پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين انديشه :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnhtmynd31g2.ft2.html Wed, 20 Jun 2018 17:06:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Wed, 20 Jun 2018 17:06:54 GMT انديشه 60 گفتار امام حسین(ع) هدایت گرترین منبع برای درست زیستن است http://deabel.org/vglh.6nzt23nkkuzdt22fy..html به گزارش خیمه، سی و پنجمین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی "چهل منزل تا اربعین" با موضوع «عاشورا؛ اخلاق و تاریخ» از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزار شد. مدیرگروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس در این نشست که با حضور جمعی از محققین و دین پژوهان برگزار شد عاشورا را دارای ابعاد گوناگون دانست و به تشریح اخلاق و تاریخ در قیام حضرت سید الشهدا پرداخت. دکترعباس منوچهری خوب زیستن را مهمترین دغدغه تاریخ معرفت بشری معرفی کرد گفت: پاسخ های متفاوتی توسط افراد مختلف در خصوص چگونه خوب زیستن ارائه می شود. وی اظهار داشت: فهم انسان از امور، زندگی او را می سازد و تاریخ مهمترین منبع در فهم آدمی برای پاسخ به سوال چگونه زیستن است. این استاد دانشگاه تاریخ را تجربه بشر خواند و گفت: تاریخ منبع وسیعی از تجربیات انسانی است که به فهم ما از امور کمک می کند. وی افزود: ما در اخلاق با تاریخ مرتبطیم که این موضوع یکی از مقدمات چگونه زیستن ماست و به میزانی که این رابطه قوی تر باشد منجر به درست زیستن می گردد. منوچهری با بیان این که تاریخ قصه نیست اظهار داشت: تاریخ رجوع به گذشته نیست بلکه منبعی برای درک و شعور و آگاهی است که ما را مخاطب خویش قرار داده است. وی در ادامه عاشورا را جزء تاریخ شیعه دانست و گفت: عاشورا جزء هویت ماست و همیشه با ما بوده است و در زندگی ما به عنوان شیعه نقش موثری داشته است. مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس با بیان این که در تاریخ عاشورا ما مخاطب سیدالشهدا هستیم خاطر نشان کرد: گفتار امام حسین(ع) غنی ترین، گویاترین و هدایت گرترین منبع برای درست زیستن است که به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد و با گذشت زمان همچنان تاثیر گذار است. وی داشتن روش در فهم عاشورا بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: باید ما به گونه ای خود را مخاطب عاشورا قرار دهیم که بهترین پاسخ از آن در زمینه درست زیستن را بگیریم. ]]> انديشه Thu, 14 Feb 2008 14:40:43 GMT http://deabel.org/vglh.6nzt23nkkuzdt22fy..html سی و هفتمین نشست عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین http://deabel.org/vgla.yn6k49nmw,61k445h..html به گزارش خیمه، سی و هفتمین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی "چهل منزل تا اربعین" با موضوع «نگاهی به مضامین زیارت عاشورا» با حضور دکتر سید حمید خوئی استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر قرآن و نهج البلاغه از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزار شد. ]]> انديشه Sat, 23 Feb 2008 08:34:31 GMT http://deabel.org/vgla.yn6k49nmw,61k445h..html نماز بهترین راهکار برای افزایش اقتدار امت اسلامی http://deabel.org/vdccx4qi.2bqo08laa2.html سیاست در اسلام، سیاست خدعه، فریب و استفاده از هر ابزار و وسیله برای رسیدن به هدف و مقصد نیست، بلکه حرکت و فعالیتی مقدس در جهت تحقق اهداف اسلام و جامه عمل پوشاندن به دستورات الهی در جامعه بشری است، چنین حرکت و تلاشی نیازمند پشتوانه قوی است و تا انسان تکیه‌گاهی محکم و قابل اعتماد نداشته باشد قادر نیست با صلابت و بدون انحراف و ترس در این راه گام بردارد، بهترین وسیله‌ای که تأمین کننده این نیرو و قدرت و ایجاد کننده این پشتوانه است نماز است، نماز قطره ناچیز وجود انسان را به دریای عظمت الهی متصل می‌کند و انرژی و نیروی لازم برای تکاپو و فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در اجتماع را به او می‌بخشد، برای بررسی نقش نماز در سیاست با حجت‌الاسلام ابوالفضل ساجدی از کارشناسان مرکز تخصصی نماز گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌آید:*درباره کارکردهای پنهان نماز در سیاست توضیح می‌دهید؟-وحدت و انسجام یکی از کارکردهای پنهان نماز است. این اثر وقتی تحقق عینی می‌یابد که نمازگزاران نماز را به­ صورت آیینی و به اشتراک هم انجام دهند. هر چند آنان این عمل را با قصد قربت انجام می‌دهند، اما بالتبع، انسجام و وحدت میان مسلمین نیز تحقق می‌یابد. نمازهای جماعت، در محلات، ادارات، سازمان‌ها، نماز جمعه، نماز آیات، نماز استسقاء از جمله اعمال عبادی فردی ـ جمعی هستند که چنانچه با شرایط اولیه (قصد قربت و عبادت) صورت گیرد، انسجام و وحدت اجتماعی، یک‌دلی یا همدلی و تعاون از کارکردهای پنهان آن است.وجه انسجام‌بخشی نماز نیز به این است که در نماز همه با یک شعار، به یک قبله، در یک صف بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان و بدون تبعیض به طبقه را به درگاه حضرت حق ایستاده و در مقابل عظمت او با همدلی و خشوع و خضوع تمام قدرت­‌های دنیوی را نادیده می­‌انگارند و فقط به خدا می‌­نگرند.(۱)در معانی الاخبار حدیثی از امام صادق(ع) روایت شده است که در آن ابن­ سنان نقل کرده است: ما خدمت امام صادق(ع) نشسته بودیم، شخصی از جمع گفت: یا­ بن رسول­ الله! من از اینکه منافق باشم خوف دارم، حضرت در پاسخ فرمودند: مگر چنین نیست که وقتی روز یا شب در منزل تنها به­ سر می‌بری نماز می‌گذاری؟ مرد گفت: آری! حضرت ادامه دادند: برای چه نماز می‌خوانی؟ مرد گفت: برای خدای تبارک و تعالی، حضرت نهایتاً فرمودند: چگونه می‌شود منافق باشی در حالی که برای خدای عزوجل نماز می‌خوانی!(۲)این حدیث گویا این امر است که نماز ذاتاً با نفاق ناسازگار و با وحدت و همدلی سازگار است؛ بنابراین، داستان روایت یک قضیه شخصی و منحصر به فرد پرسش کننده نیست؛ بلکه حضرت در حقیقت حکمی کلی را بیان می­‌کنند که هر کسی که نماز می‌خواند در جهت نفاق گام بر نمی‌دارد و در راستای وحدت و همدلی تلاش می‌کند.*با این اوصاف برجسته‌ترین نماد همبستگی جامعه مسلمانان چیست؟-برجسته‌ترین نماد همبستگی نماز جماعت است، اگر همه مسلمانان نمازهای یومیه خویش را در مساجد و محل کار و کسب خویش اقامه کنند، نمادی از همبستگی در جهان اسلام به­ وقوع خواهد پیوست، به­ گونه‌ای که سبب وحشت دشمنان را فراهم خواهد کرد.(۳) نماز جماعت به همین منظور توانسته نماد اتحاد و همبستگی میان مسلمانان باشد، از مواردی بوده است که غیر مسلمانان را به شگفتی واداشته است. حکایتی از یک شرق شناس این مسأله را به­ خوبی تأیید می‌کند. در کتاب «واعظ اجتماع» برداشت یک شرق‌شناس از نماز جماعت چنین روایت شده است:آخرین جمله‏‌ای که در آن عبادتگاه بر دفتر او نقش بست، این گونه بود: تا هنگامی که این نمازها در مساجد برقرار است، به علت اتحاد و هماهنگی ناشی از آن، مسلمانان هیچ­ گاه شکست را تجربه نخواهند کرد، در آنجا احساس غریبی می‌‏کرد و از این اتحاد و یکی شدن با هم و با مخلوق عالم در شگفت مانده بود. دگرگون به­ نظر می‌‏رسید و رنگی بر چهره‏‌اش نمانده بود. از دور او را می‌‏پاییدم....جلو رفتم، او مرا دید، زبان مرا می‏‌دانست. سلام کردم و در کنارش نشستم. گفتم: غریبه‏‌ای؟ گفت: آری! تازه به قاهره آمده‏‌ام. پس از آشنایی، داستان دگرگونی‌‏اش را برایم تعریف کرد و گفت: شرق‏‌شناسم و برای مطالعه تاریخ و آثار باستانی مصر، به قاهره آمده‏‌ام. امروز پس از دیدار از چند مرکز علمی و دیگر آثار باستانی، دوست داشتم مساجد اینجا را ببینم. به اتفاق همراهانم به این مسجد رسیدیم. وقت نماز بود و مردم برای نماز جماعت خود را آماده می‌‏کردند تا اینکه آنها به­ صف ایستادند و نماز را پشت سر امام آغاز کردند، آنها با چه عظمت و چه شکوهی بر می‌‏خاستند، می‏‌نشستند و سر بر سجده­‌گاه خدای خود می‏‌نهادند و عبادت می‌‏کردند. آرامشی که در میانشان موج می‌‏زد، شاید، آرام بخش‏‌ترین لحظات مرا در پی داشت. من با دیدن عبادت آن‌ها تنها به یک چیز فکر می‏‌کردم، این پرسش در ذهنم نقش می‌‏بست که آخر، چگونه انسان‏‌هایی با دیدگاه‏‌هایی گوناگون این گونه عاشقانه و به هم فشرده، به­ اتفاق، توحید را فریاد می‌‏کنند. از هیبتشان تنم به لرزه در آمد. وقتی اطرافم را نگاه کردم، هیچ کدام از همراهانم آنجا نبودند. همه برای ادای نماز به صفوف جماعت پیوسته بودند و من تنها، در برابر جماعتی بس عظیم، انگشت حیرت بر دهان، مانده بودم. پس از پایان نماز، تاب نیاوردم. وارد شدم و در گوشه‏‌ای نشستم و تنها توانستم با کلمات، شگفتی‏‌ام را بر کاغذ بیاورم و دیگر هیچ، سپس آخرین جمله‏‌ای را که نوشته بود، برایم خواند: به امید پیروزی همه مسلمانان(۴).بدین ترتیب اگر نماز به ­صورت هماهنگ از حیث زمانی، مکانی و مناسکی انجام شود، یقیناً دل­‌ها و فکرها را به هم نزدیک خواهد کرد و پیوند برادری و دوستی را تحکیم خواهد بخشید و باعث تقویت همسویی و همسانی و وحدت خواهد شد، جلوگیری از اختلالات اجتماعی ـ سیاسی و تعمیق وحدت و همدلی سیاسی و اجتماعی از کارویژه‌های نماز به­ حساب می‌رود.(۵)*چگونه اقامه نماز می‌تواند منجر به تعمیق بصیرت سیاسی شود؟-بصیرت به ­معنای درک صحیح از دین و شرایط زمانی و مکانی است. امام علی(ع) در باب ضرورت بصیرت سیاسی میان مسلمین فرموده­‌اند: نابینایی از بی‌بصیرتی بهتر است،(۶) امام صادق(ع) فرموده­‌اند: کسی‌ که بدون بینش و آگاهی به عملی دست بزند، مانند کسی است که در بیابانی هموار با دیدن سرابی به جستجوی آب رود، در این وضیعت هر چه سریع­تر عمل کند، زودتر از مقصد دور خواهدشد.(۷)نماز جمعه، اعیاد و نماز جماعت این کار ویژه مهم را به ­دنبال خواهد آورد که بر اثر خطبه‌های نماز جمعه و عید و حواشی این تجمع بینش افراد تقویت می‌­شود، حضور مسلمانان در نمازهای جماعت و جمعه به­­ شرط حضور امام جمعه و جماعت آگاه به مسائل روز باعث می‌شود که از راه تشریح شرایط روز و مسائل و مشکلات مسلمانان و موشکافی مسائل بین‌المللی بصیرت سیاسی نمازگزاران ارتقا یابد،(۸) نقش دیگر نماز در تعمیق بصیرت سیاسی اجتماعی این است که مؤلفه‌های اثر­گذار در بینش سیاسی و اجتماعی را سامان می‌بخشد، بصیرت سیاسی و اجتماعی بیش از هر چیزی بر مؤلفه‌های همچون بیداری، وقت شناسی، دشمن‌شناسی و موقعیت‌شناسی استوار است که نماز در هر کدام نقش بی‌بدیل دارد.*جامعه گاهی در هیاهوی مسائل سیاسی و اقتصادی از یاد خدا غافل می‌شود، در این رابطه باید چه کار کرد؟-یکی از پیامدها و فواید نماز بیداری و غفلت‌­زدایی است. در نگرش دینی غفلت بدترین وضعیتی است که ممکن است افراد به لحاظ ارزشی و رفتاری در حوزه‌های فردی و اجتماعی دچار شوند، غفلت بار معنایی وسیعی دارد و به هرگونه بی‌­خبری از خداوند، شرایط زمان، مکان، اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اطلاق می‌شود، اهمیت غافل نبودن از نظر اسلام به اندازه‌ای است که خداوند متعال در شب معراج این مهم را به پیامبر(ص) گوشزد می‌کند و تأکید می‌کند: ای احمد هیچ­ گاه به وادی غفلت کشیده نشو، کسی که در وادی غفلت از خداوند سیر کند، خداوند به او توجه نمی‌کند که در کدام مهلکه ­به­ نابودی کشیده می‌شود،(۹) در ادبیات قرآنی انسان­‌های غافل معیشتشان حیوانی و بلکه نازل­تر از آن قرار دارد، در آیه ۱۷۹ سوره مبارکه اعراف تصریح شده است که به­ یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، آن‌ها دل­هایى (عقل­‌ها) دارند که با آن (اندیشه نمى‏‌کنند) و نمى‏‌فهمند و چشمانى که با آن نمى‏‌بینند و گوش­‌هایى که با آن نمى‏‌شنوند آن‌ها همچون چهارپایانند بلکه گمراه­تر! اینان همان غافلانند(چرا که با داشتن همه ‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند).(۱۰)طبق این آیه شریفه مرز زندگی انسانی و حیوانی غفلت و بیداری است، تعبیر چهارپایان در این آیه تعبیر کنایی بسیار معناداری است، از توصیف انسان­‌های غافل به چهارپایان این برداشت به­ دست می‌آید که انسان‌های غافل، چشم و دل و گوش بسته، همیشه دستاویز مطامع دیگران هستند، افراد غافل بدون تأمل و تدبّر در خدمت دیگران قرار می‌گیرند. برای یک زندگی انسانی که هم استقلال در آن وجود داشته باشد و هم بینایی، غفلت­‌زدایی و بیداری ضرورت انکارناپذیر خواهد داشت.امام باقر(ع) در بیانی اشاره می‌کنند که نمازگزاران همیشه از دام غفلت رهایی می‌یابند. ایشان راجع به بیداری و بی‌غفلتی نمازگزاران چنین می‌فرمایند: أَیُّمَا مُؤْمِنٍ حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا فَلَیْسَ هَذَا مِنَ الْغَافِلِین‏(۱۱)، هر مؤمنی که حافظ نمازهای واجب باشد و آن را به­ موقع انجام دهند، چنین فردی دیگر در زمره غافلین نخواهد بود.