پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين تاریخ :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnf.m,di673w0giaw.html Mon, 11 Jun 2018 12:39:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Mon, 11 Jun 2018 12:39:09 GMT تاریخ 60 عزاداری ۳۰ سال پیش مردم احمدآباد http://deabel.org/vglbzzb8.rhbz8rquu8ipr.l.html ]]> تاریخ Mon, 24 Feb 2014 04:26:58 GMT http://deabel.org/vglbzzb8.rhbz8rquu8ipr.l.html دیدگاه آیت الله العظمی بهجت درباره مختار http://deabel.org/vdch-qnz.23nmwdftt2.html یکی از پرسش هایی که در زمان حیات آیت الله العظمی بهجت از ایشان صورت گرفت پرسشی در مورد شخصیت مختار بن ابوعبید ثقفی بود.شرح پرسش و پاسخ آیت الله العظمی بهجت به نقل از کتاب "ورق های آسمانی" به شرح زیر است:نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است، چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم؟مختار اهل نماز بود. او از اولیای خدا بود. نماز را با حال عجیبی می خواند. در شأن مختار همین کفایت می‏کند که قاتل دشمنان اهل بیت(ع) و قتله سیدالشهداء(ع) بود.نقل است که می‏گفت: "فلانی را کشتم، فلانی را کشتم ..." تا اینکه وقتی آخرین نفر را کشت گفت: "الان راحت شدم".دوره نهضت او شاید ۹ ماه بوده اما نوشته‏اند، هنگامی که آخرین نفر که «محمد اشعث» یا «شمر» بود را به قتل رساند گفت: "الان اگر بمیرم دیگر باکی نیست". یعنی وقتی به نهایت مقصودش رسید، گفت: "دیگر اگر بمیرم، غصه‏ ای ندارم." ]]> تاریخ Mon, 25 Apr 2011 19:37:57 GMT http://deabel.org/vdch-qnz.23nmwdftt2.html سفر تاریخی امام حسین سرآغاز نهضت عاشورا http://deabel.org/vdcfcvdy.w6dcmagiiw.html امروز ۲۸ رجب مصادف با وداع امام حسین(ع) با حرم جدش رسول خدا(ص) و عزیمت به سوی مکه و سپس کربلای معلاست. حضرت سید الشهدا (ع) هنگام خروج از مدینه می دانست که این سفر بازگشتی ندارد، در شب خروج از مدینه در کنار قبر پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: «سلام بر توای رسول خدا(ص)، من حسین پسر فاطمه(س)، فرزند تو و فرزند دختر تو هستم و سبط توام که مرا در میان امتت جانشین خود کردی، بر این مردم گواه باش! مرا تنها گذاشتند و امر مرا تباه ساختند و به تو از دست این مردم شکایت می‌کنم تا به تو بپیوندم.»برای واکاوی فرازهای این سفر تاریخی گفت و گو کرده ایم با حجت الاسلام والمسلمین مهدی پیشوایی، پژوهشگر تاریخ اسلام، عضو هیأت علمی گروه تاریخ اسلام موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و سرپرست گروه مورخان و نویسندگان کتاب تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(ع) که در ادامه می خوانید.جناب پیشوایی! همه ما جسته و گریخته مسایلی را در باب سفر امام حسین(ع) از مدینه به مکه در مسیر کربلا شنیده ایم، راز این سفر چه بود؟- پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری قمری فرزند وی یزید بر مسند حکومت نشست و در اولین اقدام تصمیم گرفت از کسانی بیعت بگیرد که در زمان حکومت پدرش، از بیعت سرپیچى کرده بودند که شاخص ترین آنها امام حسین(ع) بود. یزید بن معاویه به والی خود در مدینه(ولید بن عتبه بن ابی سفیان) نامه ای نوشت و او را امر کرد بدون هر گونه درنگ از امام حسین(ع) بیعت بگیرد.ولید نیز همان شب حضرت را فراخواند و ضمن اعلام مرگ معاویه، درخواست یزید برای گرفتن بیعت از امام را به ایشان اعلام کرد. امام که می دانستند این درخواست برای مشروع جلوه دادن حاکمیت از سوی یزید مطرح شده است، پاسخ منفی دادند و از آنجا خارج شدند. حاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات امام(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب ایشان را دریافت کند، امام(ع) آن شب را هم مهلت خواستند که با موافقت ولید همراه بود.مدینه ناامن شده بود؛ از این رو حضرت(ع) تصمیم به ترک مدینه گرفت و همان شب یعنى ۲۸ ماه رجب ـ مدینه را به قصد مکه ترک کردند. محمد بن حنفیه برادر امام حسین(ع) پس از اطلاع از سفر قریب الوقوع حضرت(ع)، خدمت ایشان آمد تا با حضرت خداحافظی کند. امام(ع) نیز وصیّتنامه خود را خطاب به وی چنین نوشتند: ...«به درستى که من از روى ناسپاسى و زیاده خواهى و براى فساد و ستمگرى، قیام نکردم؛ بلکه براى تحقّق رستگارى و اصلاح امّت جدّم رسول خدا(ص) قیام نمودم. می خواهم امر به معروف و نهى از منکر نمایم و به سیره جدّم محمّد(ص) و پدرم على بن ابی طالب(ع) رفتار کنم....»پس از این مساله امام به همراه فرزندان و اهل بیت خویش به جز برادرشان محمد بن حنفیه به سوی مکه حرکت کردند. ایشان هنگام خروج از مدینه این آیه شریفه را تلاوت می کردند: «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین؛ پس ترسان از شهر خارج شد در حالی که نگران [آینده] بود و گفت: پروردگارا! از این قوم ستمکار نجاتم بده.»و حضرت چه تاریخی به مکه رسیدند و مدت اقامت ایشان در آنجا چقدر بود؟- کاروان امام حسین(ع) پنج روز پس از خروج از مدینه در سوم شعبان سال شصت هجری، وارد شهر مکه شد و بیش از ۴ ماه در این شهر اقامت داشتند. ساکنان مکّه و زائران بیت ا... الحرام با شنیدن خبر ورود امام(ع) به مکه بسیار شادمان شدند. مردم، صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت و آمد بودند و این مساله نگرانی و احساس خطرعبدا... بن زبیر را به همراه داشت، زیرا امید داشت مردم مکّه با وى بیعت کنند و می دانست که تا امام حسین(ع) در مکّه حضور دارند، کسى با او بیعت نمی کند. بنابراین تلاش کرد تا ضمن بیعت گرفتن از حضرت خوشنامی خود را در برابر یزید دوچندان کند.زبیر که پایه های حاکمیت خود را سست تر از همیشه می دید و از گرفتن بیعت هم ناامید شده بود، تصمیم گرفت محیط را برای حضرت ناامن کند و حتی نقشه شهادت ایشان را طراحی کرد.آن حضرت بر همین اساس به خاطر ناامنی مکه و حفظ شان و حرمت خانه خدا، تصمیم گرفتند حج را به عمره مفرده تبدیل کنند. احرام بستند و طواف و سعی و تقصیر انجام دادند و از احرام بیرون آمدند؛ زیرا بیم داشتند در مکه خون ایشان ریخته شود و پس از آن به همراه جمع خانواده راهی عراق شدند.گویا پس از ورود ایشان به مکه نامه اهل کوفه برای حضرت تنظیم شد، در این زمینه چه نکاتی قابل طرح است؟- درست است؛ پس از اقامت سیدالشهدا(ع) در مکه خبر بیعت نکردن ایشان با یزید به گوش مردم در اقصی نقاط سرزمین اسلامی از جمله کوفه رسید. دوستداران حضرت در منزل سلیمان بن صرد خزاعی جمع شدند و از مرگ معاویه خدا را شکر گفتند، سلیمان نیز به اهالی کوفه گفت: بدانید که معاویه ستمکار به هلاکت رسید و امام حسین (ع) به یزید بیعت نداده است و به سمت مکه معظمه شتافته و اگر می دانید که ایشان را یاری خواهید کرد و با دشمنان حضرت جهاد خواهید کرد، نامه ای بنویسید و او را بخواهید و اگر ضعف و ترس بر شما غالب است ودر یاری او سستی خواهید ورزید و آنچه شرط نیک خواهی است به عمل نخواهید آورد، او را فریب ندهید و او را به مهلکه نیندازید. اما اهالی کوفه گفتند: با دشمنانش می جنگیم در یاری او کشته خواهیم شد. بر این اساس سلیمان بن صرد خزاعی به نمایندگی از خیل مشتاق مردم نامه ای را با امضای ۱۸ هزار نفر تنظیم و به محضر اباعبدا... الحسین(ع) ارسال کردند. آنها طی این نامه ها از حضرت دعوت کردند که به عراق برود تا زمینه های حکومت اسلامی در این منطقه با کمک آنها فراهم شود. در تمام مدتی که امام حسین(ع) در مکه حضور داشتند، سیل نامه ها همچنان ادامه داشت.مهمترین پیام سیدالشهدا(ع) در این سفر تاریخی چه بود؟- ‌سومین پیشوای بر حق شیعه در این سفر تاریخی شایستگی حاکمیت امام معصوم را بر جامعه مسلمین تثبیت کردند و در تمامی لحظات سفر خود علاوه بر اینکه به ظلم و ستم بنی امیه اشاره می‌کنند، رهبری جامعه را شایسته اهل بیت(ع) می‌دانند، حضرت حتی در مواجهه با سپاه حر در نزدیکی کربلا پس از اقامه نماز عصر خطبه‌ای به این مضمون ایراد فرمودند: «ای مردم اگر از خدا می‌هراسید و حق را برای صاحب حق می‌دانید کاری کنید که هرچه بهتر و بیشتر خشنودی خدا را بدست آورید و ما آل محمد (ص) شایسته تریم بر امر ولایت(مردم) از عده‌ای که مدعی امامت و ولایت بر شما هستند، زیرا آنان جز ستم و دشمنی کار دیگری با شما نمی‌کنند و اگر از امامت ما بر خود کراهت دارید و حق ما را نشناخته و اکنون رأیتان بر خلاف اظهار نامه‌ها و فرستادگانتان می‌باشد من از تصمیم خود منصرف می شوم.»امام در طول سفر تا شهادت خویش، بارها و بارها بر موضوع امامت تاکید داشتند، اگر حلقه اتصال جامعه به امام معصوم محکم شود، قطعا امر به معروف و نهی از منکر و سایر امور دینی که در پرده جهل و غفلت قرار گرفته، محقق خواهد شد.مکتب انسان ساز حسینی درس‌های فراوانی برای همه ما دارد، از نگاه شما در شرایط حاضر کدام درس عاشورا ما را از گمراهی و تردید به سرمنزل رستگاری رهنمون می‌شود؟- به نکته مهمی اشاره داشتید، زیرا عصر حاضر، دوران هجمه های غرب و استکبار جهانی است. انواع گروه های تکفیری، وهابی و انحرافی در میان مردم فساد می کنند و همه ما با پیروی از امامان معصوم(ع) خواهیم توانست از ورطه نابودی خود را نجات دهیم.امام حسین(ع) مبنای دین را در یک جمله خلاصه کردند:‌ «هیهات من الذله» یعنی ذلت و خواری از ما اهل بیت دور است. با توجه به این حجت متقن باقی مانده از امام معصوم باید تن به ذلت ندهیم، از کیان و مرزهای اسلام و مسلمین دفاع کنیم و از رهاوردهای قیام کربلا با عمل صالح پاسداری کنیم که قطعا پیروزی از آن سپاه حق است همانطور که قیام کربلا پس از قرنها دلهای عاشق بیشماری را از جای جای جهان به خود فرامی خواند. ]]> تاریخ Wed, 28 May 2014 09:24:19 GMT http://deabel.org/vdcfcvdy.w6dcmagiiw.html حج و پیوند سیاست و دیانت http://deabel.org/vdcexz8w.jh8eni9bbj.html امروزه حج با سیاست نیز مرتبط شده است. با گسترش دولت-ملت‌ها و نیز اهمیت یافتن مرزها در جغرافیای سیاسی دیگر افراد و اتباع یک کشور نمی‌توانستند با آزادی از مرزهای یک کشور عبور کرده و به کشورهای دیگر بروند. ایجاد مدارکی برای جواز ورود به کشور‌های دیگر و خروج از یک کشور باعث شد تا برای حج که عملی سیاسی بود، اجازه دولت‌ها مطرح شده و دیگر مومنان نتوانند به راحتی و صرفا با تصمیم فردی و امکان تامین مالی به سفر حج بروند.در حال حاضر اقدام نادرست و غیر انسانی در حوزه حکومتی عربستان سعودی بحث‌هایی در خصوص حج را ایجاد کرده است، برخی از تحریم این آیین سخن می‌رانند. حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی در این رابطه گفته است که «سؤال ما از مسئولان حج آن است که آیا عمره مستحب را به هر قیمتی باید برویم؟ نمی‌خواهم مسئله تحریم عمره را پیش کشم اما آیا به هر قیمت و به هر ذلتی باید به عمره رفت؟» نگاهی به تاریخ حج خبر از پیوند میان حج، دیانت و سیاست می‌دهد.تاریخ حجحج قدمتی فراوان دارد. بر اساس روایات اسلامی قدمت آیین حج به پیش از حضرت آدم باز می‌گردد و فرشتگان نخستین کسانی بودند که در آسمان چهارم بر حول خانه خدا طواف و عبادت می‌کرده‌اند. همین روایات از حج‌گذاری حضرت آدم(ع) نیز گزارش‌هایی به دست داده‌اند. پیامبران دیگر نیز مانند نوح(ع)، ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) و ... نیز با تاریخ حج گره خورده‌اند.هرچند گویا در تاریخ و در خلال طوفان نوح(ع) کعبه مدتی ناپدید گشته و آیین حج فراموش شد، اما با بازسازی خانه خدا توسط حضرت ابراهیم(ع) دوباره حج در کانون دین الهی قرار گرفت و حالا آن را آیینی ابراهیمی می‌خوانند.در روایات آمده است که پس از اتمام بازسازی و بنای دوباره کعبه توسط ابراهیم(ع)، جبرئیل(ع) آیین حج را دوباره به او آموخت. روزهای تاریخ سپری شد و وقتی پیامبر اکرم(ص) به همراه علی(ع) برای تخریب بت‌های این بیت شریف وارد خانه خدا شد، ندای توحید و ابراهیم دوباره به آن بازگشت و حالا سال‌هاست که حج‌گذاران از کل جهان برای یافتن خویش و پیوند با ندای «آمنا»ی ابراهیم به این سرزمین روانه می‌شوند. اما حج و طواف به حول خانه‌ جانان تاریخی مستقل در تاریخ دارد. کعبه در کش و قوس تاریخ اسلامخلافت پس از وفات پیامبر(ص) موضوع اختلافات بی‌پایان شد. با انحراف از غدیر، ر کس ساز خودش را کوک کرد و سیاست خود بر کعبه اعمال ساخت. نگاهی به تاریخ خبر از آن می‌دهد که از منظر کعبه سال‌ها‌ی سال حکومت‌هایی با نام‌های گوناگون از بنی‌امیه گرفته و بنی‌عباس تا فاطمیان، سلجوقیان، ممالیک و تا عثمانی و آل سعود در این سرزمین خود را حاکم خواندند. برای خود خلیفه‌خواندگان اسلامی بسیار مهم بود که در نزدیک خانه خدا نامشان به عنوان خلیفه برده شود. مشروعیت قبله مسلمین به زعم ایشان می‌توانست حکومت‌های فانی و چند روزه سلطان‌های عموما متغلب اسلامی را موجه کند.در طوفان‌های سیاسی تاریخ اسلام اما سنت حج به صورت کامل ادامه داشت، حجاج از راه‌های گوناگونی چون بغداد، کوفه، بصره، یمن، حضرموت، مصر، شام، طائف و جده وارد مکه می‌شدند و اندکی از حجاج پس از ورود برای همیشه می‌ماندند. حجاج متمول به روایت تنوخی به فقرای این سرزمین می‌رسیدند و حجاج شیعه از توقیع امام زمان(عج) برای رفع مشکلات سخن می‌گفتند. برخی وصیت می‌کردند که در مکه دفن شوند و برخی در این سرزمین مقدس وقف‌هایی می‌کردند.در بخشی از تاریخ، سفر به خانه خدا بسیار دشوار شد، در یکی از پرده‌های تاریخ این چنگیزخان بود که با استدلال «همه دنیا خانه خداست» از حج ممانعت کرد و تا مدت‌های مدیدی حج نشدنی بود. با مسلمان شدن ایلخانان مغول اما راه مکه دوباره باز شد. سلطان محمد خدابنده یا همان اولجایتو که مسلمان و شیعه شده بود، در رسیدن به خانه‌ خدا اهتمام تام ورزید.باز در پرده‌ای دیگر از تاریخ، حج برای ایرانیان دشوار شد، وقتی ترکان صفوی و عثمانی با یکدیگر درگیر شدند، ایرانیان به سختی می‌توانستند به زیارت خانه خدا نائل شوند. بسیاری از ایرانیان در دوران صفوی در راه حج کشته شدند. از این جمله می‌توان به معصوم بیگ صفوی و زین‌العابدین کاشانی دو تن از شخصیت‌های معروف صفوی اشاره کرد.پرده‌‎ وهابی اما چهره سرزمین وحی را بسیار دگرگون کرد. گذشته از تغییرات تکنولوژیک در میزبانی از حجاج، اعتقادات سلفی و وهابی حاکمان این سرزمین پس از خلافت عثمانی باعث شد، حرمت و تقدس این سرزمین که عینیت خود را در تبرک، حریم و تعالی بناها و تاریخ این شهر نشان می‌داد، از بین برود، ساخت برج‌البیت نهایت فقدان آگاهی حاکمان سرزمین وحی را نشان می‌دهد.