پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://deabel.org/vsna.6hnk9gc4o5k14.html Tue, 19 Jun 2018 16:30:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Tue, 19 Jun 2018 16:30:38 GMT فرهنگ 60 جانفدا: شعر آیینی قوی ترین رسانه اهل بیت (ع) است http://deabel.org/vdcb8gbf.rhbfspiuur.html شعر و شاعری  یکی از اصلی ترین ارکان هیات های مذهبی است که از گذشته تا کنون نقش مهمی در انتقال سیره اهل بیت(ع) داشته و دارد.موضوعی که وظیفه شاعران آیینی را سنگین تر کرده تا  همه تلاش خود را برای انجام  این رسالت سنگین برعهده بگیرندهادی جانفدا شاعر و عضو هیأت ریییسه مجمع شاعران اهل بیت یکی از شاعران توانمندی است که ارتباط عمیقی با شعر اهل بیت  ع دارد و با فعالیت در مجمع شاعران، اهدافی چون توسعه و پیشرفت این نوع از شعر را دنبال می کند.این شاعر جوان، کارشناسی زبان انگلیسی دارد و در رشته زبان و ادبیات فارسی در حال ادامه تحصیل است . به سراغ او رفته ایم تا هم  از خودش و هم  از فعالیت مجمع شاعران اهل بیت(ع) که 5 سالی از فعالیتش می گذرد برایمان بگوید. موافقید  گفت و گو را از خودتان آغاز کنیم چی شد که پا به عرصه شعر و شاعری گذاشتید؟ از کودکی با این فضا آشنا شدم. فقط 10 سالم بود که پدرم کتاب های شعر می خرید و من هم آن ها را می خواندم و حفظ می کردم. این کتاب ها را واقعا دوست داشتم و به مرور زمان بیشتر و بیشتر با آن ها انس می گرفتم.پدرم علاقه زیادی به ادبیات داشت و هیاتی بود که هردوی آن تاثیر زیادی در زندگی من داشت. پس می توان گفت که به لطف ایشان، طبع شاعری آن هم در وصف اهل بیت در وجودتان شکل گرفت؟ همین طور است. پدر مرا با این فضا آشنا کرد و وقتی به خودم آمدم که برای اولین بار شعر گفته بودم. آن موقع(15 سال پیش) حدود 20 سال داشتم و شعرم را برای بعضی از دوستان هیئتی خواندم تا نظراتشان را بگویند.آن زمان مثل الان نبود که هرکس سرش توی گوشی باشد و سرگرم فضای مجازی. ما دورهمی های زیادی در هیات داشتیم و در مورد مسائل مختلف به خصوص شعر و ادبیات صحبت می کردیم، بنابراین وقتی اولین شعرم را گفتم، همین دوستان بودند که مرا تشویق کردند. فکر می کنید مردم با کدامیک از اشعارتان بیشتر از همه ارتباط برقرار کردند؟ بگو که یک شبه مردی شدی برای خودتو ایستاده ای امروز روی پای خودت... ؛ این شعری است که را برای حضرت علی اصغر(ع) سروده و در محضر آقا خواندم. مداحان زیادی آن را خواندند و خیلی از مردم هم شنیدند که معروفترین شعرم شد. تا به حال چند کتاب از شما به چاپ رسیده؟ دو مجموعه شعر با عناوین "با لهجه خدا و صدای خودت" و "کفشداری 11" به چاپ رسیده که البته چاپ کتاب اولم با دردسرهای زیادی همراه بود. متاسفانه زمانی که تمام دست نوشته هایم را برای چاپ جمع آوری و آماده کرده بودم، دزد تمام آن ها را برد و یکی از تلخ ترین خاطرات زندگی را برایم رقم زد. طبیعی است نمی توانستم تمام آن ها را دوباره بنویسم، چون خیلی از شعرهایم را به خاطر نداشتم. با کلی زحمت توانستم بخشی از آن ها را دوباره نوشته  یا جمع آوری کنم که حاصلش شد کتاب«با لهجه خدا وصدای خودت»؛ کتابی که بسیاری از اشعارم را در خود ندارد و مجموعه ای کامل از اشعارم نیست. کدام شعرتان را از همه بیشتر دوست دارید؟ آن هایی که برای حضرت زهرا(س) گفته ام را از همه بیشتر دوست دارم. به خصوص شعر مثل قایق سواران اروند موج را از تو باید بپرسم...که سال پیش به مناسبت ولادت خانم فاطمه زهرا(س) نزد آقا خواندم.وقتی این شعر را گفتم سن و سالم خیلی کم بود و شایداز نظر فنی اشعار بسیار بهتری نسبت به این شعر داشته باشم اما این را بیشتر از همه دوست دارم. به عنوان یک شاعر آیینی، برای همه اهل بیت شعر گفته اید؟ نه متاسفانه. در مورد امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) با اینکه نوحه نوشته ام اما هنوز نتوانسته ام غزلی بگویم. اسم خودم هادی است و واقعا دوست دارم برای این امام بزرگوار شعری بگویم اما هنوز این توفیق نصیبم نشده است. البته توانایی شعر ساختن برای ایشان را دارم اما این را نمی خواهم چون صرفا شعر ساختن بدون حس و حالی که باید داشته باشم، مرا راضی نمی کند. برای من جوهر و ایده شعر مهم است و بیشتر از فن شعرگویی، به دنبال آن حس و حال درونی هستم که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظرتان یک شاعر به خصوص شاعر اهل بیت برای گفتن شعر خوب به چه فضا و حال و هوایی نیاز دارد؟ تجربه به من ثابت کرده که همنشین تاثیر زیادی در پیشرفت و موفقیت یک شاعر دارد. شاعری که می خواهد برای اهل بیت(ع) شعر بگوید، باید همنشینان خوبی داشته باشد و با کسانی نشست و برخواست کند که از ادبیات سردربیاورند و دغدغه شان اهل بیت باشد. البته همشنشینانی که واقعا اهل فن باشند نه کسانی که فقط ادعای شعر دارند، زیرا فقط اهالی فن هستند که می توانند به موقع از شاعر تعریف کنند و یا او را مورد نقد قرار دهند. به واقع، چنین فضایی بسیار حائز اهمیت است و خود من نیز همیشه سعی کرده ام که با چنین افرادی معاشرت داشته باشم. مثلا 13، 14 سالم بود که به منزل استاد سیدمهدی حسینی در قم می رفتم یا در کلاس شعر آقای مجاهدی شرکت می کردم تا هرچه بیشتر با دنیای شعر و شاعری آشنا شوم که دستاوردهای آن را هم دیدم. به نظر شما شاعر اهل بیت ع با شاعران دیگر چه تفاوتی دارد؟ از لحاظ فنی و زیرساخت شعر، شاعران اهل بیت تفاوتی با دیگر شاعران ندارند و کسی که دوست دارد برای اهل بیت شعر بگوید، در وهله اول باید نسبت به اصول شاعری آگاهی داشته باشد. به واقع وجه تمایز شاعران اهل بیت با دیگر شاعران در رسالتی است که آن ها بردوش دارند. یک شاعر اهل بیت قرار است برای بهترین های تاریخ که نقصی در سیره آن ها وجود ندارد، شعر بگوید، بنابراین مردم توقع دارند که خود شاعر نیز متناسب با شعری که می گوید، به صفت های خوب اهل بیت ع پایبند بوده و کمالات عقلانی و نفسانی را داشته باشد، زیرا در این صورت است که شعر نهایت تاثیر خود را می گذارد .خوشبختانه امروز نسل جوان خیلی خوبی داریم که عاشقانه و بدون چشمداشت در حال فعالیت خالصانه هستند و مردم هم این موضوع را فهمیده اند. چه بساکه اقبال مردم به خوبی این موضوع را نشان می دهد. آقای جانفدا! شما از آن دسته شاعرانی هستید که چندباری شعرهایتان را نزد رهبری خوانده اید؛ از خاطرات این دیدارها برایمان بگویید. دوبار خدمت ایشان بودم که آقا در نوبت اول، نظرات تخصصی و فنی خود را فرمودند که بسیار هم ارزشمند بود. ایشان توصیه کردند که ابتدای مصرع ها اینقدر از "و" استفاده نکنم. برایم بسیار جالب بود که ایشان تا این حد نکته سنج و ریزبین هستند و شاعران را مورد ارزیابی قرار می دهند.اما نوبت دومی که خدمت ایشان رفتیم، فقط تشویق کردند که هردوی این دیدارها بسیار پربار و خاطره انگیز بود.  گویا شکل گیری مجمع شاعران اهل بیت نیز در راستای دغدغه های رهبری صورت گرفت. از راه اندازی این مجمع برایمان بگویید؟ سال 1391 یعد از دیدار شاعران اهل بیت با رهبر معظم انقلاب بود که مجمع شاعران توسط تعدادی از شاعران و فعالان عرصه شعر مذهبی شکل گرفت. سنگ بنای این مجمع در راستای پیگیری منویات رهبری در حوزه شعر اهل بیت و پیشرفت و ارتقا این حوزه گذاشته شد تا به اهداف موردنظر جامعه عمل بپوشاند. طبق اساسنامه، این مجمع روی موضوعاتی در بحث آفرینش( حوزه هایی که کمتر شعر گفته شده)، آموزش(برگزاری دوره های آموزشی) و پژوهش( انجام کارهای پژوهشی) متمرکز شد که از همان ابتدا تا به امروز نیز تمام تلاش خود را به کار گرفته تا فعالیت قابل قبولی در این حوزه ها داشته باشد.  تا کنون چه فعالیت هایی انجام داده اید؟ برگزاری کارگاه های مختلف با موضوعات متنوع، نقد اشعار شاعران، تولید برنامه های تلویزیونی با موضوع شعر، ایجاد بانک اطلاعات شاعران، برگزاری همایش های سراسری و منطقه ای با حضور شاعران کشوری، تالیف در حوزه شعر، برگزاری بزرگداشت برای بزرگان شعر اهل بیت، برگزاری مراسم هفتگی نقد شعر و ... به عنوان مهمترین فعالیت های ما در این 5 سال به شمار می رود. باتوجه به ایجاد بانک اطلاعاتی شاعران اهل بیت، درحال حاضر با چند شاعر در ارتباط هستید؟ حدودا با 3 هزار شاعر در ارتباط هستیم. وقتی بانک اطلاعاتی شاعران را فعال کردیم، توانستیم جامعه آماری تشکیل داده وکشور را به 6 منطقه تقسیم کنیم تا برگزاری دوره های آموزشی کاملا برنامه مدار وبراساس همین منطقه بندی صورت گیرد.  فکر می کنید راه اندازی این مجمع و فعالیت 5 ساله آن چقدر در رونق و پیشرفت شعر اهل بیت تاثیرگذار بوده است؟ مجمع شاعران اهل بیت تنها مجموعه ای است که بصورت تخصصی در حوزه شعر اهل بیت فعالیت می کند، بنابراین به نظر می رسد که توانسته تاثیرگذار باشد. ما برای برگزاری جلسه و کارگاه به شهرهایی رفته ایم که خود شاعران متعجب شده و از این اقدام بسیار استقبال کرده اند. حتی ما به شهری در غرب کشور رفتیم که به لحاظ مالی بسیار ضعیف بودند و یک نفر کتابی را می خرید و همگی با هم می خواندند. به واقع این مجمع باعث شد تا حلقه های ادبی زیادی ایجاد شود که این بسیار ارزشمند است، زیرا در دنیای امروز با ضعف های زیادی در کار فرهنگی مواجه هستیم و هر اقدام فرهنگی از ارزش بالایی برخوردار است.  آیا این مجمع طی چند سال فعالیت مستمر تحت پوشش موسسه خاص فعالیت کرده است؟ خیر. این مجمع، یک موسسه مردمی کاملا مستقل است که به هیچ جایی وابستگی ندارد.گرچه کار فرهنگی غیرتجاری فقط هزینه است اما مادرحال انجام این کار هستیم تا به اهداف مجمع جامه عمل بپوشانیم.البته انتظار داریم که مسئولان کشور و ارگان های مذهبی ما را تنها نگذارند و از این مجمع حمایت کنند. در روایات داریم که حضرت رضا(ع) با شعرا بسیار ملاطفت می کردند؛ همچنین با خواندن تاریخ تشیع می بینیم که هیچ هنری مثل شعر در میدان مبارزه سیاسی، عقیدتی و ... نبوده است. به واقع هیچ رسانه ای مثل شعر وجود ندارد که تا این حد قدرتمند بتواند از اهل بیت سخن گفته و حرف آن ها را به مردم برساند. مثلا در یک هیئت دوساعته، بیش از نیمی از زمان هیئت با اشعار اهل بیت سپری می شود، بنابراین کاملا به حق است که مجمع شاعران اهل بیت مورد حمایت قرار گرفته و با قدرت هرچه بیشتر، اهداف خود را دنبال کند. متاسفانه درحال حاضر هیچ یک از شاعران اهل بیت تحت حمایت و پوشش هیچ ارگان و سازمانی نیستند و از هرگونه خدماتی محرومند که این موضوع اصلا شایسته این خادمان اهل بیت نیست. تقدیم به حضرت زهرا(س)- هادی جانفدا شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان نمی یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان   فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد کسی که می برد نام تو را زیر زبان پنهان   زمان آفرینش با علی جذاب شد اما تو قدرت در تمام جمله های داستان پنهان   زمان جاهلیت هیچ فکرش را نمی کردند کمال مردها باشد میان دختران پنهان   در اطراف رسول الله آگاهانه می دیدی چه شیطانی است پشت چهره های مهربان پنهان   همه دیدندحق تنهاست، پهلوی تو زد فریاد صدایش ماند اما در سکوتی بی امان پنهان   خزان زودرس وقتی سراغ باغ می آید که گل خوب است باشد از نگاه باغبان پنهان   تو از قلب علی دلبازتر قبری نمی خواهی از اول بوده ای در بهترین جای جهان پنهان   تو جان حیدری، یعنی دوتای یک نفر هستید پس او خود را درون خاک کرده نیمه جان پنهان   بجز لاهوت هرجا دفن شد کوتر چنان باشد که دریا را کنی زیر حباب استکان پنهان   قیام تو در اعماق زمین ساکت نمی ماند که دارد دخترت در حنجره آتشفشان پنهان   و هجده سالگی پایان جریانت نخواهد بود شدی چون خون به رگ ها، زیر جریان زمان پنهان   به حدی گیجم از داغت که پیدایت نمی کردم اگر می شد تنت در قبر حتی با نشان پنهان... نقطه تاریک شعر اهل بیت، غربت آن است گرچه امروزه شاعران بسیاری در حوزه اهل بیت فعالیت می کنند اما هنوز هم جای خالی شعرهای خوب و تاثیرگذار در بسیاری از هیات ها احساس می شود و به نظر می رسد آنطور که باید و شاید دقت لازم در انتخاب اشعار از جانب مداحان صورت نمی گیرد. چه بسا آثار ارزشمند بسیاری از نظرها پنهان می مانند و مردم نیز از آن ها بهره مند نمی شود. این موضوعی است که هادی جانفدا عضو هیات رییسه مجمع شاعران اهل ییت از آن به عنوان نقطه تاریک شعر اهل بیت یاد کرده و می گوید:"متاسفانه تعدادی از آثار خوبی که برای اهل بیت تولید شده، دیده نشده است. رسانه شیعه و رسانه عرضه محصولات شیعه، هیات ها هستند و مردم بیشتر از مطالعه اشعار اهل بیت منتظرند تا مداح، تولیدات را عرضه کند که اتفاقا این موضوع بسیار موردنقد است، زیرا بخش عمده ای از اشعار ارائه شده از طریق هیات ها در حد متوسط هستند و عملا شعرهای خوب دیده نمی شوند که این اتفاق خوبی نیست و باعث می شود تا یک شعر معمول، بیش از حد بزرگ شده و حقیقت شعر اهل بیت پنهان بماند.»   ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 10:49:09 GMT http://deabel.org/vdcb8gbf.rhbfspiuur.html محمد صمیمی: باید هیئتی‌ها از اتهام بی‌سوادی مبرا شوند/ در مسیر کشف و حرکت به سوی قله هستیم http://deabel.org/vdcex78x.jh8xpi9bbj.html سید علی صالحی/ دعبل: محمد صمیمی را هیئتی ها خوب می‌شناسند. شاعر و تصنیف سازی که اکثر کارهایش را حاج محمود کریمی خوانده است و خیلی ها هم بدون اینکه او را بشناسند شعرها و نوحه‌هایش را زمزمه می‌کنند. صمیمی چند سال قبل حلقه شعری ریان را تشکیل داد تا بتواند مسیر تصنیف سازی برای مداحان را سهل‌تر کند و استعدادهای جوان را پرورش دهد. او و جمعی از همراهانش را به بنیاد دعبل دعوت کردیم تا ضمن گفت وگو درباره حلقه ریان به بررسی وضعیت نوحه سرایی هم بپردازیم؛     خوب است ابتدا درباره حلقة ریان توضیحاتی بدهید و اینکه این مجموعه از چه زمانی و با چه اهدافی آغاز به کار کرد؟ صمیمی: در سال‌های 88 الی 89 کار تشکلی باب شده بود و بسیاری به ضرورت آن پی برده بودند؛ بنابراین من به همراه دوستانم با هدف کار اثربخش، مجموعه‌ای به نام «معلی» را تأسیس کردیم. این مجموعه با هدف تبلیغ معارف اهل بیت (ع) در بخش‌های مختلفی از جمله هیئت، محصولات فرهنگی و شعر ایجاد شد. سال 92 تصمیم گرفتیم جلسات شعری برگزار و دانسته‌های‌مان را به دوستان منتقل کنیم. پس از 10 الی 12 جلسه این کار به سیستم تبدیل شد و حلقة‌ ریّان در سال 93 شکل گرفت. ریّان در لغت به معنای «سیراب» و مخالف عطشان است و به یک شخصیت تاریخی به نام «ریان بن شبیب» از اصحاب حضرت رضا (ع) اشاره دارد و مخاطب روایت معتبر «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ» ریان است. تا قبل از حلقة ریان از عنوان حلقه برای جلسات شعری استفاده نمی‌شد؛ بنابراین اولین حلقة شعری، حلقة ریان است. از همان ابتدا بنا بر کار آموزشی بود به همین دلیل تصمیم گرفتیم حرکت قوی باشد؛ کادر خوبی ایجاد شد و دوستان کار جهادی کردند.   چرا شعر و تصنیف؟ صمیمی: اگر با دید باز و به دور از تعصب نگاه کنم باید بگویم که آنچه امروز به آن شعر آیینی می‌گویند بسیار عقب‌تر از استانداردهای ادبیات ماست. ادبیات فارسی، شناسنامة ایران است؛ به تعبیر دیگر برخی ملت‌ها و کشورهای جهان چیزی برای عرضه دارند و تعدادی از آنها نیز چیزی برای عرضه ندارند؛ مثلاً ایران را به خیام، مولوی، حافظ، فردوسی و ... می‌شناسند نه به صنعت ماشین یا حتی تعزیه. بنابراین مزیت نسبی فرهنگ ما، ادبیات است. ادبیات ایران در کنار ادبیات روسیه و آمریکای لاتین بسیار قوی است؛ اما باید بپذیریم که ادبیات آیینی امروز ایران عقب‌تر از استانداردهای جهانی است. در ایران به نوحه، زمینه و ... تصنیف می‌گویند؛ یعنی شعری که باید با آهنگ خوانده و سروده شود این رشته در وضعیت فوق‌العاده هولناک و اسفناکی قرار دارد؛ چون هر چه خوانده می‌شود مردم استقبال می‌کنند؛ بنابراین دیگر کار قوی تولید نمی‌شود. این مسئله نشان می‌دهد در یک فرصت تاریخی قرار داریم؛ از این جهت هولناک و ترسناک است که امکان دارد این فرصت را از دست بدهیم و مردم به هر قیمتی همه چیز را نخرند. وقت آن است که کار خوب تولید شود. نکتة دیگر اینکه ادبیات فارسی در قرن هفتم به قله رسید و آن هم ظهور حافظ و سعدی بود. با دوستان به این نتیجه رسیدیم که شاید تصنیف نیز در قرن چهاردهم به قله برسد. چرا ما این قله را نسازیم؟ نمی‌توان گفت تصانیفی که برای اهل بیت (ع) ساخته می‌شوند از سرودها، شورها، واحدها و سبک‌های جدید در فلان دوره در قله بوده‌اند. مرحوم ناظم، نوآوری های بسیاری داشت یا مرحوم شاه‌حسین کارش خوب بود؛ ولی نمی‌توان انوری را با حافظ مقایسه کرد. انوری خوب است؛ ولی حافظ چیز دیگری است. حافظ قلة شعر فارسی است. در مورد تصنیف کار سیستمی صورت نگرفته است. تصمیم گرفتیم آن قله را در قرن چهاردهم ایجاد کنیم. شاید بتوان از میان این دوستان حافظ و سعدی برای نوحه تولید کرد.   آنچه بیان کردید باید بروز داشته باشد؛ مثلاً چه کسی حافظ یا مولوی را پیدا و ماندگار کرد؟ یا چه کسی تحقیق و تفحص کرد؟ مثلاً در کتاب آقای امین‌فروغی آمده است که شخصی نوحه‌های قدیم تهران را بازخوانی، استخراج و نت‌نگاری کرده است و شما بسیاری از این نوحه‌ها را برای نسل جدید و جوان بروزرسانی می‌کنید و آنها نیز برای نسل بعد.  این کار بسیار پیچیده ای‌ست. صمیمی: به نکته‌ای اشاره کنم و آن اینکه متأسفانه در طول تاریخ هر کس به جز درویش‌خان (اولین تصنیف‌سرا) کار تصنیف و نوحه انجام داده در هر دو بعدِ موسیقی و شعر، ذوقی عمل کرده است؛ به تعبیر دیگر کسانی که نوحه‌سرا بودند شاعر قوی نبودند و موسیقی نمی‌دانستند. آنها موسیقی و شعر را با یکدیگر ترکیب و نوحه می‌ساختند. در حلقة ریان نسل تصنیف‌سرا تربیت می‌کنیم. من ناظم جلسات هستم و دوستان دانش‌های مختلف را به جلسات می‌آورند و با یکدیگر تجمیع و هم‌افزایی می‌کنند تا خروجی مناسبی داشته باشیم. معادل حلقة ریان در فلسفه «باغ اپیکور» است. اپیکور، فیلسوف یونانی است که عقایدش نسبت به الهه‌های یونان، کفرآمیز بود. او به خرد توجه داشت و به همه توصیه می‌کرد که به باغ او بیایند و داشته‌های خود را در اختیار همگان قرار دهند. در حلقة‌ ریان نیز اتفاقی همچون باغ اپیکور می‌افتد و شاید همین علت، دلیل ماندگاری او باشد. ما قصد داریم نسل تصنیف‌سرا و شاعر تربیت کنیم؛ به تعبیر دیگر تصنیف‌سرایانی که شعر و موسیقی بدانند و هیئتی باشند. امروز کسانی هستند که موسیقی و شعر می‌دانند؛ ولی هیئتی نیستند. ما قصد داریم مکتشفان فروتن این راه باشیم و این راه را برای بچه هیئتی‌ها و کسانی که جنس معارف و شعر و موسیقی را می‌شناسند باز کنیم تا نوحه‌هایی تولید کنند که با نوحه‌های فاجعة امروز فاصله داشته باشند.   