بنابراین یکی از خصوصیات نماز این است که سبب از بین رفتن غفلت می‌شود و به بیداری، آگاهی و معرفت انسان به خداوند، محیط پیرامون، اوضاع سیاسی و اجتماعی منجر می‌شود، غفلت­‌زدایی نماز می‌­تواند تحت تأثیر مستقیم نماز باشد؛ زیرا در نماز اذکار توحیدی و استحکام­‌بخش بیداری و بصیرت وجود دارد، مثلاً اذکار الله اکبر، ایاک نعبد و ایاک نستعین و ... روحیه الهی و استقلال‌طلبی را در فرد موجب خواهد شد؛ ممکن است غفلت­‌زدایی بر اثر مراوداتی که در طی نماز با مؤمنان و پیش‌نماز صورت می‌گیرد، تحقق پذیرد، شاید یکی از حکمت­‌های انجام نماز در وقت اصلی نماز، نشانگر این باشد که معمولاً در وقت اصلی نماز، نمازها با جماعت و در مسجد برگزار می‌شود و با بصیرت­‌بخشی امام جماعت شایسته، غفلت مؤمنان زدوده می‌شود، افزون آنکه می‌توان گفت عدم غفلت از خدا مستلزم توجه به شیاطین از جن و انس و نیفتادن در دام آنهاست و قطعاً شیّادان سیاسی از جنود ابلیس هستند و در زمره شیاطین قرار دارند.*در فتنه‌های حوادث واقعاً‌ نماز به کمک انسان می‌آید؟-جامعه‌­ای که افراد آن شناخت صحیحی از زمان و موقیتشان داشته و به تعبیر روایت امام صادق(ع)، زمان­‌شناس باشد؛ تحت تأثیر پیچیدگی و آشفتگی شرایط روز قرار نمی‌گیرد(۱۲)، درک موقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و شرایط روز برای نسل نوجوان و جوان که از یک طرف به آرمان­‌گرایی سیاسی تمایل دارند و از سوی دیگر با پیچیدگی‌های سیاسی آشنا نیستند حیاتی به نظر می‌­رسد. درک درست از موقعیت سبب می‌شود که نسل نو در دام سوء استفاده گروه­‌ها و احزاب سیاسی قرار نگیرند، نماز در شناخت­‌دهی و در نتیجه بصیرت‌افزایی نقش برجسته­‌ای دارد. علاوه بر تأثیرشناختی و معرفتی که معارف نماز بر نمازگزار دارد؛ اجتماعات عبادی و نمازی نیز عهده­‌دار این مهم در جامعه هستند. به خصوص اینکه در شرایط نماز جمعه آمده است که خطبه دوم را امام جمعه بایستی به بیان مسائل سیاسی و اجتماعی و بصیرت‌افزایی در این حوزه، اختصاص دهد.علاوه بر نماز جمعه، اجتماعات عبادی نیز بستری مناسب برای مطرح شدن مسائل سیاسی و اجتماعی است، شاهد این تأثیر، اینکه در انقلاب اسلامی ایران بسیاری از حرکت­‌ها از مساجد و اجتماعات نمازجماعت شکل گرفته است، امروز نیز در بسیاری از کشورهای اسلامی عمده تجمع‌ها و راهپیمایی­‌ها قبل یا بعد نمازهای جمعه شکل می‌گیرد. نمونه بارز آن راهپیمایی­‌های روز قدس است که در کشورهای اسلامی بعد از آخرین نماز جمعه ماه مبارک رمضان هر سال برگزار می­‌شود.مولفه دیگری از بینش سیاسی که ممکن است از راه نماز حاصل شود، شناخت دشمن است، از نظر پیامبر گرامی اسلام، شناخت دشمن و مبارزه با او نشانه خرد و عقلانیت افراد است. آن حضرت نسبت به ضرورت شناخت دشمن می‌فرمایند: بدانید که خردمندترین مردمان کسی است که پروردگار خود را بشناسد و از او فرمان ببرد و دشمن خود را بشناسد و از او نافرمانى کند(۱۳)، چنان که در این روایت شریفه تصریح شده است شناخت دشمن و سرپیچی از خواسته‌های او نشانه خرد افراد است، هر چه انسان به شناخت بهتر دشمن نائل آید، گام‌های استوار عاقلانه‌تری برخواهد داشت، امیرمؤمنان(ع) نیز نسبت به اهمیت شناخت دشمن و هشدار نسبت به دست کم‌گرفتن دشمن فرموده­‌اند: دشمن حتی اگر یک نفر هم باشد، زیاد است.(۱۴)*پس نمازجمعه مهم‌ترین تریبون سیاسی مسلمانان است؟-نماز، به خصوص نماز جمعه نقش ارزشمندی در معرفی دشمنان اسلام و خنثی نمودن توطئه‌ها و برنامه‌های آنان دارد، بهترین دلیل برای نقش نماز جمعه در رویاروی با دشمنان اسلام و ارزش­‌های اسلامی جهت­‌گیری خصمانه دشمنان اسلام در برابر آیین عبادی ـ سیاسی نماز جمعه است، مقام معظم رهبری در این خصوص توضیح بسیار ارزشمندی دارند، ایشان در خصوص دشمنی دشمنان با نمازجمعه می‌فرمایند: دشمنان با نماز جمعه هم مبارزه کردند؛....از اولی که نماز جمعه به ­وجود آمد و این نماز جمعه، مردم را در مسائل گوناگون، در همه شهرستان‌­های کشور و به خصوص در تهران متحد کرد و دیدند که تا یک مسأله­‌ای در کشور به­ وجود بیاید همه منتظر جمعه‌اند که ببیند درباره این مسأله در منبر نماز جمعه چه موضع­‌گیری می‌­شود و بعد آن موضع­‌گیری وارد فضای عمومی کشور می‌شود، شروع کردند به مبارزه کردن... امروز هم همچنان ادامه دارد. اگر کسی گمان کند که نماز جمعه به عنوان یک کانون اجتماع، اجتماع در فکر، اجتماع در مشی سیاسی، اجتماع در اهواء، در عواطف و محبت­‌ها و اجتماع در حرکت­‌های عمومی از نظر دشمنان این نظام مغفول­‌عنه است، اشتباه کرده است،(۱۵) بدین ترتیب می­‌توان گفت نماز جمعه، نقش بی‌بدیل در سازماندهی گردهمایی‌های سیاسی و تعمیق شعور سیاسی مردم و شناساندن دشمنان و مبارزه علیه اهداف آنها دارد.با این وجود مهمترین عنصر در بصیرت و بینش افراد جامعه شناخت حق و باطل و یا صلاح و فساد است، افراد بصیر کسانی هستند که در شناخت حق، باطل، صلاح و فساد توانمند هستند و می‌­توانند افراد، موضع‌گیری‌ها و رخدادهای پیرامون را ارزیابی کنند. امام رضا(ع) در حدیثی ضرورت خطبه‌های جمعه را یادآور می‌شود و اشاره می‌کند که فلسفه وجودی خطبه‌های نماز جمعه بیان صلاح و فساد و حقایق است. آن حضرت در پاسخ به این سؤال که چرا برای نماز جمعه خطبه قرار داده شده است؟ و چرا دو خطبه‌ها است؟ می‌فرمایند: خطبه­‌های نماز جمعه برای آن تشریع شده است که چون روز جمعه روز حضور عمومی است، بنابراین، خطبه برای امام وسیله‌ای برای موعظه و تشویق به فرمانبری و هشدار از نافرمانی خدا است و آگاهی‌بخشی بر آنچه که مصلحت دین و دنیای مردم است؛ اطلاع‌رسانی از آنچه در اطراف آنها اتفاق افتاده است و از نگرانی­هایی که می­تواند برای آنان سودمند یا زیان بخش باشد... . دو خطبه‌­ها بودن نیز به این جهت است که یکی برای سپاسگزاری به درگاه خداوند باشد و دیگری برای بیان نیازمندی­‌ها و عذرها و تذکر به بیم و امیدها و آموزش ضروری و اوامر الهی و مصالح و مفاسد.(۱۶)*ارتباط نماز با اقتدار جامعه اسلامی در چیست؟-نماز تنها یک رفتار عبادی یا یک آیین مذهبی نیست، بلکه در ضمن جنبه‌های عبادی معنوی برآمد سیاسی نیز دارد، نماز عید و جمعه به­ علت خطبه‌ها و مسائلی که طرح می‌شود، بیشتر جنبه سیاسی پیدا می‌کند. یکی از آثار سیاسی نماز ایجاد اقتدار جامعه اسلامی است. همان­گونه که مقام معظم رهبری فرموده­‌اند: نماز جمعه نماز اجتماع است، نماز روشنگری و آگاه­‌سازی آحاد مردم است، نماز اخبار از آفاق عالم به مؤمنین و آحاد مردم است. (بایستی) هم به جنبه معنوی، تربیت و تهذیب نفوس و آدم‌سازی و گسترش روحیه تقوی در جامعه توجه شود و هم به جنبه سیاسی.(۱۷)نماز عید و نمازهای جماعت یومیه نیز مانند نماز جمعه بازتاب سیاسی دارد و در اقتدار جامعه اسلامی و حکومت اسلامی تأثیر می‌گذارد. نماز جماعت و جمعه سبب شکل‌گیری انجمن‌های اجتماعی و سیاسی شود و گروهی را به­­ وجود آورد که در عرصه‌های سیاسی فعالیت وسیع داشته باشند. طبعاً، گروه‌های سیاسی مسجدمحور در معادلات سیاسی و بین‌المللی اثرگذار خواهند بود.(۱۸)*در این رابطه به نمونه‌های تاریخی اشاره می‌کنید؟-در تاریخ اسلام شواهدی وجود دارد که تأثیر نماز جماعت در معادلات سیاسی را تأیید کند. بارزترین نمونه آن اولین نماز جماعت با شکوه مسلمانان بعد از فتح مکه در مسجد­الحرام است. به نقل تاریخ هیمنه مسلمانان در نماز جماعت ابوسفیان و همراهانش را به تمکین وا داشت، ابوسفیان هنگامی که دید، پیامبر(ص) در جلو ایستاده و مسلمین پشت سر او به نماز ایستاده‏‌اند و با تکبیر او همه تکبیر می‌‏گویند و با رکوع و سجودش، همه با او هماهنگ عمل می‏‌کنند، مجذوب آن همه عظمت و شکوه شد، ابوسفیان که می‏‌دید مسلمانان در تبعیت و پیروی از پیامبر اسلام(ص) از یکدیگر پیشی می‌‏گیرند و دستوراتش را با جان و دل انجام می‌‏دهند، نمی‌‏توانست آن همه ابهت و احترام را نادیده بگیرد، بنابراین همین امر باعث شد که ابوسفیان راهی جز تسلیم و همرنگی با مسلمانان نبیند.(۱۹)*پی‌نوشت‌ها:۱-دب‍ی‍رخ‍ان‍ه‌ دائ‍م‍ی‌ اج‍لاس‌ س‍راس‍ری‌ ن‍م‍از، نماز و زندگی، ص۶۰.۲-"فی معانی الاخبار حدثنا أبى رضى الله عنه قال: حدثنا سعد بن عبد الله عن یعقوب بن یزید عن محمد بن أبى عمیر عن عبد الله بن سنان قال: کنا جلوسا عند أبى عبد اللهj إذ قال له رجل من الجلساء: جعلت فداک یا ابن رسول الله أخاف على ان أکون منافقا فقال له: إذا خلوت فی بیتک نهارا أو لیلا أ لیس تصلى؟ فقال: بلى، فقال: فلمن تصلى؟ فقال: لله عز و جل، فقال فکیف تکون منافقا و أنت تصلى لله عز و جل لا لغیره"(تفسیر نور الثقلین، ج۱ ص ۵۶۶).۳-م‍وس‍وی‌‌راد، ح‍س‍ی‍ن‌، نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص ۱۶۴.۴-ت‍اج‌ ل‍ن‍گ‍رودی‌، م‍ح‍م‍دم‍ه‍دی‌، ص ۲۴ و ۲۵.۵-نماز و جامعه شناسی، ص۱۶۴ ـ ۱۶۹۶-"ذهَابُ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنْ عَمَى الْبَصِیرَةِ"(عبد الواحد تمیمى آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۶، ص۴۱).۷-"الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ وَ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ مِنَ الطَّرِیقِ إِلَّا بُعْدا"(شیخ صدوق‏، الأمالی، ص۴۲۱).۸-دب‍ی‍رخ‍ان‍ه‌ دائ‍م‍ی‌ اج‍لاس‌ س‍راس‍ری‌ ن‍م‍از، ن‍م‍از و زن‍دگ‍ی‌‌، ص۶۰.۹-­دیلمی، حسن­ابن محمد، إرشادالقلوب الی الصواب، ج۱، ص۲۱۴.۱۰-" وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ "(اعراف: ۱۷۹) .۱۱-شیخ کلینى، ‏الکافی‏، جلد۳، ص۲۷۰.۱۲- "الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس" (حرانى‏، تحف العقول عن آل الرسولd، ص ۳۵۶).۱۳-اخوان حکیمى، الحیاة، ج۱، ص۲۵۷.۱۴-"الواحد من الاعداء کثیر" (اخوان حکیمى، الحیاة، جلد۱، ص۲۵۸).۱۵-بیانات معظم له در نهمین گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور ۲۸/۶/۱۳۷۲، http://farsi.khamenei.۱۶-"فَإِنْ قَالَ فَلِمَ جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ قِیلَ لِأَن الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عَامٌّ فَأَرَادَ أَنْ یَکُونَ لِلْإِمَامِ سَبَباً لِمَوْعِظَتِهِمْ وَ تَرْغِیبِهِمْ فِی الطَّاعَةِ وَ تَرْهِیبِهِمْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَ تَوْقِیفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِینِهِمْ وَ دُنْیَاهُمْ وَ یُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَیْهِ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ مِنَ الْأَحْوَالِ الَّتِی لَهُمْ فِیهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ فَإِنْ قَالَ فَلِمَ جُعِلَتْ خُطْبَتَیْنِ قِیلَ لِأَنْ تَکُونَ وَاحِدَةٌ لِلثَّنَاءِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّقْدِیسِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْأُخْرَى لِلْحَوَائِجِ وَ الْإِعْذَارِ وَ الْإِنْذَارِ وَ الدُّعَاءِ وَ مَا یُرِیدُ أَنْ یُعَلِّمَهُمْ مِنْ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ بِمَا فِیهِ الصَّلَاحُ وَ الْفَسَاد"(شیخ صدوق‏، عیون أخبار الرضاj‏، جلد۲، ص۱۱۱).۱۷- سخنرانی مقام معظم رهبری در نهمین گردهمایی سراسری ائمه جمعه در تاریخ ۲۸/۶/۱۳۷۲، http://farsi.khamenei.۱۸- ر.ک. نماز و جامعه‌شناسی، ص۱۳۴.۱۹- ن‍ب‍وی‌، اب‍وال‍ف‍ض‍ل‌، درس سخنورى، ج ۳، ص۴۰. ]]> انديشه Mon, 29 Feb 2016 09:31:18 GMT http://deabel.org/vdccx4qi.2bqo08laa2.html سيزدهمين نشست عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعين برگزار شد http://deabel.org/vgleeo8z.jh8xojrbbz9ij.2.html اندیشه - جلال بیطرفان: سیزدهمین نشست از دوره دوم نشست‌های عاشورا‌پژوهی «چهل منزل تا اربعين» با عنوان «تبلیغ سنتی و بایسته‌های امروز» با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمين محمد آل‌طه از خطبای برجسته از سوی مركز مطالعات راهبردی خيمه در قم برگزار شد.حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه در اين نشست كه به منظور تجليل از سال‌ها خدمات ارزنده وی در عرصه منبر و خطابه برگزار شد با مثبت ارزيابی كردن ايجاد دانشكده عاشورا‌پژوهی اظهار داشت: «شكی نيست كه ما هر چه داريم از وجود مقدس امام حسين(ع) است و اگر قيام امام حسين(ع) نبود و ذات حسينی دست به قيام نمی‌زد احكام دين بعد از رسول خدا(ص) دوام نمی‌آورد.» اين واعظ برجسته با اشاره به اين حديث نبوی «حسين(ع) منی،‌انا من حسينی» تاکید کرد: «حقيقت و شخصيت امام حسين(ع) آنقدر عظيم است كه پيامبر(ص) درباره اين سلاله پاكش اين گونه می‌فرمايند.» وی در بخش ديگری از سخنان خود افزود: «امام حسين(ع) فرزند فاطمه‌ای(س) است كه حضرت محمد(ص) ايشان را ام‌ابيها می‌خواند و اين بدان معنا است كه وجود مقدس حضرت فاطمه‌(س) آمده و حقيقت پيامبر(ص) را شكل داده است.» وی با اشاره به خطبه معروف فدكيه بيان داشت: «اين خطبه چيزی جز الهامات غيبی و تاييدات الهی نيست كه بر زبان فاطمه(س) جاری شده است و نبايد آن را فدكيه بدانيم زيرا شأن فاطمه(س) بالاتر از آن است كه برای چند درخت اين خطبه قراء را بيان فرمايد.