ستم بر حجاج بر ایرانیان و شیعیان در این پرده نمود بیشتری داشت. رفتار مأموران سعودی با ایرانیان خاطرات خوبی پس از این سفر شریف به جای نگذاشته است. گذشته از نامیزبانی با ایرانیان تخریب زیارت‌گاه‌ها و نیز نقاط تاریخی در سرزمین وحی جنایتی در حق تاریخ بود.این نامهربانی به پیش از انقلاب اسلامی نیز باز می‌گردد و اعدام یک زائر ایرانی بیمار در سال ۱۳۲۲ شمسی منجر به تیرگی رفتار دو دولت ایران و عربستان و نیز تحریم حج توسط ایران شد. هرچند این تحریم در سال ۱۳۲۷ شمسی پایان یافت، اما ستم‌های سعودی بر حجاج شیعه ادامه داشت. این رفتارها اما پس از انقلاب اسلامی به نهایت خود رسید و دولت وهابی عربستان در ۹ مرداد ۱۳۶۶ چهارصد و پنج نفر را از جمله دویست و هفتاد و پنج ایرانی را در خلال مراسم اعلام برائت از مشرکین به خاک و خون کشید.حج، سیاست و دیانتنگاهی به تاریخ و پیوند‌های میان حج، سیاست و دیانت نشان می‌دهد که هرچند این آیین ابراهیمی پیوسته در طول تاریخ و به رغم سیاسات گوناگون دول ادامه داشته است، اما تاثیرگرفتن حج از سیاست را نمی‌توان انکار کرد. با انقلاب اسلامی و تثبیت پیوند میان سیاست و دیانت رفتار دینی و سیاسی در قامتی واحد وارد عرصه شد. نظرات مقام معظم رهبری در این باره نهایت اهمیت را برای حج‌‌گزاران خواهد داشت و بدون این نظرات نمی‌توان به حلاجی معمای حج، سیاست و دیانت در ایران پرداخت. ]]> تاریخ Sat, 18 Apr 2015 05:40:00 GMT http://deabel.org/vdcexz8w.jh8eni9bbj.html القاب حضرت معصومه نشانه سجاياى اخلاقی ایشان http://deabel.org/vdcdon0x.yt0x56a22y.html از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان يعنى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقب به معصومه، از ویژگیهای خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خط امامت بعد از پدر باشند.پس از ۲۵ سال که از تولد حضرت امام رضا (ع) گذشته بود، حضرت فاطمه معصومه(ع) در اولين روز ماه ذى قعده سال ۱۷۳ هـ ق، در شهر مدينه منوره چشم به جهان گشود، آن حضرت به همراه امام رضا(ع) هر دو در دامان پاک يک مادر بزرگوار بنام حضرت نجمه خاتون(س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش يافته اند. اين در حالى است که پدر بزرگوارشان پيوسته در زندان هارون الرشید به سر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه(س) در سن ۱۰ سالگى بود، به شهادت رسيدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا(ع) قرار گرفت.با آغاز خلافت مأمون اين خليفه مکار عباسى، او نيز همانند اسلاف غدّارش براى مقابله با نفوذ رو به گسترش تعاليم امامان معصوم و اهل بيت(ع) عصمت و طهارت بر دلهاى مشتاقان و جلوگيرى از انسجام سياسي شيعيان حضرت علي(ع) به ترفندى ديگر متوسل شده و امام رضا(ع) را به پايتخت خود «مرو» دعوت نمود. امام با اکراه اين دعوت را پذيرفتند و بدون اين که کسى از بستگان و اهل بيت(ع) خود را همراه ببرند به سوى «مرو» حرکت نمودند.حضرت فاطمه معصومه(ع) در سال ۲۰۱ هـ ق، يک سال پس از ورود امام رضا(ع) به مرو، با چهار تن از برادران و گروهى از برادرزادگان به سوى خراسان حرکت نمودند و چون اين کاروان کوچک به حوالي ساوه رسيد عده اى از دشمنان اهل بيت(ع) به دستور مأمون عباسى راه را بر آنان بستند و در يک درگيرى نابرابر همه برادران و تقريباً اکثر مردان همراه کاروان را که حدود ۲۳ نفر بودند به شهادت رساندند. حضرت معصومه(س) از شدت رنج و تأثر روحي بيمار گرديد و بنا بر قولی حضرت را مسموم کردند، چون شب هنگام خبر به مردم قم و آل سعد رسيد، موسي بن خزرج به نمايندگى آنان، در همان هنگام از قم به قصد ساوه حرکت کرد تا ايشان را به قم دعوت کند. پس از ديدار حضرت و پذيرفتن دعوت وى، خود زمام مرکب ايشان را در دست گرفت و به سوى قم و به منزل و سراى خويش آورد.در روايت ديگرى آمده است، هنگامى که حضرت فاطمه معصومه(ع) به شهر ساوه قدم نهاد، از همراهان خود پرسيد؛ مسافت اينجا تا قم چقدر است. پاسخ را گفتند. در اين هنگام به ياد خبرى از پدرش افتاد. لذا فرمود: مرا به قم ببريد که از پدر بزرگوارم بارها می شنيدم که قم مرکز شيعيان ماست. بدين ترتيب باقيمانده افراد کاروان به جاى رفتن به «مرو» به جانب قم تغيير مسير داده و در ۲۳ ربيع الاول سال ۲۰۱ هـ ق وارد قم شدند. خبر ورود آن حضرت به قم براى همه مسرت آفرين و هيجان انگيز بود. بزرگان و ساير مردم، به استقبال آن حضرت آمدند و پروانه وار و مشتاقانه ايشان را در ميان گرفتند. در پيشاپيش آنان شخصيت برجسته شهر، موسى بن خزرج اشعرى حرکت نمود و افسار شتر آن حضرت را به دست گرفته و افتخار می کرد تا آنکه به درخواست او، حضرت در منزلش اقامت نمود.بيمارى حضرت که از غم هجران برادر و شهادت و مظلوميت ديگر برادران و همراهان و يا سمى که به ايشان داده شده است، هفده روز ادامه يافت و ايشان بهتر از هرکس به حال خود و کوتاهى عمرش آگاه بود، روزهاى آخر عمر را به عبادت و راز و نياز با معبود يگانه مشغول بود. سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان در سن ۲۸ سالگی ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند. عبادتگاه روزهاى پايانى عمر ايشان، که هم اکنون بنام «بيت النور» معروف است، زيارتگاه شيفتگان اهل بيت(ع) عصمت و طهارت است. از آنجا که نخستين بار ميرابوالفضل عراقى، مسجدي در کنار بیت النور بنا نمود، آن محله و محوطه وسيع اطراف آن به «ميدان مير» مشهور گرديده است.پس از وفات، پيکر مطهر و شريف حضرت فاطمه معصومه (س) را غسل داده و کفن کردند و باشکوه فراوان تشييع و در محلّى موسوم به «باغ بابلان» که اکنون روضه منوره حضرت است به خاک سپردند. در اين که چه کسى بدن مطهّر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد و ايشان را به خاک سپارد، همه متحير بودند. آل سعد بيش از همه در اين باره با هم گفتگو کردند که چه کسى را داخل سرداب نمايند تا جنازه خانم را دفن کند. پس از تبادل نظر، رأى ايشان بر اين قرار گرفت که مرد پرهيزکار و خادم بسيار پير ايشان بنام «قادر»، متصدى دفن شود، چون دنبال آن پير مرد صالح فرستادند، ناگاه دو سواره نقابدار از سوى «رمله» (ريگزار) سمت قبله نمايان شدند و به سرعت نزديک گرديدند و پس از اقامه نماز بر پيکر آن بانوى مکرمه، يکى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاک و مطهر آن صديقه را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آنکه با کسى سخن گويند بر اسبهاى خود سوار و از محل ناپديد شدند و کسى آن دو نفر را نشناخت. به نظر مى آيد که آن دو بزرگوار، دو امام و حجت خداوند بوده اند.حضرت معصومه(س) از پرهيزگارترين زنان شيعه و از زنان عالمه و محدثه بوده و روايات متعددى از طريق ايشان در کتب احاديث شيعه و اهل سنت آمده است. ايشان در عبادت و زهد شهره بود و در فضل و کمال، به مدارج عالى نايل آمده است. القاب و صفات بسيارى که حضرت فاطمه معصومه(س) بدان معروف گرديد، نشانه سجاياى والاى اخلاقي ايشان است. در یکی از زيارتنامه های آن حضرت، القابى همچون «طاهره» پاکيزه، «حميده» ستوده خصال، «برّه» نيکو رفتار و تربيت شده، «نقيه» پاک خصلت، «مرضيه» مورد رضاي پروردگار، «رضيه» راضى از حق، «محدثه» راوى حديث، «شفيعه» شفاعت کننده در روز جزا و «معصومه» به ايشان اطلاق شده است. اما مشهورترین لقب حضرت، طبق فرموده امام رضا (ع) لقب معصومه است.*پی نوشت:سایت آیت الله محمدعلی جاودان ]]> تاریخ Mon, 02 Feb 2015 04:00:03 GMT http://deabel.org/vdcdon0x.yt0x56a22y.html جشن ولادت معصومان(ع)؛ بدعت یا تاکید سنت؟! http://deabel.org/vdcirraz.t1avq2bcct.html فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت زهرای مرضیه (س) و برگزاری جشن های شادباش ولادت آن حضرت (س) فرصتی است مغتنم تا درباره شبهات وهابیت پیرامون برگزای مناسبت های مذهبی و متهم کردن شیعه به این دلیل، با حجت الاسلام والمسلمین محمدهادی یوسفی غروی، پژوهشگر تاریخ اسلام و عضو کمیته علمی مدارج عالی حوزه معارف به گفت و گو بپردازیم که از نظرتان می گذرد:آنچه که در میان شیعه در مواجهه با ایام ولادت یا شهادت بزرگان دین دیده می شود، برپایی مجلس بزرگداشت ایشان است؛ از سوی دیگر وهابیت که هیچ گاه از بهانه گیری ها و وارد کردن خدشه به عقاید و باورهای پیروان اهل بیت (ع) غافل نمی شود، برگزاری چنین مجالسی را بدعت در دین معرفی کرده و شیعه را مشرک خطاب می کند؛ تا چه اندازه این برچسب و اتهام از اعتبار برخوردار است؟بله، وهابیت برگزاری برزگداشت بزرگان دینی از سوی شیعه را بدعت در دین می داند چرا که صرفا زمان پیامبر (ص) چنین مراسمی نبوده و چون جنبه دینی دارد، یعنی برای شخصیت های دینی عقد چنین مراسمی انجام می شود و به دلیل آن که او شخصیتی دینی - مذهبی است، بنابراین این فعل جنبه دینی پیدا می کند و لذا ایجاد چیزی است در دین، که در زمان رسول اکرم (ص) نبود و چون پیامبر (ص) فرموده اند:" هر چیز تازه ای که در دین نبوده، ایجاد شود، بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است" پس این قبیل امور از بدعت و حرام است.آیا به واقع همین طور است و می توان بر این ادعای وهابیت صحه گذاشت؟ببینید در اصل حرمت بدعت بین ما مسلمانان اعم از شیعه و غیر شیعه، اختلافی نیست و ما نیز احادیث بدعت را قبول داریم اما در اینجا اختلاف بر سر مصادیق است و به اصطلاح اختلاف کبروی نیست بلکه صغروی است. یعنی باید دید آیا برگزاری چنین مراسمی ایجاد امری جدید در دین است یا بر فرض اینکه امری جدید باشد، عنوان دینی پیدا می کند به صرف اینکه بزرگداشت فرد دینی است و بدعت دینی شمرده می شود؟ما شیعه قائل هستیم اینها از مصادیق بدعت نیست و در این زمینه مطالب بسیار فراوان و به طور مستدل و مشروح نوشته شده از جمله کتابی که در این زمینه نگاشته شده است" المواسم والمراسم" اثر جعفرمرتضی عاملی است که به فارسی هم ترجمه شده است.اما برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به مساله حجیت قول، فعل و تقریر اهل بیت (ع) اشاره کرد. در حدیث ثقلین پیامبر (ص) بیان می کنند:" من در بین شما دو چیز گران قدر را می گذارم که تا وقتی به آن دو تمسک جویید، بعد از من گمراه نمی شوید یکی از آن دو از دیگری بزرگتر است: کتاب خدا که طناب کشیده شده از آسمان به زمین است و عترت (ع) من و از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید که در نبود من (به جای من) چگونه با آنان رفتار می کنید."طبق این حدیث و دیگر روایت وارد شده از پیامبر (ص) قول و فعل و تقریر ائمه معصومین (ع) حجیت دارد و آنچه در سیره ایشان دیده می شود، فراخوان بر اقامه مجلس بزرگداشت اهل بیت (ع) به ویژه امام حسین (ع) است. لذا از این جهت ثابت می شود که برگزاری چنین مراسمی از نوع بدعت در دین نیست و این امر تنها به دلیل ترسی است که وهابیت بر گسترش و توسعه مکتب تشیع در این چنین مجالسی دارد، مطرح می شود چرا که هیچ فردی نمی تواند تاثیر شگرف چنین مجالسی را در عمق بخشیدن و توسعه مکتب تشیع انکار کند. آیا می توان به روایتی اشاره کرد که اهل بیت (ع) توصیه به برگزاری این قبیل مجالس داشته باشند؟بله، در روایتی امام صادق (ع) به فضیل بن یسار البصری (فردی که از اهل عراق بود) می فرمایند: آیا شما (شیعیان) دور هم جمع می شوید و احادیث ما را بازگو می کنید؟ فضیل گفت: آری، ما شیعیان دور هم جمع می شویم و اخبار شما را بازگو می کنیم. امام (ع) فرمودند: یا فضیل من این گونه نشست های شما را دوست می دارم؛ ای فضیل امر ما را احیا کنید. خدا رحمت کند کسی که امر ما را احیا می کند. یا در سیره اهل بیت (ع) داریم توصیه و دعوت و تشویق به برگزاری مجالس برای ایشان به ویژه امام حسین (ع) و روایات متعددی در این زمینه وارد شده است. به طور مثال در مقدمات دو کتاب مقتل محدث قمی این مطلب اشاره شده است. لذا ایجاد هر چیز تازه ای در دین با عنوان دینی بدعت است و بدعت هم حرام است و اگر شبهه ای داشتیم برای بزرگداشت شخصیت های دینی و اینکه آیا از مصداق های ایجاد بدعت در دین است، با کنکاش در سیره ائمه(ع) و دعوت آنها بر این امر، این خود بزرگترین دلیل و شاهد است.از سوی دیگر این قبیل مراسم از سنت های حسنه در دین است نه بدعت، طبق آیه ۳۲ سوره حج:" وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب؛ هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه‌ی تقوای دل ها است."آیا بزرگداشت ائمه دین که به تصریح پیامبر (ص) یادگارهای ایشان در میان امت است، بدعت خواهد بود یا از شعائر و تعظیم سنت های الهی؟بنابراین وهابیت تنها به دنبال بهانه برای تعطیلی مراسم های بزرگداشت اهل بیت (ع) است چرا که با برگزاری این نشست ها در هراس است. ]]> تاریخ Sun, 20 Apr 2014 09:37:28 GMT http://deabel.org/vdcirraz.t1avq2bcct.html هشدار محدث شهیر به مداحانی که پول می‌گیرند http://deabel.org/vdcdjx0f.yt0jk6a22y.html ۱۷ جمادی‌الثانی، سالروز وفات محدث نوری، خاتم‌المحدثین است. حاج میرزا حسین نوری، از علماء برجسته قرن اخیر در فنون و علوم مختلف دینی، در ۱۸ شوال ۱۲۵۴ مصادف با ۱۳۲۰خورشیدی در روستایی از توابع نور مازندران و از نسل آیت‌الله میرزا محمد تقی معروف به علامه نوری به دنیا آمد. در هشت سالگی پدر خود را زا دست داد و تا نزدیک بلوغ، کفیلی نداشت. تحصیلات مقدماتی و سطوح فقه و اصول و معانی بیان و منطق و فلسفه را نزد استاد میرزا محمدعلی محلاتی انجام داد و در ۱۲۷۳ به عراق مهاجرت کرد.چهار سال در نجف اشرف ماند و سپس به ایران بازگشت. در ۱۲۷۸ دوباره به عراق رفت و نزد عالم جلیل، شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ‌العراقین تلمذ کرد. نخستین اجازه روایت میرزا از همین شیخ بزرگوار بود که در خاتمه مستدرک معرفی شده است. چندی در کربلا متوقف ماند و بعد دو سال هم در کاظمین اقامت کرد. پس از حج بیت‌الله، به نجف رفت و نزد شیخ مرتضی انصاری –اعلی‌الله‌مقامه- تحصیل کرد. پس از چندبار رفت و آمد به ایران و عراق، در ۱۲۸۶ به سامرا رفت و نزد آیت‌الله میرزا محمد حسن شیرازی درس خواند و از مقربین و معتمدین ایشان قرار گرفت. میرزا حسین نوری از استادان شیخ آقابزرگ تهرانی، شیخ عباس قمی، محمدحسین کاشف‌الغطاء و سیدشرف‌الدین عاملی در حدیث بوده است. در ترویج اصول مذهب جعفری و نشر آثار ائمه اطهار -علیهم‌السلام- کوشش بسیار کرد. هم‌چنین این عالم فاضل در عبادت، پرهیزکاری، تقوی و کمالات نفسانی، انسانی نمونه بود. مدفن آن بزرگوار در نجف اشرف و در صحن مطهر حضرت علی -علیه السلام- در ایوان سوم از ایوان‌های شرقی درب قبله است که طبق وصیت ایشان، در بین‌الثقلین (مخزن قرآن‌های خزانه حضرتی و قبر مطهر امیرالمومنین) دفن شدند.