آقای تهرانی می‌دانیم که شما مدیر اجرایی حلقه ریان هستید کمی از فعالیت‌های خوتان بگویید. اخیراً نهمین دورة حلقة‌ ادبی ریان به پایان رسید. این دوره‌ها با فاصله‌های زمانی متفاوتی برگزار می‌شوند و به یکدیگر متصل نیستند. این 9 دوره بنا به شرایط و زمان‌های مختلف برگزار شدند و هر دوره 10 الی 12 جلسه است و در کنار این 12 جلسه بخش‌های دیگری نیز همراه می‌شود. شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها سطوح مختلفی دارند؛ مثلاً من مبتندی هستم و فرد دیگری شعر می‌داند و فرد دیگری با مداحی آشناست و فرد دیگری موسیقی می‌داند؛ بنابراین کمک دوره‌هایی همراه این دوره‌ها همچون دوره‌های مقدماتی ادبیات برگزار می‌شود تا مفاهیم اولیه همچون آشنایی با صنایع، تاریخ ادبیات و ... ارائه شوند. این دوره‌ها مختصر و مفید هستند. در دوره‌های گذشته تاریخ اسلام تدریس یا از اساتید مختلفی در این حوزه یا در حوزة ادبیات دعوت می‌شد و دوره را پربارتر می‌کرد؛ البته نظر شخصی من این است که سطوح مختلف، قوت کار است.   در این دوره چند نفر شرکت‌کننده حضور داشتند؟ تهرانی: در ثبت‌نام اولیه حدود 130 نفر حضور داشتند؛ البته این 130 نفر شامل دوره‌های قبل و این دوره هستند و بخشی از آنها جدید هستند. سطوح مختلف شرکت‌کنندگان به جلسه کمک می‌کند تا ادبیاتی داشته باشیم که سیستم را برای همة افراد در سطوح مختلف تنظیم کند. نگاه اولیة حلقة ادبی ریان فقط آموزش به شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها نیست به همین دلیل چند دوره است که از طریق فضای مجازی کسانی در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند؛ مثلاً خانم کرمانی از کسانی هستند که از طریق فضای مجازی با ما همراه شدند و اتفاقاً نخبگانی در این ساحت داشتیم. اصلاً‌ تصور نمی‌کردیم کسی که آنلاین در کلاس شرکت می‌کند اینقدر به کلاس و جلسه کمک کند و خود نیز بهره ببرد. آقای صمیمی در هر جلسه حدود یک ساعت مواردی را که برای کلاس مدون شده است توضیح می‌دهند و شرکت‌کنندگان نیز حدود یک ساعت به شعرخوانی و نقد شعر می‌پردازند. شعرخوانی و نقد شعر بخش جدی آموزش محسوب می‌شود. در این جلسات مباحثه صورت می‌گیرد؛ چون شرکت‌کنندگان سطوح و سلیقه‌های متفاوتی دارند؛ بنابراین وقتی شعر یا نوحه یا تصنیفی خوانده می‌شود نقطه نظرات خود را بیان می‌کنند و گاهی آقای صمیمی آنها را توضیح می‌دهند.   پیشکسوت‌ها می پرسند که مگر خانم‌ها هم نوحه می‌گویند؛ چه اندیشه‌ای به تصنیف‌گویی خواهران در حلقة‌ ریان منجر شد؟ صمیمی: پاسخ این سؤال در بین خودمان چند جلسه‌ای طول کشید. تهرانی: به عنوان شاگرد این جلسات و دوره‌ها باید بگویم که حلقة ادبی ریان در بسیاری از موارد آزمون و خطا کرده است تا از چگونگی مسیر آگاهی یابد؛ چون همان‌طور که آقای صمیمی اشاره کردند بسیاری از مسیرها طی نشده‌اند و ما از درستی و غلطی آنها اطلاعی نداریم؛ بنابراین نمی‌توان در مورد بخش‌های مختلف آن پیش‌داوری کرد. شاید آغاز حضور خواهران با همین نگاهی باشد که شما فرمودید؛ ولی امروز متوجه شدیم که در برخی نقاط باید تلاش بسیاری کنیم تا به این مسیر برسیم. ما چندین جلسه در این مورد بحث و گفت‌وگو کردیم. به نظرم ما امروز در کنار خواهران به یک لطافت نگاهی دست یافته‌ایم. صمیمی: سفر ما اکتشافی است و هیچ کس قبلاً این مسیر را طی نکرده و این مسیر جدید است. نکته‌ای را سرلوحة کار خود قرار دادیم و آن اینکه نوحه یا تصنیف، شعر درجة دو نیست؛ اگر کسی قصد دارد نوحه یا تصنیف بگوید باید در ابتدا کاملاً شاعر باشد و در کنار آن موسیقی بداند تا بتواند تصنیف بگوید؛ به تعبیر دیگر آن کس که تصنیف خوب می‌گوید؛ حتماً شاعر خوبی هم هست؛ ولی بسیاری چنین تفکری ندارند و معتقدند؛ کسی که نوحه می‌گوید، شاعر نیست. شعر محدودیتی ندارد؛ بنابراین از آنها می‌خواهیم که در ابتدا با قدرت، شاعر شوند. شاعر شدن در همة انجمن‌ها وجود دارد؛ بنابراین تا به اینجا همة خواهران می‌توانند پابه‌پای ما پیش آیند از جایی که به مسیر تصنیف‌گویی می‌رسیم لزوم حضور خواهران در مجالس زنانه مطرح می‌شود؛ چون مردان مجاز نیستند داخل مجالس زنانه شوند. نوحه‌ای را که یک زن می‌خواند هیچ‌گاه یک مرد نمی‌تواند بخواند. محدودیت‌های شرعی در ارائه وجود دارد که آقای تهرانی و سرکار خانم طاهری زوج پرهمت و خوش سلیقة حلقة‌ ریان آن را مرتفع کردند. آنها کارگروه نوحه تشکیل دادند؛ در این کارگروه دو برادر کار موسیقی و دو خواهر نیز کار شعر را انجام می‌دهند. حال چرا باید گروه باشد؟ در پاسخ به این سؤال باید بگویم که در این مدت به تکنیکی دست یافتیم و آن رفت و آمد میان شعر و موسیقی است؛ به تعبیر دیگر شعر باید روی موسیقی قرار گیرد و موسیقی نیز خود را ترمیم کند.   خانم طاهری شما مدیر بخش خواهران حلقه ریان هستید. درباره ی فعالیت واحد خواهران توضیحاتی بفرمایید؟ طاهری: حضور خواهران در حلقة ادبی ریان اتفاق بسیار خوبی بود. شعرهایی که خوانده شد و ترانه‌ها و شعرهایی که با نگاه زنانه سروده شد؛ حتی آقایان را نیز شگفت‌زده کرد. افتخار می‌کنم که عضو کوچکی از این مجموعه هستم و می‌توانم برای پیشبرد بهتر کارها کمک کنم. من شاعر نیستم. زحمت شاعری بر دوش کسانی است که بعضی از آنها از راه دور می‌آیند. به طور مثال خانم کرمانی از مشهد و از طریق فضای مجازی با این حلقه در ارتباط است و خانم جبه‌داری از قم می‌آید.   شاید از درون و بیرون برخوردهایی ناموافق وجود داشته باشد در این مورد چه نظری دارید؟ خودتان را در کجای این مسیر می‌بینید؟ شما مسئول واحد خواهران هستید و اولین پیکان به سمت شماست. طاهری: مجموعة خواهران در دوره‌های قبل با افت و خیز بسیاری مواجه بود و مرتب بالا و پایین می‌شد؛ چون همراهی دائم، برای بانوان سخت است؛ مثلاً خانم جبه‌داری روزهای جمعه همراه همسر و فرزندان‌شان از قم به تهران می‌آیند تا در جلسات حضور داشته باشند؛ یعنی یک خانواده همکاری می‌کند تا یک خانم در کلاس حضور داشته باشد که البته همسر ایشان روحانی است که هر هفته از قم با بچه‌های کوچک به این جلسه می‌آیند. بعضی از بانوان از سمنان می‌آمدند تا در جلسات شرکت کنند؛ اما استاد از آنها تقاضا کرد که دیگر نیایند؛ چون راه بسیار طولانی است. صمیمی: شخصی از بندر امام خمینی (ره) هر هفته می‌آمد که از ایشان خواهش کردم دیگر نیاید. من فکر می‌کردم او متمول است و سوار هواپیما می‌شود؛ اما وقتی از او پرسیدم چگونه به تهران می‌آید؟ او گفت که کارگر بندر است. چهارشنبه‌ها شب سوار قطار بندر امام خمینی می‌شود و جمعه‌ها سحر به تهران می‌آید و در میدان شوش می‌خوابد و ظهر به جلسه می‌آید و بعدازظهر همان روز به سمت بندر امام خمینی (ره) حرکت می‌کند. تهرانی: ما سعی می‌کنیم کار ارزشمند را به شکل شبکه‌ای توسعه دهیم. در برگزاری جلسات عرصه‌های مختلف طرح می‌شوند که یکی از آنها عرصة جغرافیایی است؛ مثلاً اینکه در شهرستان‌ها هم فعالیت کنیم نه اینکه آن را توسعه دهیم؛ بلکه آن را نیاز می‌بینیم. نیاز است که شهرستان‌ها در کار دخیل شوند؛ چون آنها هم ظرفیت‌های ویژه‌ای دارند که می‌توانند به این جریان کمک کنند. در عرصه‌های مختلف هنری نیز به همین شکل است. صمیمی: خانم کرمانی برگزیدة هنرجویان حلقه ریان هستند که از سوی بانوان و به عنوان برگزیده در اینجا حضور دارند. ایشان کمتر از دو سال است که شعر می‌گویند و بیش از یک سال است که در این جلسات حضور دارند. کرمانی: از خوشبختی‌هایم این است که در آغاز شعر گفتنم با حلقة ادبی ریان آشنا شدم. من خود را در همة مسائل به ویژه در این مسئله خوش‌روزی می‌دانم. به غیر از دید ادبی‌ای که به حلقة ریان داریم این مجموعه یک سبک زندگی است.   چطور به این نتیجه رسیدید؟ کرمانی: ما با یکدیگر زندگی می‌کنیم. به دستور دوستان در گروه خواهران در مورد همه چیز یک گروه سبک زندگی تشکیل شد. در مورد همه چیز با یکدیگر به هم‌افزایی می‌رسیم؛ یعنی یک شاعر آیینی در همة ابعاد، چه فرزندداری و چه همسرداری و ... از حلقة‌ ریان درس زندگی می‌گیرد.   آقای صمیمی ارزیابی‌تان از کار تا به امروز چگونه است؟ صمیمی: معتقدم تا به امروز کار زیادی صورت نگرفته است. کارهایی که آقای کریمی می‌خوانند خیلی مورد استقبال واقع می‌شوند؛ اما مجموعة حلقة ریان و خود آقای کریمی خیلی آنها را قبول ندارند. احتمالاً پنج سال بعد با آموزش‌هایی که داریم نتایجی حاصل شود. و آنچه مطلوب ماست هنوز شکل نگرفته است.   آقای زاهدی لطفا کمی درباره مسئولیت و فعالیت خودتان در گروه توضیح بدهید. زاهدی: اگر بچه‌ها مشکلی داشته باشند سعی می‌کنیم میان خود آن را حل کنیم؛ مثلاً شعر یا تصنیف خوانده‌اند و ایرادی وجود داشته استاد یا بچه‌های دیگر به او گوشزد می‌کنند؛ ولی هنوز به مرحلة بیرون از حلقه نرسیده‌ایم. البته از فعالیت‌های حلقة ادبی ریان دو کتاب منتشر شده است که یکی از آنها با نام «شیدایی منظوم» بیش از 300 صفحه دارد و به دو کنگرة گذشته مربوط می‌شود. این کتاب‌ها نوحه و شعر هستند. من آخرین عضو اضافه‌شده به مجموعه و بیرونی‌تر از بقیه هستم. آقای پاک‌نیا در داخل مجموعه تدریس می‌کنند و بحث مقدماتی را بر عهده دارند. آقای رشادتی عضو علمی، محسوب می‌شوند. آقای اسدی از قدیمی‌های مجموعه هستند و مقولة فضای مجازی را پی‌گیری می‌کنند. خانم‌ها دهقانی و عاطفی هر دو از شاعران خوب و مشهور هستند که از سمنان می‌آمدند و برای کاهش میزان حضورشان در تهران به دلیل مسافت زیاد آقای اسدی فضای مجازی را راه‌اندازی کردند. مراجعه‌کننده از اهواز و کیش هم داشتیم.   مراجعة مخاطبان از شهرهای دور و نزدیک از یک سو حسن است؛ اما از سوی دیگر بار منفی دارد به تعبیر دیگر چقدر در کشور با فقر امکانات مواجهیم که شخصی از کیش برای پوستن به حقلة ادبی ریان به تهران می‌آید. صمیمی: افراد با نیت‌های مختلفی به سمت حلقة ادبی ریان می‌آمدند؛ بعضی از آنها فقط برای اینکه شعرشان را آقای کریمی بخواند، می‌آمدند. بعضی به دلیل دوستی با من می‌آمدند؛ اما کسانی که رفتنی بودند، رفتند. بسیاری از مراجعه‌کننده‌ها قصد داشتند نوحه‌سرا شوند بسیاری از آنها برای شعرسرایی آمدند؛ اما به همة آنها روند کار مجموعه را توضیح دادیم و بسیاری از آنها این مجموعه را ترک کردند و آنهایی که ماندند قصد مشهور شدن ندارند؛ بلکه همة آنها دنبال این هستند که یک سبک زندگی درست داشته باشند و کار درست را انجام دهند. شاید به قلة شعر آیینی یا تصنیف آیینی در قرن چهاردهم یا پانزدهم برسیم.   شرایط ورود به حلقة‌ ادبی ریان چیست؟ زاهدی: برای ورود به این مجموعه شرایط خاصی قرار نداده‌ایم و این سفر از همان ابتدا به گفتة آقای صمیمی اکتشافی است؛ روال خاصی برای این مجموعه وجود ندارد. شعر همراه با تصانیف و همراه با ساختن آن یک شیوة نو و جدیدی است. گاهی جلسات کاری ما ساعت هفت بعدازظهر شروع می‌شود و شام که می‌خوریم تا دو صبح جلسه داریم و روال خاصی ندارد. برای ثبت‌نام بازة سنی را باز گذاشتیم و از محصل دبیرستان تا شخصی که بیش از 50 سال سن دارد ورودی داریم. دو نوع انتخاب داریم؛ فراگیری و آزاد. آیا داوطلب قصد دارد یاد بگیرد یا فقط قصد دارد حضور داشته باشد؟ تا قبل از دورة پنجم با توجه به مناسبت‌هایی همچون حضور آقای کریمی و آقای صمیمی بخش آزاد حاکم بود؛ ولی از دورة پنجم به بعد جذب داوطلبان کیفی شد؛ مراجعه‌کنندگان متوجه شدند که قرار نیست به جای خاصی متصل شوند؛ مثلاً بعضی آنها معتقد بودند که به حلقة ریان وصل شوند تا با آقای محمود کریمی دیدار کنند؛ اما امروز جمع کیفی شده است و بحث فراگیری آن بیشتر از آزاد است. دوستان هم فراگیری می‌کنند و هم آنچه خود می‌دانند به ما انتقال می‌دهند. صمیمی: در تکمیل فرمایش آقای زاهدی باید بگویم که فعالیت‌های دیگری هم در حال انجام است؛ در ابتدای کار جلسه‌ای غیر از جلسات آقایان اکابر و بزرگان برگزار نمی‌شد؛ اما امروز جلسات متعددی برگزار می‌شود.   البته قبل ها جلساتی نیز برگزار می شد اما نمونه های موفق و مستمر به حساب نمی آیند؟ توضیحاتی دارید بفرمائید؟ صمیمی: این جلسات، جدی بود؛ اما اینکه نوحه یاد بدهند یا جلسة شعر آیینی به این معنا برگزار نمی‌شد؛ مثلاً سازمان تبلیغات یک الی دو دوره کلاس برگزار کرد یا آقای سازگار و آقای مجاهدی و آقای انسانی جلسات اکابر داشتند. به یاد دارم در جلسات آقای میرشکاک سه الی چهار نفر سر کلاس نشسته بودند و وقتی ما اضافه شدیم تعداد آنها به پنج نفر رسید؛ اما امروز تعداد شرکت‌کنندگان بسیار زیاد است. من چند جلسه در کلاس‌های آقای مهدی زنگنه هم شرکت کردم. معتقدیم همة ما هدف واحدی داریم با اینکه برخی از فعالیت‌ها حتی آنهایی که در مجمع شعرای اهل بیت (ع) انجام می‌شوند با استانداردهای ما منطبق نیست. گاهی به مجموعه‌های دیگر یاری می‌رسانیم؛ چون معتقدیم هدف واحدی داریم. در این مجموعه استانداردهایی تعریف شده است و معتقدیم که همة دوستان باید به این استانداردها پایبند باشند و به مسائل علمی اهمیت دهند. از طرفی از برندسازی خوش‌مان نمی‌آید و قصد چنین کاری نداریم.   بنابراین حلقة ریان، حلقة گمشده‌ای است. خانم کرمانی: تیتر خوبی انتخاب کردید. همة ما گمشده‌مان را در حلقة ریان پیدا کردیم. من به دلیل وضع مداحی‌ها وارد عرصة شعر شدم؛ چون مهندسی معکوس روی آهنگ‌ها انجام می‌شود یا در مورد مداحی‌ها نظرات خوبی وجود ندارد یا به دلیل فرقه‌شناسی یا مداحانی که وارد این حوزه می‌شوند تا به این حیطه آسیب بزنند من را به این نتیجه رساند که به شاعر نیاز داریم؛ بنابراین تصمیم گرفتم وارد عرصة شعر شوم. تصور می‌کنم خدا حلقة‌ ریان را به دلیل همین نیت، روزیِ من کرد. در جمع‌های ادبی به شعر آیینی به عنوان شعر بدون دانش و در سطح پایین‌تری از شعر نگاه می‌شود؛ بنابراین دنبال مجموعه‌ای بودم که همه مثل من باشند؛ یعنی هم سطح علمی و هم ذوق هیئتی داشته باشند؛ بنابراین حلقة ادبی ریان گمشدة من است. شاید به جایی نرسم؛ ولی پله‌هایی می‌شوم برای کسانی که بعدها خواهند آمد. صمیمی: به نظرم خانم کرمانی نابغه هستند. بسیاری از شاعران اگر در سن کودکی به استعداد خود در شعر پی نبرده‌اند حتماً در سن دبیرستان متوجه آن شده‌اند؛ اما خانم کرمانی حدود یک سال و نیم است که وارد این وادی شده و موفق هم هستند. طاهری: برای همة ما این‌طور است. من سال‌ها شعر را کنار گذاشتم؛ چون جایی پیدا نمی‌کردم که از همة جهات مذهبی، هنری و ... امنیت خاطر داشته باشم. از ویژگی‌های آقای صمیمی این است که دانش فوق‌العاده‌ای دارند و به همة امور هنری مسلط و بسیار متواضع هستند.   خانم‌های شاعره معمولاً شعرشناس هستند و استعداد عجیبی در ابداع تک‌بیتی‌های ناب دارند. طاهری: تعداد خانم‌ها در ثبت‌نام بسیار کم است؛ حتی تعداد آنها در جلسات نیز کم است؛ ولی همان‌هایی که حضور دارند شعرهای بسیار خوبی می‌گویند و حضور جدی و پررنگی دارند. طلب و نیتی که آنها را در این مسیر قرار داد باعث شد تا حضور خانم‌ها به ویژه در این دوره پررنگ‌تر باشد.   صمیمی: نسبت خانم‌ها و آقایان به لحاظ کمیت بسیار تفاوت دارد؛ ولی به لحاظ کیفیت بهتر هستند. معماری جلسات به این شکل است که خانم‌ها پشت پرده می‌نشینند و یک میکروفن دارند و آقایان هم طرف دیگر پرده می‌نشینند و یک میکروفن دارند و ناظم جلسه نیز یک میکروفن دارد. خواهران از آقایان تصویر دارند دوربین‌هایی از آنها فیلمبرداری می‌کند و تصویر آنها روی یک پرده نمایش داده می‌شود تا ارتباط آنها قطع نشود. کیفیت کار خانم‌ها بسیار بالاست؛ مثلاً در یک جلسه یکی از اشعار خانم کرمانی حدود چهل دقیقه از نظر زیبایی‌شناسی نقد شد. گاهی مسائل را با علم می‌آموزیم و پیاده می‌کنیم؛ ولی گاهی تجربه داریم و بدون آنکه بدانیم از آن استفاده می‌کنیم. خانم کرمانی از این جنس هستند. آقای صمیمی، بهترین تصنیف یا نوحه‌ای که سروده‌اید یا آقای محمود کریمی آن را اجرا کرده است کدام است؟ صمیمی: پاسخ این سؤال بسیار سخت است. بسیاری از نوحه‌ها به صورت مشترک با مشورت آقای کریمی استخراج شده‌اند؛ یعنی صفر نوحه متعلق به حاج آقا و یک آن متعلق به من بوده و اصلاً فرمول خاصی نداشته است. فرآیند تولید کاملاً مشترک بوده است. بعضی از اشعار را ایشان سروده‌اند و بعضی از اشعار را من سروده‌ام.   بعضی از تصنیف‌ها تلفیق شده‌اند؛ یعنی به بعضی از تصنیف‌ها گوشواره‌ای اضافه شده تا ریتم آن تندتر شود دربارة آنها توضیح دهید. صمیمی: در گذشته سبک کاری‌مان با آقای کریمی این‌گونه بود که خلوتی و طوفان فکری ایجاد می‌شد. ما با همکاری یکدیگر یک سری از ایده‌ها را مرور می‌کردیم؛ اما امروز یک اتاق فکر قوی‌ای وجود دارد که بسیاری از مسائل در آن در نظر گرفته می‌شود. برخی معتقدند که بعضی از اشعار به صورت شانسی خوب از آب درمی‌آیند؛ ولی باید بگویم که اصلاً چنین چیزی ممکن نیست. برنامة حاج محمود کریمی مخاطبان بسیاری در قاره‌های مختلف آفریقا، آمریکا، اروپا و آسیا دارد که مستقیماً برنامة ایشان را مشاهده می‌کنند. مخاطبان بسیاری در ایران برنامة ایشان را مشاهده می‌کنند. کلیپ‌هایی که در تلگرام منتشر می‌شد دنبال‌کننده‌های بسیاری داشت. می‌دانیم که در محروم‌ترین نقاط کشور اینترنت وجود دارد و همه این برنامه‌ها را رصد می‌کنند و این برای ما افتخار است. اما با این حال همة ما این سطح که در آن قرار داریم، قبول نداریم. معتقدم هر زمان توانستیم نوحه‌مان را مقابل سالار عقیلی، لوریس چکناواریان، حسین علیزاده و مجید انتظامی بخوانیم می‌توانیم بگوییم که کاری انجام داده‌ایم؛ ولی الان نمی‌شود؛ چون از ضعف‌های‌مان آگاهی داریم.   