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه با اشاره به آيات و استدلال‌های حضرت فاطمه(س) در خطبه فدكيه،‌ از اين خطبه به عنوان معجزه ياد كرد و گفت: «فاطمه(س) آمده تا ريشه ظلم و ستم و جاهليت را بزند و ريسمان ولايت و وصايت را محكم كند.» وی حضرت بقيه‌الله(عج) را از فرزندان حضرت فاطمه(س) نام برد و ابراز داشت: «فاطمه(س) مادر كسی است كه مصلح حقيقی جهان بشريت است و بشريت دانسته و ندانسته به انتظار آمدنش نشسته است.» این خطیب برجسته با بيان اينكه عالم از ابتدا رو به تكامل بوده است، تاكيد كرد: «البته با تكامل انسان عدالت به قهقرا رفته است و روزی مهدی(عج) فاطمه‌(س) خواهد آمد و زمين را پر و عدل و داد می‌كند و انسان را به اوج تكامل می‌رساند.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه با بيان اينكه در رابطه با ظهور قائم آل محمد(عج) روايات زيادی نقل شده است تصريح كرد: «ظهور مهدی(عج) از مسلمات است، او حتما خواهد آمد و دنيا را به نور عدل و داد روشن می‌كند زيرا خلقت بدون آمدن مهدی‌(عج)تكامل نمی‌يابد.» وی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به شخصيت عظيم وجود مقدس امام حسين(ع) اظهار داشت: «امام حسين(ع) درسی را به بشريت داده است كه امروز نه تنها مسلمانان و شيعه بلكه تمام انسان‌ها مرهون خدمات آن حضرت هستند.» این خطیب برجسته افزود: «اگر امام حسين(ع) قيام نمی‌كرد معلوم نبود با حكومت بنی‌اميه كه تنها عياشی را سرلوحه كار خود كرده بودند بر سر اسلام و مسلمانان و بشريت چه می‌آمد.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه تاکید كرد: «آن‌ها كسانی بودند كه حتی امام حسين(ع) را در خانه امن الهی راحت نمی‌گذاشتند و در نهايت در كمال شقاوت واقعه عاشورا را به وجود آوردند.» وی با اشاره به اينكه بر خلاف تصور دشمنان با شهادت امام حسين(ع) از ياد‌ها نرفت بلكه حادثه عاشورا به درسی برای تمام بشريت تبديل شد، اظهار داشت: «امروز پس از هزار و ۴۰۰ سال ذره‌ای از ارادت مردم به حضرت سيدالشهدا(ع) كم نشده است به گونه‌ای كه با تمام مشكلاتی كه در كشور عراق وجود دارد برای زيارت آن حضرت به كربلا مشرف می‌شوند.» این خطیب برجسته در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از ديدار جمعی از وعاظ و خطبا با امام خمينی(ره) در اوايل انقلاب اذعان داشت:‌ «در آن ديدار بود كه امام فرمودند محرم و صفر را زنده نگه داريد تا مملكت شما آسيب نبيند.» وی با اينكه امام بر راه‌اندازی دسته‌جات عزاداری با همان روش سنتی تاكيد داشتند ابراز داشت: «امام در آن جلسه فرمودند ما ملت گريه‌ايم و اين گريه‌ها فرياد مظلوم بر سر ظالم است.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه كه خود از وعاظ و خطبای برجسته است و مورد اعتماد مراجع عظام بوده و سال‌ها در محضر اين مراجع به منبر می‌رفته است، نوكری امام حسين(ع) را از افتخارات خود دانست و گفت: مطالعه، آگاهی از تفسير، روايات، نهج‌البلاغه و تاريخ و همچنين شيوايی سخن از جمله ويژگی‌های يك واعظ خوب است. این خطیب برجسته همچنين با بيان اينكه يك واعظ بايد حد خود را در سخنرانی‌ها رعايت كند، ابراز داشت: «بايد در بالای منبر مطالبی مستند بيان شود و از بيان مطالب غير مستند كه ريشه در آيات و روايات ندارد خود‌داری كند.» وی در پايان مهم‌ترين وظيفه خطبا و وعاظ را ياری دين خدا ذكر كرد. در پايان اين نشست حجت الاسلام مرتضی وافی، مدير مركز مطالعات راهبردی خيمه و دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد مقدس جمکران با اهدا لوح سپاسی از خدمات برجسته حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه تقدير كرد. ]]> انديشه Sat, 07 Aug 2010 05:03:41 GMT http://deabel.org/vgleeo8z.jh8xojrbbz9ij.2.html زن در میدان کربلا نقش مرد را کامل می‌کند http://deabel.org/vdcfcmd0.w6d0yagiiw.html در طول تاریخ سخنوران بسیاری در خصوص واقعه کربلا و قیام امام حسین(ع) سخنرانی کرده اند. اما در میان این سخنرانان برخی بدون در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان و بدون استدلال به هیچ بهانه ای، حسین گونه به میدان مبارزه با باطل رفته و مبارزه کرده اند.امام موسی صدر یکی از مبارزانی است که علاوه بر مبارزه عملی در میدان جنگ علیه باطل در حوزه سخنرانی، استدلال و شناساندن مکتب حسین(ع) بسیار فعال بوده و مجموعه سخنرانی های ارزشمندی از وی در خصوص واقعه کربلا به جای مانده و در کتابی تحت عنوان «سفر شهادت» گردآوری شده است.قدر مسلم شناختن قیام امام حسین(ع) از زبان کسانی که عملاً حسین گونه رفتار کرده اند، تأثیری بیش از سخنان کسانی دارد که صرفاً در امنیت نشسته و استدلال کرده اند.امام موسی صدر معتقد است «عنصر زن در مکتب امام حسین(ع) و در ماجرای کربلا نادیده گرفته شده و در بین ما غایب است». وی استدلال های خود را خصوص این مسئله طی سخنرانی هایی بیان و تصریح کرده است که «باید نقش هایی را که زن در این میدان ایفا کرده است با وضع زنان در این عصر مقایسه کنیم و با مشاهده تفاوت های موجود بکوشیم فاصله ها را پر کنیم و مشکل را حل کنیم».وی سپس به توصیف صحرای کربلا می پردازد؛ «جایی که نه عابری می گذشت، نه بیننده ای بود و نه کسی می توانست آنچه را که رخ داده است به گوش جهان اسلام برساند» و شرایطی که زینب(س) در آن قرار داشت: کشته شدن برادرها، برادرزاده ها، پسران خود و همه یارانشان، اسارت، غربت، مسئولیت کودکان، پستی دشمن، هجوم دشمن از هر سو و رغبت او به انتقام گیری از دختر علی(ع) و عبور دادن کاروان اسرا از میان قتلگاه ... . احساس و رفتار یک زن در این میان چگونه می بایست باشد؟دنیا دید علی(ع) دختر خود را چگونه تربیت کرده استامام موسی صدر معتقد است: «دنیا پس از آنکه دریافت علی(ع) چگونه پسران خود را تربیت کرده است، اکنون می خواهد ببیند علی(ع) دختر خود را چگونه تربیت کرده است. زینب به بدن امام حسین(ع) نزدیک شد و آن را از روی زمین بلند کرد و گفت: خدایا این قربانی را از ما بپذیر. این برخورد بدان معنی است که زینب اعلام می کند که ما به خواست خود به این میدان امده ایم. ما خواسته ایم از اسلام دفاع کنیم، انحرافات و کژی ها را اصلاح و به رفتار زشت حاکمان اعتراض کنیم و از این رو حسین را در این مدان قربانی دادیم».وی گام به گام حال زینب(س) و عملکرد و رفتار او را شرح می دهد. وقتی را که زینب وارد کاخ عبیدالله می شود؛ همان جایی که روزی مقر فرماندهی پدرش علی(ع) بر جهان اسلام بود و او بانوی نخست آن دوره. و زینب زیباترین جمله ممکن را می گوید: «به خدا سوگند جز زیبایی ندیدم». و سخنان زینب وقتی در مقابل یزید می ایستد: «من تو را سخت ناچیز می شمارم و بسیار سرزنش می کنم».امام موسی صدر از انقلاب هایی سخن می گوید که از سخنان زینب نشأت گرفت و در نهایت باز می گردد به نقطه آغاز به تربیت زن. وی معتقد است: «زن در میدان کربلا نقش مرد را کامل می کند و جهاد او را به اتمام می رساند. برای آنکه زن بتواند این رسالت را به دوش بگیرد باید او را پرورش داد. ما نمی توانیم با زن آنگونه که برخی از مردم برخورد می کنند مواجه شویم؛ نباید زن را در خانه خوار و ذلیل کرد. نباید برادر را بر خواهر مسلط کرد، نباید روحیه زن را تضعیف کرد».گوهر وجودی او را می گیریم و به او ثابت می کنیم که نمی تواند رسالتی بر عهده داشته باشدوی ادامه می دهد: «در برخی از مناطق با زن به مثابه ابزار تولید مثل برخورد می شود. در مناطق دیگر او را ابزار لذت جویی یا تابلویی هنری می دانند که مرد می خواهد آن را برای همیشه در برابر چشمان خود قرار دهد. با این برخوردها روحیه زن را از او می گیریم گوهر وجودی او را می گیریم و به او ثابت می کنیم که نمی تواند رسالتی بر عهده داشته باشد و هیچ امتیازی جز بهره جنسی و زیبایی و خدمت کردن به مرد ندارد؛ در حالی که رسول خدا در کنار زن می ایستاد تا روحیه او را تقویت کند تا فاطمه و زینب پرورش دهد».اما موسی صدر تصریح دارد که: «ما در جامعه خود سخت نیازمند آنیم که رسالت دین کامل شود».به حسینی که شهید گریه می نامندش ایمان ندارمشاید بهتر است کمی حسینی که امام موسی صدر می شناخت را بیشتر بشناسیم؛ او خود می گوید: «من حسینی که به رنجدیدگان اهتمام ندارد نمی شناسم. به حسینی که شهید گریه می نامندش ایمان ندارم. من به گریه و زاری برای سبک شدن و تخلیه هیجان و ناراحتی ایمان ندارم. ایمان من این است که امکان ندارد امام حسین(ع) جز برای احقاق حق کشته شده باشد. من حسینی که کشته شده است تا من گریه کنم نمی شناسم. من برای امام حسین گریه می کنم تا او را به یاد داشته باشم که او در برابر دنیایی از قدرت ایستاد».او سوگواری برای امام حسین(ع) را درک نمی کند مگر اینکه بتواند قهرمان تربیت کند قهرمانانی مرد و زن.منبع: مطالب قرار گرفته داخل گیومه نقل قول مستقیم از کتاب سفر شهادت است. ]]> انديشه Sun, 14 Dec 2014 04:51:00 GMT http://deabel.org/vdcfcmd0.w6d0yagiiw.html سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه بود؟ http://deabel.org/vdcfttd0.w6dmyagiiw.html زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه گی و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.در زیارت مقدسه جامعه کبیره که از امام هادی(ع) نقل شده است می خوانیم:اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ (سلام بر جايگاههاى شناسايى خدا)؛ آنچه از این فراز بر می آید این است که بهترین راه و جایگاه برای شناخت خدا و راه رسیدن به خدا بررسی زندگی ائمه و معصومین (ع) است.همینطور در فرازی دیگر از این زیارت امده است:مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک (هرکس به نزد شما آمد نجات يافت و هر كس نيامد هلاك شد).و ثمره وصال انسان به آن بزرگواران را طيباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْكِيَةً لَنا وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا (موجب پاكى اخلاق ما و پاك شدن خود ما و تزكيه ما و كفاره گناهان ما) بیان می کند.در زیارت عاشورا که به اعتقاد شیعه از احادیث قدسی است می خوانیم:اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَمَماتي مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد. که همان اشاره به خواست خداوند و دعای شیعه برای قرار گرفتن در مسیر سبک زندگی اهل بیت(ع) است.از میان معصومین(ع) آن که زندگی پر برکتش بخصوص برای زنان مسلمان همچون خورشیدی نورافشانی می کند، وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا(س) است که آشنایی با سبک زندگی آن حضرت بسیار برای ما راهگشا خواهد بود.در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی باشد.در ذیل به بررسی برخی از گوشه های عبرت آموز زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) می پردازیم:ولادتنحوه ولادت حضرت فاطمه(س) بسیار جالب توجه است. آنچه که برای شیعیان آن حضرت باید مورد توجه قرار گیرد اهمیت مراقبت های لازم قبل از تولد فرزند است. لزوم طهارت روحی و جسمی برای تشکیل نطفه یک فرزند صالح از خصوصیات آشکاربه وجود آمدن یک انسان پاک سرشت والهی است.آمده است برای تولد ایشان جبرئیل به پیامبر(ص) عرض کرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مى رساند و امر مى نمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى!و آن حضرت ۴۰ روز به خانه خديجه نرفت .پیامبر(ص) روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مى برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر مى فرمود در خانه را باز كنند تا هر كه مى خواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند.پس از چهل روز، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مى رساند و مى فرمايد: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوه هاى بهشتى را فرود آورد .در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص) روا نبود . آنگاه پيامبر(ص) از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد.نحوه رفتار با والدین و احترام به پدرفاطمه هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود . در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می کردند، پیامبر(ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام ابیها» (مادر پدرش) نامید.فاطمه زهرا (س) در همه حال به یاد پدر گرامی خویش بود و از هیچ نعمت و کمکی برای یاری به پدر دریغ نمی کرد. در روایت است که: سه روز بود که پیامبر (ص) غذایی نخورده بودند به طوری که بر حضرت سخت می گذشت. در نزد همسرانش خوراکی یافت نمی شد. نزد فاطمه آمد و گفت: دخترم نزد تو چیزی برای خوردن هست که بسیار گرسنه ام؟ عرض کرد: نه بخدا سوگند! وقتی پیامبر(ص) بیرون رفت ، دخترش از اینکه نتوانسته پدر را سیر کند محزون شد. ناگهان دختر همسایه در زد و دو قرص نان و یک تکه گوشت خدمت فاطمه (س) آورد. او خوشحال شد و گفت خود را بر رسول خدا مقدم نمی داریم . درحالیکه همه گرسنه بودند آن را زیر سبد نهاده و سرپوش بر آن گذاشت . حسن و حسین علیها السلام را خدمت پیامبر (ص) فرستاد ، تا جدشان را برای غذا دعوت کنند. پیامبر(ص) تشریف آوردند و غذای بسیار معطری زیر سبد یافت. سوال کرد این غذا از کجاست ؟ فاطمه (س) جواب داد : از جانب خدایی که به هر کس بخواهد بدون حساب روزی می دهد. پیامبر (ص) و همه اعضای خانواده علی(ع) و همسران پیامبر (ص) از آن غذا خوردند و برای همسایه ها هم فرستادند.زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود ، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه (س) که فرمود: وقتی بر پیامبر (ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر (ص) مرا گرفت ، بطوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و کسانی که فخر می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است.ازدواج ازجمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود. ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و گفت:ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.و فاطمه(س) و پیامبر(ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب کردند.مسأله، مسأله زندگي، مهر و عطوفت، آرامش و تربيت، ايمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دين و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بي تکلف و بي رياي علي(ع) و فاطمه(س) هر لحظه نوري به عرش بلند شود و عرش را نوراني کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آري! «في بيوت اذن الله ان يرفع و يذکر فيها اسمه». قرار بود ماحصل این ازدواج حسن(ع) و حسین(ع) و زينب(س) وام کلثوم(س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.فايده اي که آن ازدواج داشت چيزي نبود که با زر و سيم بتوان آن را قيمت گذاشت که هرچه فايده کمتر است معنويت بيشتر به ثمن بخث فروخته مي شود و هرچه تجلي معنويت بيشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علي(ع) و فاطمه(س) الگويي شود براي شیعیانشان تا ابد.در روایات متعددی نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور پیامبر(ص) در کفویت زوجین، ایمان دوطرف است.درآن زمان دارايي علي(ع) منحصر به شمشير و زرهي بود براي جهاد در راه خدا و شتري براي کار در باغستانهاي مدينه. او به دستور پيامبر(ص) زره را کابين فاطمه(س) قرار داد که به حدود ۴۰۰ درهم به فروش رسيد و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگيش شد.پيامبر(ص) مقدار اندکي از پول را به بلال داد تا با آن عطر بخرد و بقيه پول را به چند تن از صحابه داد تا جهيزيه را از بازار فراهم کنند.جهيزيه ساده و اندکي فراهم و نزد پيامبر(ص) آوردند. ساده و بي تکلف مي نمود. پيامبر(ص) چون سادگي بيش از حد اشياء را نگريست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بيت برکت دهد. و البته خدانيز چنين کرد چرا که «انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا» در حق هيچ کسي به جز اين خاندان نازل نشد! آري خدا خواست که اهل بيت پاک و مطهر قرار گيرند، به دور از هرگونه رجس و نازيبايي و ناپاکي. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتي ديده شود دوستدارانش به ياد حسن(ع) بيفتند و هر جا قيامي در راه خدا بر عليه ظلم ستم کيشي روي دهد با پرچم حسين(ع) افراشته شود و الگوي هر زن مسلماني زينب(س) باشد.همسرداریهمسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن قدر مهم است که حضرت علی (ع) می فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.فاطمه (س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای امیر مؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی (ع) به فاطمه (س) می‌نگریست، غم و اندوهش برطرف می‌شد.رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا (س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی (ع) انجام دهد.پس از آن بود که حضرت زهرا (س) فرمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است،‌ باز داشت.فاطمه (س) هیچ گاه حتی اموری را که احتمال می داد علی (ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی نمود؛ تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.از ویژگی های مهم حضرت فاطمه (س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی (ع) در اجرای فرامین ا لهی بود. پیامبر(ص) از علی(ع) سوال کرد: همسرت را چگونه يافتى؟ و علی(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ على‏ طاعَةِ اللَّهِ (بهترين يار و ياور براى اطاعت و بندگى خدا).آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می‌داد. در حدیث شریف کساء آمده است که حضرت فاطمه(س) می فرماید: ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا الحسن و اى امير مؤ منان. این گونه نقل نام و خطاب احترام آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.از دیگر نکات متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است هنگامی که مصدوم کردن حضرت زهرا(س) از امیرمومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را کردند، حضرت علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارائه کردند و ایشان در جواب فرمودند: البيت بيتك و الحره امتك(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله كنيز و خدمتگزار در خانه شماهستم).رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت زهرا (س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.تربیت و رفتار با فرزندانسیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو اى نور ديده ام و ميوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم.حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو ، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، واخلع عن الحق الرّسن، واعبد الهاً ذامنن، ولاتوال ذا الاحسن. (ای حسن ، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.در همین زمینه امام حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود : محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر (ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل ، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.تعلیم مسائل دینیحضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.ساده زیستی و پرهیز از تجملساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است. مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده زنان عالم است.عبادتامام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در دنيا كسى عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن قدر به عبادت مى ايستاد تا پاهايش ورم مى كرد.همینطور ابن عمره از پدرش نقل مى كند كه گفت: از امام صادق(ع) پرسيدم: چرا فاطمه(س) زهرا ناميده شد؟فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت مى ايستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشيد، همان طورى كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد.پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س)می فرمود:ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراء چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم. در حدیث دیگری به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.حجاب و عفافحضرت زهرا(س) الگوى يك بانوى اسلامى است. او حتی خود را بر نامحرم نابینا می پوشاند.على (ع) می فرماید: نزد پيامبر بوديم و او در منبر بود ٬پرسيد: به من خبر دهيد و بگوئيد چه چيز براى زن از همه چيز بهتر است؟ هر كس سخنى گفت و به نتيجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد فاطمه آمدم و سؤال پيامبر را تكرار كردم. فاطمه فرمود: بهترين چيز براى زن اين است كه او مردى را نبينند و مردى هم او را نبيند.مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعیحضرت فاطمه(س) حتی الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می کرد اما این بدان معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام وظیفه خود شانه خالی کند.ابن ابی الحدید از واقدی نقل می کند که پس از جنگ احد فاطمه (س) با گروهی از زنان مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خونهای چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد.همچنین می نویسد :زنانی که از مدینه آمده بودند چهارده نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می کردند.همچنین علی (ع) نقل می کند:ما بهمراه پیامبر (ص) در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه (س) با تکه نانی نزد پیامبر (ص) آمد و آن را به خدمت او برد . پیامبر (ص) فرمود : این چیست فاطمه عرض کرد: از نانی است که برای دو فرزندم پختم ، این تکه آن را برای شما آوردم. پیامبر (ص) فرمود: دخترم ! این اولین غذایی است که بعد از سه روز وارد دهان پدرت می شود.دفاع از حریم ولایتاز مهمترین و بارزترین قله های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی (ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است. که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به شهادت رسید. ]]> انديشه Tue, 03 Mar 2015 06:53:18 GMT http://deabel.org/vdcfttd0.w6dmyagiiw.html دعبل و محتشم؛ سرآمد مرثیه‌سرایان http://deabel.org/vdcezw8z.jh8vxi9bbj.html گفته‌اند که مرثیه‌سرایی در جهان، همزاد مرگ اولین انسان بوده است. پس به این اعتبار می‌توانیم آدم ابوالبشر را اولین شاعر جهان بدانیم که در سوگ فرزندش «هابیل» مرثیه‌ای سروده است و از آن پس، سرایش اشعاری سوزناک و دردآلود در فقدان عزیزان در بین انسان‌ها متداول شده است.واقعة عظیم و فاجعه‌آمیز عاشورا در سال ۶۱ هجری، از جمله رخدادهای شگفت‌انگیز و غمباری است که از همان آغاز، عاطفة انسانیت را جریحه‌دار کرد و از آن پس تاکنون، هزاران شاعر از نژادهای مختلف و با زبان‌های گوناگون، مرثیه‌هایی در توصیف این واقعة بزرگ و درس‌آموز سروده‌اند که از آن میان، مرثیه‌های شاعر شهیر عرب «دعبل خزاعی» متولد ۱۹۶هجری و نیز سوگ‌سروده‌های محتشم کاشانی شاعر ایرانی قرن دهم هجری، سرآمد این گونه اشعارند.در اثری که پیش رو دارید، نویسنده با بررسی و پژوهش مقایسه‌ای، مرثیه‌های این دو شاعر بزرگ مرثیه‌گوی را از جنبه‌های مختلف ادبی و ایمانی معرفی و ویژگی‌های هر یک را برشمرده است.مراثی که در سوگ بزرگان مذهبی و ائمة معصومین علیهم السلام در طی قرون و اعصار سروده شده است اغلب نشئت‌گرفته از بنیان و شاکلة استوار و وثیق معنوی و ایمانی مرثیه‌سرایان نامدار و برجستة تاریخ اسلام و تشیع بوده است.همدلی و ارادت کامل این طیف از شاعران نسبت به انبیاء و اولیاء الهی، مراثی را از جایگاه و وزانت ویژه‌ای برخوردار ساخته است. این مراثی از سوزناک‌ترین و مهیج‌ترین اشعار تلقی و در تأثیرگذاری بر روح و روان و عمق وجود هر شنوندة صاحبدلی بی‌بدیل قلمداد می شود.یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فرهنگی و ادبی جهان تشیع، دعبل بن علی الخزاعی است که با عقیده و ایمان به حق و دوستداری خالصانه و بی‌شائبة آل‌البیت علیهم‌السلام به قول خودش، چوبة دار را ۵۰ سال بر دوش کشید، تا این که به دست ظالمان غدار به رفیق اعلی متصل گردید. او با سرودن «تائیه» مشهور خود توانست زبان عرب را حربه‌ای علیه دشمنان حق قرار داده و به یکی از بزرگ‌ترین مرثیه‌سرایان در سوگ ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام تبدیل گردد.بدیهی است واقعة عظیم عاشورا در بین شاعران و ادیبان ایرانی در ادوار مختلف از مقام و مرتبة والایی برخوردار بوده است؛ اوج این تأثیرگذاری در اشعار محتشم کاشانی و شعر بلند عاشورایی او، تجلی بی بدیل پیدا کرده و با گذشت قرون متمادی، هنوز بوی جاودانگی و طراوت و تازگی از آن استشمام می گردد.این مقاله با بررسی و پژوهش مقایسه‌ای دو مرثیه‌سرای بزرگ عرب و عجم، سعی در شناساندن حب و دوستی اهل‌بیت علیهم‌السلام در میان دو طیف مختلف از مرثیه‌سرایان نام‌آور تاریخ اسلامی با تمام اختلافات زمانی، زبانی و فرهنگی دارد. حقانیت قیام و نهضت امام حسین علیه‌السلام تمامی مرزها را شکافته و بر زبان‌ها و زمان‌ها جاری گشته است. در این تحقیق ادبی ـ تاریخی با آوردن اشعار سوزناک و غمگنانه از هر دو شاعر محب اهل‌بیت عصمت و طهارت در نهایت ایجاز، به معرفی و تبیین سبک و سیاق ادبی و عمق بصیرت و ژرفای عشق و دلدادگی آنها پرداخته شده است.مرثیهمرثیه در لغت، گریستن بر مرده و ذکر محامد وی و تأسف از درگذشت او را می‌گویند. و در اصطلاح ادب «رثاء» یا «مرثیه» بر اشعاری اطلاق می‌گردد که در ماتم گذشتگان و تعزیت یاران و بازماندگان و ذکر مناقب وی سروده شود.(دهخدا ذیل مرثیه)از آنجا که سرودن شعر، رابطة مستقیمی با قوة عاطفة انسان دارد و به دلیل حس و حالی که در سوگ عزیزان بر آدم مستولی می‌شود، باید مرثیه را یکی از بزرگ‌ترین مضمون‌ها برای شعر دانست. «مرثیه در لغت هم از مادة رثا یرثو به معنای گریستن بر مرده است.»