* گردآوری آثار شیعهمیرزای نوری در رشته تالیف و تصنیف و حسن ابتکار در انتخاب موضوعات مهم و مطلوب و گردآوری اخبار ماثوره، در میان امامیه «مجلسی سوم» خوانده می‌شوند. با وجود بی‌بهره ماندن از هرگونه یاری و کمک دیگران و فراهم نیودن وسایل گردآوری کتاب‌ها و امکاناتی که مثلا مرحوم مجلسی در دربار صفوی در اختیار داشت، آیت‌الله حاج میرزا حسین نوری، تنها و بدون معاون و با امکانات مالی اندک، تنها در پرتو همت والای خود، سعی بلیغی در پاسداری و نشر اندیشه تشیع کرد.از او نقل کرده‌اند که می‌گفت «چند جلد کتاب لازم داشتم، تفحص می‌نمودم در شهرها و کتاب‌فروشی‌ها، اتفاقا در یکی از سفرها در کربلا کتاب‌های خود را از دستفروشی یافتم. قیمت کردم بهایی تعیین کرد که برای خرید، پول کافی نداشتم. دستفروش را با آن کتاب‌ها به بازار سمسارها بردم، عبا و عمامه و لباس‌های خود را فروختم و با پولی که به دست آوردم کتاب‌ها را از او خریدم. با نهایت فرح و انبساط پای پیاده به نجف برگشتم.» علامه نوری، با دست خالی و عدم بضاعت مالی، فقط با سرمایه عشق و علاقه، کتابخانه‌ای تهیه کرد که در عصر خود بی‌نظیر بود و همه قسم کتاب‌های خطی و چاپی فارسی و عربی در تمام علوم و فنون را که برخی در تمام دنیا بی‌نظیر بود در بر می‌گرفت.* نقش محدث نوری در جنبش تنباکو بعد از آنکه میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را داد و نقشه‌‎های شوم استعمار انگلیس را نقش بر آب کرد؛ ایادی استکبار دست به توطئه زدند و شایعه کردند که این فتوا از طرف میرزا صادر نشده است! ناچار مردم ایران به عراق نامه نوشتند و از محضر محدث نوری کسب تکلیف کردند. وی نیز با برملاکردن توطئه های دشمنان می نویسد: «جناب شریعتمدار، آقای آقا شیخ فضل‌الله نوری -سلمه‌الله‌تعالی- جمعی از تهران سؤال نموده‌اند و از حکم میرزای شیرازی در خصوص دخانیات پرسیده‌اند، عجب است! بلی، حکم صادر و مجدداً هم دست‌خط مبارک با پست ارسال می‌گردد.»* برنامه روزانهشاگردش آقا بزرگ تهرانى برنامه زندگى وى در نجف اشرف را این گونه بیان مى فرماید:زمان نوشتن وى بعد از نماز عصر تا هنگام غروب بود و زمان مطالعه وى بعد از نماز عشا تا هنگام خواب بود.او همیشه با وضو مى‌خوابید و شب‌ها هم کم مى‌خوابید. دو ساعت قبل از طلوع فجر بیدار مى‌شد و وضو مى‌گرفت . یک ساعت قبل از طلوع فجر به حرم حضرت امیر مؤمنان على -علیه‌السلام- مشرف مى‌شد و این برنامه در زمستان و تابستان ادامه داشت.نماز شب مى خواند تا سید داود نائب، کلیددار حرم، مى‌آمد و در را باز مى‌کرد و محدث نورى اولین کسى بود که وارد حرم مى شد.او به سید داود در روشن کردن چراغ‌هاى حرم کمک مى‌کرد. آن‌گاه بالاى سر ضریح حضرت مى‌ایستاد و زیارت مى‌خواند.بعد از طلوع فجر نماز صبح را به جماعت اقامه مى‌کرد و تا هنگام طلوع خورشید به تعقیبات نماز و دعا مى‌پرداخت.بعد از آن به کتابخانه بزرگ خود مى‌رفت. آن کتابخانه شامل هزاران جلد کتاب نفیس و نسخه‌هاى خطى ارزشمند و گران‌بها و کم‌نظیر و یا منحصر به فرد بود. او جز به هنگام ضرورت از کتابخانه خارج نمى‌شد.بعد از ساعتى، برخى از شاگردانش مانند علامه شیخ على بن ابراهیم قمى و شیخ عباس قمى، صاحب مفاتیح الجنان و مولى محمد تقى قمى براى تصحیح و مقابله و نگارش و یا نسخه بردارى به کمک او مى‌آمدند.بعد از پایان کار کمى غذا مى‌خورد و استراحت مى‌کرد و بعد، نماز ظهر را در اول وقت مى‌خواند و بعد از نماز عصر، دوباره همان برنامه را ادامه مى‌داد.روزهاى جمعه برنامه او تغییر مى‌کرد. صبح‌ها بعد از آنکه از حرم باز مى‌گشت به مطالعه براى منبر مى‌پرداخت و یک ساعت بعد از طلوع خورشید به مجلس عمومى خود مى‌رفت و سخنانى بلیغ و گهربار افاده مى‌کرد.او سعى بر آن داشت تا هر چه بالاى منبر مى‌گوید یقینى باشد و مطالب مشکوک را مطرح نمى‌کرد و هنگام ذکر مصیبت اهل بیت -علیهم‌السلام- اشک بر محاسن شریفش جارى مى‌شد.بعد از مجلس به مستحبات روز جمعه مانند کوتاه کردن ناخن و شارب و غسل روز جمعه و دعاها و آداب و مستحبات دیگر مى‌پرداخت . عصر روز جمعه هم چیزى نمى‌نوشت و به حرم مى‌رفت و مشغول انجام زیارت و دعاهاى وارده مى‌شد و این برنامه ایشان تا هنگام وفات ادامه داشت.»* کتاب‌های مهم و خواندنی۱. نجم‌الثاقب: نجم‌الثاقب از کتاب‌های معتبر شیعه در باب مهدویت است. محدث نوری این کتاب را به سفارش میرزای بزرگ شیرازی، از سر ارادت و اخلاص، با هدف رفع تردیدها و شبهات و ترویج و تبلیغ مبانی مهدویّت و متوجّه ساختن دل‌ها به واپسین حجت خدا، حضرت مهدی -سلام‌الله‌علیه- نگاشته است. این اثر که نام کامل آن نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب است، دومین کتاب علاّمه در موضوع مهدویت و به زبان فارسی می‌باشد. میرزای شیرازی با شناخت از دانش و صلاحیت علمی علامه نوری از وی می خواهد که کتابی دربارة آن حضرت به زبان فارسی بنویسد و حاجی نوری در پی اجابت این درخواست در کمتر از سه ماه نجم الثاقب را می‌نگارند.۲. مستدرک الوسائل: محدث نورى در مستدرک‌الوسائل، به جمع‌آورى بیش از ۲۳۰۰۰ روایت که در وسائل‌الشیعه نیامده پرداخته است. کتاب مستدرک‌الوسائل از مجموعه‌هاى روایى معتبر شیعه به شمار مى‌آید که در قرن اخیر نگاشته شده است. محدث نورى با جستجوى عمیق خود به بسیارى از منابع و کتاب‌هاى معتبر روایى دست یافته است که در وسائل‌الشیعه شیخ حر عاملى نیامده‌اند. این منابع شامل ۷۵ کتاب روایى شیعه است که محدث نورى در خاتمه، اعتبار هر یک از آن‌ها را به اثبات رسانده است.۳. لؤلؤ و مرجان: «لؤلؤ و مرجان» در زمینه روشن‌گری دینی و مبارزه با جهل و خرافات به نگارش در آمده. کتاب حاضر از جمله آثار تاثیر گذار بر شهید مطهری است که در سخنرانی‌های ایشان باعنوان « حماسه حسینی» نمایان استه. علامه در بحشی از کتاب با اشاره به مداحان و روضه‌خوانانی که به بهانه های مختلف برای خواندن روضه پول می گیرند، آن‌ها را گروهی می‌نامد که آل محمد -صلی‌الله‌‍وعلیه‌وآله- را سرمایه تجارت کرده‌اند. درمیان کتاب‌های حاضر، «لؤلؤ و مرجان» از جمله آثار محدث نوری به شمار می‌رود که به زبان فارسی به نگارش در آمده است. ]]> تاریخ Sun, 20 Apr 2014 07:26:48 GMT http://deabel.org/vdcdjx0f.yt0jk6a22y.html پیامبر گرامی اسلام چند دختر داشتند؟ http://deabel.org/vdciyzar.t1apq2bcct.html سوال شده درباره این که پیامبرگرامی اسلام چه تعداد دختر داشتند، قولهای مختلفی درتاریخ گفته شده. بعضی ها نوشته اند چهار دختر داشته و بعضی ها نوشته اند فقط فاطمه الزهرا(س) دختر او بوده. لطفا با سند تاریخی جواب بدهید.پژوهشگران در این مسئله با هم اختلاف کردند، از جمله علامه جعفر مرتضی عاملی که در کتابش "الصحیح من السیرة"به این بحث پرداخته است و کتابی مستقل به نام "بنات النبی أم ربائبه" در این زمینه نوشته است که می توانید به آن مراجعه کنید. در هر صورت ایشان معتقد است پیامبر فقط یک دختر داشته است که حضرت فاطمه(س) هستند.اما در منابع تاریخی اهل سنت، برای رسول خدا (ص) چهار دختر ذکر کرده اند؛ این چهار نفر عبارتند از: زینب، رقیه، ام کلثوم، فاطمه الزهرا (س)، که همه از حضرت خدیجه (س) هستند.پژوهشگران در این مسئله با هم اختلاف کردند، از جمله علامه جعفر مرتضی عاملی که در کتابش "الصحیح من السیرة"به این بحث پرداخته است و کتابی مستقل به نام "بنات النبی أم ربائبه" در این زمینه نوشته است که می توانید به آن مراجعه کنید. ایشان بعد از آن که این مسئله را با تمام زوایایش بررسی نمود، چنین نتیجه می گیرد و می گوید: از مطالب گذشته روشن شد که رقیه ای که عثمان با آن ازدواج کرد او دختر پیامبر (ص) نبود. وی می گوید: اگر خواستیم با دقت بیشتر بر روی روایات تاریخی قضاوت کنیم، باید (با فرض قبول دختران متعدد برای پیامبر (ص) از خدیجه) بپذیریم که آنها در حال کودکی از دنیا رفتند و با کسی ازدواج نکردند و اگر می بینیم که عثمان با دختری به نام رقیه و بعد از او با أم کلثوم ازدواج کرد، آنها اگر چه با دختران پیامبر (ص) تشابه اسمی دارند، ولی دختران پیامبر (ص) نبودند.شاید تشابه اسمی بین دو همسر عثمان و بین دختران پیامبر (ص) که بیشترشان بعد از بعثت متولد شدند و در کودکی از دنیا رفتند، عده ای را به اشتباه انداخت یا باعث شده که ادعا کنند آن دو دختر (دو همسر عثمان) همان رقیه و أم کلثوم دختران پیامبر (ص) هستند. همچنین شاید چون دو همسر عثمان ربیبه پیامبر (ص) بودند باعث تأکید و تقویت این شبهه شد؛ چون همچنان که در بین عرب معروف است، آنها ربیبه هر شخص را دخترش به حساب می آورند. [۱] [۲]اما در منابع تاریخی اهل سنت برای رسول خدا (ص) چهار دختر ذکر کرده اند. [۳]«نام دختران»نام بزرگترین دختر پیامبر (ص) زینب و نام کوچکترین آنان حضرت فاطمه (س) بود و نام دختران وسطی به ترتیب رقیه و ام کلثوم است [۴].مادر دخترانمنابع تاریخی(اهل سنت) همه دختران پیامبر (ص) را از حضرت خدیجه (س) می دانند [۵].همسران دختران پیامبر(ص)نام همسر زینب ابوالعاص [۶] و نام همسر اول رقیه عتبة بن ابی لهب بود که رقیه را طلاق داد در حالی که با وی همبستر نگردید. وی پس از عتبة به ازدواج عثمان بن عفان در آمد. و نام همسر ام کلثوم همان عثمان است که بعد از وفات رقیه به ازدواج عثمان در آمد. و نام همسر فاطمه زهرا (س) حضرت علی بن ابی طالب است [۷].ربیبه های پیامبر (ص)ربیبه به دختری گویند که از شوهر قبلی زن باشد.۱. درة دختر ابی سلمه [۸]۲. ام کلثوم دختر ابی سلمه [۹]۳. حبیبه دختر عبدالله بن جحش [۱۰]۴. زینب دختر عبدالله (ابی سلمه). پی نوشت:[۱] . بنات النبی أم ربائبه، تحت عنوان"اللمسات الأخیره"[۲] اقتباس از سؤال ۱۸۹۱ (سایت: ۲۳۱۹).[۳] یوسف بن عبدالله بن محمد، ابن ابی بکر، الاستیعاب، ج ۴، ص ۴، ۱۸۱۸، چاپ بیروت، چاپ اول، سال ۱۴۱۲، احمد بن علی، ابن حجر، الاصابة ج ۸، ص ۱۳۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط. اول، ۱۴۱۵.[۴] استیعاب، ۴/۱۸۱۸؛ الاصابه، ۸/۱۳۸، محمد بن سعد بن منیع هاشمی، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۱۷۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط اول، سال ۱۴۱۰.[۵] الاستیعاب، ۴/۱۸۱۸؛ الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۱۷۴.[۶] خیر الدین الزر کلی، الاعلام الوری، ج ۵، ص ۱۷۶.[۷] الطبقات الکبری، ۸، ۱۷۴.[۸] الاستیعاب، ۴، ۱۸۳۵؛ تقی الدین احمد بن علی المقریزی؛ امتاع الاسماع، ج ۶،ص ۱۱۰، بیروت ، دارالکتب العلمیه، طبع الاولی، سال ۱۴۲۰.[۹] الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۹۵۳.[۱۰] الاعلام، ج ۳، ص ۶۶، بیروت، دارالعلم للملایین، طبع هشتم، سال ۱۹۸۹.[*] اسلام کوئست ]]> تاریخ Sun, 15 Feb 2015 04:17:02 GMT http://deabel.org/vdciyzar.t1apq2bcct.html تاریخچه بنای حرم کاظمین از دوران عباسی تا صفویه http://deabel.org/vdcfyvdy.w6dcxagiiw.html روزی که منصور عباسی پس از بنای پادشاهی خود در بغداد، منطقه شمالی را «قبرستان قریش» نامید، هیچگاه فکر نمی کرد که این منطقه پس از چندی به «کاظمیه» تغییر نام یابد، جایی که امروز به ملجأ و مأوای شیعیان و عاشقان اهل بیت(ع) در دل بغداد تبدیل شده است.به گزارش خبرگزاری مهر، آستانه مقدس کاظمین هنوز هم یک قطعه ای است که فرشتگان در کنار آن پر می زنند و دانشمندان و صالحان تمنای زندگی در کنار آن را دارند. آستانی که پادشاهان و سلطانها احترامی بسیار به آن می گذارند. خاکی شدن با خاک آن شرفی بزرگ است.خانه رحمت های الهی و الطاف ملوکانه است.خانه دلهاست وبحق کاظمین قلب و تاج بغداد است.آرامگاه قریش که در غرب بغداد قرار دارد پس از دفن امام شهید موسی بن جعفر کاظم (ع)و نوه ایشان امام شهید محمد بن علی جواد (ع) به شرفی خاص و مرتبه ای منحصر به فرد نزد عاشقان و محبان اهل بیت قرار گرفت و عاشقان و محبان غیور به ساخت وساز حرم مقدس امامین پرداختند.بنای حرم کاظمین بنایی بزرگ است که در آن فن معماری اسلامی و نبوغ هنرمندان اسلامی از نظر هنر وخلاقیت ودقت به رخ کشیده می شود. معماری حرم مطهر امامین کاظمین( علیهماالسلام) نتیجه کار صدها هنرمند و معمار در دوران تاریخی مختلف است که برای عشق و عقیده و اخلاص برای امامان خود کار کردند. تاریخ شهر کاظمیندر ابتدای حکومت عباسیان (منصور عباسی) در سال ۱۴۵ ه.ق شهر بغداد تأسیس شد. بر اساس نظر خطیب بغدادی (نویسنده کتاب تاریخ بغداد) در سال ۱۴۶ه.ق بنای این شهر به اکمال رسیده و بعد دور شهر دیوارهایی بلند و سنگر وغیره بنا کردند و در سال ۱۴۹ ه.ق به پایان رسید. بعد از اینکه منصور قصرش به پایان رسید منطقه شمالی را «قبرگاه قریش» نامید که در آن فقط مخصوص خاندانش بود و بعدها به مقبره «بنی هاشم» معروف شد. شیخ مفید(در کتاب ارشاد) در روایتی می گوید که این آرامگاه برای بنی هاشم و بزرگان و اشراف آن زمان بود و اولین شخص جعفر بن ابی جعفر منصور در سال ۱۵۰ ه.ق در این آرامگاه دفن شد و بعد دفن کردن در این مقبره شروع شد تا در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه.ق که امام موسی بن جعفر (ع) به زهر «سندی بن شاهک» به دستور هارون رشید به شهادت رسید . جسد شریف امام را پس از تشییع در آرامگاه قریش (کاظمین کنونی) دفن کردند.بعضی از تاریخدانان می نویسند که ایشان در قبری که برای خود از پیش خریده بود، دفن شد. آرامگاه امام به «باب التبن» معروف شد برای اینکه قبر ایشان نزدیک به باب التبن(یکی از درهای آرامگاه )که نزدیک رود خانه دجله بود. و همچنین مسجد کنار قبر امام(ع) به مسجد باب التبن معروف شد. در اواخر ذی القعده در سال ۲۲۰ ه.ق امام ابو جعفر محمد جواد بن علی الرضا بن موسی بن جعفر (ع) در بغداد به شهادت رسید. جسد مبارک ایشان را در کنار آرامگاه پدربزرگش دفن کردند و بعد از دفن امامین (عیلهماالسلام) آرامگاه قریش بزرگ و بزرگتر شد و تعدادی از محبان اهل بیت در آن مکان ساکن شدند و از آن منطقه حمایت و نگهداری کرده و به زوار امامین کمک می کردند و شهر کاظمین در آن زمان تشکیل شد.همچنین منطقه جغرافیایی حاصل‌خیز قبرستان قریش که در نزدیکی رود دجله بود به این مسئله کمک می کرد و طولی نکشید که این شهر بزرگ شده و به شهر بغداد متصل گردید و به محله ای از محله های بغداد تبدیل شد و در نتیجه به یک محله پر جمعیت و در حال رشد تبدیل گردید.در سال ۳۳۴ ه.ق معز الدوله (یکی از پادشاهان آل بویه) به تخت حکومت بغداد رسید و از جمله کارهای ایشان در هنگام حکومتش مرقد امامین کاظمین را به زیبای هرچه تمام تر بنا کرد و همچنین تعدادی از سربازان دیلمی خود را برای خدمت وحمایت از مرقد شریف در کاظمین قرار داد. یکی از اسباب فراهمی امنیت و بزرگی قبرستان قریش رفت و آمد تعداد زیاد مردم در صورت جمعیتها و فصلی و مراسم هایی مانند شهادت امام حسین (ع) وعید غدیر وغیره بود.