در مورد دو ماجرایی که در کربلا رخ داد صحبت کنید. سال 83 بود که به بین‌الحرمین مشرف شدم و صدایی در حرم سیدالشهدا (ع) شنیدم؛ وقتی نزدیک‌تر شدم نوحة خودم «ای برادر خواهرت زینب رسید» را شنیدم در آن لحظه متوجه شدم باید بقیة عمرم چه کنم و همة سلول‌های بدنم به این سمت حرکت کرد. سال 92 یا 93 بار دیگر به کربلا مشرف شدم. شب جمعه و حرم حضرت ابالفضل (ع) پر از جمعیت بود. سه الی چهار نقطه از حرم نوحه‌سرایی می‌کردند و کل حرم تحت‌الشعاع آن چهار نقطه بود. هر چهار نقطه از حرم نوحه‌های من خوانده می‌شد. با خود گفتم، می‌توانستم در این لحظه کربلا نباشم؛ ولی هستم و شعرهایم خوانده می‌شود. حال عجیبی داشتم و از قمر بنی هاشم تشکر کردم و بیرون آمدم. به حرم امام حسین (ع) رفتم و در حرم ایشان نیز دقیقاً همین بساط برپا بود؛ یعنی کل صحن تحت‌الشعاع مداحی بود و اشعار من خوانده می‌شد. سه هفته بعد از این ماجرا مجدداً به کربلا مشرف شدم و در حرم امیرالمؤمنین (ع) مجدداً چنین اتفاقی افتاد و کل صحن ایوان نجف با مداحی که شعر «ای که به دستت گل شیعه سرشته» را می‌خواند همراه بودند.   درباره ی اینکه چطور به این جایگاه رسیدید توضیح بدهید؟ توضیح اینکه چه کردیم تا به اینجا رسیدیم، شوخی بزرگی است و بدا به حال کسی که خود را وارد این حقارت کند و بگوید چه کرده یا چه نکرده است. شب جمعه در کربلا بودن آرزوی هر ولی خداست این آرزو آرزویی نیست که مثلاً مرحوم بهجت آن را نداشته است. لطفی نسبت به ما صورت گرفت تا شب‌های جمعه در کربلا باشیم و نوحه‌های من خوانده شود. این اتفاقات سبب شد تا به آن استغنا دست یابم.   آیا به نظرتان امروز کار خوب در بازار نیست یا هست و کمیاب است؟ تهرانی: بخش مهم و اثرگذار آن این است مخاطب باید یک دانش اولیه داشته باشد. گاهی این سؤال که چرا مخاطب این موسیقی را گوش می‌دهد پیش می‌آید؛ مثلاً فلان موسیقی وارد بازار شده است و طرفدار دارد؛ ولی متأسفانه طرفداران آن نه از موسیقی و نه از هنر و نه از زیبایی چیزی می‌دانند. حلقة ادبی ریان تلاش دارد تا مخاطبان بدانند شعر چیست. منظورمان این نیست که آنها شعر بسرایند؛ ولی باید شعر بد، متوسط، خوب و عالی را تشخیص دهند تا خود شاعر شوند و شعر و تصنیف بگویند اینها بنای علمی و جدی دارد. طاهری: برخی از اعضای حلقه شاعر نیستند؛ ولی می‌آیند که سلیقه‌شان را ارتقا دهند یا مخاطب و شنوندة خوبی باشند. گاهی از بانوان می‌خواهم که در بیان نظرات شرکت و نقد کنند؛ آنها می‌گویند که از شنیدن نقدها لذت می‌بریم و یاد می‌گیریم و تمرین می‌کنیم درست است که نقد نمی‌کنیم؛ ولی در نهایت به یک مخاطب خوب تبدیل می‌شویم. معتقدم باید سلیقة مخاطبان ارتقا یابد هر قدر این سلیقه تربیت شود و مخاطب سلیقة‌ بهتری داشته باشد خوراک‌دهنده مجبور است که خوراک بهتری ارائه دهد؛ مثلاً مجبور است شاعر بهتری پیدا کند. آنچه موجب شده تا همة ما اینجا جمع شویم لطف خدا و سیدالشهدا و امیرالمؤمنین و اهل بیت (ع) است. بعضی از مداحان گله می‌کنند که مخاطبان نمی‌پسندد؛ اما باید پرسید آیا شما اجرا کردید که مخاطبان نپسندیده باشند. تهرانی: تاکنون چهار الی پنج کنگره برگزار شده است. هر کنگره یک موضوع اصلی و یک بخش ویژه دارند. معمولاً موضوع هر کنگره متناسب با شرایط زمانی انتخاب می‌شوند؛ مثلاً کنگرة این دوره با موضوع اصلی شهید و موضوع ویژة محمدحسین حدادیان برگزار شد. تا به امروز روند حلقة ادبی ریان، روند خوبی بوده و بخش‌های مختلف آن، آموزنده است. اشعار مختلف با حجم قابل توجهی از سراسر کشور به کنگره می‌آیند و یک گروه داوری وجود دارد. حاصل کنگره‌ها هم کتاب‌های شعر است بعضی از آنها کتاب‌های بسیار خوبی هستند که باید مدیریت شوند. صمیمی: بسیاری در کشورهای مختلف اروپایی از جمله اتریش، استکهلم و بروکسل از محصولات ما استفاده می‌کنند به ویژه برادران افغانستانی که با ما بسیار در ارتباط هستند.البته ما در ارائة محصولات‌مان ضعف داریم.   به نظرم حلقة ادبی ریان به این دلیل موفق است که منسوب به جایی نیست و نباید هم باشد. تهرانی: من در این مدت متوجه شدم که باید به حوزه‌های مختلف وارد شویم و بیشتر از آنکه به  برنامه‌ریزی نیاز داشته باشیم باید به بخش‌های مختلف ورود کنیم؛ مثلاً حلقة ادبی ریان به این دلایل باید در بخش سرود فعال باشد. قصدم بزرگ جلوه دادن این مجموعه نیست؛ بلکه متوجه شده‌ام که اگر بخواهیم کار خوب انجام دهیم و شاعرانگی داشته باشیم باید بدانیم دوربین در شعر یعنی چه یا باید بدانیم فیلمنامه چیست. نه به دلیل ایجاد یک کار جذاب و بامزه بلکه نیاز است که بچه‌هیئتی‌ها و متدینان و کسانی که در این عرصه تلاش و فعالیت می‌کنند با این مقوله‌ها آشنا باشند؛ چون زبان قوت‌دار و جدی دنیا اینهاست و ما باید آنها را بدانیم و در کار خود استفاده کنیم. صمیمی: خانم طاهری فارغ‌التحصیل فیلمنامه‌نویسی هستند و در این موضوع تخصص دارند و در آینده «ریان سرود» و «ریان تئاتر» را راه‌اندازی خواهند کرد. این هنرها در بخش آیینی با نگاه هیئتی احتیاج هستند و می‌توانیم از بسیاری از اساتید خواهش کنیم که در این راه ما را یاری کنند.     با رصد هیئات متوجه شدم که با بحران مخاطب به ویژه در هیئات محلی مواجهیم. موج هیئتی ها در حال تغییر ذائقه است. آیا برای این موضوع تدبیری اندیشیده‌اید؟ صمیمی: معتقدم پاسخ سؤال در خود سؤال موجود است. این یک تذکر جدی به همة ماست که باید فعالیت بیشتری داشته باشیم. گاهی درگیر آرمان‌ها هستیم و از واقعیات و آنچه در کوچه و بازار رخ می‌دهد فاصله می‌گیریم؛ وقتی ادعا می‌کنیم که می‌خواهیم موجی در شعر آیینی ایجاد کنیم؛ اما در عین حال هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد باید تلاش بیشتری کنیم. پاسخ در سؤال مستتر است باید عجله کرد. به کوه می‌رویم که نفسی تازه کنیم؛ اما به قله می‌رویم تا نفس بکشیم. در طول مسیر هم نفس‌مان را حبس نکرده‌ایم و هر چه به قله نزدیک‌تر می‌شویم هوا پاک‌تر می‌شود از این دامنه هم باید استفاده کنیم و به قولی خروجی داشته باشیم.   کلام آخر را بیان کنید. صمیمی: از همة دوستان ممنونم. در خدمت این جمع بودن در عمر ناقصم برای من فرصتی است؛ البته می‌دانم این فرصت هم مانند همة نعمت‌ها یک روز هست و یک روز نیست. امیدم این نیست که همیشه چنین بساطی وجود داشته باشد و می‌دانم که چنین بساطی و چنین دوستان پر تلاش و پر انگیزه‌ای همیشه نخواهند بود. سه صفت را سرلوحة خود قرار داده‌ام که همة این دوستان آنها را دارند و آن متدین، لوطی و درویش بودن است. آدم متدین برای خدا از همه چیز می‌گذرد. آدم لوطی برای مردم از خود می‌گذرد و آدم درویش برای خود از خود می‌گذرد و تمام این چیزها در این سه صفت جمع است. سجایای اخلاقی که اولی آن تقوا و دومی آن مروت و سومی آن قناعت است در متدینِ لوطیِ درویش جمع است و این بساط هم همیشگی نخواهد بود. از خدا ممنونم به دلیل فرصتی که در اختیارم قرار داد. دعایم این است که همیشه از بساطی که هست بهره‌مند باشم. ما روی برند حلقة ادبی ریان اصرار نداریم؛ ولی روی این جریان اصرار بسیاری داریم که باید علمی باشد باید هیئتی‌ها از اتهام بی‌سوادی مبرا شوند حداقل آنهایی که جریان‌ساز هستند. دوست دارم؛ وقتی وارد جمع تخصصی از جمله شعرا و موسیقیدان‌ها می‌شویم ما را باسوادترین‌ها بدانند.   ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 05:54:31 GMT http://deabel.org/vdcex78x.jh8xpi9bbj.html خلاء و کمبود شدید اشعار آیینی در گروه سنی کودک و نوجوان http://deabel.org/vdcfjxdm.w6dmvagiiw.html معصومه مهری قهفرخی متولد ۱۳۵۸کارشناس ادبی اداره کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان است. وی ازدوران نوجوانی با فضای انجمن های ادبی و کارگاه های شعر کانون پرورش فکری آشنا شده و از همان زمان تا کنون موفق به کسب رتبه های بسیار زیادی در جشنواره ها ومسابقات مختلف و سوگواره های سراسری شده است. قهفرخی که در حوزه ی کودک فعالیت می کند در این باره می گوید: درابتدا کارم در حوزه ی بزرگسال کار می کردم اما بعدها به تبع شغل وحرفه ی کاری و ارتباط با کودکان ونوجوانان در زمینه ی شعر کودک نیز آثاری خلق نمودم. کتابهایی همچون خنده پر،پرنده پر شامل شعر جنگ- مجموعه نثر ادبی مادرم ایران بانو(ویژه نوجوانان) با موضوع جنگ- مجموعه شعر کودک شهروند کوچولو با موضوع آموزش نکات شهروندی- مجموعه شعر کودک گنبد خورشید(رضوی).توسط بنیاد بین المللی رضوی واداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی و کسب رتبه ی شایسته تقدیر در بخش کتابهای آماده چاپ - وکتاب بغض های من پرنده می شوند (شعر رضوی نوجوان)حائز رتبه سوم جشنواره رضوی توسط بنیاد بین المللی امام رضا و اداره کل ارشاد اسلامی استان چهارمحال وبختیاری آثار چاپ شده این بانو برای کودکان ونوجوان است.    وی درباره آخرین اثرش که باز هم شعر رضوی است گفت: این مجموعه با عنوان (بغض های من پرنده می شوند)شامل ۱۵ عنوان شعری مختلف از جمله:بهار هشتم زمین، کبوتر ماه، سقاخانه، معجزه، دعای باران می باشد که در قالب شعر نو برای گروه سنی نوجوانان سروده شده است.   این داور جشنواره شعر استانی با اشاره به این که خلا وکمبود بسیار شدید اشعار آیینی(به خصوص در حیطه ی گروه سنی کودک ونوجوان و در بخش رضوی احساس می شود گفت: حال و هوای اشعار (بغض های من پرنده می شوند) به گونه ایست که از دریچه ی نگاه نوجوانان به آن نگریسته شده و از آرزوها و خواسته ها وتمایلات معنوی و روحی نوجوان دراین سن منشا می گیرد، دراین مجموعه زبان شعر ها ساده و درعین حال سرشار از بارعاطفی ومعنایی می باشد.   وی همچنین گفت: ارتباط عاطفی وقلبی با امام رئوف و کمبود منابع مطالعاتی بخصوص در زمینه ی شعر کودک ونوجوان مهمترین عامل برای انتخاب این موضوع بود.   مهری درباره حضور خود در جشنواره های رضوی گفت: از سالها پیش در این جشنواره ها حضور دارم. از جمله جشنواره شعر رضوی کرمان،کسب مقام سوم قطعه ادبی بزرگسال در نهمین جشنواره ی بین المللی وششمین جشنواره ادبیات کودک ونوجوان و کسب مقام شایسته تقدیر توسط کتاب شعر کودک(گنبد خورشید)در سال95.    این بانوی برگزیده کیفیت جشنواره را این گونه توضیح داد: مسئولان استانی با جدیت و دلسوزی وبه نحو احسن در زمینه ی اطلاع رسانی،جمع آوری آثار و برنامه های اجرایی در تلاشند.حمایتهای بسیار خوب وبی دریغ بنیاد بین المللی امام رضا(ع)قابل تقدیر است وامیدوارم این جشنواره ی فاخر سالهای سال امتداد یابد وشاهد به بار نشستن آثار پرباری در این زمینه باشیم.   وی که میل زیادی به شرکتِ دوباره در جشنواره بین المللی امام رضا (ع) دارد به عنوان پیشنهاد گفت: اگر تمهیدی اندیشیده شود که حق تالیفی به شاعران ونویسندگانی که آثارشان چاپ می شود اختصاص یابد؛ هم از لحاظ انگیزشی و هم از لحاظ حمایت مالی صاحبان آثار مثمر ثمر خواهد بود. مهری در پایان ادامه داد: به نظر می رسد دبیرخانه ی جشنواره تقریبا تمامی آثار دریافت شده را به چاپ می رساند که شاید قدری از لحاظ کیفیت آثار چاپ شده شاهد افت باشیم.بهتر است آثار در مرحله ی بررسی با دقت و وسواس بیشتری انتخاب شوند تا سطح کیفی جشنواره تحت تاثیر آمار کمی قرار نگیرد و آثار پخته تر و فاخر تری در اختیار مخاطبان قرار گیرد. ]]> فرهنگ Mon, 18 Jun 2018 13:40:15 GMT http://deabel.org/vdcfjxdm.w6dmvagiiw.html تنوع مخاطب مورد توجه قرار گیرد/ مدیریت بهینه تجمع‌های مذهبی آموزش داده شود http://deabel.org/vdcdxz0s.yt0s96a22y.html رضا دستجردی/ دعبل: آنچه مخاطب امروز برنامه‌های مذهبی را به پای منبرهای هیئت مذهبی می‌کشاند عشق به فراگیری آموزه‌های انسانی و والای ائمه اطهار و انتقال مفاهیم ارزشمند آن است که چراغ راه امروز و آینده جامعه قلمداد می‌شوند اما آیا هیئت امروز با این نگاه به ارائه برنامه به مخاطب عمدتا جوان و جویای معارف اسلامی می‌پردازد؟ دکتر حسن بشیر استاد ارتباطات بین‌الملل دانشگاه امام صادق (ع) در گفتگو با دعبل از کم و کیف برنامه هیئت‌های مذهبی سخن می‌گوید.   چرا ما یک محتوا را در برنامه‌ها و هیئت‌های مذهبی با وجود مخاطبان مختلف ارائه می‌کنیم؟ این وضعیت در مورد همه صادق نیست. به عبارت دیگر، ما در سال‌های اخیر شاهد نوعی از تحول در محتوای هیئت‌ها و برنامه‌های مذهبی هستیم که می‌توان به برخی از آنها اشاره نمود: - تحول از طرح تاریخ‌نگاری وقایع مذهبی به تحلیل تاریخی وقایع مزبور - حضور سخنرانان تحصیل‌کرده حوزه و دانشگاه در بسیاری از هیئت‌ها - تحول در اشعار و مرثیه‌ها و طرح مسائل جدید معاصر - حضور نوجوانان و جوانان بیشتر در این مراسم و ایجاد فضای جوان‌گرایی در این زمینه - وجود شعارهای جدید مورد نیاز روز در این مراسم که حاکی از به روز بودن آنهاست. البته این حرکت تحولی را نمی‌توان در همه هیئت‌ها، برنامه‌ها، مراسم و نقاط مختلف کشور یکسان دانست اما می‌توان آثار این تحول را دید و شناسایی کرد. بدیهی است که این تحول کافی نیست. ظرفیت معنایی محتواهای مذهبی ما بسیار بیشتر از این چیزی است که هم‌اکنون بازنمایی می‌شود. البته آموزش در این زمینه نیز کم است، در حالی‌که باید شرایط آموزش‌های بهتر در این زمینه و تولید محتواها و اشعار و شعارهای مناسب ایجاد شود.   آیا مخاطب هیئت مذهبی، مخاطب برنامه‌های مذهبی هم هست؟ در این زمینه قطعا تفاوت‌هایی وجود دارد که البته امکان محاسبه این موارد تا اندازه زیادی سخت است اما می‌توان گفت که قشر هیئتی با قشر برنامه‌های مذهبی از جنبه‌های مختلف تمایز داشته و به همین دلیل، حضور آنان در این گونه مراسم می‌تواند متفاوت باشد. بدیهی است که در این زمینه نیز نمی‌توان یک حکم واحد صادر نمود. تحولات ایجاد شده در هیئت‌ها و برنامه‌های مذهبی نیز نوعی از جاذبیت برای هر دو قشر ایجاد کرده است که می‌تواند در حضور آنان تاثیرگذار باشد.   آیا امروز خصوصا در میان جوانان اقبالی به برنامه‌های مذهبی وجود دارد؟ اگر خیر، علل آن چیست؟ در این زمینه نمی‌توان یک وضعیت یکسان را مطرح کرد. حضور نوجوانان و جوانان در برخی از برنامه‌های مذهبی و یا بهره‌برداری از این برنامه‌ها به عوامل مختلفی بستگی دارد که از شخصیت سخنران، محتوای سخنرانی، فضای سخنرانی، مکان و زمان سخنرانی، وابستگی محلی و امثالهم متاثر می‌باشد. بدیهی است هرگونه تحول در این زمینه می‌تواند جذابیت لازم را بیشتر یا کمتر کند.   اصولا مخاطب هیئت و برنامه‌های مذهبی کیست و آیا برنامه‌ای که تهیه می‌شود مطابق خواست و سلیقه اوست؟ مخاطبان همه این برنامه‌ها مردم هستند. بدیهی است که این مردم از اقشار مختلف تشکیل شده‌اند. در برنامه‌های مذهبی نیز تلاش می‌شود که در جهت جذب این اقشار مختلف، اهداف مختلفی طراحی شوند اما باید به این مساله نیز توجه کرد که مطابقت برنامه‌ها با سلیقه‌های آنان به معنای خوبی و پربار بودن این برنامه‌ها نیست، اتفاقا طراحان برنامه‌های مذهبی باید به گونه‌ای عمل کنند که اهداف بلندتر از این برنامه‌ها عاملی برای جذب افراد مختلف باشد حتی اگر مطابقت کامل با سلیقه‌های آنان نداشته باشد.   برنامه‌ریز هیئت‌های مذهبی تا چه میزان برنامه خود را متناسب با شرایط روز جامعه و با هدف بالا بردن آموزه‌های دینی در فرد تهیه می‌کند؟ همانگونه که پیش از این نیز مطرح شد، تحول تدریجی ولی با سرعتی بیشتر در این زمینه مورد نیاز است، متاسفانه ما تاکنون مراکز آموزشی در این زمینه نداشته‌ایم که بتوانند با یک فرآیند آموزشی، تحولات مطلوب را ایجاد نمایند. برنامه‌ریزان هیئت‌های مذهبی از دل جامعه برخاسته‌اند و با عشق و علاقه این کارها را انجام می دهند، اما این عشق و علاقه کافی نیست، باید مدیریت بهینه این گونه تجمع‌ها نیز مورد آموزش قرار گیرد.   ]]> فرهنگ Mon, 18 Jun 2018 09:43:50 GMT http://deabel.org/vdcdxz0s.yt0s96a22y.html آهنگ‌های سوگ، گنجینه‌های خنیای ایرانی http://deabel.org/vdcftxdm.w6dmtagiiw.html استاد میر جلال‌الدین کزازی نامی شناخته شده در ادب فارسی است. او را با شاهنامه‌پژوهی و علاقه به ادب کهن پارسی می‌شناسند. همچنین او به پارسی سخن گفتن و به گفته خودش به پیراسته و پالوده گفتن شهره است. کتاب‌های او که مجموعه‌ای بسیار قابل‌ ملاحظه هستند از شعر و داستان و مقاله بگیرید تا کتاب‌های درسی همه به همین شیوه نوشته‌ شده است و کار واژه‌های فارسی این استاد زبان و ادبیات به‌ جایی رسیده است که فرهنگ واژگانی، واژه‌های مورد استفاده او کتابی شده است قطور که انتشارات معین آن را چاپ کرد. دکتر میر جلال‌الدین کزازی استاد ادبیات پارسی، یکی از پایدارترین نمونه‌ها در نمایش‌های ایرانی را نمایش‌های آئینی بر می‌شمارد که هر سال در ایران برگزار می‌شده است. وی معتقد است آهنگ‌ها و نمایش‌های آئینی ایران همواره هنرشناسان و کارگردانان نامدار باختر زمین را از زیبایی و پروردگی و ساختار سنجیده هنری به شگفت می‌آورده است.   حاصل گفت‌وگویی که با این استاد فرهیخته انجام شده است را بخوانید: سروده‌های آیینی پیشینه‌ای بسیار دیرینه در تاریخ و فرهنگ ایران دارد، حتی این پیشینه به ایران کهن باز می‌گردد در آبشخورهای تاریخی از آن میان کتابی به نام «تاریخ بخارا» که فشرده‌ای از آن را «نرشخی» به دست داده است از سروده‌ای سخن رفته است که در بخارا در آئین سوگ سیاوش بر زبان رانده می‌شده است. اما کهن‌ترین سروده آیینی در تاریخ سخن پارسی که بر جای‌ مانده است چامه‌ای (قصیده‌ای) از «کسائی مروزی» است که در بیت‌های فرجامین آن از داستان نینوا و سوگ پیشوای سومین شیعیان سخن رفته است.  