(شرطونی، ۱۹۹۲ م. ج ۲، ص ۷۴)بنا بر روایاتی نخستین شاعر، آدم علیه‌السلام بوده است و اولین مضممون رثاء، که مرثیة هابیل کرده است۱«از رویدادهای مهم تاریخ در جهان عرب، حادثة شهادت امام حسین علیه‌السلام در کربلاست. حادثة مزبور، گر چه در محیطی عربی اتفاق افتاده و قهرمانان آن، شخصیت‌های عربی هستند، ولی احساسات و عواطف دیگر ملل، چون ایرانیان و ترکان را برانگیخته و بسیاری از شاعران ایرانی و ترکی را واداشته که در بزرگداشت امام حسین علیه‌السلام و ۷۲تن از شهدای کربلا و نیز محکوم کردن امویان قاتل، اشعاری بسرایند»(ندا، ۱۳۸۷، ص ۲۱۹)«موضوع این واقعه از جهت پیدایش و جزئیات، تکان‌دهنده و تحریک‌کننده است و برای هر کس که می‌خواهد آن را به‌نظم کشیده یا به‌نثر بنویسد، یا داستان‌های عاطفی اثربخش دربارة آن تألیف کند، بسیار گیرا و جذاب است»(همان، ۱۳۸۷، ص ۲۲۰)مرثیه‌سرایی در ادب عربی«رثا در شعر عرب، رواج بسیاری داشته است و ظاهراً اعراب به رثاء و مفاخره بیش از انواع دیگر دلبسته بودند.»(شمیسا، ۱۳۸۳، ص ۲۳۶)برخی صاحب‌نظران مرثیه را در عربی مقدم بر ادبیات پیش از اسلام دانسته‌اند. منشأ رثاء در ادب عربی را باید در روابط قبایل و منازعات آنها جست‌وجو کرد. ابن رشیق قیروانی در «العمده»، پیرامون شعرای جاهلی در سرودن شعر رثایی چنین می‌گوید: «مثال‌ها در فنا و نابودی ملوک عظام می‌زدند، از نابودی ممالک فراوان و امت‌های قدرتمند سخن می‌گفتند، از هلاکت بزهای کوهی پناه‌گرفته در دل کوه‌ها، از هلاکت شیران کمین‌گرفته در بیشه‌زارها و گورخرهای وحشی در دشت‌ها، کرکس‌ها و عقاب‌ها و مارهای خشن و طولانی‌عمر سخن می‌راندند.»(العمده، ص ۷۴)پس بی‌گمان، مرثیه‌سرایی در باب عاشورا با زبان عربی آغاز شده است و به علت همزادی و همراهی عرب با شعر، آغاز سرایش نباید با فاصلة چندانی پس از واقعة عاشورا باشد. «چه پس از این واقعة تاریخی نخستین مراثی مذهبی در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام پدید آمد.»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، ص ۱۰۲) بسط بن جوزی می‌گوید: «نخستین شاعری که در رثای امام حسین علیه‌السلام اشعاری سروده است، عقبه بن عمر السهمی بوده است.»۲ این قطعه از لطیف‌ترین و سلیس‌ترین شعرهایی است که در مراثی حسین بن علی علیه‌السلام انشاد شده است:اذا العین قوت فو الحیات و انتمتخافن فی الدنیا فاظلم نورهااگر دیدگان ما بخواهند روشن و خشنود باشند و شما در این دنیا، دلتنگ و هراسان باشید، آن دیدگان کور باد.»(همان، ۱۳۷۱، ص ۱۰۵)اما بزرگ‌ترین مرثیه‌سرای ادب عربی را باید دعبل بن علی الخزاعی دانست که مراثی بسیار در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام سروده است.مرثیه سرایی در ادب فارسیدربارة مرثیه‌سرایی در ادبیات پیش از اسلام، اطلاع چندانی در دست نیست؛ اما با توجه به قراینی، اولین مرثیة ایران باستان، «رثای مرزکو» است. نوحه‌سرایی در مرگ سیاوش را نیز چند مأخذ ذکر کرده‌اند.در دورة اسلامی، قدیمی‌ترین مرثیه شعر «ابوالینبغی» دربارة ویرانی سمرقند است؛ اما مؤلف تاریخ سیستان، قدیمی‌ترین مرثیه را به محمد بن وصیف سیستانی شاعر دربار صفاریان نسبت می‌دهد۳ که در زوال دولت صفاریان سروده شده است.باتوجه به سابقة مرثیه در ایران، آن را به چهار دسته طبقه‌بندی می‌کنند:۱ـ مراثی در مرگ مشاهیر۲ـ مراثی وطنی۳ـ سوگ عزیزان۴ـ مراثی مذهبی«مراثی مذهبی در ایران عموماً در سوگ حسین علیه‌السلام سروده شده است. در ادبیات فارسی، شعله‌های تابناک مرثیه در قرون شش تا هشت است؛ اما اوج مرثیه در دورة صفویه است که بزرگ‌ترین شاعر مرثیه‌سرای این دوره محتشم کاشانی، شاعر دربار شاه طهماسب صفوی است.»(کافی، ۱۳۸۶، ص ۱۱۰)«مرثیه در ادبیات فارسی غالباً منظوم است و ممکن است به هر قالبی باشد. قصیده، قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند و گاهی غزل، رباعی و مثنوی.»(شمیسا، ۱۳۸۳، ص ۲۳۶) که می‌توان به ترکیب‌بند مؤثر، زیبا و به‌یادماندنی محتشم کاشانی در عزای خامس آل عبا علیهم‌السلام اشاره کرد که نه در محرم هر سال، بلکه در تمامی روزهای سال بر لب (اندیشه و دل) جاری و ساری می‌شود. «مراثی مذهبی را در ادبیات فارسی، جدیدترین نوع مرثیه‌سرایی دانسته‌اند.»(مؤتمن، ۱۳۷۰، ص ۶۰)محتشم کاشانیخداوندگار شعر عاشورایی، شمس الشعرا، محتشم کاشانی در ۹۰۵ در کاشان متولد شد و در سال ۹۹۶ در زادگاه خود از دنیا رفت.محتشم در اصل، قصیده‌سرایی مداح بود که به ملاحظة تمایل دینی و احساسات تشیع در دربار صفوی به حکم معتقدات خودش موضوع تازه‌ای پیش آورد؛ یعنی اشعاری مبتنی بر تذکر مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام سرود و در سبک، شهرت یافت و اشعارش معروف گشت.شیخ عباس قمی، صاحب کتاب‌های مشهور مفاتیح الجنان، منتهی الآمال دربارة محتشم گفته است: «... محتشم شاعر، صاحب مراثی معروفه که در جمیع تکایا و مجالس ماتم ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام بر در و دیوار آن نصب شده است و گویا که از حزن و اندوه آن اشعار نگاشته شده، یا از خاک کربلا سرشته شده است. این اشعار مثل مصیبت حضرت ابا عبدالله علیه‌السلام بر هیچ وجه مندرس نمی‌شود. و این کشف می‌کند از عظمت بزرگی مرتبت و کثرت معرفت محتشم ...»بدین ترتیب، شهرت عمدة او، در ساختن شعر مذهبی است و در علت اشتغال او، بدین‌گونه اشعار نوشته‌اند که روزی قصیده‌ای در مدح شاه طهماسب صفوی و شاهزاده پری‌خان خانم فرستاد ولی شاه پس از شنیدن آن «فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند. قصائد در شأن شاه ولایت‌پناه و ائمة معصومین علیهم السلام بگویند، صلة اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن، از ما توقع نمایند ...»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۲)محتشم اشعاری در قالب قصیده، مثنوی و ترکیب‌بند دارد که ۱۲ بند آن در مرثیة شهدای کربلاست که در ادبیات بعد از صفوی بی‌نظیر است.۴ طوری که بسیاری از شاعران، مثل صبای کاشانی و وصال شیرازی به تقلید آن اهتمام کرده‌اند؛ اما موفق نشده‌اند:باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم استباز این چه رستخیز عظیم است کز زمینبی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم استاین صبح تیره باز دمید از کجا، کزوکار جهان و خلق جهان جمله درهم استگویا طلوع می‌کند از مغرب آفتابکآشوب در تمامی ذرات عالم استگر خوانمش قیامت دنیا بعید نیستاین رستخیز عام که نامش محرم استدر بارگاه قدس که جای ملال نیستسرهای قدسیان همه بر زانوی غم استجن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنندگویا عزای اشرف اولاد آدم استخورشید آسمان و زمین نور مشرقینپروردة کنار رسول خدا حسین(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، ص ۵۳۳)«در باب این ۱۲ بند، مرحوم مدرس تبریزی از بعضی از اهل تتبع نقل می‌کند که محتشم پس از وفات برادرش عبدالغنی، مراثی بسیاری دربارة او می‌گفت، تا شبی در عالم رویا به خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه‌السلام رسید و امام بدو فرمود: چرا در مصیبت برادرت مرثیه گفته‌ای و برای فرزندم حسین علیه‌السلام مرثیه نمی‌گویی؟ عرض کرد: یا امیر المؤمنین! مصیبت حسین علیه‌السلام خارج از حد و حصر است و لذا آغاز سخن را پیدا نمی‌کنم. فرمودند: بگو: باز این چه شورش است که در خلق آدم است. باری، مرثیه سروده شد و از همان روزهای آغازین، از آن استقبال شد، تا آن جا که صاحب «نتایج الافکار» می‌نویسد: اگر چه اکثر عالی‌طبعان به فکر مرثیة حضرت امام حسین علیه‌السلام پرداختند، اما این مرثیه، شأن و شرف و مقبولیتی بالاتر دارد.»(فرهنگ عاشورا، ۱۳۸۴، ص ۳۶۶)دعبل بن علی الخزاعیابو علی دعبل بن رزین خزاعی کوفی، سرایندة قصیدة معروف «مدارس آیات» در سوگ مظلومیت امامان شیعه است. وی که از مرثیه‌سرایان بزرگ عاشورا به حساب می‌آمد بیشتر در بغداد زیست، شعرهایش بیشتر در نکوهش خلفای جور و حمایت از اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. ولادت این چهرة نابغة شعر شیعی که از شیفتگان جان‌باختة راه ائمه و ولایت بود. سال ۱۴۸ و شهادتش به دسیسة حاکم دمشق، در ۹۸ سالگی در۲۴۶ هجری بود. قبرش در «زویله» نزدیک مرز سودان است.۵«سه خصوصیت بارز، دعبل را در عصر خویش و حتی در اوایل جوانی، انگشت‌نمای علاقه‌مندان به شعر و شاعری کرد: قریحة سرشار، تشیع و هجو»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۷۵)دعبل مرد انقام‌جو و هجوگری بود۶، هیچ چیز او را خشنود نمی‌ساخت و به ستایش وا نمی‌داشت. از این رو، هرگز از انتقاد و عیب‌جویی خسته نمی‌شد. در تمام طول حیات خود چون به دنبال انسان واقعی می‌گشت از افراد معمولی بشر بیزار بود، چنان که می‌گفت:انی لافتح عینی حین افتحهاعلی کثیر ولکن لا اری احدا«وقتی دیدگانم را می‌گشایم، افراد بسیاری را می‌بینم، ولی انسان نمی‌بینم.»او نه تنها شیعه‌ای مؤمن و معتقد است بلکه برای ترویج اصول عقاید این مذهب تا پای جان هم می‌ایستد و در این راه، از هیچ چیز و هیچ کس هم هراسی به خود راه نمی‌دهد.در این که او، ادیبی بارع بوده است جای هیچ شکی نیست.«از جاحظ نقل کرده‌اند که گفت: از دعبل شنیدم که گفت: در طول ۶۰ سال گذشته بر من روزی نگذشت که در آن شعری نگفتم.»(الأغانی، ج ۱۸، ص ۴۴)و این دلیلی واضح بر ممارست و پشتکار اوست.دعبل مراثی بسیار در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام انشاد کرده است؛ اما قصیدة تائیه۷ او، از مهم‌ترین اشعار او در این زمینه به حساب می‌آید.زمان و مکان سرایش این شعر و حکایت‌هایی که دربارة تائیه نقل می‌کنند همگی حکایت از عظمت و اهمیت این مرثیه دارد. «دعبل در حقیقت سرودن این شعر را به هدف انشاد در محضر امام شیعیان به پایان برد و به همین سبب، چون از کار فراغت یافت فوراً راه خراسان پیش گرفت تا سروده‌هایش را بر ایشان بخواند.او با این بیت آغاز کرد:مدارس آیات خلت من تلاوهو منزل وحی مغفر العرصات«جایگاه‌های تلاوت آیات قرآن را می‌یابم که دیگر خالی است و منزل‌های وحی را می‌بینیم که هواداری ندارد.»و به این بیت رسید که:اذا و تروا مدوا الی واتریهمأکفا عن الأوتار منقبضاتدر این جا، امام چنان گریستند که حالت اغما برایشان پدید آمد. دعبل به اشارت خادم از خواندن باز ایستاد و چون دعبل دوباره به همان قطعه رسید، بار دیگر حال امام متغیر و دگرگون شد و چون امام بهبودی حاصل می‌کنند، دوباره امر به بازخوانی می‌کنند و این بار بود که دعبل توانست همة ابیات را انشاد کند. امام با تحسین و اعجاب فراوان از او تشکر کردند و دستور دادند تا هزار درهم از درهم‌هایی که به نام ایشان ضرب شده بود و تا آن روز توزیع نشده بود را به دعبل بپردازند.»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۴۳ ـ ۱۴۲)ابیات ذیل از قصیدة تائیة اوست:«افاطم لو خلت الحسین مجرلاو قدمات عطشاناً بشط فراتاذا للطمت الخد فاطم عندهو اجریت دمع العین فی الوجناتافاطم قومی یا بنته الخیر و اندبینجوم سماوات بارض فلاتقبور بکوفان و اخری بطیبهو اخری بفتح نالها صلواتیقبور ببطن النهر من جنب کربلامعرسها منها بشط فراتتوفوا عطاشاً بالعراء فلیتنیتوفیت فیهم قتل حسین وفاتیسابکیهمم ما ذرفی الارض شارقو نادی منادالخیر للصواتقتیلاً بلاجرم فجیعاً بفقدهفریداً ینادی این این حماتی»«ای فاطمه، اگر در خیال خویش، حسین را فرو افتاده و در کنار شط فرات، لب‌تشنه، جان‌سپرده بینی.در این هنگام با دست خود بر چهرة خویش سیلی همی زنی و اشک غم برگونة خویش همی فرو غلطتانی.فاطمه، ای دختر منبع خیرات، برخیز و گریه کن، آن ستارگان روشن را که بر بیابان‌ها فرو غلتیده‌اند.بر آن قبرها که در «کوفه» و «مدینه» و «فخ» بنا شده‌اند، بنال.بر آن قبرها که در دل نهر در کنار کربلا بر شط فرات آرامگاه شده‌اند، گریه کن.با کام تشنه، جان سپردند و کاش که من با آنان پیش از روز مرگ خود، جان سپرده بودم.تا درخشنده‌ای بر زمین می‌درخشد، مؤذن بانگ نماز بر می‌دارد، بر آنان می‌گریم.آن‌کس که بی‌گناه به قتل رسید و فقدانش دردناک است، آن‌که تنها بود و همی فریاد بر می‌آورد که حامیان من کجایند؟»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، صص ۱۰۷ ـ ۱۰۶)محتشم و دعبل با این که از لحاظ زمانی و مکانی با هم فاصله دارند اما در مقایسة مرثیه‌های این دو شاعر به موارد مشابهی برخورد می‌کنیم از جمله:۱ـ تولی و تبریرکن و مبنا و هستة اصلی سروده های شاعران مرثیه‌سرا، دو صفت آرمانی و مکتبی، تولی و تبری است.جهت‌گیری شعر حزن‌انگیز، همان نیل به مرتبه‌ای از محبت و دلدادگی به ائمه و اهل‌بیت علیهم السلام است.دعبل همة هنر و توانمندی‌اش را در این زمینه به‌کار می‌گیرد تا نردبانی درست کند برای این‌که بتواند به قرب رضایت دوستان خدا برسد:«فکیف؟ و من انی یطالب زلفهالی الله بعد الصوم و الصلواتسوی حب أبناء النبی و رهطهو بغض بنی الزقاء العبلاتو هند و ما أدت سمیهاولو الکفر فی الاسلام و الفجرات»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۷۹)«چگونه و به چه وسیله‌ای(جز توسل به اهل‌بیت) بعد از نماز و روزه، طالب نزدیکی به خدایی؟