در ماه اول سال ۶۵۶ ه.ق ارتش مغول، بغداد را محاصره کرد و در روز هجدهم ماه محرم و یا شاید بعد از آن بغداد سقوط کرد و در اثر آن بسیاری از حادثه های خرابکاری و تخریب وفجایع بی رحمانه را مغولها انجام دادند. این شهر در دورانهای تاریخی پی در پی و در سال های ۳۶۷ ه.ق و ۴۶۶ ه.ق و ۵۵۴ ه.ق و۵۶۹ ه.ق و همچنین در سال ۶۱۴ ه.ق و۶۴۶ ه.ق و۶۵۴ ه.ق و ۶۱۴ ه.دچار سیل شد و این مسئله بر مرقد شریف وشهر کاظمین تأثیر گذاشت اما ناصر الدین الله خلیفه عباسی با کمک وزیر شیعی خود «مؤید الدین محمد قمی»مرقد را تعمیر کرده و دور آن دیواری بلند کشید.در اوائل قرن هشتم بود که این شهر گام بلندی را در پیشرفت گذاشته و کامل از جمعیت و زائران آن شد. حمد الله مستوفی می گوید که در اول یک شهر کوچک بود طول محیط آن در حدود ۶۰۰۰ ولی در قرن هشتم به ۶۰۰۰ نفر جمعیت تبدیل شد.در قرن دهم وارد دوران جدیدی از نظر استقلال مدیریت داخلی شد و به شهری که وجود و نقش مهمی در روابت عمومی دارد، تبدیل گردید. در سال ۹۱۴ ه.ق صفویان عراق را کنترل کردند. شاه اسماعیل صفوی کاظمین را زیارت کرده و دستور به تشکیل مدیریت خاص برای شهر و دادگاه شریعتی به ریاست قاضی که به شیخ الاسلام معروف شد داد و همچنین دستور به ساخت هر چه تمامتر حرم کاظمین داد و برای خدمه و مسئول های مرقد شریف حقوقی در نظر گرفت.در سال ۱۳۰۲ ه.ق هدایت باشا فرمانده سپاه ارتش ترکیه دستور به بنای پلی چوبی شناور بر روی رودخانه دجله بین کاظمین و اعظمیه داد و با آن شهر کاظمین با منطقه شرقی بغداد ارتباط پیدا کرد.همچنین در سال ۱۳۱۸ ه.ق بنای سرای کاظمین شروع شد.این شهر در سالهای عمر خویش بسیاری از دانشمندان نویسندگان شاعران اندیشمندان و پزشکان زیادی را تربیت کرد . در کنار آن چندین مدرسه دینی بود که دانشجویان و اساتید ممتاز درس می خواندند و در مقدمه آن مدرسه فقیه سید محسن اعرجی در اوائل قرن ۱۳ ه.ق تأسیس شد. این شهر همچنین دارای مجموعه ای از کتابخانه هایی بزرگ که دارای نسخه های خطی نفیس و کتابهایی بسیار مهم بود و می گویند که اولین چاپخانه عراقی سنگی در سال ۱۲۳۷ ه.ق در کاظمین وجود داشت که این بر صدر لیست کارهای علمی این شهر در نیمه اول قرن سیزدهم بود.از برجسته ترین مواضع سیاسی شهرستان کاظمین در هنگام اشغال عراق در جنگ جهانی اول توسط بریتانیا، کمک گرفتن شخصیتهای معروف بصره در تاریخ ۲۰ ذی الحجه سال ۱۳۳۲ ه.ق از فقهای کاظمین بود. آنان فتوی دفاع از حریم مسلمانها دادند. در روز سه شنبه ۱۲ محرم سال ۱۳۳۳ ه.ق سید مهدی حیدری و جمعی از مجاهدان برای رفتن به جبهه جنگ بغداد را ترک کردند. همه شهر کاظمین برای تشییع موکب جهاد بیرون آمدند . همچنین این شهر هیئتهای علمایی که به سوی میدان جنگ در کربلا و نجف می رفتند را با تمامی احترام و افتخار استقبال و خداحافظی کردند.ارتش بریتانیا شهرستان کاظمین را در تاریخ هفتدهم جمادی الاول سال ۱۳۳۵ اشغال کرد. اشغال عثمانیان به پایان رسید واشغال انگلیسیها شروع شد.از آن وقت شهر کاظمین برای مبارزه با اشغالگران انگلیسی از کلیه توانهای خود و قدرتهای مادی ومعنوی دریغ نکردند. والمس بیل در نامه های خود این گفته را اثبات می کند و می گوید :کاظمین در وحدت اسلامی افراطی است و در دشمنی با انگلیسی ها سرسخت است. همچنین فیلیپ آیرلاند انگلیسی می گوید: احساس دشمنی به انگلیسی ها در کاظمین بسیار قوی بود و همه فقها به هر کسی که به اشغال بریتانیا رأی بدهد به خروج از دین تهدید کردند.تاریخچه بنای مرقد کاظمین در دوره عباسیانبنای اول : بلافاصله بعد از دفن امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ ه.قبنای دوم : بعد از به دست آوردن بغداد توسط معز الدوله آل بویه ومرقد امام را در سال ۳۳۶ه.ق دوباره بنا کرد.بنای سوم : در ۴۵۰ ه.ق پس از آتشی که در سال ۴۴۳ه.ق به سبب نزاعهای فرقه ای که به آتش کشیدن مرقد مقدس کشید.بنای چهارم : بنای مجد الملک قمی در سال ۴۹۰ه.ق که در حقیقت بنای چندین بنا به معماری اصلی بود و اسم آن را (عمارة تجوّزاً أو تسامحاً ) بنای بخشایش نامید.بنای پنجم : بنای ناصر الدین الله در سال ۵۷۵ ه.ق و چند سال بعدش که یک بنای اصلی را بزرگ وچندین مورد در دوران دراز ناصر به آن اضافه شد. بنای مرقد کاظمین بعد از دوران عباسیاندر سال ۷۶۹ ه.ق سلطان اویس جلائری، مرقد مقدس را که بر اثر سیل ها ترک خورده بود را تعمیر کرد. وی دو گنبد و دو مناره و دستور به دو صندوق از سنگ مرمر بر روی دو قبر شریف داد و همچنین حرم را با آجر کاشی که بر روی آن سوره هایی از قرآن نوشته شده زینت آرایی کرد.در سال ۹۱۴ ه.ق و بعد از آن شاه اسماعیل صفوی بعد از وارد شدن به بغداد به بنا و بازسازی و توسعه مرقد امام پرداخت. همچنین راهروها را با سنگ مرمر, کاشی کاری و دو صندوق چوبی را بر روی آرامگاه امام گذاشت.حرم را از داخل وخارج با آجر کاشی که بر روی آن آیات قرآنی ونوشته های تاریخی بود زینت آرایی کردند. همچنین دستور به بنای مناره بجای دوتا مناره قبل وبنای مسجد صفوی که مسجد بزرگی در جهت شمالی حرم و مرتبط به آن که امروزه به (جامع الجوادین ) معروف است داد. علاوه بر آن اهدای فرش و فانوس و به وظیفه گرفتن خدمه و موذنها با این کارها حرم کاظمین با همان بنا تا امروز ایستاده است.در سال ۹۴۱ ه.ق سلیمان قانونی پس از فتح بغداد و بیرون راندن صفویه، دستور به تمام کردن بخشی از کارهای ناتمام که صفویان تمام نکرده بودند داد .در سال ۹۷۸ ه.ق مناره ای در جهت شمال شرقی حرم مقدس بنا به اضافه چهار مناره دوره صفویان کردند.در سال ۱۰۳۲ ه.ق شاه عباس صفوی دوباره بغداد را فتح کردند و دستور به بازسازی و ساخت وساز ویرانی های جنگ وفتنه ها داد و همچنین دستور به نصب ضریحی فولادی که بر روی دو صندوق چوبی برای حفاظت از دزدیها در هنگام جنگها و حمله های قبیله ها به شهر کشیدند و به سبب مشکلات بین روابط ایران و ترکیه رسیدن ضریح تا سال ۱۱۱۵ه.ق به تأخیر افتاد.در سال ۱۰۴۵ ه.ق شاه صفی بن عباس صفوی به اجرای بعضی از تعمیرات مانند قوی کردن قاعده مناره ها پرداخت.در سال ۱۲۰۷ کار ساخت در مرقد کاظمین شروع شد. در سال ۱۲۱۱ ه.ق آقا محمدخان قاجار دستور به کامل کردن کارهایی که صفویان در کاظمین شروع کرده بودند مانند ساخت مناره ها و بنای صحنی که حرم را از سه جهت شرقی جنوبی وغربی احاطه و از جهت شمالی به حرم متصل می شود را داد.بعد از فوت محمدخان قاجار، در سال ۱۲۲۱ ه.ق به دستور فتحعلی شاه نقش داخلی دو گنبد را با آب طلا و قطعه های شیشه ای رنگی و همچنین همه دیوارهای حرم را با کاشی های معرق قرآنی دیوارهای داخلی حرم وسقف را قطعه های آینه ای ثابت شده بر روی چوب زینت آرایی کردند.در سال ۱۲۲۹ ه.ق دو گنبد و مناره های کوچک را طلا کاری کردند و این از آشکار ترین کار شاه بود.در سال ۱۲۵۵ ه.ق ایوان کوچکی که درب رواق در حهت جنوبی را طلا کاری کردند. منوچهرخان معروف به معتمد الدوله همه مخارج آن را پرداخت.در سال ۱۲۵۵ سلطان محمود دوم، ستر نبوی (که از پارچه سندس بود ) هدیه داد و در شب قدر بر روی ضریح در همان سال گذاشته شد.در سال ۱۲۷۰ ه.ق ناصر الدین شاه قاجار یکی از دانشمندان خود را به نام «شیخ عبد الحسین تهرانی» معروف به شیخ عراقیها به عراق فرستاد تا بر نقشه عمرانی بزرگ عتبات مقدس و تجدید و تعمیرو زیبایی اشراف کند و به او اجازه کامل در خرج اموال داد.در سال ۱۲۸۱ ه.ق کارهای عمرانی در مرقد امام شروع شد. تجدید خارجی دیوارهای حرم و تزیین آن با آجر کاشی و بنای ایوانی با ۲۲ پایه که به (طارمة باب المراد) معروف بود و ایوان را طلا کاری کردند. همچنین از جهت جنوبی سقفی با ۱۴ پایه که به (طارمة باب القبلة) بنا کردند و کار آن در سال ۱۲۵۸ ه.ق به پایان رسید. و بعد از اجرای تمامی تعمیرات در مرقد به یکی از بناهای زیبا و خلاق و دقیق تبدیل شد.در سال ۱۲۹۶ ه.ق امیر فرهاد میرزای قاجار عموی شاه ایران ناصر الدین شاه برای انفاق به پروژه بزرگ داوطلب شد. این پروژه شامل بنای زیر زمینهای منظم برای دفن مردگان و طلا کاری مناره های بزرگ از جای مؤذن تا قبه آن و بنای دیواری بلند از دو طبقه تشکیل می شد که شامل ۷۶ اتاق بود که صحن را احاطه می کرد. همچنین دو ساعت بزرگ بالای دو در رئیسی باب المراد و باب القبله در سال ۱۳۰۱ ه.ق گذاشتند.به سبب سنگینی که این برجها بر درها داشتند قبل از دهها سال این دو ساعت برداشته شدند و به جای آن دو برج ساعت که امروزه بر روی باب القبله می بینید، استفاده کردند.و از بارزترین کار آستان قدس کاظمین که قاعده ای مربعی شکل و با کاشی کربلائی که بر روی آن آیات قرآنی با رنگهای زیبا حک شده است زینت آرایی کردند وبر هر چهار طرف آن یک ساعت گذاشتند.در سال ۱۳۳۲ ه.ق ایوانی در جهت غربی که به(طارمة قريش) سقفی قریش با۱۸ ستون بنا کردند و سقف آن کتیبه و دکوراسیون وتمامی سوره اعلی را با آجر کاشی زینت کردند.معماری کنونی حرمساختمان کنونی حرم از ساخته‌های دوره آغازینِ صفویه و اضافات دوره‌های بعدی است. معماری و هنر دوره صفویه از ایوان‌های زیبا و کاشی‌کاری‌های معرق نفیس و آینه‌کاری های بدیع در آن به وضوح قابل مشاهده است. حرم مطهر دارای دو گنبد طلایی است که هر یک بر روی بقعه یکی از دو امام علیهماالسلام قرار گرفته است. در زیر دو گنبد فضای مربع مستطیل است که میانه دو دیوار شرقی و غربی را دو ستون عظیم دربرگیرنده گنبدها اشغال کرده است؛ یک ضریح نقره‌ای قبر دو امام را با دو صندوق خاتم نفیس در بردارد؛ با ورود از ایوان جنوبی به نخستین رواق و سپس به درون حرم و گنبدخانه نخست در برابر قبر مطهر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام قرار خواهیم گرفت و در پشت سر ایشان قبر مطهر حضرت جواد(ع) قرار دارد. پیرامون حرم چهار شبستان بزرگ قرار گرفته و رواق‌های جنوبی و غربی هر یک به ایوانی زیبا و بزرگ راه دارد.مجموعه حرم و رواق‌ها را سه صحن وسیع دربر دارد که صحن غربی به نام «صحن قریش» می‌باشد. برج و بارو و دروازه‌های هفت‌گانه صحن با معماری زیبای آن و کاشی‌کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه‌ها چشم بیننده را می‌نوازد. برج و بارو و دروازه‌های هفت‌گانه صحن که با توجه به معماری زیبای آن و کاشی‌کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه‌ها چشم بیننده را می‌نوازد،از ساخته‌های مرحوم فرهاد میرزای قاجار (عموی ناصرالدین شاه) می‌باشد. مسجد صفوی نیز از ساخته‌های شاه اسماعیل صفوی است که پس از تسخیر عراق آن را به سبک ساختمان‌های عراقی ساخت. مسجد از زیبایی خاصی برخوردار است که حس تحسین بیننده را در برابر عظمت ستون‌های ضخیم و طاق‌های قوسی آن برمی‌انگیزد و دارای گنبد کاشی‌کاری بسیار کوتاهی است که به زحمت می‌توان آن را از درون صحن دید. در جنب محراب و منبر کهن مسجد، پنجره‌ای به درون رواق شمالی حرم مطهر باز شده است که از میان آن، ضریح مطهر قابل مشاهده است.در ۲۲ شهریور ۸۹ گنبد و گلدسته‌های حرم امام موسی‌ بن جعفر و امام جواد(علیهما السلام) با همکاری مشترک تولیت حرم آن حضرت و ستاد بازسازی عتبات عالیات در ایران طلاکاری مجدد شد.حرم امام موسی‌ بن جعفر و امام جواد (علیهما السلام) به مساحت ۳۳۵ مترمربع شامل ۱۰ هزار و ۲۶۱ خشت طلا و ۳ گلدسته است که در مجموع یک هزار و ۴۱۶ خشت طلا در بازسازی و تعویض آن به کار رفته و مدت یک سال و نیم صرف انجام این پروژه شده است.مشاهير مدفون در حرمين كاظمينآرامگاه خواجه نصیرالدین طوسی: وی از بزرگان جهان علم و دانش و از مشاهیر دانشمندان شیعی است که دوست و دشمن بر جلالت قدر و عظمت مقام او اتفاق نظر دارند. او در سال ۶۷۲ هـ.ق درگذشت. خواجه وقتی‌ دید بیماری‌ دیگر علاج‌ ندارد، درباره‌ دفن‌ و کفن‌ خویش‌ با یاران‌ و نزدیکانش‌ مذاکره‌ کرد، گفتند: مناسب‌ آن‌ است‌ که‌ در جوار حضرت‌ علی‌(ع) دفنش‌ کنند. او گفت‌ مرا شرم‌ آید که‌ در جوار‌ امام‌ کاظم (ع) بمیرم‌ و از آستان‌ او به‌ جای‌ دیگر برده‌ شوم.هنگامی که خواجه نصیر درگذشت صاحب دیوان شمس‌الدین جوینى وزیر و بزرگان و اعیان و دانشمندان بغداد جنازه‏ او را مشایعت کرده با ازدحامى عام به کاظمین آورده در پایین پاى آن دو بزرگوار قبرى حفر نمودند. سردابى ظاهر شد و جسد خواجه را در آن سرداب دفن کردند. مى‏‌‌گویند بعد از تحقیق مشخص شد الناصر بالله خلیفه‏ عباسى آن قبر را براى خودش ساخته بود و پسرش برخلاف امر پدر، جای دیگر دفنش کرده بود و آنجا خالى مانده بود.از غرایب اتفاقات آنکه تاریخ تمام‌شدن سرداب را روى سنگى کنده یافتند که روز یازدهم جمادى الأولى سال ۵۹۷ هجری قمری همان روز تولد خواجه بود. بنا به وصیت خواجه نصیر وی را در پایین پای امامین کاظمین دفن کردند و این‌ آیه‌ را بر مزارش نوشتند: «وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصیدِ؛ و سگ آنها دست‌هاى خود را بر دهانه غار گشوده بود» (کهف/۱۸)آرامگاه محمد بن محمد بن نعمان ملقب به شیخ مفید: شیخ مفید فقیه و متکلم و از علمای برجسته شیعه سده ۵ هجری قمری بود که مقبره اش در مشرق رواق جنوبی حرم کاظمین قرار دارد. وی از بزرگان شیعه و فقها و متکلمان چیره‌دست و توانا بود که در سال ۴۱۳ هـ.ق درگذشت. بر روی قبر او ضریحی فولادی و کهن قرار دارد و بر بالای قبرش، بر روی مرمر قطعه شعری است که امام زمان ارواحنافداءدر رثای فوت او سروده است: لاصوّت الناعی بفقدک إنّه یومٌ علی آلِ الرسول عظیمُ.آرامگاه ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه: از بزرگان و فقها و محدثین امامیه است. وی در سال ۳۶۸ هـ.ق درگذشت و آرامگاهش در مشرق رواق جنوبی به همراه قبر شیخ مفید است. آرامگاه جمع کثیری از وزرا، فقها و اعیان، که برخی از مشاهیر آنان عبارتند از: موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه السلام (وی یمن را در دوران مأمون تسخیر نمود و مردم را به امامت حضرت امام رضا(ع) دعوت کرد.) معزّالدوله آل بویه، جلال الدوله آل بویه، عمید الجیوش، فخرالدوله دیلمی، مشرف الدوله دیلمی، ابن حمدون، ضیاءالدین ابن الأثیر، ابن الناقد، ابن العلقمی، فرهاد میرزا، آیت الله سیدحسن صدر و گروهی دیگر از این خانواده، سید هبة الدین شهرستانی و...آرامگاه سید مرتضی و سید رضی: این دو برادر از اعیان و مشاهیر و بزرگان امامیه در قرن پنجم هجری به شمار می‌آیند. قبر این دو تن در دو ساختمان جداگانه بیرون صحن مطهر و در نزدیکی یکدیگر در جنوب شرقی دیوار صحن قرار دارد. قبر ابویوسف قاضی، وی در سال ۱۶۶ هـ.