این شیوه هم کم‌وبیش در سخن پارسی به کار گرفته می‌شده است؛ در زمانی با فر و فروغی بیشتر، در زمانی با رنگ و رویی کمتر. در روزگار صفویان ادب آیینی گسترش و روایی بسیار می‌یابد. در دیوان‌های این روزگار همواره می‌توان سروده‌هایی از این‌ گونه را به فراوانی دید. از سوی دیگر در رزم‌نامه سرایی پارسی نیز رزم‌نامه‌های دینی کاربردی کم‌وبیش گسترده داشته است. رزم‌نامه‌هایی که به شیوه شاهنامه سروده می‌شده‌اند اما زمینه آن‌ها بیشتر دینی بوده است و در سوگ. واپسین این سروده‌ها رزم‌نامه‌ای است با نام «آل فردوس» که آن را «میرزا احمد»، سخنور کرمانشاهی در روزگار ناصرالدین‌شاه سروده است. ادب آیینی مانند دیگرگونه‌ها و قلمروهای ادب پارسی می‌باید که در این روزگار هم پیوندی پایدار، به آیین، سنجیده با پیشینه سخن پارسی داشته باشد. ما هنوز هم می‌بینیم که بیت‌های بلند و شورانگیز و شوق‌آمیز محتشم کاشانی را در روزهای سوگ و اندوه از در و دیوار نوشته با دبیره (خط) خوش بر پارچه در می‌آمیزند.  اگر سروده‌های آیینی به‌ ویژه آن‌ها که در نمایش‌های سوگ در کوی و برزن بر زبان رانده می‌شود سست باشد و نا تندرست به‌ هیچ‌ روی شایسته سخن شکوهمند و شگرف و بی‌مانند پارسی نیست. از همین روست که می‌باید در این‌ گونه سروده‌ها یا ترانه‌های سوگ بسیار باریک‌بین بود هم از دید سروده، هم از دید آهنگی که با آن همراه است. یکی از گنجینه‌ها و سرچشمه‌های خنیای ایرانی همین آهنگ‌های سوگ بوده است. از سوی دیگر یکی از پایدارترین نمونه‌ها در نمایش‌های ایرانی این آهنگ‌ها و نمایش‌هاست که هر سال در ایران برگزار می‌شده است و بر زبان رانده؛ هنوز هم به‌گونه‌ای می‌شود. هنرشناسان و کارگردانان نامدار باخترزمین را از زیبایی و پروردگی و ساختار سنجیده هنری به شگفت می‌آورده است. دریغ است که این هنر سر نشیب نابودی بنهد. در این‌ باره به فراخی سخن می‌توان گفت. ]]> فرهنگ Sun, 17 Jun 2018 06:33:34 GMT http://deabel.org/vdcftxdm.w6dmtagiiw.html شعر هیئت فرزند شعر آیینی است/ شاعران هیئت دنبال خود مختاری‌اند http://deabel.org/vdcguz9w.ak9wt4prra.html در محله هفت چنار تهران به دنیا آمده است. رضا اسماعیلی شعر و شاعری را از دوران راهنمایی شروع کرده است. بعد از انقلاب با حوزة هنری  آشنا شد و همین اتفاق باعث شد که قیصر امین‌پور، از او دعوت کند تا در جلسات نقد شعر حوزه هنری شرکت کند، شرکت در این جلسات انگیزه بیشتری برایش بوجود آورد. خودش می‌گوید: حشر و نشر با شاعران نسل اول انقلاب نعمت بزرگی بود که شعر را از حاشیه به متن زندگی‌ من وارد کرد. او در کنار شعر، در طول سال‌های بعد از انقلاب به عنوان روزنامه ‌نگار، شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبی با بیشتر نشریات همکاری داشته  است. با رضا اسماعیلی که نقدهای زیادی به فضای شعر مذهبی امروز دارد درباره شعر آیینی و شعر هیئت در مجله خیمه به گپ و گفت نشستیم؛ با یک سوال سخت شروع کنیم؛ تعریف شما از شعر آیینی چیست چون انگار تعریف‌های متفاوتی تا به حال ارائه شده است. «شعر آیینی» تعریفی سهل و ممتنع دارد. سهل از آن جهت که می‌توان – با تساهل و تسامح – بر هر شعری که موضوع دینی داشته باشد، عنوان شعر آیینی نهاد و ممتنع از آن روی که بسیاری از شعرها علی‌رغم این که با موضوع دینی سروده شده‌اند، به خاطر آن که در سیرت و باطن با آموزه‌های وحیانی و قرآنی در تقابل‌اند، شعر آیینی نیستند. در باور بسیاری هر شعری که موضوع دینی داشته و در مدح و منقبت و مراثی ائمه اطهار(ع) سروده شده باشد، شعر آیینی ست. این بدترین و نارساترین تعریفی ست که از شعر دینی و آیینی می‌توان ارائه داد. با چنین تعریف نارسایی شاعرانی همچون حافظ به اعتبار این که پوسته، برونه و موضوع اشعارشان دینی نیست، بیرون از دایره شعر آیینی  قرار می‌گیرند، و شوربختانه شاعرانی که شعرشان هیچ نسبتی با شعر آیینی اصیل و فاخر ندارد، صرفا به اعتبار این که موضوع اشعارشان دینی است، در صف شاعران آیینی قرار می‌گیرند! حال آن که اطلاق عنوان «شعر آیینی» بر بسیاری از شعرهایی که موضوع دینی دارند، به خاطر آن که از موضع و مضمون ارجمند و شریفی برخوردار نیستند، جفا به شعر و شاعران آیینی است. به یاد دارم استاد حمید سبزواری نیز در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ ۸ دی ماه ۱۳۹۳ در پاسخ به این سؤال که: «آیا تمام اشعاری که با محوریت مسائل دینی سروده شده را می‌توان اشعار آیینی نامید؟» گفته بود: «باید همواره آگاه باشیم که هر نوع شعری که در باره دین گفته می‌شود شعر آیینی نیست. برخی شاعران دین‌شناس نیستند و آگاهی آنها بیشتر ناظر بر آگاهی طبقات جاهل و مبلغان ساده اندیشی است که برداشت غلطی از دین دارند؛ بنابراین این نوع شعرها نه تنها ارزش ادبی ندارد، بلکه به اصل دین نیز ضربه می‌زنند. حتی در برخی مواقع به وضوح می‌توان در شعر برخی از شاعران جنبه‌های دین ستیزی را لمس و مشاهده کرد. بین متون اصلی دین و دینی که طبقات جاهل و مبلغان منحرف ارائه می‌کنند تفاوت وجود دارد اما بعضی از شاعران به این نکته توجهی ندارند و این عدم توجه در اطلاعات و دانش اندک آنها ریشه دارد. شاعرانی هم که عموماً در شعرهای شان دین ستیزی موج می‌زند گرفتار این بی دانشی هستند و نمی توانند بین اصل دین و دینی که بر اساس برداشت غلط عرضه می‌شود، تفکیک قائل شوند. موازین الهی و عقلی بسیار پیشرفته است، شاعر باید آنچه را از دین می‌آموزد بر اساس موازین الهی که در قرآن بر آنها تاکید شده و موازین عقلی که یکی از آنهاست بسنجد، نه این که دین را بر اساس قضاوت کسانی که شناخت دینی درستی ندارند بیاموزد، چرا که این شناخت نادرست هم به شعر شاعر و هم نسبت به باورهای عمومی خدشه وارد می‌کند». برداشت من از حرف‌های شما این است که با این تعریف اشعاری هم که موضوع دینی ندارند، به اعتبار «موضع مندی» می‌توانند در شمار اشعار آیینی قرار بگیرند؟  بله دقیقاً، شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبت‌های مذهبی سروده شده باشد، بلکه پیش‌تر و بیش تر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است – یعنی مدح و منقبت صرف – و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان‌مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضع مندی» آن است، نه «موضوع بندی» آن. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی. از این منظر حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی آیینی‌ترین شاعر تاریخ ادبیات ماست، چرا که در همه سروده‌های خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد. در واقع شما شعر آیینی را بر مبنای توجه به موضوع و موضع و صورت و سیرت به دو گروه «فاخر و اصیل» و «موضوعی و مناسبتی» تقسیم می‌کنید؟ بله، از این منظر شعر آیینی را باید به دو شاخه «شعر مذهبی» و «شعر معنوی» تقسیم کرد. شاید بعضی قائل به چنین تفکیکی نباشند و بگویند معنویت جز تفکیک‌ناپذیر هر مذهبی است. به همین اعتبار هر شعر مذهبی، صبغه معنوی هم دارد. بله، بخش اول این گزاره درست است. گوهر و جوهر مذهب، معنویت است. ولی مذهبی بودن و معنوی بودن همیشه ملازم یکدیگر نیستند. فرق شاعر مذهبی با شاعر معنوی نیز مثل فرق «اسلام آوردن» با «ایمان آوردن» است. شعر معنوی بر خلاف شعر مذهبی که مشاطه گر «صورت» است، سخنگوی سیرت، آینهِ‌ دار حقیقت‌ و سرچشمهِ‌ بصیرت‌ است. غایت و نهایت شعر مذهبی توصیف و تجلیل است، و غایت و نهایت «شعر معنوی» تبیین و تحلیل. شاعر مذهبی در پله اول دین‌داری که اقرار به زبان و پذیرش صوری احکام و اعتقادات است، متوقف مانده است و دین و آیین در چشم او به مجموعه‌ای از شعائر و مناسک خشک عبادی خلاصه می‌شود. ولی شاعر معنوی، انسانی است که معنویت به واسطه  «ایمان» و «معرفت دینی» در درونش نهادینه شده و به معنا و حقیقت دین راه برده است. از همین رو، شعر مذهبی بیش تر به صورت دین می‌پردازد، ولی شعر معنوی به سیرت دین. شعر مذهبی از بزرگان دین «تندیس مصیبت» می‌سازد، شعر معنوی «تندیس عزت». چرا که هدف غایی و نهایی شعر مذهبی مدح و منقبت و سوگ و مرثیه است، ولی هدف غایی و نهایی «شعر معنوی» تربیت و تزکیه است که هدف اصلی همه پیامبران الهی از آدم تا خاتم بود، چنان که در حدیثی از رسول اکرم(ص) می‌خوانیم: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ: به راستی که من مبعوث شدم تا کرامت‌های اخلاقی را کامل و تمام کنم.» با استناد به آموزه‌های اصیل قرآنی و روایی، می‌توان گفت شعر آیینی فاخر و اصیل شعری است که «موضع دینی» داشته باشد و این موضع منبعث از معارف الهی و حقایق توحیدی و نبوی باشد. برخورداری از مواضع منطبق بر آموزه‌های وحیانی و قرآنی نیازمند داشتن «دانش و بینش» دینی یا به تعبیری رساتر «بصیرت دینی» است. در غیر این صورت حرکت در مسیر حق کاری ست بس دشوار و غیرممکن، چنان که امام صادق می‌فرماید:‏ ‎«العامل على غیر بصیرهٍ کالسّائر على غیر الطّریق، و لا یزیده سرعه السّیر من الطّریق الاّ بعدا»، کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر می‌افتد.‏ (الأمالی للصدوق: ۵۰۷/۷۰۵). با عنایت به این نکته، برای شاعر آیینی انس با قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و سایر ادعیه، آشنایی با روایات و احادیث و مقاتل معتبری همچون «لهوف» و «نفس المهموم»، مطالعه کتاب‌های ارزنده‌ای همچون «قیام حسینی» و «تحریفات عاشورا» از استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری، و اشراف به تاریخ اسلام یک ضرورت غیرقابل انکار است. آیا نوحه‌ها هم در گروه شعر آیینی قرار می‌گیرند، چون عده‌ای این اشعار را شعر هیئت می‌نامند؟ بله، روزی روزگاری «نوحه و مرثیه» هم - بدون آن که پیشانی نوشت شعر هیئت داشته باشد - زیرمجموعه شعر دینی و آیینی ما بود. ولی امروز به نظر می‌رسد شاعران هیئتی به دنبال خودمختاری‌اند و می‌خواهند خرجشان را از شعر آیینی جدا کنند! شعر هیئت فرزند شعر آیینی است و باید رابطه «پدر و پسری» بین آن‌ها برقرار باشد که متأسفانه به هزار و یک دلیل نیست. الآن سال‌هاست که بین این پدر و پسر اختلاف و جدایی افتاده و پسر از پدر حرف شنوی ندارد و راه خودش را می‌رود. امروز شاعران هیئتی بیش‌تر به دنبال چهره شدن و نام و آوازه‌اند، و در فضاهای مجازی به دنبال جمع کردن «لایک» و «فالوور»! و چون می‌خواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند، هم‌زبانی و هم‌نشینی با شعر و شاعران آیینی برایشان چندان دل پسند و خوشایند نیست. نسل شاعران هیئتی - که اکثراً جوان و نوجوانند – فکر می‌کنند پیروی از پیشکسوتان شعر آیینی که قصد دارند برای آنان پیری و پدری کنند، دست و پایشان را می‌بندد و جلوی پیشرفت شان را می‌گیرد. به همین خاطر امروز شاهد گسست غم انگیزی بین شعر آیینی و شعر هیئتی هستیم. گسستی که عوارض سنگین و غیرقابل جبرانی برای شعر و ادبیات آیینی ما خواهد داشت و این قطار را از ریل تعادل و توازن خارج خواهد کرد، چنان که آثار و عوارض نگران‌کننده آن را در سال‌های اخیر داریم می‌بینیم. اجازه بدهید با صراحت بگویم متأسفانه شعری که عنوان «شعرهیئت» را بر پیشانی خود دارد، در مواردی به خاطر غلبه تفکر احساسی، فقر اندیشه، سفارشی سرایی(مشتری محوری)، مناسبت زدگی و سطحی‌نگری، همچنان در ایستگاه «محبت» متوقف مانده و راهی برای صعود به ملکوت معنا و «معرفت» پیدا نکرده است. چرا که ما در این حوزه به خاطر «مداح محوری» و توجه افراطی به ذوق و ذائقه مخاطب عام، از پرداختن به سیره عملی خاندان رسالت و حقیقت زلال دین - به خصوص اصل توحید - غافل مانده‌ایم. غلبه «تفکر احساسی» بر«تفکر عقلانی» و «نگاه عوامانه» بر «نگاه معرفت شناسانه» در شعر هیئتی غیرقابل انکار است. چون هدف اصلی در این‌گونه ادبی - پیش و بیش از معرفت افزایی – تهییج و تحریک عواطف و ایجاد شور و شیدایی در مجلس است. متأسفانه گاهی بعضی از شاعران و مداحان با قرائت اشعار غلو آمیز و غیر مستند و افراط در «زبان حال» گویی، با احساسات مذهبی مردمی که به قصد و نیت شناخت بیش‌تر خاندان رسالت در این‌گونه مجالس شرکت کرده‌اند، بازی می‌کنند که این امر در دراز مدت می‌تواند باعث دلزدگی و روی‌گردانی مردم - به خصوص جوانان - از مجالس مذهبی و هیئات دینی شود. این ادعا، یک ادعای واهی و خیالی نیست. نشانه‌های محسوس و ملموس وقوع چنین اتفاقی را همه کسانی که دغدغه دین و آیین دارند به خوبی احساس می‌کنند.  حالا که این نقدها را به شعر و شاعران هیئت دارید پس به مهم‌ترین اشکالات و آسیب‌های اشعاری که در هیئت‌ها خوانده می‌شود هم اشاره کنید؟ خوشحالم که شما چنین سؤالی را مطرح کردید. متأسفانه امروز بعضی از دوستان با این استدلال که بدون اذن و عنایت اهل‌بیت(ع) و روح‌القدس نمی‌توان به حریم شعر آیینی پا نهاد و در مدح و منقبت آنان شعر گفت، شعر آیینی و هیئتی را در‌هاله‌ای از تقدس پیچیده‌اند و به هیچ کس اجازه ورود به حوزه نقد و آسیب‌شناسی آن را نمی‌دهند. یعنی به محض ورود به حوزه پر خوف و خطر آسیب‌شناسی شعر آیینی، گوینده؛ مظلومانه از سوی کسانی که خود را مسلمان تر از رهبر معظم انقلاب، عالمان دینی و پیشکسوتان شعر آیینی می‌دانند مورد تکفیر قرار می‌گیرد و سنگ باران هجمه‌ها و تهمت‌های سنگین و گوناگون می‌شود، تهمت‌هایی از قبیل: وهابی، بی‌سواد، دشمن دین، مخالف عزای حسینی، مخالف گریه بر مصیبت کربلا و...! با این هجمه و هزینه سنگین جای تعجب نیست که این عرصه از حضور دلسوزان و دغدغه مندان خالی است و همه منتظرند تا «دستی از غیب برون آید و کاری بکند»! علی‌رغم چنین تصوری، «امین» شعر انقلاب که بیش از همه ما به گردن شعر آیینی حق دارند، این‌گونه ادبی را از نقد بی‌نیاز نمی‌دانند و همواره در خط مقدم این جبهه به روشنگری پرداخته و بر این نکته تاکید کرده‌اند که در برابر بیان مطالب انحرافی و خرافی که باعث مخدوش شدن چهره اسلام و وهن خاندان رسالت می‌شود، نباید ساکت، بی‌تفاوت و منفعل بود و با مواخذه و تذکر به شاعر و مداح باید از تکرار چنین مسائلی پیشگیری کرد. برای رشد و ارتقای کیفی شعر آیینی و هیئت، باید تابوی «نقدناپذیری» آن را شکست. چرا که شعر آیینی نیز همچون همه گونه‌های ادبی، برای باروری و بالندگی بیش تر نیازمند نقد و آسیب‌شناسی است. اتفاقاً در این عرصه، بیش از سایر عرصه‌ها نیاز به مراقبه و محاسبه و مواخذه داریم. چون ممدوح ما بزرگان دینی هستند و غفلت از نقد و آسیب شناسی، باعث فرو افتادن شاعر در چاه و چاله «وهن» اهل‌بیت(ع) می‌شود. دیگر این که آسیب شناسی چیزی جز «امربه معروف و نهی از منکر» نیست. نمی‌دانم چرا بعضی از دوستان شاعر از این واژه می‌ترسند و ورود به عرصه نقد و آسیب شناسی این‌گونه ادبی را «گناه کبیره» می‌شمارند و می‌گویند خداوند خودش حافظ دین و آیینش هست و نیازی به دلسوزی امثال من و شما ندارد، «بگذارید خدا کار خودش را بکند!» اصلاح دین به من و شما چه ربطی دارد؟ با چنین منطقی دیگر نیازی به آمدن 124 هزار پیامبر برای هدایت انسان نبود. اگر چنین حرفی درست باشد، باید از این به بعد کرکره «امر به معروف و نهی از منکر» را نیز پایین بکشیم و فارغ از درد دین سرگرم کار و زندگی خودمان باشیم! ولی این‌چنین نیست و اسلام مسلمان مسئول می‌خواهد و مسئولیت‌پذیری جز ذات دین‌داری و مسلمانی است. و اما بپردازیم به جواب سؤال شما. با تأمل در دفترهای بی‌شمار اشعار هیئتی این روز و روزگار، مهم‌ترین آسیب‌های شعر هیئتی را در مواردی می‌توان خلاصه کرد: اول؛ فاصله گرفتن شاعران و مداحان هیئتی از سنت‌های اصیل شعر آیینی و ستایشگری اهل‌بیت(ع) و تن دادن به وسوسه مدرنیسم و مدگرایی که روزنه ورود بسیاری از انحرافات شده است. دوم؛ انقطاع رابطه شاعران و مداحان هیئتی با مسجد به عنوان پایگاه اصلی دین‌داری و مرکزیت بخشیدن به هیئت و حسینیه برای فعالیت‌های مذهبی. سوم؛ حذف عالمان دینی از چرخه تعلیم و تبلیغ دینی، و غصب کرسی وعظ و خطابه توسط شاعران هیئتی و مداحان.(مداح محوری) چهارم؛ غفلت از بُعد «معرفت افزایی» و روشنگری دینی در اشعار و نوحه‌ها، و افراط در پروار کردن عنصر «شور و شیدایی» در عزاداری‌ها. پنجم؛ فاصله گرفتن از زبان فاخر و افراط در استفاده از زبان محاورده ای در اشعار و نوحه‌ها به منظور تحریک احساسات و عواطف دینی. ششم؛ تغذیه شاعران و مداحان از تذکره‌ها و مقاتل غیر معتبر برای سرودن اشعار و نوحه‌ها به جای مراجعه به کتب و منابع معتبر شیعی(قرآن، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، روایت و احادیث، خطبه‌ها و...) هفتم؛ سرودن غزل مرثیه‌های مکشوف به سفارش مداحان برای شور بخشی به مجالس عزاداری و تحریک عواطف دینی. هشتم؛ افراط در «زبان حال» گویی در شعر هیئتی که راه ورود روایت‌های غیر مستند و خرافات را به شعر هیئتی باز می‌کند و باعث می‌شود که شاعر از بزرگان دینی به جای «تندیس عزت»، تندیس مصیبت بسازد. نهم؛ سفارشی گویی و مناسبت زدگی که باعث تولید انبوه شعرها و نوحه‌های یک‌بار مصرف می‌شود. دهم؛ صبغه تجاری پیدا کردن «نوحه و مرثیه» و تبدیل این‌گونه ادبی به کالای تجاری(همچون ترانه). یازدهم؛ سرودن شعرها و نوحه‌های عوام‌پسند - کوچه، بازاری - برای حفظ بازار «عرضه و تقاضا»! (مشتری محوری و تن دادن به سفارش بازار) دوازدهم؛ مداح محوری در شعر هیئتی و اصالت دادن به ذوق و ذائقه مداحان در سرودن نوحه و مرثیه و به تبع آن سفارش پذیری شاعران هیئتی از مداحان. به طوری که اگر مداح از شعر شاعری خوشش نیاید، به راحتی و حتی بدون کسب اجازه – به سلیقه خود - در آن دخل و تصرف می‌کند. با این همه نقد چه راهکاری برای آسیب‌زدایی از پیکره شعر هیئتی و ارتقاء محتوایی و مضمونی آن پیشنهاد می‌کنید؟ با توجه به آفت‌ها و آسیب‌هایی که جان و جهان شعر هیئتی ما را تهدید می‌کند، این‌گونه ادبی - دینی برای رسیدن به قاف کمال خود، بی هیچ تردیدی نیاز به پالایش و پیرایش محتوایی و مضمونی دارد. لازمه تحقق این مهم قبل از هر چیز تربیت نسلی از مخاطبان هوشمند و مواخذه گر است که وقتی از زبان یک شاعر یا مداح در هیئت شعر یا نوحه غلطی را می‌شنوند که مضمون آن در تقابل و تعارض با آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی و سنت و سیره بزرگان دین است، یقه او را بگیرند و بگویند سند این حرفی که زدی کجاست؟ راهکارهای دیگر برای پالایش و پیرایش مضمونی شعر هیئتی، تعامل بیش تر شاعران و مداحان و بیرون کشیدن این شعر از دایره مداح محوری و مشتری‌پسندی(آنچه شما خواسته‌اید) و سرمایه‌گذاری در حوزه نقد با برگزاری کارگاه‌های آموزشی هدفمند است. مهم تر از همه این‌ها تلاش شاعران برای ارتقا دانش و بینش دینی در کنار کسب مهارت‌های ادبی است، و در راس همه این‌ها  «اخلاص». یادمان باشد که رسالت اصلی شاعر آیینی پیش و بیش از هر چیز حرکت در صراط مستقیم عبودیت و یکتاپرستی و کسب رضای خداست، نه خلق خدا. یکی از دلایل دور افتادن شعر هیئتی از اصالت و رسالت دینی، همین افراط در توجه به خواست مشتری عام (نه خاص) است. مشتری عام شعر هیئتی فقط با «گریستن» راضی می‌شود. اما مشتری خاص، از منزل گریستن می‌خواهد معبری به ملکوت «نگریستن» باز کند و حقیقت دین را دریابد. اما بعضی از شاعران و مداحان هیئتی فقط و فقط به دنبال جلب رضایت مشتری عام هستند. به این معنا که منِ شاعر، امروز دنبال کسی می‌گردم که متاعم را بر او عرضه کنم و او به قیمت خوب خریدارش باشد. در این دادوستد صد در صد خواست مشتری مهم است. این که او چه می‌خواهد و چه می‌پسندد؟ شاعر و مداح نیز برای این که تلاشش بی‌مزد نماند، کالایی را عرضه می‌کند که مشتری‌ پسند است، و از این جاست که تقدیس گریه و روضه منظوم سرودن اصل می‌شود و ...تو خود حدیث مُفصل بخوان از این مُجمل! شوربختانه بسیاری از ما فراموش کرده‌ایم که خواهان و مشتری اصلی شعر آیینی خدا و خاندان رسالت‌اند و پیش و بیش از هر کسی تأیید و رضایت آنان باید مدنظر شاعر باشد. وقتی مشتری خداست، چشم داشتن به پسند دیگران و صله خواستن از غیر خدا کار مقبولی نیست. اگر شاعر از منزل «خودبینی» بیرون بزند و با خلوص نیت در این راه گام بردارد، و هدفش تبلیغ و ترویج معارف توحیدی و تربیت و تزکیه باشد، به یقین صله خود را از حضرت کریم و سلسله کرامت دریافت خواهد کرد، چنان که حضرت لسان‌الغیب حافظ شیرازی می‌فرماید: تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن / که خواجه خود روش بنده‌پروری داند جان کلام آن که اگر منِ شاعر و مداح اهل‌بیت(ع) به دنبال رستگاری و عاقبت به خیری دنیوی و اخروی هستم، باید به ادب و آداب ستایشگری اهل‌بیت(علیهم السلام) مقید و پایبند باشم، وگرنه « خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةَ» خواهم شد.  یقیناً تأیید روح‌القدس شامل هر شعری - با هر مضمونی - که برای خاندان رسالت گفته شده باشد نمی‌شود. این تأیید مشروط به قرار گرفتن شاعر آیینی در مدار توحید و یکتاپرستی، حق طلبی، آزادگی، ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی است. با استناد به آیات و روایات قرآنی، بدیهی است تنها شعرهایی که برخوردار از شاخصه‌های مورد اشاره در سوره شعراء باشند می‌توانند در دایره الهام روح‌القدس و تأیید اهل‌بیت قرار بگیرند، نه شعرهایی که محصول توهمات و تخیلات شاعرانه‌اند و آلوده به انواع و اقسام مطالب غیر مستند و خرافه، و سرشار از کژتابی‌های اعتقادی و مضمونی. یقیناً شعرهایی که حنجره آن‌ها فریادگرِ «سین سین»، «لااله الا زهرا»، و «لااله الا زینب»اند، الهام شیطانند و هرگز مُهر تأیید روح‌القدس بر پیشانی آن‌ها نخواهد خورد. ]]> فرهنگ Wed, 13 Jun 2018 06:56:19 GMT http://deabel.org/vdcguz9w.ak9wt4prra.html مخاطب ثابت است و پیام بی‌شمار http://deabel.org/vdcc1xq1.2bq108laa2.html دعبل: دکتر مهدی محسنیان راد استاد ارتباطات، در گفت‌وگوی کوتاهی تحلیلی دقیق و عمیق درباره وضعیت مخاطب مذهبی ارائه داد که می‌خوانید؛ به باور من، مشکلاتی که امروز جامعه مخاطب با آن دست به گریبان شده فراتر از بحران مخاطب است. اصولا مشکلات مطرح در این خصوص را می‌توان به دو حوزه عمومی و غیر عمومی تقسیم‌بندی کرد. مشکلات حوزه عمومی، ارتباطی به تشکیلات سازمان‌های مذهبی ندارد اما بر آن قرار گرفته که هر چقدر به جلو حرکت می‌کنیم و از دهکده جهانی به مرحله پس از دهکده جهانی قدم می‌گذاریم، تعداد پیام افزایش پیدا می‌کند در حالی که تعداد مخاطب بالقوه تقریبا ثابت است. افزایش عظیم، نجومی و تصاعدی پیام در فضای جهانی سبب می‌شود که تعادل ارتباط میان عرضه و تقاضا به هم بخورد، نمونه‌اش تلگرام و خیل پیام‌های رد و بدل شده در این اپلیکیشن است که با حضور خود، به یک‌باره حجم پیام‌های در دسترس مردم را به شدت افزایش داد، در حالی که این خصیصه، ارتباطی به این پیام‌رسان یا آن پیان‌رسان ندارد. اگر برخی تنگ نظری ها در حوزه رسانه وجود نداشت همچنان انبوهی پیام در کشور وجود داشت با این تفاوت که سهم پیام‌های بومی در آن از تناسب بیشتری برخوردار بود. در حالی که امروز انبوه پیام‌های بومی در جامعه ایران تنها با تزریق بی حد و حساب کالاهای چینی در کشور قابل مقایسه است. این نابسامانی ناشی از سوء مدیریت، کم‌سوادی رسانه‌ای و بی اطلاعی از  آنچه در جهان می ‌گذرد  سبب شده است که عرضه بسیار بیشتر از تقاضا باشد. علتش هم این است که تقاضا ثابت است، تقاضایی که چیزی جز سن و سال یا ساعت خواب و بیداری من و شما نیست، در نتیجه اصولا میزان مخاطب بالقوه همه رسانه‌ها از همه گونه‌ها کم شده، لوموند، نیویورک تایمز، سی ان ان و نظایر آن هم از این دسته‌اند. تشکیلات مذهبی هم از این قاعده مستثنی نیست. اما علت غیر عمومی این معضل آن است که در چهل سال گذشته، میان پیام‌های مذهبی و مشروعیت حکومت، اتصالی ارگانیک ایجاد شده است، به طوری که حکومت، پیام‌های مذهبی را بخشی از موجودیت خود دانسته است، مثلا در این میان، خطبه نماز جمعه هم به پیامی حکومتی بدل شده است، حال هر چقدر محبوبیت حکومت افزایش پیدا کند محبوبیت تمام وجوه مرتبط با آن نیز افزایش پیدا می‌کند، هر چقدر این محبوبیت کاهش پیدا کند در تمامی وجوه کاهش خواهد یافت. در نتیجه ممکن است کسی که دچار بی‌میلی به حکومت شده احتمالا دچار بی‌میلی به پیام‌های دینی و مذهبی هم بشود. ]]> فرهنگ Tue, 12 Jun 2018 08:30:03 GMT http://deabel.org/vdcc1xq1.2bq108laa2.html از «ترانه‌سرایی» تا سرودن «شعر هیئت» http://deabel.org/vdchwvnx.23nxxdftt2.html محمدمهدی سیار در یکم تیر ماهِ سال 1362 در شهر فسای استان فارس متولد شده‌اند، ایشان در دانشگاه امام صادق(ع) و همچنین دانشگاهِ تربیت مدرس تحصیل کرده‌اند و شاعر و ترانه‌سرا نیز هستند و همچنین در دانشگاه تدریس می‌کنند. آقای سیار، لطفاً از کودکی و حال‌وهوای استان فارس و شیراز و تأثیر آن بر دنیای شعرِ خود برای ما صحبت کنید، و چه شد که به تهران آمدید؟ شعر برای خودش ماجرا و زندگی دارد و هر شعری دارای قصه‌ای متفاوت است، و مانند زندگی برای هر کسی مسیر خاص خودش را طی کرده است تا آن فرد را انتخاب کند برای شاعر شدن. هنگامی که شعری توسط فردی سروده می‌شود، فرد بی‌اختیاری و غیرارادی بودنِ شعر را که یک بارقه‌ای از فراتر رفتن از روزمرگی و عالم مادی است، حس می‌کند. از مسیری که خودتان در شعر طی کرده‌اید برای ما بگویید. از چه‌زمانی شاعر شدید؟ خودتان قصد داشتید تا شعر بسرایید و یا به‌صورت ناگهانی این توانایی را در خود کشف کردید؟ موردی که هر فرد ایرانی در ابتدای راه درک می‌کند، کشف طبع موزون در خودش است، یعنی فرد در ابتدا کشف می‌کند که طبع موزون دارد، و این طبع موزون اولین پله برای شروع این مسیر طولانی و پیچیده و غیر قابل پیش‌بینی است. طبع موزون، مقوله سخت و پیچیده‌ای نیست و اگر هر کسی به خودش توجه کند و از خودش بخواهد این طبع موزون را در خود پیدا خواهد کرد و خواهد توانست شعر بسراید، حتی برای کسی که تا کنون هیچ تلاشی برای سراییدن شعر انجام نداده باشد بسیار عجیب و جادویی به‌نظر خواهد رسید که شاعرها چطور می‌توانند کلمات را به‌گونه‌ای کنار هم بچینند تا هم جمله حالت طبیعی خودش را حفظ کند و هم دارای ریتم و وزن باشد و بتوان با آن ضرب گرفت و به‌روی آن موسیقی پیاده کرد. برای برخی که تا کنون در زمینه شعرسرایی تلاشی نکرده‌اند سؤال پیش می‌آید که فردوسی چگونه توانسته است 60 هزار مصرع شاهنامه را با یک ریتم ثابت بر اساسِ فعولُ فعولُ فعولُ فعول و یک ترتیب کاملاً حساب‌شده از هجای کوتاه و بلند بسراید و تا به این اندازه قصه و اسطوره و افسانه و حکمت را در هم بیامیزد و حتی تعداد هجاهای آن قابل تأمل است و از همان ابتدای به نام خداوند جان و خرد از 11 هجا استفاده شده تا به آخر. هجاهای کوتاه و بلند نیز متناظر یکدیگر قرار دارند و هنگامی که ابیات آن را می‌خوانیم می‌توانیم ریتم آن را بنوازیم. ترانه‌سرایی برای من نیز توسط ریتم شروع شد. ترانه‌سرایی از جایی برای من جدی شد که یک معلم پرورشی اهل فسا که قاری قرآن و مداح اهل‌بیت(ع) و باسواد نیز بود و هم‌اکنون استاد دانشگاه است، در یک جلسه شعری که من به‌صورت اتفاقی به‌همراه یکی از دوستانم در آن حضور پیدا کردم، قبل از آن نیز گاهی شعر می‌سرودم و اوایل مقطع راهنمایی بودم که بر اساس همان ریتم و وزن شاهنامه شعر می‌سرودم و حس می‌کردم که می‌توانم این ریتم را ادامه دهم، برای آقای محمد حسین تقوایی که به‌تازگی معلم شده بودند و آن جلسه  شعر را می‌گرداندند شعرهایم را خواندم و ایشان به وزنِ نادرستِ یکی از شعرها اشاره کردند و فرمودند که "اگر قصد داری وزنِ شعرهایت درست باشد از تنبک استفاده کن و ریتمِ آن را بنواز". با همین سرنخی که به من دادند شعله سرودنِ شعر در من گر گرفت و تقریباً در سرودنِ شعر راه افتادم و در سن 13‌ــ‌12سالگی به‌صورت جدی‌تر این مقوله را دنبال کردم و وارد دنیایی شدم که در ابتدا تصور می‌کردم بخشی از زندگیِ من است اما شعر به‌گونه‌ای است که به‌مرور دایره دوستانی را که با آنها رفت‌وآمد داری مشخص می‌کند و دایره  مطالعات را نیز مشخص می‌کند که چه کتاب‌هایی بخوانی و دایره همه ارتباطات و روابط را تعیین می‌کند و کم‌کم دیگران فرد را به‌عنوان شاعر می‌شناسند. به‌خاطر دارم اواخر دوره راهنمایی و اوایل دبیرستان بودم که در همان انجمن کوچکی که در زاهدشهر که نیم ساعت با شهر فسا فاصله دارد، بنا بر این شد تا شب شعر بزرگی در شهر راه‌اندازی کنیم و مسئول انجمن مجریِ آن شد و من نیز کمک مجری. پس از آن بود که دیگر ما را در شهر به شاعری می‌شناختند. اتفاق مهمی که برای من رخ داد این بود که در همان ابتدای راه موفقیت‌های ملی با من همراه شدند. در سال اول دبیرستان یکی از اولین شعرهایی که سروده بودم در مسابقات دانش‌آموزی کشوری رتبه اول را کسب کرد که در کتاب «بی‌خوابی عمیق» نیز به‌چاپ رسیده است. قبل از آن، چند مورد رباعی سروده بودم اما این شعر از اولین اشعارِ بلند من بود. پس از آن دیگر در سروده‌هایم، خبری از قطعه نبود تا کتابِ رودخانی که در آن یک قطعه کوتاه موجود است، شعری که جایزه گرفت. «مالک رسیده است به آن خیمه  سیاه تنها 3 چهار گام، نه این گام آخر است» ماجرای رسیدن مالک اشتر به خیمه سیاه در جنگ صفین که بسیار ماجرای دراماتیکی است و زمانی که من آن را سرودم، هنوز سریال امام علی(ع) ساخته نشده بود. این ماجرا بسیار شگفتانه و شاعرانه است، مالک اشتر می‌فرمایند «که من با شمشیرم چوب‌های خیمه معاویه را می‌زدم و یک‌مرتبه از خود سپاه امیرالمؤمنین به‌قدری حضرت را تحت فشار قرار دادند که حضرت خودشان دستور بازگشت می‌دهند». در این اتفاق، هم حماسه وجود دارد و هم تراژدی و هم تاریخ، و بسیار عجیب و غریب است که پیغامِ بازگشت به فرمانده‌ای برسد که تا مقابل خیمه  دشمن رسیده است. مالک رسیده است به آن خیمه سیاه تنها 3 چهار گام، نه این گام آخر است اما صدای کیست که از دور می‌رسد گویا صدای ناله‌ی برگرد اشتر است این ناله‌ی ضعیف و گرفته ازآنِ کیست من باورم نمی‌شود از حلق حیدر است مالک رها کن آن سوی میدان و بازگرد این سو پر از معاویه‌های مکرر است این کوفیان فریب که را خورده‌اند هان از شام نیز روز تو کوفه سیه‌تر است امروز پاره پاره‌ی قرآن به‌نیزه‌هاست فردا سری که قاریِ آیات پرپر است حتی عدیل طاقت عدلم نداردا من یوسفم که است با من برادر است من یوسفم تو یوسف بی‌چاه دیده‌ای؟ این چاه‌های کوفه عجب گریه‌پرور است شعری که برای شما خواندم را 20 سال پیش در حدود سال 76‌ــ‌75 سرودم و به‌لطف خدا در مسابقات دانش‌آموزی که استاد خلیل عمرانی از مدیران برگزاری آن رقابت‌ها بودند بسیار این شعر را پسندیده بودند و در نهایت اعلام کردند که این شعر رتبه اول را در کشور کسب کرده است. قدری گذشت و سرودن شعر برایم جدی‌تر شد و فضای شعری که در فسا در آن زمان حاکم بود بسیار فضای پویا و خوبی بود. در انجمن هفت‌، هشت، ده نفری که در زاهدشهر تشکیل داده بودیم، از شاعر سپیدسرای روشن‌فکر در آن حضور داشتند تا غزل‌سرای با سبک مدرن و کهن‌سرا، در واقع تمامی گرایشات فکری و ادبی مختلف در آن انجمنِ چندنفری، حضور داشتند و یکدیگر را نقد می‌کردیم و به یکدیگر کتاب معرفی می‌کردیم.  در مقطع دبیرستان به چه‌رشته‌ای مشغول بودید؟ ــ مدرسه‌ای که من محصل آن بودم رشته انسانی نداشت و در آن مدرسه فقط می‌توانستیم در رشته ریاضی و تجربی تحصیل کنیم و من در آن زمان رشته ریاضی را انتخاب کردم.  چه‌اتفاقی رخ داد که از رشته ریاضی به فلسفه تغییر رشته دادید؟ ــ من به ریاضی و علوم جدید مانند فیزیک علاقه زیادی داشتم و همچنان نیز علاقه دارم. وقتی کنکور دادم نیز رشته مهندسی برق قبول شدم و به‌صورت همزمان به فلسفه نیز علاقه داشتم.  آیا توسط مطالعات فلسفی به فلسفه علاقه‌مند شدید؟ بله. پدر من معلم است و در رشته معارف اسلامی تحصیل کرده بود و از بخت من در منزل یک قفسه پر از کتاب داشتیم. یک دوره کامل از کتاب‌های شهید مطهری، یک مجموعه کاملِ حدیثی شیعه، چند دوره تفسیر المیزان و نمونه و... در منزل بود و بعد از فوتبال، یکی از سرگرمی‌های من کتاب بود. به فلسفه علاقه‌مند شدم و معتقد بودم که فلسفه دانش بسیار مهمی است و تنها دانشی که ارزش دارد تا عمرمان را برای آن صرف کنیم دانش فلسفه است. در یک رفت و برگشت‌هایی هم در دانشگاه امام صادقِ تهران در رشته فلسفه ثبت‌نام کردم. دانشگاه امام صادق(ع) تنها دانشگاهی بود که این امکان در آن وجود داشت تا بتوانیم با دیپلم ریاضی در رشته فلسفه تحصیل کنیم. و هم در دانشگاه شهید عباس‌پور، دانشگاه صنعت آب و برق در رشته برق ثبت‌نام کردم. در دانشگاه امام صادق به من گفتند که می‌توانیم یک نیم‌سال در رشته مورد نظر تحصیل کنیم و اگر بعد از این نیم سال به آن رشته علاقه‌مند نشدیم امکان انصراف وجود دارد و می‌توانیم به همان رشته‌ای که در کنکور قبول شدیم بپردازیم. من با تصور این موضوع در همان دانشگاه امام صادق به تحصیل پرداختم و به رشته فلسفه علاقه‌مند شدم.  آشنایی شما با آقای مطیعی و آقای عرفان‌پور از همان ابتدای مسیر شکل گرفت و یا بعدها این ارتباطِ کاری و شعری شکل گرفت؟ قبل از ورود به دانشگاه تصمیم داشتم که وارد هر دانشگاهی که شدم یک انجمن ادبی تشکیل دهم اما وارد دانشگاه امام صادق که شدم در همان ابتدا یک پلاکارد دیدم که در آن خطاب به فاضل نظری، علی‌محمد مؤدب و سیدرضا محمدی و فکر کنم مهدی عابدی تبریک گفته شده بود بابت برگزیده شدن در جشنواره سراسری شبهای شهریور که در آن زمان برگزار می‌شد. شبهای شهریور یک جشنواره ملی بود و از مهم‌ترین جشنواره‌های جوان کشور به‌حساب می‌آمد. متوجه شدم که در آن دانشگاه 3 یا 4 شاعر خوب وجود دارد که از میان آنها سیدرضا محمدی را در رقابت‌های دانش‌آموزی در یزد دیده بودم، او متولد افغانستان و پسر بسیار خوش‌تیپی بود که غزل‌های پخته و شگفت‌انگیزی می‌سرود و در آن زمان صفحه شعر سروش جوان را سیدرضا محمدی اداره می‌کرد و می‌دیدم که شعرها را به‌خوبی نقد می‌کند. بعدها متوجه شدم که اشعارِ آن 2 یا سه نفر دیگر نیز برای اولین بار در صفحه شعر سروش جوان به‌چاپ رسیده است. همان شب اول در دانشگاه متوجه شدم که با شاعر و ترانه‌سرای بسیار خوبی به‌نام سید حسین متولیان، همدوره هستم و پس از آشنایی با ایشان تا صبح مشغول به خواندن شعر بودیم. در آن زمان کتاب قیصر به‌نام گلها همه آفتابگردانند به‌تازگی به‌چاپ رسیده بود و سید حسین متولیان کتاب قیصر را از نمایشگاه خریده بود. کتاب از تو تنها همی از مهدی عابدی نیز به‌چاپ رسیده بود و من و حسین تا صبح به خواندن آنها و خواندن اشعار خودمان مشغول شدیم. علی‌محمد مؤدب و فاضل نظری و مهدی عابدی و سیدرضا محمدی و همگی دانشجوی دانشگاه امام صادق بودند. میان این جمع از هیچ یک از آنها به‌جز مهدی عابدی هنوز کتابی به‌چاپ نرسیده بود و گاهی اشعار آنها در مطبوعات منتشر می‌شد. در همان سالها با هم در ارتباط بودیم و شب‌نشینی‌ها داشتیم.    شهرستان ادب برای چه‌سالی است؟ ــ من در سال 81 وارد دانشگاه شدم و شهرستان ادب برای بعد از ورود من به دانشگاه است. شب شعرهای خودمانی داشتیم و جلسه شعر هفتگی به‌راه انداختیم که فضای خوبی در دانشگاه داشت و دانشگاه امام صادق معروف شده بود به اینکه یکی از قطب‌های شعر کشور است. آقای مؤدب در شعر سپید حرف اول را می‌زد و در همان سالها کتاب او برگزیده کتاب سال شعر جوان شد و جایزه قیصر امین‌پور را گرفت. فاضل نیز در غزل به‌خوبی کار می‌کرد و غزل‌های او به‌صورت دهان به دهان در انجمن‌های تهران می‌چرخید. مهدی عابدی نیز غزل‌های بسیار خوبی داشت، سید رضا محمدی هم در مثنوی و هم در غزل معروف بود.  آیا هیئت میثاق در آن سالها شکل گرفته بود؟ میثم مطیعی هم‌ورودی من در سال 81 بود و باهم همکلاس شدیم و به‌خاطر دارم که اگر می‌خواستیم در اتاق‌های خوابگاه دور هم جمع شویم و با همدوره‌ای‌های خودمان مراسم کوچکی برگزار کنیم آقای مطیعی دعایی می‌خواندند و مشخص بود که چه صدای گرمی دارد و برای همه روشن بود که ایشان به‌عنوان یک مداح، آینده‌دار هستند. در مسجد دانشگاه نیز می‌خواندند. هیئت میثاق در آن زمان وجود داشت لیکن یک هیئت دانشجویی متعلق به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق بود و در دانشگاه برای ورود مردم بسته بود. هیئت میثاق یک هیئت داخلی خیلی محدود بود، و پس از مدتی که گسترده شده بود واحد خواهران نیز می‌توانستند در این هیئت حضور به‌هم برسانند. ورود به دانشگاه امام صادق برای خود ما هم سخت بود زیرا دارای یک محیط خاص و دست‌نخورده بود و به‌حدی سخت‌گیری زیاد بود که حتی در دوره‌های قبل از ما برای خروج از دانشگاه نیاز به مجوز بود و اینکه درب دانشگاه به‌روی مردم برای حضور در هیئت باز شود کاری بس دشوار و دور از انتظار بود. البته در شبهای قدر درب دانشگاه برای ورود عموم باز بود. حوالی سال 86 بود که تصمیم گرفتند تا ورود عموم را به هیئت آزاد بگذارند.  