به جز با محبت خاندان پیامبر و یارانش و دشمنی با مروانیان و امویاندر حالی‌که هند و سمیه و فرزندان ریشة کفرند و در اسلام فساد کرده‌اند.»و این حقیقت در شعر حزن‌انگیز و عاشورایی محتشم به نحو اکمل و احسن ظهور عینی یافته است:«مسلمانان خروش از جان بر آریدمحبان از جگر افغان بر آریددرین ماتم به سوز و درد باشید به اشک سرخ و رنگ زرد باشیدبسان غنچه دل‌ها چاک سازیدچو نرگس دیده‌ها غمناک سازیدز خون دیده در جیحون نشینیدچو شاخ ارغوان در خون نشینیدبه ماتم بیخ عیش از جان بر آریدبه زاری تخم غم در دل بکاریدکه در دل این زمان تخم ملامتبر شادی دهد روز قیامتخداوندا به حق آل حیدربه حق عترت پاک پیمبرکه سوی محتشم چشمی عطا کنشفیعش را شهید کربلا کن»(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، صص ۵۰۹ ـ ۵۰۸)۲ـ افشاگری جنایات و مدافع حریم اهل‌بیت (اشاره با ظالمین)محتشم در شعر سوزناک خود، از جنایات زشت‌کاران اهریمن‌صفت پرده برداشته و آنها را افشا می‌کند.«ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ایوز کین چها درین ستم آباد کرده‌ایبر طعنت این بس است که با عترت رسولبیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ایای زادة زیاد نکردست هیچ گهنمرود این عمل که تو شداد کرده‌ایکام یزید داده‌ای از کشتن حسینبنگر که را به قتل که دلشاد کرده‌ایبا دشمنان دین نتوان کرد آنچه توبا مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ایحلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آنآزرده‌اش به خنجر بیداد کرده‌ایترسم تو را دمی که به محشر بر آورنداز آتش تو دود به محشر در آورند»(همان، ۱۳۷۹، صص ۵۳۸ ـ ۵۳۷)این رویه در شعر دعبل نیز، جاری و ساری است:«یخبرن بالأنفاس من شر انفساساری هوی ماض و آخر آت»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۱۴۵)۳ـ ذکر مصیبت و رثای حسین علیه‌السلامدعبل از جمله شاعرانی است که با فصاحت و بلاغت خود به شعر بکا، پایه‌ای قویم و بنیادی رکین می‌بخشد.شاعر، همة هنر خود را وقف توصیف غم و اندوهی می‌کند که شهادت جانخراش امام مسبب آن است. کلمات وی لحظه‌به‌لحظه کربلا را به یاد می‌آورد و غمی سنگین را بر روح دوستدار اهل‌بیت علیهم السلام به جای می‌گذارد و در عزای سیدالشدا حسین بن علی علیه‌السلام می‌سراید:«أ أسبلت دمع العین بالعبراتو تبکی علی آثار آل محمدو قد ضاق منک الصدر بالحسرات ألا فأبکهم حقا و اجر علیهمو عیونالریب الدهر منسکباتو لاتنس فی یوم الطفوف مصابهمبداهیه من اعظم النکباتسقی الله أجداثا علی طف کربلامرابع امطار من المزناتو صلی علی روح الحسین و جسمهطریحالذی النهرن بالفلواتأ أنسی و هذا النهر یطفح ظامئاقتیلا و مظلوما بغیر تراتفقل لابن سعد ابعدالله سعدهستلقی عذاب النار و اللعناتساقنت طول الدهر ماهیت الصباو اقنت بالاصال و الغدواتعلی معشر ضلوا جمیعا و ضیعوامقال رسول الله بالشبهات»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۴۱ ـ ۱۴۰)« ای اشک از دیده فروریختی و از شدت آه و ناله به‌جان آمدی؟آیا دلت تنگ و حسرت‌کش بر آثار آل محمد گریستی؟بلی! برای ایشان حقیقتاً گریه کن و چشمانت را در غمشان اشکبار ساز.روز عاشورا را به یاد آور، و آن مصیبت بزرگی را که برای اسلام از بدترین نکبت‌ها بود.خدای، بدن‌های افتاده در زمین کربلا را با بارش ابرها سیراب گرداناد.و بر جسم و روح حسین درود فرستاد که در میان دو نهر تشنه جان داده است.آیا فراموش کنم تشنه‌ای را در کنار رودی پر آب بدون گناه کشتند؟به ابن سعد که خدای سعد از او بگرداند بگو هر آینه عذاب آتش و لعنت هر دو جهان را بر خود خریدی.تا نسیم وزنده است و تا شب و روز آینده؛بر آن قوم که گمراه شدند و سخنان پیامبر را با شبهه‌ها ضایع ساختند، نفرین می‌کنم.»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۶۹ ـ ۱۶۸)سلسله صفویه و شاهان آن به دلیل اعتقادی که داشتند، نقش بسیار مهمی در ترویج ادبیات دینی و مذهبی به‌ویژه مدح ائمة دین و ذکر مصائب اهل‌بیت علیهم السلام ایفا می‌کردند و مراثی سروده‌شده در رثای شهدای کربلا صورت عالی آنهاست.محتشم کاشانی نیز، به عنوان یکی از شاعران برجستة این دوره از این امر مستثنی نبوده و اشعار جانگداز بسیاری در نهایت فصاحت و بلاغت در وصف این رویداد تاریخی شگرف سروده است که خوانندة خود را به‌شدت متأثر می‌سازد:«این زمین پر بلا را نام دشت کربلاستای دل بی درد، آه آسمان‌سوزت کجاستاین بیابان قتلگاه سید لب‌تشنه استای زبان وقت فغان ای دیده هنگام بکاستاین فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثرگر ز دود آه ما عالم سیه گردد رواستاین مکان بوده است روزی خیمه‌گاه اهل‌بیت کز حباب اشک ما امروز گردش خیمه‌هاستکشتی عمر حسین اینجا به‌زاری گشته غرقبحر اشک ما درین غرقاب بی‌توفان چراست»(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، صص ۲۵۰ ـ ۲۴۹)نتیجه گیریمرثیه‌سرایی و بازخوانی حوادث تلخ و جانگداز در قالب شعر و ادبیات حزن‌انگیز از روش‌های ملهم ابراز عشق و محبت نسبت به ائمة اطهار علیهم‌السلام و بغض و دشمنی نسبت به جباران زورگو بوده است. از نامدارترین این شاعران در طول تاریخ اسلام و تشیع، دعبل بن علی بن الخزاعی و محتشم کاشانی را می‌توان نام برد، به‌گونه‌ای که هر دو مدافع حریم اهل‌بیت علیهم السلام بوده‌اند. این دو از شدت برجستگی ادبی و دلدادگی ایمانی، چهره و جلوة جاودانه و قدسی خاصی پیدا کرده‌اند. شعر آنها همچون تیر سرکش قهاری است که با کمترین خطا و بیشترین نتایج به سر ظالمان و غاصبان شلیک گردیده و رسواکننده و افشاگر جنایت‌ها و اصحاب ظلم و ستم بنی‌عباس و دستگاه‌های جاری زمان خود بوده است. این دو شاعر متعهد با تمام خطرها و محرومیت‌ها لحظه‌ای در اثبات حقانیت تردید ننموده‌اند. اشعار جاودانة خزاعی معروف به تائیه در تارک دوستی آل الله در طول زمان درخشیده و بر همسنگ و بی‌بدیل خود به نام محتشم کاشانی تکیه نموده است.پی نوشت ها:۱ـ «در مورد حضرت آدم علیه‌السلام می‌توان به این نکته اشاره کرده پس از پذیرفته شدن توبه‌اش، وقتی در اطراف زمین سیر می‌کرد به سرزمین کربلا رسید، پایش به چیزی خورد، سپس بر زمین افتاد و خون از پایش جاری شد. آنگاه سر به آسمان بلند کرد وگفت: خداوندا آیا گناهی از من سرزد که این‌گونه مرا معاقب فرمودی؟ وحی رسید: نه ولیکن فرزندت حسین علیه‌السلام در این مکان کشته می‌شود؛ پس خون تو موافق خون او جاری شد، عرض کرد: چه کسی قاتل اوست؟ وحی آمد یزید ملعون، پس او را لعن کن. پس از آن که آدم او را لعن کرد به سوی جبل عرفات روانه شد.»(ر.ک: فرهنگ عاشورا، ص ۶)۲ـ با تفحص در باب نخستین شاعر عاشورایی، علاوه بر «عقبه بن عمر السهمی» به نام‌هایی نظیر سوده همدانی، امام شافعی، ابو وهب قرشی، سلیمان بن قبه الخزاعی و حتی صاحب ابن عباد بر می‌خوریم.۳ـ شعری که به این شاعر صفاری نسبت می‌دهند:ای امیری که امیران جهان خاص و عامبنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام۴ـ قدیمی‌ترین کتاب منشور که در مرثیه‌سرایی کربلا نوشته شده است، کتاب روضة ‌الشهدای ملاحسین کاشفی، معاصر سلطان حسین بایقرا از دانشمندان و نویسندگان معروف قرن نهم است.۵ـ الغدیر، علامه امینی، صص۲۸۶ ـ ۲۶۳؛ نیز دربارة شرح حال او، ر.ک: «دعبل خزاعی، شاعر دار بردوش» از: مطصفی قلیزاده.۶ـ از جمله افرادی که دعبل به هجو آنها پرداخته می‌توان به مطلب بن عبدالله مالک الخزاعی، امیر مصر هارون الرشید و مأمون معتصم و ابراهیم بن المهدی و ... اشاره کرد: از جمله در هجو معتصم می‌گفت:«ملوک بنی العباس فی الکتب سبعةو لم تاتنا عن ثامن لهم کتبکذلک اهل الکهف فی الکهف سبعةخیار اذا عدوا و ثامنهم کلبو انی لاعلی کلبهم عنک رتبةلانک ذوذنب و لیس له ذنب»«پادشاهان بنی‌عباس در نوشته¬ها، هفت تن هستند و هنوز، از هشتمی آنها نامی در نوشته‌ها ندیده‌ام. اصحاب کهف نیز چنین بودند، هفت تن برگزیده و هشتمی سگ‌شان بود.ولی من سگ‌شان را بر تو برتری می‌دهم، زیرا تو گناهکاری و آن را گناهی نبود.»۷ـ ابو الفرح اصفهانی مؤلف شهیر کتاب الأغانی، تائیه را از بهترین منظومه‌ها و زیباترین مدایحی می‌داند که در ستایش اهل‌بیت علیهم‌السلام سروده شده‌اند.(ر.ک: الأغانی، ج ۱۸، ص ۲۹)منابع:۱ـ اصفهانی، ابوالفرج الأغانی، ج ۱۸۲ـ افسری کرمانی، عبدالرضا، نگرشی به مرثیه‌سرایی در ایران، چ اول، تهران، انتشارات اطلاعات،۱۳۷۱.۳ـ الفاخوری، حنا، تاریخ ادبیات زبان عربی از عصر جاهلی تا قرن حاضر، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، چ هفتم، تهران، انتشارات توس، ۱۳۸۶.۴ـ دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامة دهخدا، چ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷.۵ـ رضازاده شفق، صادق، تاریخ ادبیات ایران، چ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه پهلوی، ۱۳۵۲.۶ـ شرطونی، سعید، اقرب الموارد، چ دوم، لبنان، بیروت، انتشارات دارالکتب الومیه، ۱۹۹۲م.۷ـ شمیسا، سیروس، انواع ادبی، چ دهم، تهران، انتشارات فردوس،۱۳۸۳.۸ـ کافی، غلامرضا، شرح منظومة ظهری(نقد و تحلیل شعرهای عاشورایی از آغاز تا امروز) چ اول، تهران، انتشارات مجمع فنی عاشورا، ۱۳۸۶.۹ـ گوهری، محمد جواد، دعبل بن علی الخزاعی، چ اول، تهران، انتشارات، امیر کبیر، ۱۳۶۸.۱۰ـ محتشم، علی بن احمد، دیوان محتشم کاشانی به تصحیح و مقدمه اکبر بهداروند، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۷۹.۱۱ـ موسوی گرمارودی و همکاران، فرهنگ عاشورا، چ اول، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۴.۱۲ـ ندا، حله، ادبیات تطبیقی، ترجمه هادی نظری منظم، چ دوم، تهران، نشرنی، ۱۳۸۷. ]]> انديشه Wed, 16 Apr 2014 13:56:20 GMT http://deabel.org/vdcezw8z.jh8vxi9bbj.html آیا در آخرالزمان منتظر دین جدید باشیم http://deabel.org/vdcjtoe8.uqehozsffu.html در زبان عامه مردم این گونه شایع است که امام زمان(عج) کتابی غیر از قرآن و دینی جدید می‌آورد؟ آیا این سخن سند محکم دینی و تفسیر درستی دارد؟ بهاییان می‌گویند چون باب با کتابی جدید ظهور کرده است، پس همان امام زمان(عج) است،‌ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در پاسخ به این شبهه اینچنین می‌نویسد:پژوهش در روایات مهدویت نشان دهنده این است که اساساً دین جدیدی وجود ندارد، آنچه در روایات دیده می شود اینها است: امر جدید، سنّت جدید، قضاوت جدید، سلطنت جدید و دعوت جدید و البته معانی آن‌ها واضح است. این ادعا از سوی بدعت‌گذارانی نظیر سیدعلی‌محمد باب و میرزا حسینعلی نوری و طرفداران و پیروان آنان مطرح شد، تا به زعم خود ثابت کنند که در اسلام راه رسالت و ظهور نبی صاحب شریعت و دین جدید باز است، حال آنکه به صراحت در آیه چهلم سوره احزاب ختم نبوت پیامبر اکرم(ص) اعلام شده خاتمیت رسول خدا را به اثبات رسانده است.در روایات بسیاری آمده است که وقتی حضرت ولی‌عصر(عج) ظهور می‌فرماید: ۲۵ باب علم را مفتوح گردانیده و از حقایق و معارف قرآن پرده بر می‌دارد، زیرا علوم و معارفی که از طرف انبیا و ائمه اطهار(ع) در موضوعات مختلف ناگفته مانده است، توسط آن حضرت بیان می‌شود، در روایت‌های زیادی آمده است، حضرت مهدی(عج) همان کاری را می‌کند که پیامبر کرده است.(۱)به سنت پیامبر عمل می‌کند و شریعت پیامبر را احیا می‌سازد: «قال رسول الله(ص): القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنّتی یقیم النّاس ملّتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب الله عزّوجل».(۲)بدیهی است که تمام معارف و علوم و احکام و حقایق به پیامبر اکرم(ص) وحی شده و ذات مقدس متعال در قرآن آن‌ها را قرار داده، ولی به دلیل عدم استعداد مردم و ناکافی بودن اقتضاء زمانه، ائمه اطهار(ع) آن مطالب را برای مردم نگفته‌اند، ولی حضرت ولی‌عصر(عج) در هنگامه ظهور، آن حقایق را برای مردم بیان خواهد کرد.امام راحل(ره) راجع به اقدامات امام زمان(عج) می‌فرمایند: «ما که از امام مهدی(عج) که قوه اجرایی اسلام است صحبت می کنیم... این بیچاره‌ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده تأویل می‌کنند که فلان گفته است که حضرت مهدی(عج) تکمیل می‌کند شریعت را. این بسیار ناگوار است برای ما، ما حضرت مهدی(عج) را یکی از افرادی می‌دانیم که تابع اسلام است. تابع پیغمبر اسلام است، لکن تابعی است که نور چشم پیغمبر اسلام است و اجرا می کند این مطالبی را که حضرت رسول اکرم(ص) فرموده است».(۳)مهم‌ترین رسالت امام زمان(عج) پیراستن اسلام از آلودگی‌ها وخرافات و پیرایه‌هایی است که در طول قرن‌ها این آیین شریف را فرا گرفته است، روایات اسلامی دور نمای زمان قبل از ظهور را بدین گونه توصیف می‌کنند:بدعت رواج یابد به گونه‌ای که فکر کنند اسلام با تعالیم اصلیش نوعی دین جدید است. منکر معروف و معروف منکر شود، زن‌ها از کار و وظیفه و اشتغال اصلی خود دور مانند، مردان زن صفت گردند، در بازار دروغ رواج یابد، با گسترش ظلم کاخ‌ها ساخته شوند. دین را به دنیا فروشند، نابخردان مقام یابند، خویشاوندی‌ها مؤثر نباشد، خودپرستی‌ها غالب شود، خونریزی زیاد شود، ستمگری مورد مباهات باشد، زورمندان طاغی شوند، قدرتمند به معصیت آشنا شوند و... دیگر از روایات در این زمینه می‌گویند: «حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کنند تا به جایی برسد که دیگر از قرآن جز خطی و ورقی نماند و از اسلام نیز جز یک اسم و نام. نامشان مسلمان است اما دورترین مردمند از اسلام، مساجدشان معمور است، اما اثری از هدایت در آن نیست و ساختمان هدایت آن ویران است».