ق به منصب قضاوت در بغداد پایتخت خلافت بنی العباس برگزیده شد و نخستین کس در اسلام است که به عنوان «قاضی القضات» شهرت یافت. قبر او در جنوب شرقی صحن مطهر، درون یکی از حجره‌ها می‌باشد. ]]> تاریخ Sun, 25 May 2014 04:29:15 GMT http://deabel.org/vdcfyvdy.w6dcxagiiw.html مرزبان حريم تشيّع http://deabel.org/vdcgr3934ak9q.pra.html شماره دوم ماهنامه خیمه - صفر1424 - اسفند 1381 شيخ آقا بزرگ تهراني، در شرح احوال عالم محقّق و متّتبع، صاحب مجموعه عظيم و گرانسنگ «عبقات الانوار»، مرحوم مير حامد حسين مي‌نويسد:«ميرزا محمّد تهراني عسكري از قول سيد حسين يزدي، خطيب حائري، برايم نقل كرد كه او ـ يعني سيد حسين يزدي ـ گفته است: من مسبوق بودم و مي‌دانستم كه مير حامد حسين، توان و طاقت شنيدن مصيبت‌هاي دردناك جدش امام حسين عليه‌السلام و اهل‌بيت او عليهم‌السلام را ندارد. از اين رو، مصائب در حضورش خوانده نمي‌شد. از قضا، روزي در (لكنهو) در حالي كه بر فراز منبر بودم، داخل حسينيه شد؛ ولي من متوجه ورودش نشدم، و طبق معمول مصيبتي را خواندم. ناگهان ديدم صداي مردم بلند شد كه مي‌گفتند: بس است، بس است، ديگر نخوان! در شگفت شدم، و پس از گذشت لحظه‌اي، فهميدم كه بر اثر مصيبت خواندن من، سيد از هوش رفته و مدهوش گشته است».(1) پی نوشت‌:1. نقباء البشر، از «طبقات اعلام الشيعه»، ج 1/149 – 350. ]]> تاریخ Thu, 20 Mar 2003 05:47:58 GMT http://deabel.org/vdcgr3934ak9q.pra.html کوثریه http://deabel.org/vdchimnz.23nwzdftt2.html سید رضا موسوی هندی نقوی فرزند سید محمد بن سید هاشم بن میر شجاعتعلی هندی لکنهویی در هشتم ذی‌قعده سال ۱۲۹۰ هجری قمری در نجف اشرف دیده به جهان گشود.خاندان وی از سادات نقوی هستند و نسب به امام دهم حضرت علی بن محمد الهادی علیه‌السلام می‌رسانند. سید رضا در هشت سالگی همراه پدر و برادرش برای شرکت در درس میرزای شیرازی رهسپار سامرا شد. (امین عاملی، ۱۴۰۳: ۲۳/۷).سید محمد فرزند خود را در سامرا برای فراگیری قرآن به مکتب فرستاد. روزها ملّای مکتب در صحن عسکریین علیهماالسلام می‌نشست و شاگردان در محضر وی زانوی تلمذ می‌زدند. سید رضا می‌گوید: «فراگیری قرآن برایم بسیار دشوار بود و از ادای صحیح عبارات عاجز بودم و پیوسته مورد استهزای کودکان قرار می‌گرفتم. روزی پس از اینکه تلفظ غلط من باعث خنده‌ی شدید کودکان و در پی آن استهزای آنان شد، دل‌شکسته برخاستم و دوان‌دوان با پای برهنه و خاک‌آلود، گریه‌کنان وارد رواق حرم مطهر شدم. خود را به ضریح رساندم و با دو دست شبکه‌های ضریح امام دهم علیه‌السلام را گرفته و خود را به ضریح مطهر چسبانیدم و بلند‌بلند شروع کردم به گریستن. در همین اثنا، ناگهان در دستان خود شمعی دیدم فروزان که در پرتو نور آن، خواندن کتیبه‌های ضریح، علی‌رغم پیچیدگی‌ها، برایم بسیار آسان بود!شگفت‌زده به جمع کودکان و ملای مکتب بازگشتم و همه با تعجب و حیرت دیدند که در خواندن قرآن هیچ مشکلی ندارم و به‌آسانی و روانی، آیات قرآن را می‌خوانم. از آن پس از عهده‌ی قرائت آیات مشکل قرآن و تلفظ صحیح عبارات به‌راحتی برمی‌آمدم. کم‌کم خبر این ماجرا دهان‌به‌دهان نقل شد تا اینکه روزی در محضر میرزای شیرازی، این کرامت را بازگو کردند. میرزا که از این قضیه به شگفت آمده بود، این حدیث نبوی را متذکر شد که: «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و مرا مورد لطف و مرحمت خویش قرار داد. (موسی موسوی، ۱۴۰۹: ۹). سید رضا هندی در سال ۱۳۱۱ هجری قمری به نجف اشرف بازگشت و به تکمیل تحصیلات خویش همت گماشت. وی علاوه بر فقه و اصول، علاقه‌ی وافری به شعر و ادب و معانی و بیان و سرودن شعر داشت و علاوه بر کسب علوم دینی رایج در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف، از محضر ادبا و شعرای زمان خود مانند سید جعفر حلّی، شیخ محمدجواد شبیبی، شیخ هادی کاشف‌الغطا و شیخ محمد سماوی بهره‌ها برد.استادان وی در حوزه‌ی نجف، صرف‌نظر از پدرش سیّد محمد، عبارتند از: شیخ محمد طه نجف، سید محمد بحرالعلوم طباطبایی (مؤلف بلغـه الفقیه)، شیخ حسن فرزند شیخ محمد حسن نجفی(مؤلف جواهرالکلام)، ملا محمد شربیانی و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی(مؤلف کفایـه الاصول).و از این بزرگان اجازه‌ی نقل حدیث داشت: پدرش سید محمد، شیخ محمد حرزالدین (مؤلف معارف الرجال)، شیخ محمد طه نجف، سید حسن صدر، شیخ اسدالله زنجانی، سید ابوالحسن اصفهانی، و شیخ آقا بزرگ تهرانی. (شیخ آقابزرگ تهرانی: ۷۶۹/۷. امین عاملی، ۱۴۰۳: ۲۳/۷).از جمله آثار بر جای مانده از سید رضا هندی می‌توان به: «بلغه الراحل»، «المیزان العادل بین الحق و الباطل»، «دُرَر البُحور»، «الوافی فی شرح الکافی» و «سبیکـه العسجد» اشاره کرد.آنچه بیش از جایگاه سید رضا هندی در فقه و اصول و سایر علوم حائز اهمیت است، مقام ادبی و شعری اوست و پیوسته نور پرفروغ شعر او چشم‌ها را خیره کرده و جایگاه علمی وی را تحت‌الشعاع قرار داده است؛ به گونه‌ای که وی را از مهم‌ترین پایه‌های نهضت ادبی عرب در آغاز قرن بیستم میلادی دانسته‌اند و او را در طول نیم قرن، یکی از چهره‌های درخشان شعر عراق برشمرده‌اند. (چکامه کوثریه، ۱۳۷۰: ۱۰).صرف‌نظر از اشعار بلندمرتبه‌ای که از او به جای مانده است، سایر آثار ادبی او حیرت‌انگیز است که از آن میان می‌توان به نامه‌ای اشاره کرد که به شیخ رضا اصفهانی نوشته است که هم به نثر خوانده می‌شود و هم به نظم! (امین عاملی، ۱۴۰۳: ۲۷/۷. الخلیلی، ۱۹۶۳: ۲۸/۱). و ماده تاریخ‌هایی که از خود به یادگار گذاشته نیز در خور توجه است. (چکامه کوثریه، ۱۳۷۰: ۱۲).جایگاه رفیع شعر او و اقبال جامعه به آثارش به گونه‌ای بود که خطبا و ادبا و طلّاب و حتی جوانان و کودکان، سروده‌های او را هنوز به چاپ نرسیده حفظ می‌کردند و برای هم می‌خواندند.وی در قالب‌های مختلف شعری از قصاید و غزلیات گرفته تا موشحّات و لغز و معمّا و ماده تاریخ به استادی سخن می‌گفت و در مدح و رثای اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام آثاری گرانسنگ از او به یادگار مانده است.نقل است که یکی از شیعیان در خواب به زیارت حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نایل آمد و از آن حضرت پرسید: «بر پیکر جدّ غریب شما حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام چه کسی نماز گزارد؟» حضرت فرمودند: «از پسرم سید رضا هندی بپرس»! سراسیمه از خواب بیدار شده، سحرگاه به در خانه سید رضا هندی می‌رود و ماجرای خواب خود را برای او بازگو می‌کند.سید به سجده افتاده و سپس دست او را گرفته به اندرونی می‌برد و این بیت را که روز گذشته به بیت پیشین آن رسیده بود و هنوز برای کسی نخوانده بود را می‌خواند:صلّت علی جسم الحسین سیوفهمفغدا لساجده الظّبی محرابا (چکامه کوثریه، ۱۳۷۰: ۱۸).اما از میان همه‌ی آثار بر جای مانده از او، «کوثریه» در مدح ساقی کوثر، امیرالمؤمنین حیدر علیه‌السلام از جایگاهی ویژه برخوردار شد و در زمره‌ی چند اثر برگزیده‌ی ادبیات شیعی قرار گرفت.روزی در خانه‌ی شیخ عبد علی آل حاج منصور پاشا (احتمالاً از شیوخ قبایل عرب) که پیوسته محل آمد و شد دانشمندان و شاعران و ادیبان بوده است و در آنجا گردهم می‌آمدند، سخن از جایگاه رفیع «اُزری» و اثر تابناک او به میان آمد و یکی از حاضران گفت: «افسوس که در زمان ما کسی مانند شیخ کاظم اُزری وجود ندارد تا اثری درخشان چون شعر او پدید آورد.»سید رضا هندی که در آن جمع حاضر بود، این کلام را شنید و برخاسته به خانه رفت. هنوز آفتاب روز بعد طلوع نکرده بود که «کوثریه» متولد شد و با تابش خیره‌کننده‌اش جهان را روشن کرد.سه روز بعد سیّد در جمع حاضران این چکامه‌ی ارجمند را خواند و حیرت همگان را برانگیخت و خیلی زود ابیات آن بر سر زبان‌ها افتاد و روزبه‌روز تقاضای استنساخ از آن بیشتر شد تا اینکه به درخواست سید احمد، فرزند ارشد شاعر به یکی از روزنامه‌های نجف به چاپ رسید و به دلیل استقبال بی‌سابقه، چندین نوبت به چاپ رسید. (چکامه کوثریه، ۱۳۷۰: ۱۷).به دلیل روانی واژگان و موسیقی دلپذیر وزن آن و اینکه به راحتی در حافظه جای می‌گرفت فرزندان به تشویق والدین خود به حفظ کردن این قصیده پرداختند و خیلی زود «کوثریه» نُقل مجالس و محافل شد و از کودکان کوی گرفته تا خطبا بر فراز منبر آنرا می‌خواندند.با به وجود آمدن چکامه‌ی کوثریه، بسیاری از شاعران اقدام به تضمین و استقبال و تخمیس آن نمودند که از آن میان می‌توان به آثار محمد امینی نجفی، دکتر عباس ترجمان، شیخ محمد السماوی، سید مجتبی شیرازی، سید محمد هادی شیرازی، شیخ قیس العطار، شیخ محمد کرمی، شیخ قاسم محیی‌الدین، شیخ محمدجواد مطر، دکتر حسین میرزایی، سید محمد نوری موسوی و سید علی هندی اشاره کرد.شاعر فقید سید رضا هندی که در زمان زعامت و مرجعیت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی به نمایندگی از ایشان به فیصلیّه (سواریّه) رفته بود و به امور دینی مردم رسیدگی می‌کرد، سرانجام در روز پنجشنبه ۲۲ جمادی‌الاولی سال ۱۳۶۲ هجری قمری دعوت حق را لبیک گفت.مردم با تشییعی با شکوه با شاعر خود وداع کردند و آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی بر پیکر او نماز گزارد و در مقبره‌ی پدری در خانه‌اش در محله‌ی «حُوَیش» نزدیک مسجد شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف به خاک سپرده شد. (حرز الدین: ۳۲۶).وی چند روز پیش از مرگ، وفات خود را پیش‌بینی کرده بود. پدر در خواب از او خواسته بود که همراهش به زیارت برود. (الخلیلی، ۱۹۶۳: ۳۷/۱).این ابیات از نخستین سروده‌های اوست:یا أیها النّجف الأعلی لک الشّرفُضمنت خیرالوری یا ایها النّجففیک الامام أمیرالمؤمنین ثویفالدّر فیک و ما فی غیرک الصّدفیا سائرین إلی أرض الغری ضحینشدتکم بأمیر المؤمنین قفواما ضرّکم لو حملتم ما یبثکّمصبٌ غریبٌ کئیبٌ هائمٌ دنفُ۱. أمفلّج ثغرک أم جوهرو رحیق رضابک أم سکّر؟۲. قد قال لثغرک صانعه:«انّا أعطیناک الکوثر»۳. والخال بخدّک أم مسکنقّطت به الورد الأحمر۴. أم ذاک الخال بذاک الخددفتیت النّد علی مجمر۵. عجبا من جمرته تذکوو بها لا یحترق العنبر!۶. یا من تبدو لی وفرتهفی صبح محیّاه الأزهر۷. فاجنّ به باللّیل إذایغشی «والصّبح إذا أسفر»۸. إرحم أرقا لولم یمرضبنعاس جفونک، لم یسهر۹. تبیضّ لهجرک عیناهحزنا و مدامعه تحمر۱۰. یا للعشّاق لمفتونبهوی مرشأ أحوی أحور۱۱. إن یبد لذی طرب، غنّیاو لاح لذی نسک، کبّر۱۲. امنت هوی بنبوّتهو بعینه «سحر یوثر»۱۳. أصفیت الوّد لذی مللعیشی بقطیعته کدّر۱۴. یا من قد اثر هجرانیو علیّ بلقیاه استأثر۱۵. أقسمت علیک بما أولت ...ک النظره من حسن المنظر۱۶. و بوجهک إذ یحمّر حیاو بوجه محبّک إذ یصفر۱۷. و بلؤلؤ مبسمک المنظو ...م و لؤلؤ دمعی إذ ینثر۱۸. أن تترک هذا الهجر فلیـ ...س یلیق بمثلی أن یهجر۱۹. فاجل الأقداح بصرف الرّا ...ح عسی الأفراح بها تنشر۲۰. و اشغل یمناک بصّب الکأ ...س و خلّ یسارک للمزهر۲۱. فدم العنقود و لحن العو ...د یعید الخیر و ینفی الشّر۲۲. بکّر للسّکر قبیل الفجـ ...ر فصفو الدّهر لمن بکّر۲۳. هذا عملی فاسلک سبلیإن کنت تقرّ علی المنکر۲۴. فلقد أسرفت و ما أسلفت لنفسی ما فیه اُعذر۲۵. سوّدت صحیفـه أعمالیو وکلت الأمر الی حیدر۲۶. هو کهفی من نوب الدنیاو شفیعی فی یوم المحشر۲۷. قد تمّت لی بولایتهنعم جمّت عن أن تشکر۲۸. لاُصیب بها الحظّ الأوفیو اخصّص بالسّهم الأوفر۲۹. بالحفظ من النّار الکبریو الأمن من الفزع الاکبر۳۰. هل یمنعنی ـ و هو السّاقی ـأن أشرب من حوض الکوثر؟۳۱. أم یطردنی عن مائدهوضعت للقانع و المعتر؟۳۲. یا من قد أنکر من آیا ...ت أبی حسن مالا ینکر۳۳. إن کنت لجهلک بالأیّا ...م جحدت مقام أبی شبّر۳۴. فا سأل بدرا و اسأل احداو سل الأحزاب و سل خیبر۳۵. من دبّر فیها الأمر و منأردی الأبطال و من دمّر؟۳۶. من هدّ حصون الشرّک و منشاد الاسلام و من عمّر؟۳۷. من قدّمه «طه» و علیأهل الایمان له امّر؟۳۸. قاسوک أبا حسن بسواک و هل بالطّود یقاس الذّر؟!۳۹. أنّی ساووک بمن ناووک؟ و هل ساووا نعلی قنبر؟!۴۰. من غیرک من یدعی للحرب للمحراب و للمنبر؟۴۱. إفعال الخیر إذا انتشرتفی النّاس، فأنت لها مصدر۴۲. و إذا ذکر المعروف، فمالسواک به شیء یذکر۴۳. أحییت الدّین بأبیض قدأودعت به الموت الأحمر۴۴. قطبا للحرب یدیر الضّر ...ب و یجلو الکرب بیوم الکرّ۴۵. فاصدع بالأمر فنا صرک الـ ...بتّار و شانئک الأبتر۴۶. لولم تؤمر بالصّبر و کظ ...م الغیض ـ ولیتک لم تؤمر ـ۴۷. مانال الأمر أخو «تیم»و تناوله منه «حبتر»۴۸. لکن اعراض العاجل ماعلقت بردائک یا جوهر۴۹. أنت المهتّم بحفظ الدّیـ ...ن و غیرک بالدّنیا یغتر۵۰. أفعالک ما کانت فیهاإلّا ذکری لمن اذّکّر۵۱. حججا ألزمت بها الخصما ...ء و تبصره لمن استبصر۵۲. آیات جلالک لا تحصیو صفات کمالک لاتحصر۵۳. من طّول فیک مدائحهعن أدنی واجبها قصّر۵۴. فاقبل یا کعبـه آمالیمن هدی مدیحی ما استیسر۱. با من بگوی که آیا این دندان میان‌دار توست یا رشته‌ی گوهری به هم پیوسته؟! و این شهد شیرین و زلال، آب دهان توست یا شهد شکّر؟!۲. در شأن دندان‌های تو آفریننده‌اش فرمود: «ما به تو کوثر عطا کردیم».۳. با من بگوی آیا خال است که بر گونه‌ی دلفریب خود داری یا اینکه مشک دانه‌ای است که با آن بر رخسارت که همچون گل سرخ است نقطه‌ای سیاه زده‌ای؟!۴. آیا آن خال سیاه بر آن گونه، سورة اسپند نیست که بر چهره‌ات که چون مجمری فروزان است جای گرفته است؟!۵. (اگر چنین است) در شگفتم از آتش چهره‌ات که شعله‌ور است اما آن خال عنبرین را نمی‌سوزاند!۶. (آه ...) ای که زیبایی زلف سیاه خود را در اطراف صبح تابان چهره‌ات در برابر من به جلوه آورده‌ای؛۷. و من دیوانه‌وار از خود بی‌خود می‌شوم شباهنگام که تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد و سحرگهان، هنگام که سپیده سر می‌زند. (شب هنگام به یاد سیاهی زلف تو صبح به یاد روشنی چهره‌ات می‌افتم).۸. بر من شب‌زنده‌دار که پیوسته بیدارم و خواب از چشمانم گریخته ترحم کن. که اگر دل در گرو چشمان بیمار و خمارین تو نمی‌داشتم، شب را به بیداری نمی‌گذراندم.۹. مرا دریاب که دیدگانم از غم دوری تو سپید شد و سرشک سرخ‌فام از دیده می‌بارم.۱۰. هلا ... آی عاشقان، این دلداده‌ی مفتون که دل در هوای عشق آهو بچه‌ای با چشمانی سیاه و درشت دارد را دریابید.۱۱. محبوب من اگر در مجمع اهل شور و طرب درآید، جمله را به وجد آورده به تغنی می‌کشاند و اگر بر پارسایان بگذرد، از دیدار جمال او بانگ برآورند که: «الله اکبر»۱۲. من عاشقانه به پیامبریش ایمان آوردم که در چشمانش جادویی نهفته دارد و در هر جای گفت‌وگوی اوست.