآني با رجوع مستقيم به قرآن کريم، توجه به نهج‌البلاغه و روايات از جمله اصول کافي، تأکيد کردند. ايشان به مسئله ترکيب‌سازي نو، مضمون‌يابي و مضمون‌سازي که منبع آن را سبک هندي معرفي کردند، درست‌گويي و مسئله محيط اشاره کرده و گفتند: «تأثير محيط را نبايد دست کم گرفت. حلقه‌هاي فرهنگي خاص در ذهن‌ها اثر مي‌گذارد. مراقب باشيد محيط‌ها شما را به سمت و سوي ديگر نکشد. ثبات قدم داشته باشيد.» مقام معظم رهبري در پايان درباره دغدغه‌شان درباره موضوعاتي که در شعر آييني به آنها کم پرداخته مي‌شود از جمله، مسائل انقلاب، جنگ و دفاع مقدس گفت و فرمودند: «دفاع مقدس از لحاظ زماني هشت سال بود؛ اما از لحاظ انگيزه‌اي که پشت اين حماسه وجود دارد، اين موضوع تمام‌ناشدني است.» ]]> ادب Wed, 15 Jun 2011 15:46:03 GMT http://deabel.org/vdcaown6.49nim15kk4.html جشنواره بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی برگزار می‌شود http://deabel.org/vdcc01qs.2bqm48laa2.html  مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از حضور ۱۲۱ شاعر داخلی و خارجی در جشنواره بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی در استان خوزستان خبر داد.حجت‌الاسلام سيد لطف‌الله سپهر، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با بيان اينكه ۱۲۱ شاعر ايرانی و خارجی در دومين جشنواره بين‌المللی شعر رضوی خوزستان به رقابت می‌پردازند، اظهار داشت: «۲۳۳ اثر از شاعران با محوريت امام رضا (ع) برای ارزيابی به دبيرخانه اين جشنواره ارسال شده است.»وی با بيان اينكه ۱۲ اثر رسيده مربوط به شاعرانی از بغداد و نجف اشرف است، عنوان كرد: «استان‌های خراسان رضوی، كرمانشاه، لرستان، قم و همدان بيشترين متقاضی شركت در اين جشنواره بوده و آثار ارزشمندی نيز ارايه كرده‌اند.»مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با اشاره به افزايش شركت‌كنندگان در جشنواره امسال گفت: «امسال به لحاظ شركت‌كنندگان ۴۰ درصد و آثار ۲۴ درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته‌ايم.»حجت‌الاسلام سپهر افزود: «آثار رسيده از سوی شاعران در دو بخش، نخست اشعار كلاسيك (فصيح عربی) و اشعار شعبی ‌(منطقه‌ای) است كه عمدتاً با موضوع سيره و زندگی امام رضا (ع)، مناقب و صفات امام رضا‌ (ع)، كرامت‌ها و فضيلت‌ها و جلوه‌های فرهنگ رضوی سروده شده است.»گفتنی است؛ كار داوری آثار، هفته اول مهرماه به پايان می‌رسد. جشنواه بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی، از سال گذشته در جوار مقبره شاعر اهل بيت (ع) دعبل خزاعی در شهرستان شوش آغاز شد كه امسال مراسم اختتاميه آن ۱۳ مهرماه در اين محل برگزار خواهد شد. ]]> ادب Thu, 22 Sep 2011 05:34:55 GMT http://deabel.org/vdcc01qs.2bqm48laa2.html