(۴)بنابراین معنای تعبیر امام صادق(ع) که می فرماید: «هنگامی که قائم خروج کند، امر جدید و کتاب جدید و روش جدید و داوری جدیدی با خود می‌آورد». این خواهد بود که ایشان اسلام را آن چنان از لابلای انبوه خرافات، تحریف‌ها و تفاسیر نادرست بیرون می‌آورد و احکام و سنن الهی را از نو تجدید می‌کند، به طوری که این گونه می‌پندارند که گویی بنایی کاملاً نو و جدید ساخته است و آیین نوپدیدی را پایه‌گذاری کرده است و حال آنکه او قدمی از مسیر آباء طاهرین خویش تخطی نمی‌کند، المهدی یقفوا اثری لا یخطی(۵) و آنچه ابلاغ می‌کند، همان دین احمدی و آیین علوی و روش فاطمی(۶) صلوات الله علیهم اجمعین و مسیر سلف طاهرین خویش است.(۷)تأویلات نادرست به اندازه‌ای دین را منحرف می‌کند که با ظهور قائم و عرضه دین، مردم احساس می کنند که با دین جدید مواجه‌اند و لذا با جهل و نادانی در برابر او مقاومت می‌کنند(۸)، برای همین است که امام جعفر صادق(ع) می‌فرمایند: «إذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله(ص) فی بدو الاسلام الی امر جدید»(۹)، وقتی که حضرت قائم(عج) قیام کند، چیز جدیدی می‌آورد، چنانچه در بدو اسلام رسول خدا(ص) مردم را به سوی امر جدیدی فرا می‌خواندند».اما راجع به قرآن جدید، دو گونه می‌توان توضیح داد:۱- قرآن جدید، همان قرآنی است که امیرالمؤمنین علی(ع) به همان صورت و ترتیب که در ۲۳ سال بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، جمع‌آوری کرده است. چنان که امام باقر(ع) فرموده است: هنگامی که قائم آل محمد(ص) قیام کند، خیمه‌هایی نصب می‌کند برای کسانی که قرآن را همان طور که نازل شده به مردم تعلیم دهند، این مشکل‌ترین کارهاست. زیرا آن قرآن به عکس قرآن فعلی جمع‌آوری شده است»(۱۰) و البته از ابتدا به صورت هدفمند این جمع‌آوری اتفاق افتاد تا قرآن از جایگاه واقعی خود دور ماند و آنچه باید از این قرآن به مردم سود رساند به حداقل ممکن برسد، امام علی(ع) درباره جایگاه قرآن در آن دوره می‌فرماید: کتاب خدا بی‌رونق‌ترین و کاسدترین کالا بود، اگر آن را چنان که باید می‌خواندند و در جایگاه خود قرار می‌دادند و باز کالایی پرسودتر از قرآن نبود، اما معنایش تحریف شد و در جایگاه نامناسب قرار گرفت، حقیقت کتاب متروک شد، و سنت رسول خدا(ص) فراموش گشت و تنها اسم کتاب و خط و جلدش ماند.(۱۱)۲- این است که قرآن اصیل فراموش شده را چنان از زوایای تحریفات معنوی و تفسیرهای نادرست بیرون می‌کشد که می‌توان نام کتاب جدید بر آن گذاشت. ایشان قرآن را آن گونه قطعی تفسیر خواهد فرمود که با آنچه که ظنی استنباط شده است تفاوت خواهد داشت نه اینکه یک کتاب آسمانی جدید بر او نازل شود، بلکه در روایات آن حضرت به عنوان حافظ همین قرآن کریم معرفی شده است، پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «قائم از فرزندان من است...، مردم را به پیروی من و آیین من وا می‌دارد و آن‌ها را به کتاب پروردگارم دعوت می‌کند».(۱۲) در این هنگامه است که صاحب مصحف فاطمی و املای علوی و آن ترجمان حقیقی قرآن، صفحه روزگار را ورق خواهد زد و آن را بر خواهد گرداند».(۱۳)از آنچه که بیان شد کذب و دروغ بهاییان آشکار می‌شود و بهاییان برای توجیه عقاید انحرافی خود هرگز از آموزه‌های دین مبین اسلام نمی‌توانند دلیل بیاورند. چه اینکه کتابی که آنان آورده‌اند نه تنها ارزش علمی و اعتقادی ندارند، بلکه ارزش ادبی حتی در سطح نوشته یک انسان بی‌سواد را هم ندارد.*پی‌نوشت‌ها:۱. اثبات الهدی، ج۷، ص۸۳.۲. شیخ حر عاملی، اثبات الهدی، ج۱۹۰، ص۴۸۲.۳. صحیفه نور، ص۲۸۶.۴. ثواب الاعمال، ص۲۵۳،ح۴.۵. منتخب الاثر،ص۴۹۱.۶. ان لی فی ابنة رسول الله اسوة حسنة.۷. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۶، ح۷۹.۸. غیبت نعمانی، باب۱، ح۱۷.۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۳۸، ح۸۲.۱۰. مهدی موعودی علی دوانی، ص۱۱۲۱.۱۱. نهج البلاغه، خطبه ۱۷ و ۱۴۷.۱۲. شیخ حر عاملی اثبات الهداه، ج۷، ص۸۹.۱۳. کتاب کافی،ج۲، ص۶۳۳. ]]> انديشه Sat, 05 Mar 2016 04:01:26 GMT http://deabel.org/vdcjtoe8.uqehozsffu.html مشكل جریان‌هاي سیاسی، ناشي از كمرنگ شدن تاثير قيام عاشورا است http://deabel.org/vdcb.zbsurhbwgiupr.html به گزارش خیمه، این استاد دانشگاه در سومين كنگره عاشوراپژوهي دانشگاه‌هاي شهرستان بروجن با بيان اين كه «عده‌اي مي‌خواهند اثرگذاري و استكبارستيزي انقلاب اسلامي را بي‌خاصيت كنند»، گفت: «مشكل سياست كشور ناشي از كمرنگ شدن تاثيرگذاري قيام عاشورا كه در سياست نيز بايد روش امام حسين(ع) را به كار گيريم.»وي منشا شكل گيري مبارزات سياسي بر قيام هاي بعد از واقعه عاشورا را اقدامات حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) بر اربعين حسيني دانست.پناهیان با تاكيد بر لزوم بيداري مردم به ويژه فرهيختگان در راستاي مبارزه با تحريفات عاشورا تصریح کرد: «امروز استكبار جهاني به عنوان يزيد با تمام توان در مقابل حاكم شدن دين خدا در جهان و در مقابل انقلاب اسلامي ايستاده است و براي جلوگيري از پيشروي و گسترش انقلاب اسلامي در جهان از هر حربه اي از جمله تحريف در قيام عاشورا براي از بين بردن تاثيرگذاري اين حركت نجات بخش استفاده مي كند.»این استاد دانشگاه حاكميت خدا و مبارزه با اصل ظلم و حاكميت طاغوت را مهمترين هدف قيام امام حسين(ع) خواند و خاطرنشان كرد: «بايد توجه داشت كه امام حسين(ع) به دنبال حاكميت خدا در جامعه بود و اين اصل به هيچ عنوان نبايد در برنامه هاي محرم و عاشورا فراموش شده و اهداف ايشان در حد برپا داشتن يك معروف كوچك يا مبارزه با يك منكر جزئي تنزل داده شود.»وي با اشاره به اینکه «تکلیف یزید در برابر امام حسین(ع) مشخص بود»، گفت: «باور حسینی ما آسیب جدی دیده است که ناشی از نفوذ گسترده تحریفات دشمنان در بحث قیام عاشورا است.»پناهیان با تاكيد بر لزوم به كارگيري آرمان هاي امام حسين(ع) در تمام شئونات زندگي و الگوگيري از آن حضرت در شرايط جنگ و صلح، توجه به آرمان ها و اهداف ايشان را راهگشاي بسياري از مسائل و مشكلات كشور و جوامع بشري برشمرد.این استاد دانشگاه افزود: «با تلاش خود در راستاي برقراري حق و عدالت در كشور و جهان، بايد فاطمي بود و زينب گونه و عاشورايي عمل نمود تا ضمن رستگاري به آزادگي رسيد.» ]]> انديشه Tue, 03 Mar 2009 09:17:56 GMT http://deabel.org/vdcb.zbsurhbwgiupr.html بررسی حیات تاریخی شریح قاضی (2) http://deabel.org/vdcg.t93rak9znpr4a.html شریح قبل و بعد از حادثه کربلاصرف نظر از پیمان شکنی بیش‌تر این بزرگان، خود شریح نیز به محض ورود عبیدالله به کوفه در دارالاماره او حضور یافت و بدون در نظر گرفتن تعهد بر وفاداری با آل علی، به جرگه مخالفین آنها پیوست .و یکی از مشاورین درگاه عبیدالله گردید و عبیدالله نیز که جهت رسیدن به مقاصد خود به حمایت اشخاصی همچون شریح قاضی، که در میان مردم مقدس مآب کوفه، از شخصیت ممتازی بر خوردار بود – نیاز داشتف از او استقبال کرد.درماجرای دیگری، از نقش شریح به عنوان پیام رسان عبیدالله به قبیله هانی، در رابطه با رساندن خبر زنده بودن هانی و پراکنده شدن آنها از اطراف دارالاماره یاد شده است.نقشی را که شریح در چنین لحظه حساسی در صحنه سیاسی – نظامی ایفا کرد، به اندازه‌ای مهم و حیاتی بود- به خصوص برای ابن زیاد – که به قیمت به دست گرفتن، امارت از طرف عبیدالله به قتل رسیدن هانی و مسلم و از همه مهم‌تر، اتفاق افتادن حادثه کربلا تمام شد.هم چنین از شریح به عنوان امانتدار مسلم، در مخافظت از بچه‌های وی نام برده شده و گفته شده است که شریح از ترس تهدید‌های عبیدالله، آن‌ها را بی سرپرست در شهر رها ساخت تا خطری در این زمینه متوجه او نگردد.فتوای شریح بر ضد امام حسین(ع)یکی از مهم‌ترین نکات راجع به نقش شریح در جریان نهضت کربلا این است که آیا فتوای شریح مبنی بر وجوب جهاد با امام حسین(ع) واقعیت داشته است یا خیر.اگر چنین خبری صحت داشته باشد، می‌توان گفت که یکی از عوامل اصلی و بسیار مهم در بسیج مردم کوفه و شام علیه امام حسین(ع) صدور چنین فتوایی از شخصی فقیه، مجتهد، مفسر، ملا و قاضی خلفای راشدین بوده است. با این وجود شواهدی مبنی بر تصدیق و تایید آن موجود است که عبارتند از:الف: سازگاری شریح با تمامی اندیشه‌های خلفای معاصر خودب: تمایل و گرایش سریع به قدرت برتر (عبیدالله) و سهیم شدن در برنامه‌های او در مخالفت با طرفداران آل علی(ع)ج: ضعف نقش و محتاط و ترسو بودان و حساب بردن از عبیدالله.د: در کنار عوامل دیگری همچون: جبن و ترس، عافیت طلبی،ریاکاری، دو پهلو سخن گفتن، دروغ‌گویی، و ریاکاری شریح، از یک طرف و ترفند‌ها، سیاست‌بازی‌ها، سوء استفاده از مقام مذهبی افراد، جعل امضاء و نتیجه‌گیری غلط و قیاس به باطل توسط ابن زیاد، همراه با زودباروی و عدم آشنایی کوفیان با سیاست روز، از طرف دیگر سخن و نظر کلی شریح را تبدیل به فتوایی بر ضد امام حسین(ع) برای تهییج کوفیان زودباور علیه نوه پیامبر(ص) می‌کند که مسبب اصلی آن نیز خود شریح و اهمل و سستی او بوده است.شریح در زمان شورش ابن زبیر و قیام مختاربه جز آنچه در مورد شریح در دوران امامت عبیدالله و خلافت یزید گفت شد، اخباری در مورد استعفای وی از منصب قضاوت در زمان شورش ابن زبیر در منابع نیامده است.در این رابطه ابن سعد و ابن خلدون گفته‌اند که شریح در فاصله سال‌‌‌های بحرانی، پس از استعفای معاویه دوم – 64 تا 73 هجری به مدت 9 سال در کار خود درنگ نمود و حتی به مدت سه سال از منصب قضاوت کناره گیری کرد. .علت این امر ترس او از عدم امنیت جانی در هنگام تصدی این منصب بوده است.ابن خلدون آورده است؛ مختار پس از تسلط بر کوفه و آرام کردن اوضاع این شهر، شریح قاضی را که به دنبال بروز فتنه در جهان اسلام از منصب قضای کوفه استعفا کرده و خانه نشین شده بود، به کار قضاوت برگرداند. سپاهیان مختار و به خصوص شیعیان او با این کار مخالفت نموده و از مختار خواستند که وی را عزل کند.آنها دلایل مخالفت خود را عثمانی بودن شریح، مغضوب علی(ع) قرار گرفتن و تبعید او به بانقیا توسط امام گواهی دادن علیه حجربن عدی و کوتاهی ورزیدن در پیام رسانی به هم قبیلگان او ذکر می‌کردند.شریح نیز پس از شنیدن این اعتراضات خود را به بیماری زد، در نتیجه مختار نیز که تاب تحمل اعتراضات بسیار یاران خود را نداشت شریح را از کار بر کنار نمود.به نظر می‌رسد که دلیل اصلی انصراف شریح از مسند قضاوت کوفه در زمان فتنه غیر از آن چه که گفته شد، همان عوامل مصلحت طلبی و عافیت جویی وی به خصوص در شرایط حاد و بحرانی، بوده است زیرا وی می‌دانست که چنین قیام‌هایی گذرا و موقتی بوده و دوام چندانی نخواهد داشت. از این رو صلاح کار خود را در انصراف از دستگاه قضایی برای متهم نشدن و جان سالم در بردن از معرکه‌ها می‌دید.شریح در دوران خلافت عبدالملک و امارت حجاج تا وفات ویپس از برقراری خلافت عبدالملک و تسلط او بر کوفه، شریح توسط این خلیفه مجدداً به مسند قضاوت باز گردانده شد.پس از به دست گرفتن امارت کوفه توسط حجاج وی مقام قضای این شهر را تثبیت نمود و شریح علاوه بر اشتغال بر این امر، از مشاوران حجاج نیز به شمار می‌رفت. وی تا سال 78 هجری به امر قضاوت مشغول بود و در این سال از حجاج تقاضای کناره‌گیری از مسوولیت نمود که حجاج نیز با در خواست او موافقت نمود.منابع علت استعفای او را پند و اندرز مردی دانا عنوان کرده و نوشته‌اند که آن مرد به او توصیه کرده بود که به علت رشوه خواری فرزندش و هم چنین پیری و ناتوانی خودش، از سمت خود استعفا دهد. وی پس از این استعفا خانه‌نشین شد و در این مدت حقوق و مستمری دریافتی خود از دولت را قطع نمود و با همین وضعیت نیز در گذشت.نتیجه‌گیریشریح قاضی جزو بنی امیه نبود و کسی بود که می‌فهمید حق با کیست. وقتی«هانی ابن عروه» را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند سربازان و افراد قبیله‌اش اطراف قصر عبیدالله را گرفتند. ابن زیاد ترسید، آن‌ها می‌گفتند که هانی را کشتند.ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین هانی زنده است و به این‌ها بگو که زنده است. شریح آمد دید که «هانی» زنده است، اما مجروح، هانی این عروه(خطاب به شریح) گفت: ای مسلمان‌ها این چه وضعی است، پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا نمی‌آیند مرا از اینجا نجات دهند؟شریح قاضی می‌گوید می‌خواستم بروم و این حرف‌های هانی را به همین کسانی که اطراف دارالاماره را گرفته‌اند، بگویم اما افسوس که جاسوس عبیدالله آنجا ایستاده بود. جرأت نکردم. این جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما می‌گوییم«ترجیح دادن دنیا بر دین» نبود خودسازی.