سرودن شعر هیئت را از چه‌زمانی آغاز کردید؟ ــ من هراز گاهی شعر آئینی می‌سرودم ولی به‌جز آقای مطیعی فرد دیگری آنها را نخوانده بود. اولین کاری که آقای مطیعی از من خواندند یک غزل در باب امام رضا(ع) بود که در زمان ولادت امام رضا در جمع کوچکی به ایشان دادم و ایشان آن را خواند. به‌صورت تخصصی شعر برای هیئت نسروده بودم و فضای شعری من فضای متفاوتی بود و بیشتر غزل می‌سرودم.  چرا برخی از اشعارتان را در قالب کتاب به‌چاپ نمی‌رسانید؟ در رابطه با سبک و سیاق اشعارتان با توجه به ژانرهای مختلف آن نیز توضیح دهید. فضای اصلی که من به‌عنوان شاعر دنبال می‌کردم با هدف همنشین شدن با موسیقی چه به‌لحاظ مداحی و چه به‌لحاظ آهنگ نبوده است. من گاهی شعر سپید و نیمایی نیز می‌گویم گاهی رباعی و غزل می‌سرایم، و آنها را فقط برای خوانده شدن در قالب کتاب و یا خوانده شدن در جمع شب شعر سروده‌ام. لیکن زمانی که فردی را به‌عنوان شاعر می‌شناسند انتظار می‌رود تا اشعاری برای خواندن در قالب آهنگ نیز داشته باشد و من سالها در برابر این مسئله به مقابله پرداختم. من از سال 76 به‌صورت جدی شعر می‌سرودم و اولین کاری که از من خوانده شد در سال 88 بود و به‌مدت 12 سال هیچ کسی هیچ ترانه و تصنیفی از من نشنیده بود در صورتی که از من درخواست‌های زیادی در این زمینه می‌شد. من ترانه را مانند بسیاری از شعرای دیگر در قالب شعر نمی‌شناختم و آن را درجه دیگری از شعر می‌دانستم که معتقد بودم خودم نباید به آن ورود کنم و برای آن وقت بگذارم و فقط باید به‌صورت جدی شعر بنویسم، مداحی نیز به‌همچنین، اولین نوحه‌ای که از من خوانده شده در سال 84 بوده است با اینکه تا آن زمان بسیار غزل مرثیه‌ای و شعر آئینی سروده بودم اما هیچ کدام در قالب نوحه نبود.  به‌جز آن جایزه کشوری در دوران دانش‌آموزی جوایز دیگری کسب کردید؟ در سال اول دانشگاه، در جشنواره شب شهریور شعری برای امام زمان(عج) سرودم و اول شدم، آن شعر در کتاب حق السکوت به‌چاپ رسیده است. حریر نور غریبش بر این رواق میفتد/ اگرچه ماه شبی چند در محاق میفتد/ تو بایدی و یقینی نه اتفاقی و شاید/ تو سرنوشت زمینی که اتفاق می‌افتد/ ... بهار می‌رسد اما چه فرق می‌کند آیا برای شاخه  خشکی که در اجاق می‌افتد. مالک در سال‌های بسیار دور برایش آن اتفاق افتاده بود و در دوران انقلاب آن مسئله را بسیار مثال می‌زدند و هر بار در مطبوعات و در محافل سیاسی شعر مالک من را می‌خوانند و ما همان حالت را داریم مدام به نقطه پیروزی می‌رسیم لیکن مجبور می‌شویم پا پس بکشیم، به همین خاطر است که شعر مالک تا کنون زنده مانده و جوایز زیادی برده است. فردی در رابطه با شعر من می‌گفت که این مانند همان تیری است که آرش رها کرده بود و تیر همین‌جوری خودش می‌رفت، این شعر نیز خودش می‌رود و در هر جشنواره‌ای که می‌تواند مقام کسب می‌کند. در جشنواره‌های دانشجویی و یا ملی در سال‌های اول و دوم دانشگاه که برگزار می‌شد خود به خود یک تقدیری از این شعر به‌عمل می‌آمد حتی اگر من شعرم را نمی‌فرستادم در این جشنواره‌ها، فرد دیگری با نام خودش ارسال می‌کرد و خبر انجام این کار به گوش من می‌رسید، در یکی از مطبوعات با نام فرد دیگری به‌عنوان سرمقاله چاپ شده بود که نام آن بعدها اصلاح شد. اخیراً نامه‌ای بین دو چهره سیاسی ردوبدل شده بود و حسین شریعتمداری طی نامه‌ای به احمد توکلی گفته بودند که "قرار بوده شعری برایت بفرستم و اکنون با توجه به وضعیت حاکم شعر را ارسال می‌کنم" و شعر مالک را فرستادند و هر دو بزرگوار نسبت به این شعر بسیار لطف داشتند.    ترجیح می‌دهید شما را با عنوان دکتر سیار بشناسند و یا سیارِ شاعر؟ به‌جز شاعری و تدریس به شغل دیگری نیز مشغول هستید؟ کار من در همین دو حوزه فلسفه و ادبیات است و شغل دیگری ندارم، البته ظهور و بروز آن بیشتر در شعر بوده است اما به فلسفه بسیار علاقه‌مندم و در این زمینه دو کتاب در دست ویرایش دارم تا به‌چاپ برسد و فضای آن کاملاً متفاوت است لیکن این دو را از هم جدا نمی‌بینم، یکی از آنها پیوند میان فلسفه و ادبیات است، پیشنهاد یک نظریه ادبی است بر اساس یک حکمت صدرایی یعنی بر اساس فلسفه اسلامی که چگونه امکان دارد شعر و ادبیات را تحلیل کرد و زیبایی‌شناسی کرد و وقتی با نگاه فلسفی به شعر نگاه کنیم چه‌چیزی دستگیرمان می‌شود، این هم یک دغدغه همیشگی برای من بوده است؛ پیوند بین این دو فضا. بهترین عنوان بی‌عنوانی است و مهم نیست که فرد را با چه‌عنوانی صدا می‌کنند، چیزی که خودم را قانع می‌کند این است که هیچ یک را از دست ندهم و این دو مورد برای من مانند صفا و مروه است، گاهی از فلسفه در شعرم استفاده می‌کنم گاهی نیز سعی می‌کنم در فلسفه، شاعرانگی پیدا کنم و بین این دو فضا در رفت‌وآمدم، این دو به‌نوعی مکمل هم هستند و به هم کمک می‌کنند. البته در تاریخ شعر فارسی نیز به همین شکل بوده است، حکمت و فلسفه همیشه کمک‌حال شعر بوده‌اند و شعر نیز کمک‌کار فلسفه. بیشتر فیلسوفان ما شاعر نیز بوده‌اند و بیشتر شاعران ما به‌نوعی دارای اندیشه فلسفی و یا عرفانی بوده‌اند. به‌گمانم امروز نیز چیزی که گمشده  هر دو فضا است، هر دو فضای ادبیات و مراجعه و رجوع مدام به فلسفه عرفان و معارف است و به‌ویژه تفکر عقلی که یک انسجام و یک نظمی به ذهن آدمی می‌دهد برای شاعر لازم است. برخی معتقدند برای شاعر آشفتگی و شوریدگی لازم است لیکن من معتقدم که برای شاعر داشتن منظومه فکری و داشتن مطالعه مداوم و داشتن تفکر فلسفی و یا عرفانی نیز مهم است البته شاعری که بخواهد به فلسفه بپردازد به این می‌رسد که در کل و در نهایت به آشفتگی و شوریدگی بعد از نظم می‌شود رسید. مجموع شعرهایی که برای هیئت سروده‌ام چه به‌صورت تکی و چه به‌صورت گروهی تا کنون شاید بیش از 400 شعر شده باشد، و به‌قدری زیاد است که تمام سروده‌هایم برای هیئت و همچنین برای آهنگ را خودم به‌صورت یکجا ندارم و با افراد بسیاری همکاری کردم که برخی از دنیا رفته‌اند. ]]> فرهنگ Mon, 11 Jun 2018 09:52:16 GMT http://deabel.org/vdchwvnx.23nxxdftt2.html بقعه سید علی صفوی معروف به سلطانعلی سیاهپوش «پیررودبند» http://deabel.org/vdcfexdm.w6dmmagiiw.html در محله رودبند در شمال غربی شهر دزفول و در ارتفاعی مشرف به رودخانه، بقعه« پیر رودبند» قرار دارد که از گذشته دور زیارتگاه اهالی شهر دزفول بوده است.   سید علی صفوی معروف به سلطانعلی سیاهپوش یا پیر رودبند یا «آقا رودبند» نسبش با ۲۲ واسطه به امام  موسی کاظم (امام هفتم شیعیان) می‌رسد .رودبند نوه شیخ صفی الدین اردبیلی و پدربزرگ شاه اسماعیل ص بوده است . وی که در اردبیل می‌زیسته است درجریان سفر زیارتی به کاظمین شبی رؤیایی می بیند  که در آن از طرف امام جواد(ع) مأموریت می یابد که به دیار دزفول هجرت کرده و در آنجا، مردم را به تشیع دعوت کند؛ لذا به دزفول مهاجرت نموده و در پایان عمرش در همین محل هم مدفون شده است. در شرح حال وی می‌گویند: سیدعلی صفوی به آنچه مأمور بوده است عمل نموده و  مردم را به تشیع  دعوت می‌کند، اما مردم دعوت او را نپذیرفته و منکرش می شوند؛ تا اینکه  در پی  طغیان رودخانه «دز» سیدعلی در محلی که بقعه ایشان قرار دارد دعا نموده و رود خروشان دز آرام می شود. پس از این اتفاق غیر معمول مردم  به سمت او تمایل پیدا می‌کنند و دعوت او را می‌پذیرند و از آن پس  به او لقب «رودبند» می دهند. پیر رودبند به خاطر این اتفاق در بین مردم عزیز می‌شود و بعد از مرگ بقعه و بارگاهی برایش بنا می‌شود که تبدیل به محلی برای زیارت و گرفتن حاجات مردم می‌گردد . برای درک بهتر زیارت امامزاده، ابتدا باید توصیفی از مکان ارائه شود.«مکان، بستری است که متن و مناسک را به زائران گره می‌زند. به همین جهت درک کلی از ویژگی‌های فضا لازمه فهم بهتر این پدیده است. مناسک زیارتی همگی در چارچوب مکان رخ‌ می‌دهند.»   بقعه «امامزاده  رودبند» در ردیف آثار ملی ایران هم به ثبت رسیده‌است. تاریخ ساخت این بنا به دوره تیموریان (۷۷۱–۸۴۵ هجری قمری) تعلق دارد ولی مرمت آن مربوط به روزگار شاه عباس صفوی و به سال ۱۰۳۰ هجری قمری است. بنای این بقعه را به زمان گورکانیان و به دستور امیرتیمور گورکانی نسبت داده‌اند و در زمان شاه عباس اقدام به مرمت آن شده است. گنبد سفیدرنگ این بنا مضرس و دارای ۲۰ سط است که این سبک معماری متعلق به خوزستان و بوشهر می‌باشد. روی دیوار های بقعه نقاشی‌های قدیمی دیده می‌شود که تمثال‌هایی از ائمه هستند  و در کنارهر تصویر نام‌ها به زبان عبری نگاشته شده است؛ مثلا" «شبر» و «شبیر» که نام‌های امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در زبان عبری هستند.در کنار بقعه درخت کناری وجود دارد که زائران با نیت حاجت گرفتن به آن پارچه‌هایی  گره زده‌اند . «در خصوص بعد احساسی رابطه با شخص امامزاده، علاوه بر تجربه استجابت، یکی از عوامل مهم «نسب» است.» (کاشی، ۱۳۹۴). رابطه‌ی احساسی زائران مانند احساس عشق و دوست داشتن و ... در بیشتر موارد مربوط به امامان آن هم به طور خاص امام علی، امام حسین و امام رضا است. همانطور که عنوان شد، با استناد به شجره‌نامه، نسب امام زاده رود بند با ۲۲ واسطه به امام  موسی کاظم (امام هفتم شیعیان) به پدر امام رضا(ع) می‌رسد.   درپایین بقعه کنار رودخانه یک محوطه دنج و کوچک ساخته شده است که زائران برای خوردن غذا، چای و ...به آنجا می‌آیند و روی تختهایی مشرف به رودخانه نشسته و استراحت می‌کنند. وجود چشم‌انداز زیبا و آرام‌بخش رودخانه باعث شده است خیلی از افراد رهگذر برای آمدن به زیارتگاه «آقا رودبند» ترغیب شوند . «ساختار کالبدی بنا این امکان را به زائران می‌دهد که در عین اینکه در سایه‌ی مکان مقدس هستند به امور عرفی مانند تفریح بپردازند. کلیت بنای بقعه ومحوطه اطراف آن در این‌جا، می‌تواند شمایی از تصویر ایده‌آل نسبت میان دو جهان با هم و با زائر باشد.» در واقع موقعیت مکانی خاص این بقعه در شهر باعث شده است افرادی هم که خیلی اعتقاد به زیارت نداشته یا به قصد زیارت نیامده‌اند به صورت گذری زائر این امامزاده شوند. حضور جوانان در این مکان قابل توجه است؛ چراکه محوطه طبیعی این امام‌زاده به گونه‌ای است که محدودیت‌های  معمول و عرف در مکان‌های زیارتی را برای افراد ندارد. درمحوطه زیارتگاه «امامزاده رودبند» قبرستانی قدیمی وجود دارد که هنوز هم مورد استفاده است بنابراین بخشی از جمعیت زائران این بقعه افرادی هستند که برای زیارت اهل قبور می‌آیند. این زیارتگاه همچنین ازگذشته محل تجمعات مذهبی و مناسکی مهم به ویژه دستجات عزاداری در ظهر تاسوعا و عاشورا بوده است و نمادی از دینداری و علقه‌های مذهبی مردم دزفول محسوب می‌شود. از اهالی قدیم دزفول نقل شده است: اسرایی که امیر تیمور گورکانی در بازگشت از جنگ و عبور ازمنطقه دزفول همراه خود آورده بود به شفاعت سید علی از مرگ نجات پیدا می کنند و به احترام او که همیشه عزادار امام حسین(ع) بوده، لباس سیاه پوشیده و خادم حضرت شده بعدها محله سیاهپوشان را در شهر دزفول تشکیل دادند که این محله هنوز از محله‌های معروف شهر محسوب می‌شود. گفته می‌شود از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مردم دزفول برای اتحاد بیشتر، بقعه رودبند را برای تجمع عزاداران در نظر گرفتند. بنابراین وجود بقاع و اماکن زیارتی مانند مقبره «پیر رودبند» در این منطقه علاوه بر کارکرد زیارتی و سیاحتی دارای کارکردهای انسجام ‌بخش اجتماعی مهمی نیز بوده‌اند؛ چراکه در تاریخ این شهر از گذشته و تا به امروز اعتقادات مذهبی محوریت انسجام و همبستگی و مکان‌های زیارتی و مقدس  مرکز ثقل کنشهای مناسکی مردم بوده اند. *نسیم کاهیرده/ جامعه شناسی تشیع منابع شریعتی مزینانی،سارا  -شیما غلامرضا کاشی، ۱۳۹۴، سیالیت و مناسک دینی، فصلنامه تحقیقات فرهنگي ایران، دوره هشتم، شماره۳، پاییز، ص۹۷-۶۱ ]]> فرهنگ Mon, 11 Jun 2018 07:28:05 GMT http://deabel.org/vdcfexdm.w6dmmagiiw.html حرکت به سمت ارائه ای تازه از جشنواره شعر رضوی با قدمتی ۲۴ ساله http://deabel.org/vdcauwne.49nee15kk4.html محمد رضا علیزاده، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در این نشست با اشاره به اهمیت گسترش معارف رضوی در جامعه گفت : هنر و به ویژه شعر به واسطه نوع ارتباطی که با مخاطبان برقرار میکنند ، همواره نقش موثری در گسترش فرهنگ دینی و رضوی در جامعه داشته اند .   وی ادامه داد : در سال جاری و برای برپایی جشنواره بیست و چهارم شعر رضوی ، رویکرد ما ، استفاده هر چه بیشتر از نظرات شاعران استان است .    احمد وفایی ، معاون فرهنگی و رسانه‌ای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شمال  استان کرمان نیز در سخنانی گفت که دیدگاه ما ، حرکت به سمت اجرای هدفمند جشنواره با تاکید بر دیدگاههای تخصصی شاعران و اهل فن استان و کشور است .   وی ادامه داد : تعامل و همراهی هر چه بیشتر شاعران در برپایی این جشنواره یکی از هدف‌گذاری های ما در برپایی این جشنواره مهم و ملی است .   وفایی تصریح کرد: امیدواریم این رخداد هر چه بیشتر محل و محملی برای اتفاقات گسترده ، تخصصی تر و تاثیر گذار در حوزه شعر آیینی کشور‌ باشد .    در این نشست جمعی از شاعران استان از جمله مهدی صمدانی ، دکتر حامد حسینخانی ، ابراهیم اسدی ، محسن کاشانی‌، مهدی گنجی به بیان نظرات و دیدگاههای خود در مورد دوره های قبل جشنواره و پیشنهادات جدید برای دوره جدید جشنواره پرداختند .     ]]> فرهنگ Sun, 10 Jun 2018 11:11:53 GMT http://deabel.org/vdcauwne.49nee15kk4.html امروز شاید تبلیغ نکردن دین بیش از تبلیغ آن موثر باشد/ مساجد جناحی و خلوت شدند http://deabel.org/vdciruap.t1apz2bcct.html فهیمه ابراهیمی/ دعبل: با کم شدن حضور مردم در مساجد و حسینیه‌ها که زمانی نماد دینداری مردم بودند این سوال پیش می‌آید که آیا مردم در حال دور شدن از دینداری هستند و یا صورت‌های متنوعی از دینداری را شاهد هستیم؟ دکتر عبدالرضا سپنچی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و استاد ارتباطات در این خصوص گفت: شاید حضور در مساجد و حسینیه‌ها کاهش پیدا کرده باشد ولی از طرق دیگری از جمله مطالعه یا حضور در فضای سایبری اطلاعات لازم به مخاطبان می‌رسد. اما اگر حضور فیزیکی مد نظر باشد می‌توان گفت که مشارکت مردم کاهش پیدا کرده است.   * آیا از نظر شما کیفیت و کمیت مخاطبین مجالس و محافل مذهبی نسبت به سال‌های اول انقلاب و یا قبل از آن تغییری کرده است؟ چنین اظهار نظری نیاز به پژوهش دارد و نمی توان به صورت قطعی نظر داد. شاید حضور در مساجد و حسینیه‌ها کاهش پیدا کرده باشد ولی از طرق دیگری از جمله مطالعه یا حضور در فضای سایبری اطلاعات لازم به مخاطبان می‌رسد. اما اگر حضور فیزیکی مد نظر باشد می توان گفت که مشارکت مردم کاهش پیدا کرده است. جامعه در حال گذار به سوی مدرن شدن است و باید این مسائل را لحاظ کرد و همین عوامل تا حدودی در کاهش سطح مشارکت مردم تاثیر دارد. همین مساله در سطوح مختلف قابل بررسی است. هنوز حضور در مساجد و محافل مذهبی در اقشار سنتی و متوسط به پایین جامعه بیشتر است و به دلایل مختلفی در اقشار برخوردارتر کمتر دیده می شود. در میان متمولین نیز افراد مذهبی و علاقمند به این محافل دیده می شود. قطعا تعداد این محافل و مجالس در دو سه دهه اخیر افزایش پیدا کرده است. شاید افزایش جمعیت داشتیم و تاسیس چندین محفل و حسینیه و مسجد در یک منطقه از فراوانی مشارکت مردمی در یک مرکز کم می کند چراکه سابق بر این مردم در یک مکان مجتمع می شدند و همین امر به آن جلوه ای ویژه و خاص می داد.   *  کیفیت حضور مردم در این محافل را چطور ارزیابی می شود؟ آیا رویکرد مذهبی مردم همانند اوایل انقلاب و یا قبل از آن است؟ به نظر من رویکردهای مذهبی مردم کاهش پیدا کرده است و قشر جوان و نوجوان ما با توجه به دلایل تعلیمی و تربیتی و دلایل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، علاقمند نیستند. چون نام حکومت ما دینی بود و از این حاکمیت انتظار می‌رفت که دین داری در حکومت و در سطح جامعه کیفیت دیگری داشته باشد. این خطا بود که مردم مشکلات خود را پای دین بنویسند ولی این اتفاق افتاد و رویکردهای دینی جامعه و تقیدهای مذهبی مردم به مرور کاهش پیدا کرد. به طور مثال خواندن نماز در برخی از سطوح مردم از جوانان تا میانسالان کاهش پیدا کرده است. حتی در مورد روزه گرفتن نیز چنین اتفاقی افتاده و عمل به آداب دین در میان مردم کاهش پیدا کرده است. در پیمایش ارزش ها و نگرش ها که در وزارت ارشاد تهیه شده به بسیاری از این موارد اشاره شده است. مردم احساس می کنند که حضور آنها در محافل دینی جذاب نیست و سعی می کنند فرایض دینی خود را در خلوت انجام دهند. در فضاهای عمومی که اجبار و الزامی نیست مردم کمتر عمل به فرایض را نشان می دهند.   * به نظر شما کدامیک از عواملی که برشمردید در هدایت جامعه به این سمت سهم بیشتری داشته است؟ نقش این عوامل و درصد تاثیرگذاری آنها نیاز به پژوهش دارد. به نظر من همه این موارد به صورت کمپلکس درآمده است. حکومت داعیه دین داری دارد و مشکلات معیشتی در اولویت اول قرار داد. همچنین مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز دخیل هستند رویکردها و نگاه دینی مردم را دچار نقصان کرده است.   *شدت و شکل تغییرات احتمالی در مخاطبین در مساجد و هیئت یکسان بوده است؟ مثلا می‌توان گفت که ریزش مخاطب در هیئت‌ها و حسینیه‌ها کمتر از مساجد بوده است؟ حسینیه‌ها و هیات، افراد همگن تری را دور هم جمع می کنند و منابع آنها مردمی و غیر دولتی است. می شود گفت این محافل برای مردم جذابیت بیشتری دارد. ولی مساجد بعد از دهه دوم انقلاب و بعد از رحلت امام جناحی تر و سیاسی تر شد. و به همین دلیل مساجد نسبت به هیات و حسینیه‌ها خالی تر است. این مساله اثری منفی دارد چون محور فعالیت های دینی در جامعه اسلامی در مساجد قرار دارد. در واقع شهرشناسی جوامع اسلامی به خوبی این مساله را نشان می دهد که ساختار شهر و سازه‌ها و بنا‌ها حول محور مسجد قرار دارد و وضعیت فعلی مطلوب نیست.   * چه کسانی متولی ایجاد تغییر در وضعیت فعلی و بازگرداندن مساجد به روال سابق هستند؟ به نظر می رسد سیاستگذارها و کسانی که امام جماعت مساجد را انتخاب می کنند باید تغییر نگاه را سرلوحه کار خود قرار دهند. جامعه ما جوان است. همانطور که باید نگاه‌های خسته و بی حال و بازنشسته از عرصه های مدیریتی کنار بروند، در مورد مساجد و محافل مذهبی نیز باید چنین تغییری در نگاه به این بخش داشته باشیم تا بتوانیم جوانان را جذب کنیم. * شدت این تغییرات به شکلی بوده است که بتوان نام آن را بحران گذاشت؟ بحران معنویت یکی از نکاتی است که جامعه ما با آن روبرو است و عدم حضور در مساجد و حافل دینی از جلوه‌های این بحران است. مانند مسائلی از جمله نگاه متعجب به نمازخوان‌ها و یا روزه که در برخی محافل هم دلی بر نمی انگیزد. البته این موارد از اقتضائات جامعه مدرن است. در غرب نیز به مرور چنین اتفاقاتی افتاد و مردم به مرور کنار رفتند. البته ما جامعه ای دینی و اسلامی هستیم طبیعی است که باید بیشتر در این رابطه فکر کنیم. امام صادق (ع) می فرمایند مردم را به جز با زبانتان دعوت کنید. باید سعی شود مردم با اخلاق و عمل و مهربانی به سمت دینداری و مذهبی شدن جذب شوند. مسیر درست این است و مردم با دیدن رفتار خوب ما است که به سمت ایدئولوژی ما می آیند و از بگیر و ببند و سختگیری‌ها به جایی نمی رسیم.   آیا ‌می‌توان گفت برخی از مواردی که از آنها به عنوان آسیب نام برده می‌شود در واقع با هدف جذب مخاطب و جلوگیری از ریزش آن بوده است؟ بله همینطور بود. در کار رسانه مساله‌ای به نام بوم رنگ داریم به این معنی که تکرار یک پیام گاهی اثر معکوس دارد. ما نیز با تکرار، همین شرایط را پدید آوردیم و امروز نه تنها اثر مثبتی ندارد بلکه مخاطب فورا کانال را عوض می کند تا دوباره در معرض این پیام‌ها قرار نگیرد. امروز شاید تبلیغ نکردن دین بیش از تبلیغ آن موثر باشد. چون کاری بیشتر از این در عرصه تبلیغ دین ضد تبلیغ محسوب می شود و اثر معکوس دارد. باید مردم را با رفتار و عملکرد خود جذب کنیم. بنابراین تغییر نگاه سیاسی لازم است. امیدوارم این عقلانیت در رده های بالای تصمیم گیری وجود داشته باشد و به این روش عمل شود. چراکه این رفتار به مرور مردم را آرام می کند و کسانی که در این راه احساس خطر می کنند باید مردم را با رفتار و اعمال خود جذب کنند.   * مطرح شدن مسائل دینی از طریق فضای مجازی چه تاثیری داشته است؟ باید سعی شود مفاهیم را به صورت موجز و غیر مستقیم به صورتی که مخاطب را جذب کند مطرح کرد. باید فکر شود و از هنر در این هدف استفاده شود. باید اخلاقیات محور دین داری باشد و از کانال اخلاق به دین ورود کرد.   *با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی امروز جامعه ایران چه قالب و فرمی از کار تبلیغات دینی  توان بالاتری در جذب مخاطب دارد؟ طبعا رسانه ها امروز کمک بیشتری دارند. ضمن اینکه نباید از رابطه چهره به چهره غفلت کرد چون اخلاق از ارتباط چهره به چهره منتقل می‌شود و نفوذ اخلاق در چنین رابطه ای میسر می شود و تاثیرگذار خواهد بود. کاملترین نوع ارتباط ارتباط چهره به چهره است. ۹۸% پیام این چنین منتقل می‌شود. اگر می خواهیم جامعه دین داری داشته باشیم خودمان باید اساسا اینچنین باشیم و همین می‌شود کانالی برای جذب دیگران باشد. نمی خواهم بگویم مساجد و حسینیه‌ها و هیات نمی‌توانند در جذب مردم به دین نقش آفرین باشند ولی باید کسانی با مشخصاتی که ذکر شد برای دعوت مردم در چنین فضاهایی حضور داشته باشند.   * ریزش احتمالی مخاطب ناشی از عملکرد رجال مذهبی یعنی وعاظ و روحانیون بوده یا تاثیر مدرنیته اینطور نمایان شد؟ هر دو دخیل بودند. در فضاهای مدرن، تدین جذابیتی ندارد ولی نمی توان نقش روحانیون و وعاظ را در عدم جذب مردم کتمان کرد. شاید بتوان گفت اگر حاکمیت دینی ما اینقدر رنگ و لعاب نداشت، دین گریزی جامعه نیز به این شکل نبود. ما پیش از انقلاب با وجود مظاهر بی دینی در جامعه شدت دین گریزی مردم را اینطور آشکار نمی دیدیم. مردم سعی در حفظ حرمت‌ها داشتند و مثل امروز مساله حفظ حرمت‌ها به مرحله لجبازی نرسیده بود. در مواردی از جمله روزه خواری و کشف حجاب با تحلیل می توان دریافت که فرد در حال لجاجت است. هر دو صورت سوال شما مطرح است ولی من رای بیشتری به عملکردهای منفی می دهم.   * پس شما بر این باور هستید که حضور مخاطب مذهبی در هیات و مساجد کم رنگ شده و ما به نوعی با بحران مخاطب مذهبی روبرو هستیم؟ بله، همینطور است. در این حوزه‌ها نیاز به پژوهش‌های عمقی احساس می شود و در صورت عدم دسترسی مجبور هستیم به پژوهش‌های میدانی خود اکتفا کنیم. اما نیاز است تمام دغدغه ها و انگیزه های بستر جامعه را مورد مطالعه قرار دهیم و برای آنها راهکار بیابیم.   * از نظر شما متولی این کار کیست؟ کسانی که دغدغه دین دارند و بودجه لازم را در اختیار دارند. بسیاری از مراجع و نهادهای دینی بودجه‌های فرهنگی در اختیاردارند که برای انتشار کتاب و چاپ سی دی از آن استفاده می کنند. به نظر من مخاطب شناسی اهمیت زیادی دارد وباید پژوهش کرد و مخاطب شناسی داشت و دریافت که برای هر گروه مخاطب چه ضرورتی وجود دارد. آیا تولید انیمیشن اولویت دارد یا انتشار کتاب؟! سخنرانی اهمیت دارد یا تهیه فیلم؟! و متاسفانه این اتفاق رخ نمی دهد. ]]> فرهنگ Sun, 10 Jun 2018 08:10:17 GMT http://deabel.org/vdciruap.t1apz2bcct.html مخاطب مذهبی متکثر است/ برخلاف هیئت‌ها، مساجد خلوت شده http://deabel.org/vdcbagbf.rhbf5piuur.html نسیم کاهیرده/ دعبل: در سالهای اخیر بواسطه رشد علوم مختلف و گسترش فضاهای علمی و تسهیل ارتباطات، پیوند میان رشته های مختلف علوم  افزایش یافته وتلاشهای فکری و اندیشگی امکان هم افزایی بیشتری یافته اند. در حوزه مطالعات دین اما بنظر میرسد ارتباطات قوی و مؤثری  وجود ندارد.دراین میان شاید بتوان به حلقه ی مفقوده اتصال حوزه و دانشگاه  اشاره نمود که بیش از سایر علل و عوامل زمینه ای تاثیر گذاربوده است. علی اشرف فتحی مدیرمسئول مجله تقریرات از جمله معدود افرادیست که فعالیت های سالهای اخیرش در زمینه مطالعات دین با رویکردی در جهت اتصال و ارتباط میان حوزه و دانشگاه بوده است. دیدگاه وی را در مورد وضعیت امروز مخاطب مذهبی جویا شده ایم که در ادامه در قالب پرسش و پاسخ هایی آمده است :   تعریف شما از مخاطب مذهبی چیست؟ آیا در جامعه امروز ایران می‌توان دسته‌بندی مشخصی در این مورد ارائه نمود؟   مخاطب مذهبی یعنی فردی دیندار که در مقام تعامل و تخاطب با یک فرد، تشکل، نهاد یا رسانه قرار می‌گیرد و نیازهای مذهبی‌اش می‌تواند موضوع سیاست‌گذاری مقامات، نهادها، تشکل‌ها و رسانه‌ها و دغدغه آنان برای بقای خود باشد. مسلما" همان‌قدر که مذهبی‌ها وجوه مشترکی دارند، تفاوت‌ها و تکثرهایی نیز به اقتضای سلایق، پیش‌زمینه‌های ذهنی و فرهنگی، منافع و موقعیت‌های اجتماعی‌شان خواهند داشت و این مخصوص زمانه ما نیست. همواره مذهبی‌هایی بوده‌اند که مثلا معتقد به یگانگی خدا و جهان پس از مرگ بوده‌اند اما فرائض و مناسک دینی خود را به طور کامل انجام نمی‌داده‌اند. در جامعه خودمان همیشه مذهبی‌هایی داشته‌ایم که گاه نماز خود را نمی‌خوانده‌اند اما روزه‌شان ترک نمی‌شده، یا مقید به نماز و روزه هستند اما خمس و زکات خود را سرسری می‌گیرند. خانم‌های زیادی داشته‌ایم و داریم که نماز و روزه‌شان ترک نمی‌شود اما نسبت به حجاب شرعی بی‌مبالات هستند. پس این تکثر اجتماعی در نوع تقید مذهبی‌ها به اعمال و ظواهر دینی به تکثر و تنوع مخاطبین مذهبی رسانه‌ها و هیئات و مساجد می‌انجامد. مثلا زمانی هیئات مذهبی مخالف هرگونه حضور و همراهی خانم‌های نیمه‌محجبه در برنامه‌های مذهبی بودند.‌ دسته عزاداری مشهوری را در دهه هفتاد به خاطر دارم که مداح اصلی‌اش به طور مکرر از خانم‌های بدحجاب می‌خواست از دسته خارج شوند. اما اکنون همان دسته با این‌گونه پوشش‌ها با مدارا و مماشات برخورد می‌کند. این چالش‌ها نقش‌آفرینی جدی تکثرهای مذهبی در عرصه جامعه را  نشان می‌دهد.   در جوامع در حال گذار، دينداري يكي از مقوله‌هاي اجتماعي است كه دستخوش تغيير و تحولات گسترده مي‌شود. با فرض پذیرفتن جامعه ایران بعنوان یک جامعه در حال گذار، می توان از تغییر و تحولات اساسی دينداري در جامعه و به تبع آن ذائقه مذهبی مخاطبان سخن گفت؟   در پاسخ به پرسش قبلی‌تان به همین مسأله اشاره کردم که تغییر در سبک‌های اجتماعی دینداری را نمی‌توان انکار کرد. هنجارها با غلبه واقعیت‌ها دست‌خوش تغییر می‌شوند. واقعیت‌ها نیز به مرور زمان عینیت می‌یابند. تا همین دو دهه پیش یکی از چالش‌های مهم مجالس و هیئات مذهبی این بود که آیا می‌شود در موالید ائمه کف زد و هلهله کرد؟ تنش‌ها و بحث‌های زیادی در هیئات بر سر این موضوع رخ می‌داد. به مرور همه پذیرفتند که نباید همیشه چهره غمگینی از شیعه ارائه داد. هجوم سیل شیعیان ایرانی پس از سقوط صدام به عتبات عالیات، به زوار ایرانی نشان داد که شیعیان عراقی‌ حتی کنار ضریح ائمه در جشن‌های مذهبی کف می‌زنند و هلهله می‌کنند. حالا دیگر کف زدن در جشن‌های تولد ائمه(ع) آنقدرها یک امر قبیح تلقی نمی‌شود. نیازها و تغییر ذائقه مخاطبان هیئات حتی در تغییر سبک مداحی‌ها در سه دهه اخیر بسیار ملموس بوده است.      اگر بخواهید میان ذائقه مخاطب مذهبی امروز با سالیان قبل مقایسه‌ای انجام دهید چه ویژگیهایی را برمی‌شمرید؟   حس می‌کنم تنش‌های سیاسی و مضیقه‌های اقتصادی سبب شده که مخاطبین مذهبی به جلسات کمتر سیاسی رغبت بیشتری پیدا کنند. اگرچه غلظت سیاسی‌کاری مداحان تفاوت خاصی با دهه هشتاد نکرده، اما نسبت به دهه هفتاد متفاوت‌تر شده و مداحان سعی می‌کنند کمی کمتر وارد تنش‌های غیر مذهبی شوند تا مخاطبین خود را از دست ندهند. همچنین افزایش وسایل ارتباط جمعی و سیطره شبکه‌های اجتماعی، جذابیت‌های بصری هیئات را افزایش داده و محور قرار دادن مخاطبین این شبکه‌ها به عامه‌پسندتر شدن مضامین مداحی و منبر منجر شده است.    مواجهه مخاطب مذهبی با محتوای ارائه شده توسط رسانه ملی به ویژه تلویزیون جمهوری اسلامی  را چگونه ارزیابی می کنید؟   تلویزیون جایگاه خود را از نظر مذهبی نیز به شدت از دست داده و حتی جذابیت‌های مذهبی دهه هفتاد را نیز ندارد. چه‌بسا حضور پررنگ یک واعظ یا مداح در تلویزیون به نوعی یک ضد تبلیغ برای او محسوب می‌شود. فکر می‌کنم با داشتن گوشی‌های هوشمند کمتر کسی رغبت به تماشای برنامه‌های مذهبی تلویزیون داشته باشد. اگر رسانه ملی همین چند ساله فکری به حال بحران مخاطب نکند عملا از گردونه رقابت و اثرگذاری رسانه‌ای حذف خواهد شد.    با توجه به شرایط  فرهنگی و اجتماعی امروز جامعه ایران چه قالب و فورمی از کار تبلیغی دینی( در رسانه، مسجد، هیئت) توان بالاتری در جذب مخاطب  را دارد؟   واقعیت آن است که اگرچه رونق هیئات مذهبی کم نشده، ولی مساجد ما جذابیت و اثرگذاری دهه‌های پنجاه و شصت را ندارند. شاید کاهش دخالت‌های فرامذهبی و سیاسی و اداری در مساجد بتواند آنها را هم مثل هیئات مذهبی جذاب و پرمخاطب کند. اما هیئات نیز اگر روال کنونی را ادامه دهند سطح کیفی‌شان در حد تشکل‌ها و چهره‌های فرهنگی و هنری عامه‌پسند ثابت خواهد ماند و از اثرگذاری عمیق فرهنگی عاجز خواهند بود. پررنگ شدن نقش مداح در مقابل واعظ، ناشی از اصرار مسؤولان هیأت‌ها بر جذب مخاطب گسترده و افت علمی روحانیون مبلغ در هیئات و رسانه‌هاست.    برخی بر این باورند که حضور مخاطب مذهبی در مساجد و هیئت‌های مذهبی کم رنگ شده است و این افراد نسبت به گذشته  بسیار کم تعدادترند. تحلیل شما چیست؟ آیا با توجه به شرایط امروز جامعه می‌توان از بحران مخاطب سخن گفت؟     نمی‌شود لزوما از کاهش مخاطب هیئات صحبت کرد. بحران مخاطب به معنای کاهش تعداد هیاتی‌ها فعلا" محسوس نیست. من فکر می‌کنم چه‌بسا طی سال‌های آتی تا مدتی بر آمار مخاطبین هیئات افزوده شود. وقتی تلویزیون از کار رسانه‌ای قابل قبول در حوزه دین عاجز است و در حوزه کتاب و مجلات هم بحران مخاطب کیفی داریم، طبعا هیئات فعلا دچار کاهش تعداد شرکت‌کنندگان نخواهند شد، اما سیر سریع عامه‌پسند و زرد شدن ذائقه مخاطبان در همه رسانه‌ها و خصوصا رسانه‌های مذهبی و هیئات جدی است. باید مدارای بیشتری با صاحب‌نظران حوزه اندیشه و دین کرد تا بتوانند به تدریج با مخاطب ارتباط بر قرار کنند و ذائقه او را از فست‌فودی شدن و راحت‌طلبی فکری نجات دهند. تاوان بی‌مبالاتی، عافیت‌طلبی و بی‌مسؤولیتی صاحبان رسانه‌ها و نهادهای مذهبی بزرگ را که منجر به زرد شدن مذاق مخاطبان و بی‌محتوا شدن جلسات و برنامه‌ها شده، علعاکنون خرده‌رسانه‌ها و تک‌ستاره‌های متفکر و دغدغه‌مند می‌دهند.         ]]> فرهنگ Sat, 09 Jun 2018 10:43:17 GMT http://deabel.org/vdcbagbf.rhbf5piuur.html ستایش امام علی (ع) در شعر فارسی http://deabel.org/vdcizuap.t1apr2bcct.html کسایی مروزی اولین کسی بود که حضرت علی‌(ع) را  با لقب حیدر در تاریخ زبان و ادبیات فارسی مطرح کرد. این شاعر شیعی‌مذهب حدود چهار - پنج بیت شعر دارد که حضرت پیامبر (ص) و امام علی (ع) را توصیف کرده است: «آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد / جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟/ این دین هدی را به مثل دایره‌ای دان/ پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار/ علم همه عالم به علی داد پیمبر / چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار». بعد از او به حکیم توس می‌رسیم که شعر بلندی دارد که حدود ۳۰ بیت است و در این ۳۰ بیت خیلی فاش و بَیّن نظر خود را در مورد مولای متقیان امام علی (ع) می‌گوید: «تو را دانش و دین رهاند درست/ در رستگاری ببایدت جست/ وگر دل نخواهی که باشد نژند/نخواهی که دایم بوی مستمند/به گفتار پیغمبرت راه جوی/ دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی/.... /چهارم علی بود جفت بتول/ که او را به خوبی می‌ستاید رسول/ که من شهر علمم علیم در ست/ درست این سخن قول پیغمبرست/ گواهی دهم کاین سخن‌ها از اوست/ تو گویی دو گوشم پرآواز اوست/ علی را چنین گفت و دیگر همین/ کزیشان قوی شد به هر گونه دین/ نبی آفتاب و صاحبان چو ماه/به هم بسته یکدیگر راست راه/ منم بنده اهل بیت نبی/ ستاینده خاک و پای وصی/.../اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای / گرت زین بد آید گناه منست/ چنین است و این دین و راه منست/برین زادم و هم برین بگذرم/ چنان دان که خاک پی حیدرم...».     سپس به سیف فرغانی می‌رسیم که  بسیار از معصومین، امامان و قدسیان عالم معنا سخن گفته، بخصوص برای حضرت سیدالشهدا (ع) که یک شعر بلند دارد که  با این بیت‌ها شروع می‌شود: «ای قوم درین عزا بگریید / بر کشته‌ کربلا بگریید / با این دل مرده خنده تا چند / امروز درین عزا بگریید / فرزند رسول را بکشتند / از بهر خدای را بگریید / از خون جگر سرشک سازید / بهر دل مصطفی بگریید / وز معدن دل به اشک چون در / بر گوهر مرتضی بگریید». پس از او هم سنایی غزنوی درباره پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) شعرهایی گفته است. شعری که  در «حدیقه‌الحقیقه» نظر من را جلب کرد درباره نماز حضرت علی (ع) در غزوه احد بود: «در اُحد میر حیدر کرار/یافت زخمی قوی در آن پیکار/ ماند پیکان تیر در پایش/ اقتضا کرد آن زمان رایش/ که برون آرد از قدم پیکان/ که همان بود مرو را درمان/ زود مرد جرایحی چو بدید/ گفت باید به تیغِ باز برید/ تا که پیکان مگر پدید آید/بسته زخم را کلید آید/ هیچ طاقت نداشت بادمِ گاز/ گفت بگذار به وقت نماز/ چون شد اندر نماز حجامش/ببرید آن لطیف اندامش/ جمله پیکان ازو برون آورد/ و او شده بی‌خبر ز ناله و درد». شاعران بعد از سنایی به‌ویژه در روزگار صفویه مدح‌های فراوانی برای حضرت علی (ع) گفته‌اند؛ از جمله عرفی شیرازی که ۱۴۰ بیت درباره حضرت علی (ع) گفته است. بیت‌هایی در این شعر وجود دارد که زیباترین بیت‌های روزگار خودش است: «مرا که دست بگیرد که زیردست توام/ مرا که کار گشاید که از تو خیزد کار/../ شه سریر ولایت، علی عالی‌قدر/محیط عالم دانش، جهان علم و وقار». شاعران معاصر هم حتی شاعرانی که خیلی کم شعر می‌گویند و یا کسانی  که ممکن است شعرهای‌شان شعرهای مناسبی نباشد امام علی (ع) را ستوده‌اند.  آن‌چه از تمام شعرهای پیرامون امام علی (ع) برمی‌آید، جوانمردی ایشان است که بیش از همه صفاتش مورد نظر است.  طی مطالعه‌ای که در تاریخ  میلاد حضرت علی‌ (ع) به بعد داشتم، تمام صفاتی را که به ایشان نسبت داده‌اند، جمع کردم که حدود ۷۰-۸۰ صفت است. آن‌چه بیش از همه به چشم می‌خورد یکی صبر و بردباری است،  دیگری ظرفیت امام علی(ع) که بدون تردید همه درباره آن سخن گفته‌اند، و همچنین جوانمردی ایشان. سعدی در شعری در بوستان می‌گوید: «جوانمرد اگر راست خواهی ولی است/ کرم پیشه شاه مردان علی است» و در جای دیگری نیز می‌گوید: «جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش/ چو حق بر تو باشد تو بر بنده باش». اعتقاد درونی خود شاعران و دیگری صفات متعالی حضرت علی(ع) است که طبعا هر انسانی را به خود جذب می‌کند که از این تأثیر بیشترین برخورداری را شاعران دارند.