۱۳. عشق را برای محبوبم پاک و خالص کردم، همو که با هجران خود، شادی‌ام را از من گرفته و روزگارم را تیره‌گون ساخته است.۱۴. ای محبوب من، ای که از من دوری گزیده و مرا به هجران خود مبتلا کرده، دیدارت را از من دریغ می‌کنی!۱۵. تو را سوگند می‌دهم به زیبایی رخسارت که جمال، طراوت و شادابی به آن بخشیده است.۱۶. و سوگند می‌دهم تو را به چهره‌ات، آنگاه که از شرم و حیا گلگون می‌شود و به رخسار دلدادگانت، هنگام که از درد و رنج هجران به زردی می‌گراید؛۱۷. و سوگند به مروارید صف کشیده و پیوسته در دهانت و گوهر اشک دیده‌ام، آنگاه که چشمانم گوهرافشانی می‌کند،۱۸. که این هجران را به وصال مبدل کن که روا نیست همچون منی هجران زده باشد.۱۹. جام‌های شراب را ای دوست به نوشانوش جلابخش، باشد که بدان شادی افزایند.۲۰. دست راست خود را به کار سقایت پیاله بدار و با دیگر دست عود بنواز.۲۱. و بدان که شراب و نوای عود، بدی را دور و خیر و نیکی را فراچنگ می‌آورد.۲۲. در سحرگاه برای نوشیدن برخیز که شادی آن کس راست که سحرخیز باشد.۲۳. مرا خود جز این کاری نیست. تو نیز اگر گناهکاری و بدان اقرار می‌کنی با من همراه شو.۲۴. من در گناه سخت زیاده‌روی داشته‌ام و هیچ عذری در این کار برای خویش فراهم نکرده‌ام.۲۵. من نامه‌ی اعمال خود را سیاه کردم اما کار خود را به مولایم امیرالمؤمنین حیدر علیه‌السلام وانهادم.۲۶. او در هنگامه‌های سخت و دشوار زندگی پناه من و در روز رستاخیز دستگیر من است.۲۷. در سایه‌سار ولایت او، نعمت‌ها بر من تمام است. نعمت‌هایی که بیرون از شماره است و شکر آن نتوانم کرد.۲۸. بی‌شک در این امر، بهره‌ی کامل از آن من است و سود سرشار مراست؛۲۹. به اینکه از آتش سوزنده‌ی دوزخ در امان خواهم بود و از هول و هراس روز رستاخیز برکنار.۳۰. آیا علی مرتضی علیه‌السلام که ساقی کوثر است مرا از نوشیدن آن بازمی‌دارد؟!۳۱. و آیا مرا از کنار خوان رحمتی که برای همگان، چه ثروتمند و چه تنگدست گسترده‌اند، می‌راند؟!۳۲. ای آنکه افتخارات انکارناشدنی بوالحسن علیه‌السلام را نمی‌شناسی و نمی‌پذیری.۳۳. اگر به واسطه‌ی اینکه از چند و چون روزهای تاریخ بی‌خبری، مقام و منزلت حضرت او را نادیده گرفته، انکار می‌کنی؛۳۴. پس از بدر و اُحُد بخواه تا او را به تو بازشناسند و از خندق و خیبر احوال او بازپرس.۳۵. چه کسی جز علی علیه‌السلام بود که در این مواقف کارهای دشوار را سامان می‌داد و سرکشان را از پای درمی‌آورد و پشت گردان را به خاک می‌مالید؟۳۶. چه کسی جز او دژهای استوار شرک را زیر و رو کرد و اسلام را آبادانی بخشید؟۳۷. چه کسی را جز او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر اهل ایمان امیر گردانید؟۳۸. ای اباالحسن! (ع)، آوخ که تو را با دیگران همطراز کرده، سنجیدند! مگر ذره را با کوه استوار می‌توان همطراز کرد؟!۳۹. شگفتا، چگونه تو را با دشمنانت برابر کردند؟! آیا آنان را با نعلین قنبر غلام تو، همسنگ توان دانست؟!۴۰. یا علی، جز تو که بود که هم در کارزار بی‌همتا باشد و هم در محراب و منبر یگانه‌ی روزگار خوانده شود؟۴۱. اگر تمامی نیکی‌ها در میان مردمان منتشر شود، بی‌شک تو سرچشمه‌ی همه‌ی خوبی‌هایی.۴۲. و هنگامی که از خیر سخن رود، جز تو کسی را نتوان خاستگاه آن دانست.۴۳. دین خدا را با تیغ آبگون خویش زنده کردی. با همان تیغ که مرگ سرخ فام را نصیب کافران می‌کردی.۴۴. تو در گماگرم کارزار چونان ستون و محوری استوار بودی که امور رزم را سامان می‌دادی و اندوه از چهره‌ها می‌زدودی.۴۵. پس آشکارا حق را بازگو کن که منکران بی‌دودمانند و صولت شمشیر بران یاری‌گر توست.۴۶. یا علی! اگر به فرو خوردن خشم و از کف ندادن دامان شکیبایی فرمان نداشتی که ای کاش مأمور به صبر نبودی؛۴۷. فرزند «تیم» عهده‌دار امور نمی‌شد و از پس او فریبکاری جانشین او نمی‌گشت.۴۸. اما ای جوهره‌ی هستی، دامان تو به پلیدی‌های این جهان آلوده نگشت.۴۹. تو ای علی! همت خویش را بر نگاهبانی از دین گماشتی در آن هنگام که دیگران را دنیا فریفته بود.۵۰. ای علی! برای آن کس که جویای حقیقت است، جمله‌ی کارهایت راهگشا و آگاهی‌بخش بود.۵۱. و این روشنگری‌ها دلایلی‌ست محکم که ستیزه‌گران را به وادی تسلیم می‌کشاند و هدایت‌گر است برای آن کس که جویای نور و روشنی‌ست.۵۲. آیات و نشانه‌های جلال تو را شماره نتوان کرد و اندیشه از درک صفات کمال تو عاجز است.۵۳. من که در مدیحه‌سرایی تو سخنم به درازا کشید، هنوز وامانده‌ی آغاز راهم.۵۴. پس ای علی! ای قبله‌گاه آرزوهایم! این مدیحه را که پیشکش توست از من بپذیر که بیش از این در توان نداشتم.کتابنامه:۱ـ امین عاملی، سید محسن، (۱۴۰۳)، اعیان‌الشیعه، ج ۷، بیروت: دارالتعاریف للمطبوعات.۲ـ تهرانی، شیخ آقابزرگ، نقباء البشر فی قرن الرابع عشر، ج ۷، مشهد: دارالمرتضی.۳ـ چکامه کوثریه، (۱۳۷۰)، تهران: مؤسسه‌ی تحقیقات و انتشارات طور.۴ـ حرز الدین، شیخ محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی.۵ـ الخلیلی، جعفر، (۱۹۶۳)، هکذا عرفتهم، ج ۱، بغداد: مطبعه الزهراء.۶ـ موسوی، سید موسی، (۱۴۰۹)، دیوان السید رضا الموسوی الهندی، بیروت: دارالاضواء ]]> تاریخ Thu, 17 Jul 2014 12:27:55 GMT http://deabel.org/vdchimnz.23nwzdftt2.html شخصيت‌شناسي حادثه عاشورا در كربلا http://deabel.org/vdcevn8z.jh8vxi9bbj.html حجت الاسلام اويسي، سخنران نمايندگي بعثه مقام معظم رهبري در كربلا در جمع پرشور زائران و در صحن حرم مطهر اباعبدالله الحسين (ع) به تبيين و شخصيت‌شناسي ياران و اصحاب با وفاي آن حضرت پرداخت.يكي از ابعاد نهضت عاشورا، افتخارآفريني و عظمت و بزرگي آن است و عشق وافر به امام حسين (ع)، ايمان راسخ به آينده‌اي روشن و سعادتبخش، برخورداري از معياري صحيح براي شناخت نفاق و دشمني با دشمنان امام حسين (ع) را به عنوان مهم‌ترين ويژگي‌هاي ياران آن حضرت به شمار مي‌رود.آنچه اكنون براي ما به عنوان محبّان امام حسين (ع) و رهروان راه آن بزرگوار و اصحاب گران‏قدرش اهميت فراوان دارد اين است كه بدانيم ياران آن حضرت چه ويژگي‏‌هايي داشتند كه تاريخ مانند آنان را تاكنون به خود نديده است.يكي از مهم‏ترين ويژگي ياران اباعبدالله (ع)، عشق فزاينده به آن بزرگوار است، چنان‏كه ارادت اصحاب به آن حضرت، از مرز محبت‏‌هاي معمولي به مراتب فراتر رفته بود، به گونه‏‌اي كه در مقابل آن بزرگوار خود را فراموش كرده، براي ياري ايشان از جان و مال و آبروي خويش مي‏‌گذشتند.اطمينان به نويدهاي الهي و اعتقاد راسخ به پاداش الهي، از ديگر امتيازات ياران حضرت سيدالشهدا (ع) بود. آنان يقين داشتند به محض شهادت به فلاح و رستگاري نايل آمده، جايگاه رفيعي در انتظارشان است.با دقت در سخنان شهداي كربلا معلوم مي‏‌شود آنان منافقان و دشمنان پنهان دين را براساس نحوه برخوردشان با امام حسين (ع) شناسايي مي‏‌كردند؛ ايشان با مقايسه دشمنان آن حضرت با دشمنان رسول اكرم (ص) و اميرمؤمنان (ع)، بي‏‌درنگ پي به نفاق آن‏ها مي‏‌بردند.آنان برخلاف مردمان معاصر خود، كه به راحتي با دشمنان دين و امامشان مصالحه كرده و در دين خدا مسامحه مي‏‌كردند، هرگز حاضر به همراهي با بني‏‌اميه نشدند. آنان همه چيز را براساس مدارا و محبت تفسير نمي‏‌كردند، بلكه در كنار محبّت به امام خود، با دشمنان آن حضرت دشمني مي‏‌ورزيدند. ]]> تاریخ Sun, 18 May 2014 05:54:38 GMT http://deabel.org/vdcevn8z.jh8vxi9bbj.html شعبان در گذر تاريخ http://deabel.org/vdcawen6.49ni615kk4.html میلاد امام حسین (ع)دربارة تاريخ تولد امام حسين (ع) اتفاق نظر چنداني ميان مورخان و سيره نويسان نيست. برخي، روز پنجم شعبان سال چهارم هجري، برخي، سوم شعبان و برخي ديگر، روزهاي نخست شعبان، بدون تعيين روز ولادت را زادروز آن حضرت ميدانند. (مقاتل الطالبيين، ص ۵۱ و مناقب آل ابيطالب، جلد ۳، ص ۲۴۰)ولي مشهور، ميان شيعيان، بر اساس توقيع شريفي كه به دست «قاسم ابن علاء همداني»، وكيل «امام حسن عسكري (ع)» رسيد، تولد اباعبدالله الحسين (ع) در روز سوم شعبان بوده است. (بحارالانوار، جلد ۳۴، ص ۲۳۷)ورود امام حسین (ع) به مکهبنا بر گفتة شيخ مفيد (ره) آنگاه كه امام حسين (ع) به قصد مكه از مدينه حركت كردند، اين آيه را مىخواندند: «[موسى] در حالى از شهر خارج شد كه ترس داشت و هر لحظه در انتظار حادثهاى بود و گفت: «پروردگارا! مرا از اين گروه ستمگر رهايى بخش.»» (سورة قصص، آية ۲۱) حضرت در روز جمعه، سوم شعبان، وارد شهر مكه شدند و اين آيه را تلاوت فرمودند: «و آن گاه كه به سوى مدين حركت كرد، گفت: «اميد است كه پروردگارم مرا به راه راست هدايت کند...»» (سورة قصص، آية ۲۲)امام حسين (ع) در ذى حجّه، مُحرم به عمره شدند. سپس روز ترويه (هشتم ذی الحجه روز ترویه است و روزی است که حجاج، نیت حج تمتع میکنند، محرم میشوند و از مکه سمت منا حرکت میکنند.) به سوى عراق حركت كردند؛ در حالى كه مردم به سوى منا مىرفتند. كسى كه نمىخواهد حج به جا بياورد، مىتواند در ماه ذى حجه، مُحرم به احرامِ عمرة مفرده شود؛ بنابراين، سيدالشهداء (ع) به عمرة مفرده وارد مكه شدند. میلاد حضرت عباس (ع)ایشان روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجري به دنيا آمد. (خصائص العباسيه، ص ۶۶. قمر بنى‏هاشم‏ (ع) مقرم، ص ۱۸، از انيس الشيعه. الوقايع و الحوادث، ج محرم ص ۴۰۰) نام مشهور آن حضرت، عباس (ع) است. کنیههای آنجناب، ابوالفضل، ابوالقربه، قمر بنى‏هاشم، باب الحوائج، عبد صالح و سقاست. پدرشان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب‏ (ع) و مادرشان حضرت ام‏البنين فاطمه (س) دختر حزام كلابيه است. آن حضرت خوشسيما و زيبارو بود و به همين دلیل به ماه بنى‏هاشم ملقب شد. قامتى بلند و بازوهايى قوى داشت و مظهر جلال و جبروت حضرت كردگار بود.میلاد امام سجاد (ع)آن حضرت، روز شنبه، در منزل حضرت زهرا (س) به دنيا آمدند. (احقاق الحق، ج ۱۹، ص ۴۳۹)نام آن حضرت، «على» است و مشهورترين لقب مباركش زين‏العابدين و سجاد است. (مسار الشيعه، ص ۳۴. اصول كافى، ج ۱، ص ۴۶۷) مادر ایشان حضرت شهربانو (س) است. امام سجاد (ع) دو سال از عمر بابركتش را با جدش اميرالمؤمنين‏ (ع) بود و بقية عمر شريفش همراه عموى مكرم و مظلومش امام مجتبى‏ (ع) و پدر والامقامش امام حسين‏ (ع) سپرى شد. در ولادت آن حضرت، اقوال ديگرى به اين ترتيب وجود دارد: ۸ ربيع الاول، ۱۵ جمادى الاولى، ۱۵ جمادى الاخر، ۵ رجب، ۱۱ رجب، ۷ شعبان، ۹ شعبان، ۱۵ شعبان، ۵ رمضان. اینکه در کدام روز از ایام هفته هم بوده، محل اختلاف است؛ يكشنبه يا سه‏شنبه يا پنجشنبه يا جمعه؟ در سال ولادت هم اختلاف است كه ۳۶ يا ۳۷ يا ۳۸ هجري بوده است. (قلائد النحور، ج شعبان، ص ۳۸۹-۳۸۸)عقيقه براى امام حسين (ع)در اين روز كه هفتمين روز ولادت امام حسين (ع) است، حضرت رسول‏ (ص) گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه قربانى كرد. سپس سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (ارشاد، ج ۲، ص ۳۲۷. اعلام الورى، ج ۱، ص ۴۲۰)ولادت حضرت علی اکبر (ع)در سال ۳۳ یا ۴۳ هجري قمري آنجناب، از امام حسین (ع) و مادری به نام ليلى، بنت مره بن عروة بن مسعود ثقفى پا به عرصة هستی گذاشت. (على اكبر (ع) «مقرم»، ص ۱۶-۱۵ به نقل از انيس الشيعه) كنية آن حضرت طبق فرمايش حضرت صادق (ع) «اباالحسن» است. (كامل الزيارات، ص ۲۴۰) مادر ليلي، ميمونه دختر ابيسفيان و از طايفه بنياميه است. (أعلام النّساء المؤمنات (محمد حسون و امّ علي مشكور)، ص ۱۲۶) به همین علت، حضرت علي اكبر (ع) به سه طايفة معروف و مهم عرب پيوند پيدا كرده است. از جانب پدر به طايفة خوشنام و شريف بنيهاشم و به بزرگاني چون پيامبر اسلام (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س)، اميرمؤمنان علي بن ابي طالب (ع) و امام حسين (ع) و از جانب مادر به دو طايفة بنياميه و ثقيف و کسانی چون عروه بن مسعود ثقفي، ابي سفيان، معاويه بن ابي سفيان و ام حبيبه همسر رسول خدا (ص) ارتباط فاميلي و خويشاوندي پيدا کرد. این امر باعث شد، وي مورد احترام و اطمينان كامل طوايف مزبور و اهالي مدينه باشد. وي نخستين شهيد بني هاشم، در روز عاشورا بود و در زيارت شهداي معروفه نيز آمده است: «السَّلامُ عليكَ يا اوّل قتيلٍ مِن نَسل خَيْر سليل.» (منتهي الآمال، ج۱، ص ۳۷۵)جنگ بني المصطلقحرکت براي اين جنگ در دوم شعبان سال ششم هـ.ق بود. تعداد مسلمانان ۱۰۰۰ نفر بود که ۳۰ اسب داشتند، ولي کفار ۷۰۰ نفر بودند. يک تن از مسلمانان در اين جنگ شهيد شد و از کفار ۱۰ نفر به قتل رسيدند. (توضيح المقاصد، ص۲۱. فيض العلام، ص۳۴۹) پیروزی و نصرت در جنگ از آن مسلمانان بود. مصطلق منزلي بين مکه و مدينه است که منسوب به مصطلق است. او اول کسي است که دين اسماعيل (ع) را تغيير داد و قبيلة خود را به پرستيدن هُبَل فرمان داد و آن را در کعبه نصب کرد. (الموسوعه الکبري في غزوات النّبي الاعظم (ص)، ج۳، ص۱۲)روزهامام رضا (ع) در فلسفه و دلايل وجوب روزه مي‌فرمايد: «همانا (مردم) مأمور به روزه شدند تا درد و ناگواري‌هاى گرسنگى و تشنگى را بشناسند و آنگاه بر سختيهاى گرسنگى، تشنگى و فقر آخرت استدلال كنند.» (وسايل الشيعه، ج ۷، ص ۴) همچنين پيامبر (ص) در خطبة شعبانيه مى‏فرمود: «و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمه و عطشه»؛ «ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزهداريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را.» كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مياندازد كه سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش انجام دهد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد. ]]> تاریخ Tue, 05 Jul 2011 12:59:43 GMT http://deabel.org/vdcawen6.49ni615kk4.html چه كساني میلاد حضرت زهرا را در مكه برگزار كردند؟ http://deabel.org/vdcdfs0f.yt0jf6a22y.html كتاب تاريخ مكه نوشته احمد سباعي يكي از نخستين آثار تاريخ تحليلي است كه تاريخ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و عمراني مكه را از روزگار اسماعيل پيامبر تا دوره معاصر را در بر دارد. احمد سباعي كتاب را با گزارشي مختصر از وضعيت اقليمي مكه آغاز مي‌كند. او مكه را شهري با پيشينه كهن مي‌داند؛ اما از ورود به بحث‌هاي سنتي كه معمولاً صفحه‌هاي آغازين تواريخ مكه را به خود اختصاص داده‌اند، مي‌پرهيزد؛ زيرا در باور او، نمي‌توان از چگونگي و هنگام دقيق پيدايش اين شهر سخن گفت و گفتار منابع كهن در اين زمينه درخور اعتماد نيست و همه آن‌ها در دوره اسلامي نگاشته شده‌اند كه با تاريخ آغازين مكه فاصله بسيار دارد. (ص۱۶) بدين رو، وي دوره اول را از روزگار حضرت اسماعيل آغاز مي‌كند. او در دوره دوم به وضعيت مكه هنگام حاكميت قريش پيش از اسلام و نيز رويدادهاي پس از ظهور اسلام، دوران پيامبر و خلفاي راشدين مي‌پردازد. وي مكه را در دوره پيش از اسلام نيز داراي نوعي زندگاني علمي دانسته و از وجود علومي چون طب، نجوم، گياه‌شناسي، كشتيراني و نسب‌شناسي در آن گزارش داده است. (ص۴۶-۴۸) در دوره سوم، اوضاع مكه هنگام تسلط امويان (حك: ۴۱-۱۳۲ق.) و رخدادهايي مانند شورش ابن زبير و رويداد حرّه، بررسي و فصلي با موضوع نخاوله گشوده شده است. سباعي اين شايعه را كه شيعيان نخاوله بر اثر اباحه‌گري سپاه شام در رخداد حرّه پديد آمده‌اند، ردّ نموده و آن را ساخته دشمنان شيعه دانسته است. (ص۹۴)  سباعي دوره چهارم را كه مربوط به تسلط عباسيان (حك: ۱۳۲-۶۵۶ق.) است، عصر قيام‌هاي شيعي دانسته و اوضاع مكه را در پرتو اين قيام‌ها بررسي كرده است. وي افزون بر بيان رويدادهاي تاريخي اين دوره، به توجه ويژه خلفاي عباسي به مسجدالحرام اشاره كرده و بيشترين گسترش حرم و نوسازي‌ها و اصلاحات عمراني مسجدالحرام را متعلق به اين دوره دانسته است. (ص۱۸۵)دوره‌هاي پنجم و ششم به بررسي اوضاع مكه در دوره فاطميان (حك: ۲۹۷-۵۶۷ق.) و دولت زنگي‌ها (حك: ۵۲۱-۶۴۹ق.) اختصاص يافته است. (ص۱۸۹-۲۲۱) سباعي اين دوران را عصر رواج شعائر شيعي در مكه دانسته كه از آن جمله مي‌توان به افزوده شدن «حي علي خير العمل» به اذان اين شهر اشاره كرد. در روزگار فاطميان، عيدهاي مهم شيعه مانند عيد تولد حضرت زهرا، تولد حضرت خديجه كبري، تولد امام علي (ع) گرامي داشته مي‌شد و مراسم مناسبت‌هايي چون روز عاشورا و واپسين چهارشنبه ماه صفر در مكه بر‌گزار مي‌گشت. نويسنده اين عيد‌ها و مراسم را تا پيش از ورود آل سعود به مكه (۱۳۴۴ق.) پابرجا دانسته است. (ص۲۱۶)سباعي در دوره‌هاي هفتم و هشتم به بيان وضعيت مكه هنگام تسلط ايوبيان (حك: ۵۶۹-۶۴۸ق.) و ترك‌هاي چركسي (حك: ۶۴۸-۹۲۳ق.) پرداخته و به گزارش از ابن جبير آورده است كه مسجدالحرام در روزگار ايوبيان داراي پنج نماز جماعت براي چهار امام سني و يك امام شيعه زيدي بر مذهب اشراف مكه بوده است. (ص۲۴۹) وي پيدايش شغل مطوّفي را مربوط به دوران حكومت ترك‌ها و علت آن را ناآشنايي ترك‌ها با زبان عربي دانسته است. (ص۳۳۷) مطوّف كسي بوده كه آداب و مناسك حج را به مردم غيرعرب مي‌آموخته است. ]]> تاریخ Sat, 26 Apr 2014 04:58:25 GMT http://deabel.org/vdcdfs0f.yt0jf6a22y.html فاطمیه یک فرهنگ و سرمایه است http://deabel.org/vdcdkk0x.yt0sn6a22y.html میزگرد ایام فاطمیه(ع) و ضرورت بزرگداشت شعائر فاطمی با حضور ۵ تن از خطبا و وعاظ منبری هیئات مذهبی تهران در دفتر خبرگزاری تسنیم برگزار شد. در این نشست حجج اسلام والمسلمین سید عباس موسوی مطلق، عبدالحمید شهاب، مهدی بنیانیان، میثم علی‌پناه و احسان بی‌آزار تهرانی حضور داشتند و مباحث مرتبط با ضرورت بزرگداشت ایام فاطمیه و بیان مظلومیت حضرت صدیقه طاهره(س) را بررسی کردند.در این نشست صحبت‌هایی پیرامون تقارن ایام فاطمیه با نوروز امسال، حرکت‌های تند و ضدتقریبی جریان معروف به شیعه انگلیسی، حفظ وحدت و تقریب مذاهب کنار به رسمیت شناختن شعائر فاطمی، اصلاح سبک زندگی و الگوسازی از سیره حضرت صدیقه طاهره(س) به‌نوعی که مورد استقبال نسل امروز باشد و ... مطرح شد.در بخش دیگری از این نشست موضوع گروه موسوم به شیعه انگلیسی یک موازی‌سازی جدی دشمن برای ایجاد تفرقه میان شیعیان و سوق به رادیکال شدن در مواضع و شعائر اعلام شد که توصیه این کارشناسان دینی این بود که بایستی در این زمینه هوشمندانه عمل کرد و میان مقوله تقیه و برائت جمعی هنرمندانه برقرار کرد. همچنین در این نشست عنوان شد که فاطمیه امتداد غدیر است و اگر در برائت از دشمنان خط عاشورا را دنبال می‌کنیم در حضانت از شعائر شیعه نیز محکم درباره فاطمیه خواهیم ایستاد و فاطمیه خط قرمز شیعه است.وعاظ معروف تهران در این نشست گلایه‌هایی داشتند از آنچه بی‌توجهی خود و هر رسانه دیگری در معرفی اقدامات رهبر معظم انقلاب در احیای شعائر فاطمی می‌دانستند. آن‌ها می‌گفتند: ما درباره اقدامات ایشان کوتاهی کردیم و همین باعث شده که امروز یک جریان تندرو به‌غلط سودجویی کند و این طور در مجامع مردمی زبان به سخن براند که جمهوری اسلامی را مخالف ترویج عقاید شیعه جلوه دهد. در حالی که آن زمانی که امام و رهبر انقلاب این خط مذهبی را هدایت کردند، هیچ‌گاه سخن از این افراد نبود. بخش دوم از این میزگرد را در ادامه می‌خوانید:*تسنیم: بحث کلی ما درباره لزوم احیای شعائر فاطمی و نقش خطبه خوانی و منبر در این ایام است. علاقمندیم که در ابتدای بحث نظر یکی از شما عزیزان را در رابطه با اهمیت برگزاری مراسم ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) جویا شویم. اساساً چه شد که در چند سال اخیر مسأله عزاداری برای ایشان به‌صورت خیلی پررنگ و فراگیر پی گرفته شد؟ ماجرای اقامه عزا و گریه بر مصائب ایشان کنار آنچه تحت عنوان درک و فهم معارف مطروحه حول موضوع ولایت که در چارچوب قیام ایشان مطرح می‌شود و رنگی جدی می‌گیرد، چگونه باید پی گرفته شود؟ آیا اساس طرح فاطمیه پیگیری مقوله ولایت است؟فاطمیه صدیقه طاهره (سلام‌الله علیها) زنده است و شعائر فاطمی خط قرمز شیعه استحجت الاسلام عبدالحمید شهاب: به‌اجماع نظر مفسرین امامیه و عامه محوریت آیه «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً» شخصیت مقدسه و مطهره حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است و تمام آثار و برکاتی که در عالم خلقت رؤیت می‌شود، طبق روایات به‌جهت وجود مقدس و نورانی ایشان است. از این منظر این موضوع اهمیت پیدا می‌کند. مستند روایی وجود دارد که اگر نور خلقت حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) نبود خداوند هیچ مخلوقی را در عالم خلق نمی‌کرد. صاحب کتاب «غایة المرام فی فضائل علیٍّ و أولاده الکرام(ع)» روایتی را از ساحت مقدس پیغمبر اکرم(ص) نقل می‌کند که ایشان می‌فرماید: دخترم، اگر نور تو خلق نمی‌شد، آسمان و زمین هم خلق نمی‌شد و یک یک مخلوقات را نام می‌برند. بنابراین آنچه مشخص است؛ محوریت خلقت با نام فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) است و فاطمیه صدیقه طاهره(سلام‌الله علیها) خط قرمز شیعه است.هیچ ولایت مدار و ولایت پذیری بالاتر از فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) در تاریخ سراغ نداریم/ فاطمیه انسان را به کمال نزدیک تر می‌کنددر برابر دشمنی که آماده است در برابر منطق محکم ولایت به مقابله بپردازد هیچ ولایت مدار و ولایت پذیری بالاتر از فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) در تاریخ سراغ نداریم و لذا باید خیلی از این موضوع مراقبت کنیم. احیای شعائر فاطمیه آثار و برکاتی دارد و همانطور که آثار و برکاتش را در احیای مجالس اهل بیت(علیه‌السلام) می‌بینیم، در محوریت فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) بیشتر می بینیم و به نوعی فاطمیه انسان را به کمال نزدیک‌تر می‌کند. اگرچه به کنه ذات حضرت فاطمه(سلام‌الله علیها) کسی نمی‌تواند ورد پیدا کند، اما همین که شما را به حریم فاطمیه راه می دهند ظهور عناصر کمالی آرم آرام بالا می‌گیرد و در نتیجه ما را به وظیفه‌ی خودمان که قرآن به آن اشاره کرده بیشتر آگاه می‌کند و شاید عالی ترین رهیافت حقیقت شعائر فاطمیه همین باشد که فرمود:«قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى‏»؛ و ما باید اول مزد پیغمبر(ص) را بدهیم که معین و مشخص است. اجمالا اگر همانطور که در چند سال اخیر روند صعودی خوبی را در ارتباط با بزرگداشت ایام فاطمیه شاهد بودیم، ادامه دهیم به نمتیج خوبی می‌رسیم. جا دارد که بیشتر تلاش بشود و در مجالس و هیئات، معارف دینی نشر داده شود و با تکیه و بررسی سیره یک انسان کامل که زهرای اطهر(سلام‌الله علیها) است همه ما، به سمت انسان کامل شدن هدایت شویم. جای آن در این مجالس است.مبادا شعائر فاطمیه را تنها در احیای معارف فاطمی خلاصه کنیم/گریه بر این مظلومه حقانیتی را به عالم اعلام می‌کندالبته تنها بعد شعوری نیست بلکه بعد شور هم مطرح است که قطعا باید آن تضرع و گریه در مصیبت «بی بی»(سلام‌الله علیها) جا بیافتد و معین بشود، مبادا بنشینیم شعائر فاطمیه را تنها در احیای معارف فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) ببینیم بلکه بر مظلومیت این مظلومه باید گریست، خود این گریه پیام دارد و می خواهد حقانیتی را در عالم اعلام کند. ضمن اینکه گریه تصفیه کننده پلیدی دل است یعنی از یک طرف فرد خودش را تصفیه، پاک و رفع قساوت می‌کند و از طرف دیگر نیز یک پیام عالی را به جهان اسلام می رساند که ما برای شعائر الهی طبق قانون الهی عمل می‌کنیم که فرمود:« مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقَوَی الْقُلُوب» یعنی شعائر فاطمی شعائر الله است و مکتب را در یک حالت کانالیزه شده و محکم جلو می برد. همانطور که در ابتدا عرض کردم باید روحیه اهل باطل در رابطه با این ذهنیت جمع بشود که فاطمیه دیگر به کمرنگی کشیده شده است. فاطمیه زنده است و شعائر فاطمیه خط قرمز شیعه است.انقلاب اسلامی برخی شعائر و فرائض فراموش شده دینی و اعتقادی را مجددا احیاء کردحجت‌الاسلام موسوی مطلق: با توجه به این که ما مدعی این معنا هستیم که انقلاب ما، زمینه ساز ظهور حضرت ولیعصر(عج) است-و واقعیت هم چنین بوده است- یعنی اگر کسی غیر از این اعتقاد دارد باید تجدید نظری نسبت به اعتقاداتش داشته باشد، نظر خود را بیان می‌کنم. این خون‌ها ریخته شده و زحمت‌ها با این عنوان کشیده شده است که یک روزی یک آقایی خواهد آمد و در طول تاریخ هم این چنین زمینه سازی صورت گرفته نشده است. حالا این انقلاب یک وظیفه فردی و اجتماعی به گردن همه ما است که باید برای ظهور حضرت زمینه ساز باشیم که این زمینه سازی در عمل مشخص خواهد شد. یکی از مسائلی که انقلاب ما در آن زمینه موفق بوده است احیای خیلی از مسائل، سنن و فرائض و شعائر کمرنگ و بعضا فراموش شده است. البته ما اگر بخواهیم فهرست تهیه کنیم، این موارد زیاد است اما در همه تاریخ دولت‌ها برای دین به هر منظوری زحمت کشیده‌اند. برای مثال آل بویه اولین دولتی بوده است که غدیر را به رسمیت شناخت و دهه عزاداری امام حسین(ع) را برگزار کرد و به همین کیفیت و تا به امروز هم این روند ادامه یافته است. یا مغولان یا تیموریان با همه نقاط ضعف و خونریزی‌هایی که داشتند به برخی از امور اهتمام داشتند مثلا به نام اهل‌بیت(ع) سکه زدند و خطبه خوانی را به غیر از درباره اهل بیت(ع) ممنوع کردند و درباریان در محافل و مجالس خود جایگاه مخصوص برای سادات به عنوان دار السیاده درنظر گرفته بودند که این یادگار آن زمان است.بزرگداشت فاطمیه گامی برای زمینه سازی ظهور حضرت حجت(عج) استاما هیچ کدام از آنها مانند انقلاب اسلامی موثر نبوده است؛ مثلا نماز جمعه از سنن فراموش شده‌ای بوده است که الان احیا شده است و در بیش از ۶۰۰ شهر این سنت و فریضه الهی را به جا می‌آورند. یا سنت اعتکاف از زمره این سنت های احیا شده است و نسبت به سایر مراسمات هم این سخن درست است که در گذشته هم بوده است اما نسبت به جمعیت و فضایی که امروز در دنیا حکمفرما است به نظر من پررنگ تر برگزار می شود. یا سالروز ولادت‌ها و شهادت‌ها که جنبه عمومی پیدا کرده است و رسانه ها هم کمک کرده اند و دولت و ملت دست در دست هم قرار داده‌اند. البته نمی خواهیم امتیاز بدهیم و مقایسه کنیم اما غرض این است که ما خود به خود در این مسیر قرار گرفتیم. آنچه از ادعیه مشخص می شود یکی از مهمترین کارهای حضرت در زمان ظهورشان و وقتی حکومت استقرار شد احیای شعائر الهی، فرائض و سنن فراموش شده است که در واقع اگر ما امروز دور هم جمع می شویم و کاری می‌خواهیم انجام بدهیم به عنوان «فاطمیه»؛ مفتخر به این هستیم که در زمینه سازی ظهور حضرت قرار داریم و این برگ سبزی است تحفه درویش یعنی می‌خواهیم بگوییم که آقا ما برای شما داریم کار می‌کنیم.*تسنیم: حاج آقای بنیانیان اساساً شناخت شعائر و معارف فاطمی چه کمکی می‌تواند به مردم امروز سرزمین ما کند؟ اساس تفاوت شعائر فاطمیه با شعائر الهی و حسینی در چیست، آیا تفاوتی وجود دارد؟با فاطمیه مقابل حرکت فرهنگی دشمن می‌ایستیمحجت‌الاسلام مهدی بنیانیان: شعائر فاطمی مانند بقیه شعائر مثل شعائر الهی، شعائر حسینی و ... ابزاری برای تعالی جامعه است. در تعالی این جامعه اهل‌بیت(ع) و پیغمبر خدا(ص) و ذات اقدس رب الارباب ابزاری را برای تعالی جامعه اختصاص دادند که یکی از آن ابزار فاطمیه است. شناخت شعائر فاطمی و تفاوت آن با بقیه شعائر خیلی به ما در نحوه عملکردمان در فاطمیه کمک می‌کند، این شعائر در مقابل هجمه فرهنگی‌ای قرار دارد که قبل از اسلام و بعدا در زمان بعثت پیغمبر و صدر اسلام نسبت به تعالی جامعه توسط یهود انجام شد و ثمره آن در آخر همین شهادت‌ها و حوادث بعد از آن شد. یعنی ما زمانی که شروع به ذکر مصیبت یا واکاوی یک مورد واقعه تاریخی می‌کنیم، مثلا عاشورا را مورد بررسی قرار می‌دهیم، فاطمیه پشت در خانه امیرالمومنین(ع) را مورد بررسی قرار می‌دهیم، سم به امام حسن(ع) را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم همه اینها یک صبغه فرهنگی و طولانی دارد که منجر به شهادت امیرالمومنین(ع) می‌شود و بعد از آن مردم در شام می‌‌گویند که مگر علی نماز می‌خواند یا منجر به صلح امام حسن(ع) یا منجر به غصب خلافت می‌شود. به مدد بررسی این شعائر است که توان تحلیل وقایع تاریخی و اجتماعی پیدا می کنیم و آن‌گاه جامعه با تکیه بر تجربه گذشته در آزمون امروز خود به نوع پخته‌تری عمل می کندو شرایط را بهتر می‌سنجد و درک می‌کند.دشمن با کار فرهنگی از صدر اسلام نگذاشته که شیعه به غایت ظهور برسدبنابراین کار فرهنگی بوده است که مکرر انجام شده و هیچ گاه دشمن از این ابزار یعنی کار فرهنگی دست برنداشته است و آن کار فرهنگی منجر به قصه سقیفه، صلح امام حسن(ع) و منجر به واقعه عاشورا شد و الان هم منجر به غیبت امام زمان(عج) شده است. ۱۲۰۰ سال هم هست که دشمن با کار فرهنگی نگذاشته است که شیعه با غایت ظهور برسد و ما با استفاده از این ابزار باید مقابل این حرکت فرهنگی دشمن بایستیم. مقابله با جریان فرهنگی دشمن دو ابزار دارد که یکی از آنها دفاع کردن در برابر هجمه‌ای است که آنها انجام می دهند، مانند حمله‌های نظامی و دیگری حمله کردن است. بنابراین در بحث شعائر، مثلا شعائر امام حسین(ع) حمله صرف به مبانی دشمن با شورآفرینی در جامعه است، اگر دقت کنید در شعائر حسینی بنا مکرر بر صدا است. طبل،کتل، علم و بساط راهپیمایی ۲۰ و ۳۰ میلیونی و اینکه فریاد زده بشود که در عالم، حسینی بوده است و ممکن است که همه این افراد هم شیعه نباشند بلکه یهودی، ارمنی و ... هم باشند، اما باید این را بشنوند. اگر در فضاهای مجازی جستجوی ساده‌ای انجام دهیم می‌بینیم، امروز در کل دنیا پرسیده می‌شود که این «حسین» کیست؟ و این سوال نتیجه همان تعظیم و بزرگداشت این شعائر است.فاطمیه خط دفاع شیعه نیست، حمله به مبانی دشمن است/شور ما برگرفته از شعور ماستاما در قصه فاطمیه اینگونه نیست بلکه در قصه فاطمیه حمله به مبنای مقابله با این واقعه است. تا در فاطمیه صحبت از این می شود که برای حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) اتفاقی افتاده است، این سوال در اذهان متبادر می‌شود که چه کسی موجب این اتفاق شده است و این حمله به مبنای دشمن است. برای همین اهمیت فاطمیه و تفاوتش با عاشورا این است که عاشورا مقدمه بر ظهور کل احساسات و شور جامعه است.من با برخی از عزیزان مخالفم که می‌گویند برخی شور دارند اما شعور ندارند. من معتقدم این امکان ندارد که جایی شور باشد اما شعور نباشد، این شور برآمده از آن شعور است. همین الان روزی هزار نفر در تهران فوت می‌کنند اما شما ناراحت نمی‌شوید؟ اما اگر بگویند یکی از بستگان فوت کرده است ناراحت می‌شوید چون نسبت به او معرفت داشته‌اید و چون او را بیشتر می‌شناختید، این‌طور می‌شوید. بنابراین ناراحتی و جزع و فزع شما بیشتر می‌شود. بنابراین این درست نیست که بگوییم هیئت‌ها شور دارند اما شعور ندارد. آنجایی که دشمن می‌آید و در بحث هیئت‌های ما کار می‌کند، می‌خواهد امام حسین(ع) را غلط معرفی کند و آن امام حسینی که خودش می‌خواهد را تصویر کند که برای یزید هیچ خطری ندارد.بزرگترین کار را در حفظ شعائر فاطمی را مقام معظم رهبری انجام دادند؛ اهل رسانه و منبر از بیان این موضوع غفلت کردندتسنیم: بحث شعائر فاطمیه ابتدا چطور و با چه هدفی به این صورت فراگیر مطرح شد؟ ما پیش از این هم ایام عزاداری سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) را داشتیم اما به نظر می‌رسد از سالی به بعد به شدت این موضوع فراگیر و جدی پی گرفته شد. در حالی که امروز جریان خاصی ادعا می‌کند که فقط آن‌ها به راه اندازنده این شعائر بوده‌اند. انتظار می‌رود در این باره توضیحاتی بفرمائید.حجت‌الاسلام مهدی بنیانیان: این نکته مغفول واقع شده در رسانه‌هاست. منظور من همه رسانه‌هایی است که مخاطبی دارند. از تلویزیون، رادیو، روزنامه، سایت، اهل‌منبر تا مدیر مدرسه، معلم مدرسه و هرکس که بیشتر از دو نفر مخاطب داشته باشد می‌تواند رسانه باشد. کاری که مغفول واقع شده، این است که اگر ما الان می‌بینیم روحانیون انقلابی و انقلاب ما متهم به مخالفت با شعائر حسینی می شوند و یا شخصی می‌آید در جامعه اسلامی می‌گوید من مدافع شعائر هستم و جامعه ما و حکومت اسلامی را متهم به مخالفت با شعائر اسلامی می‌کند مقصر ما هستیم.ما به عنوان رسانه نیامدیم بگوییم بزرگترین کار را در حفظ شعائر فاطمی مقام معظم رهبری با عوض کردن وفات به شهادت انجام دادند و این اقدام در عالم صدا کرد و تمام مبانی دشمن را زیر سوال برد. قصه روضه ای که آقا در دهه فاطمیه می‌گیرند با فلان مرجعی که تاج سر ما است خیلی فرق می‌کند. مقام معظم رهبری نفر اول در این کشور است و غیر از مرجعیت و روحانیت عام بودن و عالم بودن، شأنیتی هم به عنوان نفر اول کشور بودن دارند. ایشان روضه می‌گیرند و محکم هم بالای سر خود در مجالس روضه‌ای که می‌گیرند، تابلویی نصب می‌کنند که:«انها صدیقه الشهیده» و این خیلی کار بزرگی است. متاسفانه ما اهل منبر به این کار آقا نپرداخیتم که به عنوان نفر اول مملکت که لبخندشان هم در رسانه‌های دنیا تحلیل می‌شود، این اقدام را انجام دادند. ما چون این حرف‌ها را نزدیم و بالای منبرها بیان نکردیم این مظلومیت اتفاق افتاده است.ما اهل منبر در بیان خدمات مقام معظم رهبری در احیاء شعائر فاطمی کوتاهی کرده‌ایمحجت‌الاسلام عبدالحمید شهاب: بله؛ متاسفانه ما نگفتیم که در نتیجه امروز برخی یاغی شده اند و دارند بی حیایی می‌کنند. یعنی در بین جامعه شیعی ما نسل جوان ما می آید جلوی فلان منبری را می‌گیرد وشبهه مطرح می‌کند، در ذهنش این‌طور شکل داده‌اند که جمهوری اسلامی مخالف احیای شعائر فاطمی و اصلاً حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) است. یعنی رسما اینگونه حرف می‌زنند و علتش هم این است که ما نیامدیم بر روی منبر این‌ها را برای مردم بیان کنیم، ما باید خودمان را اول تنقید کنیم. ما اهل منبر کوتاهی کردیم، نگفتیم و دست دشمن را باز گذاشتیم و آن‌ها هم رسما با ما مقابله می‌کنند. این هم از مظلومیت شخصیت رهبر معظم انقلاب است.یکی از اصحاب بیت تعریف می‌کرد دو سال ما گفتیم آقا اجازه بدهید در بالای سر شما روایتی در فضیلت زهرای اطهر(سلام‌الله علیها) بنویسیم، ایشان در حالی که گریان بودند، فرمودند کلام حضرت کاظم(ع) قیم‌ترین کلام برای بیان حقیقت فضیلت حضرت فاطمه(سلام‌الله علیها) است که فرمودند:«انها صدیقه الشهیده». شاید تا امروز کسی خبر نداشته باشد اما من می‌گویم که هر سال رهبری هزینه‌ای در کل شهر تهران می‌کند و بولتن‌های بزرگی که روی آن فرازهایی از سخنان حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) نوشته شده است را منتشر می‌کنند. اما متاسفانه این حرکت که برای ایشان است و پژوهش آن توسط خود ایشان بوده است، مغفول واقع شده است. چرا گفته نشده است که الان ایشان را به این متهم می‌کنند که عنصر مقابل فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) هستند؟ مگر پسر مقابل مادر می‌ایستد؟گروه افراطی شیعه روی خط و گرایش حسینی مردم ایران چتر انداختند و جریان سواری کردندحجت‌الاسلام مهدی بنیانیان: درباره اتفاقی که این اواخر افتاد و از آن به عنوان جریان افراطی شیعه یاد کردند، باید بگویم به نظر من همین که ما از آن به عنوان جریان یاد کردیم اشتباه بود. همه عزیزان و طلاب در قم هستند و می‌دانند که اصلا کسی این‌ها را نمی‌شناخت، آنها جریان سواری کردند یعنی روی خط و گرایش حسینی مردم ایران چتر انداختند و جریان سواری کردند و گرنه خودشان که جریانی نبودند. یک موجی در ایران به عنوان NGOمذهبی ایجاد شد، این به سبب حرکتی بود که حضرت امام(ره) در اوایل انقلاب به راه انداختند و نمونه دیگرش را راجع به بسیج کردند و بسیج را درست و آن را تحلیل کردند. به واسطه حرکت ایشان بود که در جامعه NGO‌ها جریان ساز هستند. این به مرور زمان تکامل پیدا کرد و وارد هیئت‌های مذهبی شد و به کشورهای دیگر هم کشیده شد. این جریان NGO مذهبی همه را در برگرفت و همه اقشار مردم را هیئتی کرد. حالا این گروه روی این جریان سوار شدند و می‌گویند حرف هایی که شما می‌زنید و این دغدغه شعائر، برای ما است. این‌ها کجا بودند وقتی این مسائل به راه افتاد؟وحدت مد نظر امام و رهبری به معنای مقابله با ولایت علی(ع) نیست/کلمه واحده همان کلمه ولایت استحجت‌الاسلام عبدالحمید شهاب: هنر امام به عنوان فقیه مجتهد این بود که تشتت آرایی که در آرا و اذهان مذهب نزد علمای سلف بوده است را تلطیف و تصحیح کرد و یک خوراک مناسب داد و بیان کرد که کلمه واحده همان کلمه ولایت است. آنها را با هم اشتباه نکنید یعنی اگر می‌گویید وحدت، این وحدت به معنای مقابله با ولایت علی(ع) نیست و این هنر امام بود. اما از سوی ما مغفول مانده است.دشمن و جریان افراطی شیعه خود را مدافع شعائر نشان می‌دهد و سایر علما را مخالف شعائر!حجت‌الاسلام مهدی بنیانیان: هم ما و هم همه رسانه‌ها، مقام معظم رهبری را به عنوان محور نظام مظلوم واقع کرده‌ایم، وقتی آقا فرمودند وحدت؛ بلافاصله فرمودند که ما قرار نیست کسی را با فحش جذب کنیم. هدف جذب است و این جذب یعنی کسب مبانی روبه رو و القای مبانی خودمان و این سخن آقا بود که فرمودند در جلسه ای که قرار است دیگران را جذب مبانی اعتقادی خود کنیم، برای چه ناسزا می‌گویید؟ یعنی اینکه فحش ندهید بلکه بیان مبانی کنید. آقا با فحش دادن و بی‌احترامی مخالف است و اینجا رسانه یعنی روحانیت و همه کسانی که مخاطب دارند، مقصر هستند که این را تبیین نکردند.ما نیامدیم بگوییم بیشترین کار مبنایی در حفظ شعائر حسینی و فاطمی را شخص مقام معظم رهبری انجام داده است و چون ما یاران خوبی نبودیم ایشان مغفول واقع شد و جریانی آمد و توانست سوء استفاده کند تا ایشان را مخالف با شعائر نشان بدهد و خودش را مدافع شعائر نشان بدهد، برود جلو و یارکشی بکند. به نظر من یکی از کارهایی که در فاطمیه باید اتفاق بیافتد و جبران مافات گذشته باشد این است که این ظلمی که ما به عنوان رسانه نسبت به رهبر کشورمان انجام دادیم -که ایشان نسبت به چیزی کم نگذاشته اند- را جبران کنیم. دوم اینکه مبانی شیعه که حضرت فرمودند سنگر شیعه است. یعنی سر موضوع امام حسین(ع) و عاشورا در برابر دشمن می ایستیم و در فاطمیه هم ما مرزبندیمان با دیگر فرق اسلامی مشخص می‌شود. مبانی شفاف توضیح داده می‌شود همانطور که خود ایشان بزرگترین مبانی شیعه یعنی لفظ صدیقه الشهیده را بالای سرشان می‌گذارند. همه چی همان است شور، شعور، هیجان و روضه است و ما این را ادامه می‌دهیم.باید تلاش کنیم امسال فاطمیه بیش از هرسال شلوغ و باشکوه برگزار شودتسنیم: حاج آقای علی‌پناه تمایل دارم که نظر شما را هم درباره لزوم احیای شعائر فاطمی و این‌که این شعائر چگونه باید در فضای داخل و خارج نشر پیدا کند و نسبت آن با مسأله تقریب مذاهب چگونه باید باشد، را بشنویم.حجت الاسلام میثم علی پناه: چون محور جلسه احیای شعائر فاطمیه است باید به این نکته توجه بکنیم که کلمه شعائر گره خورده با تظاهرات، تبلیغات و حرکت های فعال اجتماعی است. چون وقتی قرآن از شعائر صحبت می‌کند، تعظیم شعائر را مطرح می‌کند که همان بزرگداشت، نمودهای بیرونی، تبلیغ کردن‌ها، راه افتادن‌ها و سخنرانی کردن‌ها است. وقتی قرار است امسال صحبت از شعائر حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) و تعظیم و بزرگداشت آن بشود، یقینا باید بیش از هر سال فعالیت داشته باشیم و حتی شنیدم خود مقام معظم رهبری که هر سال روضه دارند با توجه به اینکه امسال با ایام نوروز مقارن شده است فرمودند به هرنحوی حتی شده باشد از مشهد برمی‌گردم و روضه ایام فاطمیه سرجای خود باشد. اهتمام ایشان به برگزاری روضه فاطمیه در یکی از دو تاریخی که ایشان روضه عمومی دارند نشان می‌دهد که شعائر را باید حفظ کرد و باید فعالیت کرد و سر و صدا و تبلیغ کرد و این خط را تداوم بخشید.فاطمیه حقیقتا خط مقدم جبهه اعتقادی شیعه است/فاطمیه امتداد غدیر استدر زمان آیت الله جواد آقای ملکی تبریزی حرکت مبارکی راه افتاد که بعدها ادامه پیدا کرد که از ایشان می‌توان الحق به عنوان یکی دیگر از بنیانگذاران عاشورای فاطمی تعبیر کرد. این حرکت حرکت معناداری است. چرا رهبر معظم انقلاب و ایشان و دیگر علمای گرامی برای مابقی ذوات مقدسه چنین کاری نکردند و برای حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) این‌کار را کردند؟ زیرا فاطمیه حقیقتا خط مقدم جبهه اعتقادی شیعه است و اگر این حفظ شود خط سرخ تشیع و غدیر امتداد پیدا می‌کند و اگر در اینجا کوتاهی کنیم، دشمن طمع می‌کند و قطعا خیلی از سنگرها را از ما می‌گیرد و دست مان خالی می‌شود.در باب ترویج خط و روش درست فاطمی کم کاری و به نظام و رهبری و مکتبمان ظلم کرده‌ایمخاطره معروفی از علامه امینی نقل می‌کنند مبنی بر اینکه در روز عاشورا در کربلا یک آقایی گفت چه خبر است که آنقدر شلوغ می‌کنید و این کارها برای چیست؟ ایشان پاسخ حکیمانه‌ای دادند و گفتند ما اگر غدیر را هم به اندازه عاشورا شلوغ می‌کردیم شما جرأت نمی‌کردید آنقدر راحت حقوق مسلم امیرالمومنین و مسلمانان را انکار کرده و زیر سوال ببرید. بنابراین ما در باب ترویج خط و روش درست فاطمی کم کاری کردیم و در این رابطه هم به رهبر و هم به نظام ظلم کرده‌ و هم اینکه در حق مکتب‌مان ظلم کرده‌ا‌یم. باید فاطمیه را که واقعا خط اعتقادی شیعه است حفظ کرد. فاطمیه اگر حفظ شود مابقی چیزها هم حفظ می‌شود و اگر کوتاه بیاییم اتفاقات بدی می‌افتد.الان خیلی از جوانان دلداده و متدین اهل‌بیت(ع) در برخی از مجامع که قرار می‌گیرند خیلی راحت دست از اعتقاداتشان می‌کشند وخیال می کند ما دروغ گفتیم و غلو کردیم. از بس که حقایق گفته نشده و در فاطمیه به حداقل تعظیم شعائر اکتفا شده است. خیلی از حقایق مکتوم مانده است.تسنیم: حاج آقای بی‌آزار درباره این مبحث تقریب مذاهب و مبحث برائت و تبری چه ملاحظاتی باید داشت؟ این ملاحظات درباره فاطمیه هم قابل لحاظ شدن است؟باید در جمع بین تقیه و اصلی ترین سرمایه سلوک ولایی ما یعنی بحث برائت، هنرمندانه عمل کردحجت‌الاسلام بی آزار: من یک بحث راهبردی را در این مقامی که دوستان مطرح کردند احساس می‌کنم که لازم است مطرح شود و آن این است که تمام کسانی که در رابطه با شعائر می‌خواهند حرکت کنند باید یک ذوق وافر و استمداد از ذات وجود نازنین امام زمان(عج) بگیرند و یک هنر لطیف داشته باشند تا بتوانند در روزگار ما که عصر ارتباط است بین تقیه و برائت بتوانند جمع داشته باشند. یکی از شرایطی که عزیزان هم گفتند این است که دشمن برای ما موازی سازی کرده است که این موازی سازی طرح یک روزه هم نیست. یعنی در سال دوم انقلاب آقای کیسینجر که یک شخصیت تحلیل گر مهم آمریکایی است، در باب بازخوانی هویت شیعه در اورشلیم تحلیل عجیبی کرده و گفته است که ما باید بدانیم این نهضت تا زمانی که علمداران آن روحانیون باشند، بیمه است. ما روزی می‌توانیم به شیعه و نهضت خمینی ضربه بزنیم که از طریق روحانیت آنها را خلع سلاح کنیم.دشمن از سالها پیش برای ما موازی سازی کرده است/شیعه لندن نشین در لباس نوکری امام صادق(ع) ضربه می‌زنداین موازی‌سازی در شبکه‌هایی که پایگاه آن به قول آقا در لندن و امریکا است، شبکه‌هایی که با آرم نبوت و لباس نوکری مکتب امام صادق(ع) امروز دارند ضربه می‌زنند و فضا را در یک فتنه سنگین بین بچه‌های مذهبی و هیئتی‌ها بالا می‌برند، شکل داده شده است. این فضا را دارند غبار آلود می‌کنند. لذا خیلی مهم است که ما در این امر که فرمودند شعائر در اوج باشد و به تعبیر لطیف عزیزمان باید با سر و صدا برگزار شود، این درایت و هنرمندی را هم داشته باشیم که بدانیم دشمن این تدبیر را هم دارد که از ما بهانه‌ و امتیاز محکمی در این مقام بگیرد و میان ما اختلاف بیاندازد. بنابراین باید دقت نظر کرد.ادامه دارد... ]]> تاریخ Sun, 08 Mar 2015 04:30:00 GMT http://deabel.org/vdcdkk0x.yt0sn6a22y.html