شهادت دردناک است و کسی دوست ندارد درباره آن بگوید. درست است این حادثه عظیم اتفاق افتاده اما زمانی که به شهادت حضرت علی(ع) می‌رسم دلم می‌تپد و دوست دارم زودتر از آن رد شوم. برای ما که شیعه هستیم و عاشق مولاییم دردناک است که به این اتفاق تصویر دهیم. اما شاعران معاصر فراوان درباره مولا علی (ع) و شهادت‌شان سخن گفته‌اند. مثلا شعری با ردیف «علی را کشتند» وجود دارد. البته شعرهای در مدح‌ و درباره صفات حضرت علی (ع) به مراتب بیشتر از شعرهای درباره شهادت ایشان است. ]]> فرهنگ Sat, 09 Jun 2018 07:12:06 GMT http://deabel.org/vdcizuap.t1apr2bcct.html «سحرگهان که موذن بـر آورَد آواز» عنایتی خاص بود http://deabel.org/vdcf1xdm.w6dmyagiiw.html «سحرگهان که موذن بـر آورَد آواز/به روی دل شـودم هـر درِ عنایت باز/بر آورند مناجاتیـان قـدس خـروش/ زنند بر صف روشن‌دلان، صلای نماز/ بیا به مجمع ایمانیان یک دل و یک دین/ که این گروه به یک قبله می‌کنند نماز/ مقام امن الهی، منادی توحید/عزیزتر حرم کبریا حریـم نـماز/ ز خـواب، بخت بلندم به کوتهی گرود/ بگـو موذنِ خوش‌لهجه بر کشـد آواز». سال‌ها است نوای پرصلابت و با شکوهش، میهمان سفره‌های سحری و لحظات اجابت دعا است و آواز ملکوتی‌اش به دل و جان روزه‌داران در سحرگاهان ماه رمضان، آرامش و تسلا می‌دهد. آوازی در دستگاه بیات اصفهان که سال گذشته وقتی در اختتامیه جشنواره «آواها و نواهای رضوی» در تالار وحدت، بار دیگر توسط استاد قاسم رفعتی، بازخوانی شد، شور و حالی وصف‌ناشدنی بین تماشاچیان ایجاد کرد. حس و حالی معنوی که ناشی از یک خاطره‌ی مشترک بود. خاطره‌ی رمضان‌هایی‌ با عطر الهی برای نسل‌‌های متمادی. طلیعه‌ی هنر استاد قاسم رفعتی، در خانواده‌ای ادیب و اهل ذوق و شعر در تهران و در سال 1324 متولد شد. در مورد نخستین پله‌هایی که به مدد اساتید مجرب طی نمود، می‌گوید: «12 ساله بودم که فراگیری آواز را با جناب استاد مسعود حسن‌خانی، نوازنده چیره‌دست ویولون، آغاز کردم و بعد از 3 سال خدمت استاد محمود کریمی(استاد اخلاق و مجتهد جامع‌الشرایط موسیقی و آواز ایرانی) رسیدم و 7 سال نزد ایشان تلمذ کردم. خوانش صحیح اشعار و ادای بی عیب و نقص کلمات و عبارات، در پیشرفتم تأثیر فراوان داشت. برای دوره عالی موسیقی و آوازی و فراگیری مرکب‌خوانی که شامل تمرین و تحقیق در زمینه ردیف‌ها و گوشه‌های موسیقی است، نزد استاد محمدرضا شجریان، افتخار همراهی داشتم. همه این اساتید، از صفات عالیه انسانیت برخوردار بودند که برایم از هر چیز، مهم‌تر بود». میراث خانوادگی در خاندان رفعتی، هنر، میراثی گرانبهاست که نسل‌اندر نسل به فرزندان رسیده است. در نهاد استاد رفعتی نیز، مایه‌های هنری، از جد ادیبش مرحوم حاج محمدصادق رفعتی متخلص به رفعت که دیوان شعری هم از وی به یادگار مانده، به ودیعه گذاشته شده است. استاد در این‌باره می‌گوید: «پدرم از صدای خوشی برخوردار بود و همان‌طور که مطلع هستید صدا ارثی است و من نیز از این مهم، بهره‌مند شدم. به همین منوال، فرزندانم نیز از بدو تولد با موسیقی و آواز ایرانی مونس و همدم بودند و هم‌اکنون پسران من، امیر و عباس، هر دو از هنرمندان با ذوق و تحصیلکرده موسیقی هستند». عنایت خاص وقتی حرف از آواز "سحرگهان" می‌شود، صدای استاد، جان می‌گیرد و اشتیاق از کلامش جاری می‌شود: «بگذارید از ضبط این اثر ماندگار برایتان بگویم. روزی با مرحوم حسین صبح‌دل مشغول گفت و گو بودیم و راجع به موسیقی صحبت می‌کردیم. ایشان چند شعر در دست داشتند و راجع به یکی از آن‌ها نظری داشتند. ناگهان شعری توجهم را جلب کرد که اصلا راجع به آن صحبتی نشده بود. آن را گرفتم و شروع به زمزمه کردم که بسیار هم بر دل خودم نشست و هم حال آقای صبح‌دل را دگرگون نمود. تصمیم گرفتیم آن را ضبط کنیم. همین "سحرگهان" از کار درآمد که برای سحرهای ماه مبارک رمضان انتخاب شد. همواره خودم از این اثر در عجبم که حسی کاملا الهی و عرفانی دارد و احساس می‌کنم از دستم خارج بود و با عنایتی خاص اجرا شد».  خلوص و نیت پاک استاد رفعتی، علاوه بر ایران، در کشورهای دیگری نیز اجرا داشته تا نغمه داوودی‌اش را به گوش علاقه‌مندان برساند. استاد درباره استقبال مخاطبانش در سایر کشورها می‌گوید: «تمام شنوندگان موسیقی ایرانی، با ذوق و سلیقه هستند و کاملا تفاوت اجراها را حس می‌کنند. همین امر باعث ایجاد انگیزه است. برای شخص من نیز این مسئله در اجراهای خارج از کشور، کاملا ملموس بود. با اینکه برخی هموطنان، دور از وطن هستند ولی روح لطیف و شناخت بسیار عمیقی از موسیقی دارند». این هنرمند پیش‌کسوت، درباره اینکه آیا اکتفا به آموزش‌های تئوریک برای هنری مانند آواز کفایت می‌کند؟ عقیده دارد: «تحقیقات سواد آکادمیک و تئوریک در تمام زمینه‌ها لازم است مخصوصا برای موسیقی و آواز ایرانی. ولی برای هنرمند شدن و اثرگذار بودن و نفوذ در دل عاشقان، خصوصیات دیگری لازم است که همان خلوص و نیت پاک است. به فرموده سعدی: هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند». موسیقی ایرانی، غریب مانده است استاد رفعتی، درباره کشف و رشد استعدادها در هنرهایی مانند موسیقی ایرانی، می‌گوید: «استعداد، از کودکی و نوجوانی نمایان است و باید از همان اوان کودکی، این استعداد پاک و ناب شناخته شود و در جهت رشد و اعتلای آن با اهل فن و زیر نظر اساتید فن، کسب علم کرد». اما خالق آواز به یادماندنی "سحرگهان" که نوای خوش‌الحانش، سال‌ها مونس لحظه‌های ناب روزه‌داران بوده است، درباره حمایت و ترویج آواز سنتی طی سال‌های اخیر، گله‌مند است و عقیده دارد: «موسیقی ایرانی، سال‌ها است که بسیار غریب مانده است. مخصوصا آواز که تقریبا به دست فراموشی سپرده شده است. بخشی از این قصور از سوی صدا و سیما است که در این زمینه بسیار ضعیف عمل نموده است».   ]]> فرهنگ Sat, 09 Jun 2018 07:06:31 GMT http://deabel.org/vdcf1xdm.w6dmyagiiw.html نظامی‌گری، نظامی بودن و جهاد در راه خدا نزد امام علی(ع) چگونه بود؟ http://deabel.org/vdcev78x.jh8xzi9bbj.html استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: کشور و جامعه ما در شرایطی است که هم باید ملت و هم نیروهای مسلح در برابر دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام مردانه ایستاده و از هویت خود دفاع کنیم و هم باید این معادله را مراقب باشیم که امر دفاع از ارزشهای اسلامی و امت خودمان یک امر است اما جایگزین شدن نظامی گری برای بلعیدن کل کشور یک خطر است. حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در هیئت دارالزهرا(س) به مساله مقابله امام علی(ع) با نظامی گری اشاره کرد و اظهار داشت: امیرالمومنین(ع) در زمان حیات خود مورد اتهامات مختلفی قرار می گرفت، برخی از این اطلاعات از بیرون و برخی از داخل بود، منشا برخی از این اعتراضات شامیان بودند و ریشه برخی از اعتراضات و انتقادات کوفیان بودند. او افزود: شامیان می گفتند علی بن ابی طالب نماز نمی خواند ولی کوفیان که از نزدیک حضرت را می شناختند اعتراضات دیگری داشتند، یکی از اعتراضات آن ها اعتراض به روش حضرت در توزیع بیت المال و در عدالت بود، از جمله اعتراضاتی که در بین مردم کوفه یا مردم مدینه شنیده می شد یکی هم این بود که علی بن ابی طالب دانش جنگ ندارد، نمی داند که در میدان جنگ با دشمن چگونه باید برخورد کند و این سخن را امیرالمومنین در نهج البلاغه نقل کرده است. استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به خطبه ۲۷ نهج البلاغه تصریح کرد: حضرت می فرماید: «من سنم به ۲۰ سال نرسیده بود که لباس رزم به تن کردم و در میدان جنگ حضور پیدا کردم و امروز سنم متجاوز از ۶۰ است که هنوز در میدان جنگ و نبرد حضور دارم و هیچکدام از کسانی که این اتهام را متوجه من می کنند چنین سابقه ای در میدان جهاد و مبارزه ندارند و هیچکس مانند من تجربه جهاد را پشت سر نگذاشته است؛ یک نفر را به من نشان دهید که بیش از علی بن ابی طالب ممارست درجنگ داشته باشد و یکی را نشان دهید که بیش از علی سابقه حضور در میدان جنگ را داشته باشد». این قطعه از کلام امیرالمومنین و این پاسخی که حضرت در این جا دادند سخت قبل تامل است از این جهت مگر علی بن ابی طالب چگونه رفتار می کرد؟ چه شیوه و روشی در میدان جنگ داشت که آنها می گفتند علی علم جنگ ندارد؟ آن ها مقایسه می کردند سیاست نظامی و فرماندهی امیرالمومنین را در جنگ با امثال معاویه و نتیجه می گرفتند علی در میدان جنگ موفق نیست چون نمی داند که چگونه باید با دشمن مواجه شد اما معاویه از نظر فرماندهی و مدیریت جنگی موفق است چون علم و دانش این کار را دارد. او در ادامه به تقسیم بندی رژیم سیاسی در دنیای امروز اشاره کرد و گفت: یکی از انواع رژیم سیاسی که امروز شناسایی و معرفی می شود، نظامی گری است. سروش محلاتی خاطرنشان کرد: در همه نظام های حکومتی و سیاسی به هرحال سازمان ارتش و نیروهای مسلح وجود دارد یعنی کشوری نیست که بی نیاز از نیروی مسلح باشد، این محل حرف نیست ولی اقتدار و دخالت نیروهای مسلح در رژیم های سیاسی مختلف است. او افزود: گاهی از اوقات در یک رژیم سیاسی نیروهای نظامی چنین اقتدار و حاکمیتی پیدا می کنند که همه سازمان ها و نهادهای دیگر را تحت نفوذ و سلطه خود در می آورند، نه فقط تشکیلات نظامی در اختیار آنهاست بلکه کل حکومت تحت تصرف آنهاست؛ اقتصاد، تجارت و رسانه های خبری تحت نفوذ آنهاست حتی دستگاه قضا هم تحت فرمان آنها عمل می کند. این استاد حوزه ادامه داد: اگر نیروهای مسلح از چنین قدرتی برخوردار باشند این را در اصطلاح نظامی گری می گویند. حضور نیروهای نظامی در همه بخش های حکومت از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تجارت، سیاست داخلی و خارجی اگر یکپارچه تحت نفوذ آنها باشد این را نظامی گری می گویند. او سخنان خود را به مساله نظامی گری در نگاه امیرالمومنین(ع) اختصاص داد و گفت: آنهایی که به علی بن ابی طالب اعتراض می کردند، تلقی شان از نظامی بودن، نظامی گری بود. از علی هم توقع داشتند که همه چیز را قربان نظامی بودن خودش بکند ودر صحنه جنگ به میدان بیاورد؛ آنها اینطور می خواستند که چون جنگ است اخلاق و اقتصاد را باید فدای جنگ کرد، نیروهای جنگی باید دستشان در میدان عمل برای هرکاری باز باشد؛ آن ها تلقی شان از علم به جنگ این بود. سروش محلاتی عنوان کرد: علی بن ابی طالب تسلیم چنین سیاستی در نظامی گری نشد حتی به قیمت اینکه نتواند در برابر دشمن به پیروزی برسد. او عنوان کرد: در نظام های مختلف جایگاه نیروهای مسلح متفاوت است؛ برخی معتقدند نیروهای مسلح برای دفاع و حفظ شخص اول مملکت در میدان حضور پیدا می کنند، برخی معتقدند نیروهای مسلح برای حفظ نظام و حکومت است، برخی معتقدند نیروهای مسلح مسئولیتشان حفظ کشوراست و سرزمین را باید حفظ کنند، برخی معتقدند نیروهای مسلح در خدمت مکتب و مرام است مثل کشورهای کمونیستی، ایدئولوژی را در خدمت می گیرند و معتقدند نیروهای مسلح این مکتب را حفظ کنند. استاد حوزه علمیه به نگاه امام علی(ع) به نظامی گری اشاره کرد و افزود: امیرالمومنین هیچ یک را باورندارد. امیرالمومنین در نهج البلاغه فرمود: سپاهیان همگی به اذن الهی دژهای استوار مردم اند، اگر خطری متوجه کیان جامعه می شود نظامیان باید به میدان بروند آنها به نفع مردم می توانند وارد بشوند و نه به نفع حکومت، آنجا هم که به نفع حکومت وارد می شوند چون حکومت برخاسته از مردم و حافظ منافع مردم است والا حکومتی که در برابر مردم قرار بگیرد نظامیان باید جانب مردم را بگیرند. او ادامه داد: امام علی(ع) بعد از اینکه رعیت را به معنای توده مردم تعریف می کند، می گوید: نظامیان البته زینت برای حکومت هم هستند؛ زینت برای حکمرانان هستند که بیایند در برابرحکمران رژه بروند اما حصون ولات نیستند بلکه حصون رعیت هستند. سروش محلاتی به اصول امیرالمومنین(ع) اشاره کرد و گفت: اصل اول این است که امیرالمومنین در انتخاب نیروهای نظامی و بخصوص فرماندهان آنها حساسیتهایی دارد که نظامی گری ها نمی توانند این حساسیتها را بپذیرند. او بیان کرد: نظامی گری ها، هوش بالا، قدرت تصمیم گیری، قدرت فرماندهی و مدیریت را ویژگی نظامیان و فرماندهان عنوان می کنند، اما امام علی(ع) گرچه با این ویژگی ها مخالف نیست اما شرایط دیگری را هم اضافه می کند که نظامی گری ها نمی توانند با آن کنار بیایند. این استاد حوزه گفت: حضرت در عهدنامه خود به مالک اشتر توضیح می دهد که چه کسی را برای فرماندهی جنگ انتخاب کند«خیرخواهترین انسان را برای خدا، پیامبر و پیشوایت، پاکترین انسانها از نظر فکر و اندیشه و قلب، بردبارتر و صبورتر، پرتحمل تر، عذر را زودتر از دیگران می پذیرد، از اغنیا دوری می کند و خشونت و شدت عمل به او نزدیک نمی شود اما انسان قوی است». او ابراز داشت: نظامی گری ها می گفتند نظام به معنای تشکلی که از نیروهای نظامی و ارتشی تشکیل می شود، جایی برای انتخاب ندارد بلکه وظیفه ، اجبار و تحمیل است اما امیرالمومنین می فرمود: نیروهایی که در سپاه ما حضور می یابند بر اساس اعتقاد و ایمان حاضر می شوند و هیچ اجبار و تحمیلی وجود ندارد. سروش محلاتی به اصل سوم اشاره کرد و گفت: امیرمومنان اعتقاد داشت نیروهای نظامی به دستشان سلاح است و قدرت دارند و این قدرت می تواند منشا تعدی گری و فساد باشد لذا باید به شدت نیروهای نظامی را کنترل کرد. او با اشاره به نامه ۶۰ امیرالمومنین(ع) ادامه داد: امام علی(ع) در این نامه به فرمانداران و روسای شهرها می نویسد:« به گرد آورندگان خراج و عمال بلاد که لشکر از سرزمینشان مى گذرد. اما بعد. من لشکرى را گسیل داشتم که اگر خدا خواهد بر شما خواهد گذشت و آنچه را که خداوند واجب گردانیده است به آنان سفارش کرده ام، که به کس آزار نرسانند و گزند خویش از دیگران باز دارند. من، در نزد شما، به سبب بیعتى که میان ماست، بیزارم از آسیبى که سپاهیان به مردم رسانند. مگر آنکه، یکى از آنها گرسنه مانده و براى سیر کردن خود، جز آن راهى نداشته باشد. پس کسى را که دست به ستم مى گشاید در برابر ستمش کیفر دهید. در عین حال، سفیهانتان را از زیان رسانیدن و تعرض به آنها منع کنید. من خود در میان لشکرم. شکایتهاى خود به من رسانید و آن سختیها که از ایشان به شما رسد و توان دفع آن را جز به خدا، یا به من ندارید، با من در میان نهید، تا به یارى خدا آن را دگرگون سازم و اصلاح کنم.» استاد حوزه بیان داشت: اهل نظامی گری می گفتند این دستورالعمل تضعیف نیروهای نظامی است، دست نیروهای نظامی را باید باز گذاشت والا روحیه آنها آسیب می بیند، اگر تخلفی هم کردند باید محرمانه رسیدگی شود. چرا اعلام می کنید با اینها برخورد کنند؟ او ادامه داد: اصل چهارم امیرالمومنین(ع) این بود که دیر به تصمیم نظامی می گرفت و معترضان به ایشان می گفتند که زمان از دست می رود. امام اوایل خلافت خویش، جریر بن عبدالله را برای مذاکره با معاویه فرستاده بودند و زمانی را معین کرده بودند تا نتیجه را به ایشان اطلاع دهند. جریر به عنوان مامور رسمی حکومتی به شام رفته بود. عده ای اطراف امام علی را گرفته و به ایشان فشار آوردند. امام در مقابل فرمود: جریر نماینده ماست و باید در مهلت مقرر فرصت داشته باشد. در این فرصت ما نباید راه برای مذاکره را ببندیم. شاید او به نتیجه رسید. چرا راه را می بندید؟ سروش محلاتی به خطبه ۵۵ نهج البلاغه اشاره و ابراز کرد: یاران على (ع) مى گفتند، که چرا در نبرد صفین درنگ مى کند و به آنان اجازه جنگ نمى دهد. و او در پاسخ چنین گفت: «اما این که مى گویید که این درنگ به این سبب است که مرگ را ناخوش مى دارم، به خدا سوگند، باکى ندارم که من به سراغ مرگ روم یا مرگ به سراغ من آید.اما این که مى گویید که در پیکار با مردم شام دچار تردید شده ام، به خدا سوگند، هیچگاه جنگ را حتى یک روز به تأخیر نینداختم مگر به آن امید که گروهى از مخالفان به من پیوندند و به وسیله من هدایت شوند. و با چشمان کم سوى خود پرتوى از راه مرا بنگرند و به راه آیند. چنین حالى را دوست تر دارم از کشتن ایشان در عین ضلالت، هرچند خود، گناه خود به گردن گیرند». او بیان داشت: اختلاف دیگر امام علی(ع) با نظامی گری این بود که حضرت اعتقاد داشتند در جنگ هم باید اخلاق رعایت شود، اگر سپاهیان دشمن فرار کردند دنبال آنها نروید، مجروح را هم مورد تعرض قرار ندهید، متعرض زنها هم نشوید ولو فحش ناموسی به شما دهند. استاد دانشگاه اصل دیگر امیرالمومنین را عدم تعطیلی حقوق عمومی مردم و آزادی های مشروع مردم عنوان کرد و گفت: عالی ترین بیان حضرت در زمینه بیان حقوق حکومت بر مردم (خطبه ۲۱۴) است و این حقوق را در بحبوحه جنگ صفین بیان کرده است درحالیکه نظامی گری قائل به نادیده گرفتن حقوق مردم و تعطیلی این حقوق به دلیل شرایط خاص و حساس است. او به اصل هفتم امیرالمومنین اشاره کرد و گفت: در شرایطی که امیرالمومنین ضربت خورده است، برای بعد از خود وصیت کرد؛ یکسری وصیتهای عمومی است اما یکسری وصیت بعد از خود دارد و آن درباره قاتل است که می فرماید: اگر جان سالم به در بردم خودم در مورد او تصمیم خواهم گرفت اما اگر از دنیا رفتم حق قصاص با شماست اما می خواهم که او را مورد عفو قرار دهید. این در حالی است که نظامی گری اقتضا می کند حکومت نظامی برقرار و قاتل مورد بازجویی قرار گیرد، همه کسانی که با او از قبل در ارتباط بودند شناسایی و دستگیر و اعدام شوند. سروش محلاتی به نامه ۲۳ و ۴۸ نهج البلاغه اشاره کرد و گفت: این دو نامه درحقیقت مقابله با نظامی گری است. او با بیان اینکه امام علی(ع) روشی داشت، عنوان کرد: افتخار علی بن ابیطالب این است که نظامی گری را به دور انداخت و جامه جهاد در راه خدا را پوشید اما جامه کثیف نظامی گری را به تن نکرد. استاد حوزه علمیه قم در پایان خاطرنشان کرد: کشور و جامعه ما در شرایطی است که هم باید ملت و هم نیروهای مسلح در برابر دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام مردانه ایستاده و از هویت خود دفاع کنیم و هم باید این معادله را مراقب باشیم که امر دفاع از ارزشهای اسلامی و امت خودمان یک امر است اما جایگزین شدن نظامی گری برای بلعیدن کل کشور یک خطر است. ]]> فرهنگ Fri, 08 Jun 2018 09:55:50 GMT http://deabel.org/vdcev78x.jh8xzi9bbj.html