شاید اگر شریح قاضی، همین یک کار را انجام می‌داد، تاریخ عوض می‌شد اگر شریح می‌رفت و حقیقت را می‌گفت چون هنوز عبیدالله قدرت نگرفته بود، آنها هجوم می‌آوردند و هانی را نجات می‌دادند و با نجات هانی قدرت پیدا می‌کردند، روحیه پیدا می‌ردند و کوفه متعلق به امام حسین(ع) می‌شد و اصلا واقعه کربلا اتفاق نمی‌افتاد و تاسف بار تر و تعجب‌برانگیزتر این است که همین شریح قاضی فتوا می‌دهد و به فتوای همین به اصطلاح عالم، عده‌ی کثیری به جنگ با امام می‌روند. حب دنیا و منعفت طلبی در تمام قضایای سال 61 دخیل است.عبیدالله برای عملی که در نظر داشت ناگزیر از داشتن حکم و فتوایی بود که حجت شرعی برای خود و نیز افکار عامه حاصل کند. در شب اول بعد از مطرح شدن خواسته عبیدالله قاضی شریح قلم را به پیشانی خود می‌زد و گفت: شریح تو مگر حسین را، پدرش را و جدش را نمی‌شناسی. تو می‌توانی حکم قتل فرزند رسول الله را امضا کنی؟ در شب دوم نیز عبیدالله کاری از پیش نبرد، اما ببینید که شیطان وایادی انسی او چگونه عمل می‌کنند.در شب سوم مبلغ بسیار زیادی از درهم و دینار به شریح نشان دادند که اتفاقا در همین شب بود که وی اجازه خواست تا کمی فکر کند و تحقیق کند تا علتی برای صدور حکم بیابد.که نهایتا حسین(ع) را خروج کننده بر امام و خلیفه عصر دانست.یک وقت یک حرکت به جا تاریخ را نجات می‌دهد گاهی یک حرکت نا به جا که ناشی از ترس و ضعف، دنیا طلبی و حرص به زنده ماندن است.تاریخ را در ورطه گمراهی می‌غلطاند. اگر امثال شریح قاضی در یک لحظه از خدا می‌ترسیدند به جای این که از ابن زیاد بترسند تاریخ عوض می‌شد.شریح قاضی گر چه شخصیتی اعلم در علم قضاوت به حساب می‌آمد ولی ازنظر خصوصیات اخلاقی، فردی مصلحت جو و فرصت طلب بود که برای رسیدن به مقام و منصب و تثبیت آن با هر نوع حکومت و خلافت و ایده‌های مختلف امرای آن کنار می‌آمد و در این مدارا و سازش، گاهی مجبور می‌شد که حقیقت را فدای مصلحت طلبی خود کند درست همان کاری که در برابر سوء استفاده‌های «زیاد»و پسرش عبیدالله انجام داد، تا جایی که عبیدالله از او فتوایی گرفت و از آن برای بسیج مردم کوفه علیه حسین بن علی(ع) استفاده کرد.و او که شاهد چنین سوء استفاده‌هایی از خود بود، مهر سکوت بر لب نهاد و به دلیل ترس، مصلحت جویی و عافیت طلبی خود کوچک‌ترین اعتراضی نکرد و به این وسیله کفه ترازوی دشمن را در مقابل آل علی سنگین‌تر نمود و چنین شد که قرن‌ها بعد از آن واقعه‌‌، از او شخصیتی منفور در نزد شیعیان ساخت. ]]> انديشه Sun, 22 Mar 2009 05:30:00 GMT http://deabel.org/vdcg.t93rak9znpr4a.html ۲۰ ویژگی قرآنی برای حضرت فاطمه زهرا(س) http://deabel.org/vdcezn8w.jh8xei9bbj.html قرآن مجید که کلام راستین خداست و در نهایت اتقان و درستی قرار دارد، بی هیچ شک و شائبه ای بازگوکننده حقایقی است که ذهن بشری از نیل به بسیاری از آنها، عاجز و ناتوان است. فاطمه زهرا(ع) حقیقتی بی مانند دارد که جز در سایه سار قرآن و کلام معصومان نمی توان بدان دست یافت. بدین لحاظ، در این مجال به بررسی برخی از آیات قرآن و بیان پاره ای از این حقایق می پردازیم.۱.خانه فاطمه(ع) جلوه گاه نور هدایت الهیقرآن کریم، خداوند را نور آسمان ها و زمین می خواند و تصریح می کند که او هر فردی را که بخواهد، به نور خویش هدایت می کند. در ادامه می فرماید: «[این نور هدایت] در خانه هایی است که خداوند اذن فرموده است رفعت بیابند؛ خانه هایی که نام خدا در آنها ذکر می شود و مردانی که تجارت و معامله، آنان را از یاد الهی غافل نمی کند و می ترسند از روزی که در آن، دل ها و چشم ها زیر و رو می شود، صبح و شام در آنها، تسبیح او می گویند.»(۱) هنگامی که پیامبر خدا (ص) آیات مذکور را تلاوت کرد، یکی از اطرافیان حضرت پرسید: یا رسول الله! این خانه ها کدام خانه هایند؟ فرمود: «خانه های انبیا». ابوبکر برخاست و گفت: یا رسول الله! آیا خانه فاطمه و علی از مصادیق این آیه است؟ پاسخ شنید: «آری، از برترین مصادیق آن است.»(۲)۲. مشکات الهیقرآن برای تبیین و معرفی نور خداوند، مثالی ذکر می کند: «مثل نور خداوند، مثل چراغدانی است که درون آن، چراغی گذارده باشند...»(۳). راوی می گوید: از امام (ع) درباره این کلام الهی پرسیدم. فرمود: «آن چراغدان، فاطمه(ع) است و آن چراغ، امام حسن (ع) و آن زجاجه (فانوس یا حباب شفاف)، امام حسین (ع) است.»(۴) این بیان در حقیقت اشاره به جایگاه والا و متعالی فاطمه (ع) و فرزندانش در عالم تکوین و هدایت بشر دارد.۳. ستاره فروزانامام(ع)، ذیل این آیه قرآن که می فرماید: «ستاره ای درخشنده چون مروارید» (۵)، فرمود: «فاطمه ستاره درخشان و فروزانی از میان جمله زنان عالم است.»(۶)۴. انسان بزرگ الهیامام باقر(ع) درباره آیه «همانا آن از مسائل مهم است(و) هشدار و انذاری است برای همه انسان ها» (۷) فرمود: «یعنی فاطمه» (۸). واژه «کُبَر» جمع «کبری» و تأنیث اکبر است. بنابراین، آیه مذکور چنین معنا می شود: «فاطمه زهرا(ع) یکی از بزرگان است» (۹). در بیانی کوتاه می توان گفت: این تفسیر، عظمت معنوی آن بانوی بزرگوار اسلام را بازگو می کند که در اثر آراسته شدن وی به سجایا و کمالات الهی برایش حاصل گشته است.۵. دریای فضیلتذیل این آیه که می فرماید: «(خداوند) دو دریا را در کنار یکدیگر قرار داد؛ در حالی که با هم تماس دارند. در میان آن دو، برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند.»(۱۰)، از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «علی و فاطمه، آن دو بحر عمیقی اند که هیچ یک را بر دیگری برتری نیست. بین آن دو، واسطه ای است که همان رسول خداست و محصول این بحر عمیق، لؤلؤ و مرجان است که آن دو، حسن و حسین هستند.»(۱۱) ثعلبی در تفسیر خود، از سفیان ثوری نقل می کند: «مرج البحرین یلتقیان» یعنی فاطمه و علی و منظور از «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» حسن و حسین و مراد از «بینهما برزخ» رسول خداست.»(۱۲) ابوسعید خدری نیز آیات یاد شده را همین سان تبیین و تفسیر می کند. (۱۳)۶. کوثر رسول الله(ص)حضرت خدیجه برای پیامبر(ص) فرزند پسری به دنیا آورده بود که عبدالله نام گرفت، اما پس از مدتی از دنیا رفت. روزی از روزها، یکی از سران مشرکان به نام عاص بن وائل، پیامبر(ص) را هنگام خروج از مسجدالحرام ملاقات کرد و با وی به گفتگو پرداخت. گروهی از سران قریش که این گفتگو را دیده بودند به محض ورود عاص بن وائل به مسجد از او پرسیدند: با چه کسی گفتگو می کردی؟ گفت: با آن «ابتر» (۱۴)! خداوند در حمایت از پیامبر(ص) خویش، سوره کوثر را نازل کرد و فرمود: «(ای پیامبر(ص))! ما به تو کوثر(خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن و بدان که دشمن تو قطعاً بریده نسل و دم بریده خواهد بود.»(۱۵)مفسران کلام الهی، «کوثر» را خیر و برکت بسیار معنا کرده و گفته اند: «مقصود از آن، فراوانی نسل و ذریه پیامبر(ص) است و این معنا از طریق فرزندان فاطمه(ع) محقق شده است؛ به گونه ای که عدد ذریه او از شمارش خارج است و این روند تا روز قیامت تداوم دارد.»(۱۶). بسیاری از بزرگان علمای شیعه، وجود مبارک فاطمه زهرا(س) را روشن ترین مصداق کوثر قلمداد کرده اند؛ زیرا شأن نزول آیه، بیانگر این است که بت پرستان مکه، پیامبر(ص) را متهم به مقطوع النسل بودن می کردند و قرآن ضمن نفی گفتار آنان، به پیامبر(ص) می فرماید: «ما به تو کوثر عطا کردیم.» از این تعبیر چنین برداشت می شود که این خیر کثیر(کوثر)، همان فاطمه زهرا (ع) است. (۱۷)۷. شاخه ای از شجره الهیخدای متعال کلمه طیبه را به شجره طیبه ای مانند می کند و می فرماید: «آیا ندیدی که خداوند چه سان مثل زده؟ کلمه طیبه(سخن و ایمان پاک) همانند درختی پاک است که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است.»(۱۸) یکی از یاران امام باقر(ع) نقل می کند: خدمت آن حضرت رسیدم و درباره آیه یاد شده پرسیدم. حضرت (ع) پاسخ داد: «آن درخت(شجره طیبه)، محمد مصطفی (ص) است. تنه آن درخت، امیرمؤمنان علی(ع)، میوه آن، امام حسن و امام حسین(ع)، شاخه اصلی آن فاطمه(ع) است و شاخه های کوچک آن، ائمه اطهار از فرزندان فاطمه(ع)، و برگ های این درخت، شیعیان و دوستداران ما اهل بیت اند.»(۱۹)۸. حقیقت شب قدرامام صادق(ع) درباره آیات نخستین سوره قدر(۲۰) فرمود: «لیله(مقصود حقیقی از آن شب)، فاطمه است و قدر، خداوند است. بنابراین هرکس فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست، بشناسد، شب قدر را درک کرده است و حقیقت این است که فاطمه (ع) فاطمه نامیده شد، چون خلایق از شناختش ناتوان گشتند. (۲۱)۹. فاطمه(ع)، صراط مستقیم الهیحداقل ده مرتبه در نمازهای شبانه روز، از خدای بزرگ می خواهیم که ما را به «صراط مستقیم» هدایت و راهنمایی کند. پیامبر(ص) عظیم الشأن اسلام در تفسیر صراط مستقیم می فرماید: «همانا خداوند، علی(ع) و همسرش و فرزندانش را حجت خویش بر خلق خود قرار داده است و آنها دروازه های علم در امت من اند. هرکه به سوی آنان رهنمون شود، به صراط مستقیم هدایت گشته است.»(۲۲)۱۰. ایمان به فاطمه(ع)، شرط هدایتامام باقر(ع) در تفسیر آیه ۱۳۶ و ۱۳۷ سوره بقره می فرماید: «از آیه «آمنا بالله و ما انزل الینا»، علی، حسن، حسین و فاطمه اراده گشته و این حکم، بر امامان پس از ایشان نیز جاری است» و نیز فرمود: «فان آمنوا» یعنی: مردم. «بمثل ما آمنتم به» یعنی: به علی، فاطمه، حسن، حسین (ع) و ائمه پس از آنان. «فقد اهتدوا و ان تولوا فانما هم فی شقاق» (۲۳).۱۱. پذیرش توبه با توسل به فاطمه(ع)قرآن کریم می فرماید: وقتی حضرت آدم(ع) و همسرش حوا(ع) به رغم نهی الهی، از میوه درخت ممنوعه تناول کردند، به سبب تخلف از دستور الهی از بهشت اخراج شدند و به زمین هبوط کردند. «سپس آدم از سوی پروردگارش کلماتی دریافت کرد(و با آن کلمات توبه کرد) و به درستی که خداوند، توبه پذیر و مهربان است.»(۲۴) ابن عباس می گوید: از رسول خدا(ص) درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار خویش دریافت کرد و با آن کلمات توبه کرد، پرسیدم. فرمود: «از خدا خواست که به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) توبه اش را بپذیرد. خداوند نیز پذیرفت.»(۲۵)۱۲. صالح درگاه الهیقرآن کسانی را که فرمان بردار خدا و رسول وی اند، به هم نشینی با آنانی وعده می دهد که از نعمت های بی پایان و ابدی الهی بهره مندند. (۲۶) انس بن مالک می گوید: یک روز صبح، پس از آنکه نماز صبح را با پیامبر(ص) به جای آوردیم، به آن حضرت عرض کردم: یا رسول الله! آیا این سخن خدای را برایمان تفسیر می کنی که می فرماید: «و کسی که خدا و پیامبر(ص) را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) هم نشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، و آنها رفیقان خوبی اند.»(۲۷) فرمود: مقصود از «پیامبران» منم. منظور از «صدیقان» برادرم علی (ع) است. مقصود از «شهدا» عمویم حمزه است و مقصود از «صالحان» نیز دخترم فاطمه(ع) و دو فرزندش (حسن و حسین(ع)) اند. (۲۸)۱۳. مقرب الهی و ناظر اعمال نیکانخدای متعال در کتاب آسمانی خویش هنگام خبردادن از مواهب عظیم و نعمت های روح پرور بهشت برای نیکوکاران می فرماید: «نامه اعمال ابرار و نیکان در علیین است و تو چه می دانی که علیین چیست!؟ نامه ای است رقم خورده و سرنوشتی است قطعی که مقربان(خاصان و برگزیدگان درگاه الهی) شاهد آن اند.»(۲۹) امام باقر(ع) در تفسیر این کلام الهی می فرماید: منظور از آن «مقربان» پیامبرخدا(ص)، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) است. (۳۰) بنابراین فاطمه (ع) یکی از مقربان و خاصان درگاه الهی است و شاهد و ناظر بر نامه اعمال نیکان در روز رستاخیز خواهد بود.۱۴. فاطمه(ع)، مبرا از هر ناپاکیآیه تطهیر در خانه ام سلمه بر پیامبر(ص) فرستاده شد: «خداوند می خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد» (۳۱). علت نزول آن نیز چنین است که پیامبر(ص) خدا امیرمؤمنان علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) را فراخواند. عبایی را روی آنها کشید و وقتی هر پنج نفر زیر عبا قرار گرفتند، فرمود: «بار خدایا! اینان اهل بیت من اند. پس آلودگی و ناپاکی را از ایشان دور ساز و پاک و پاکیزه بگردانشان».(۳۲)زمخشری می نویسد: رسول خدا(ص) عبای پشمینه سیاه رنگی بر دوش داشت. وقتی امام حسن(ع) به محضرش شرفیاب شد، پیامبر(ص) وی را به زیر عبای خود فراخواند. پس از مدتی امام حسین (ع) آمد، او را نیز بدانجا فراخواند. پس از وی فاطمه(ع) و سپس امیرمؤمنان (ع) آمد و به زیر عبای رسول الله (ص) رفتند. پس از آن، پیامبر(ص) فرمود: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت...»(۳۳)ابوسعید خدری تصریح می کند: این آیه در شأن پیامبر(ص) خدا، علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است. (۳۴) ام سلمه نیز بدین مطلب تصریح دارد. (۳۵) ابن حجر هیثمی نیز اذعان می کند که اکثر مفسران بر این عقیده اند که آیه تطهیر در شأن علی، فاطمه و حسن و حسین (ع) نازل شده است. (۳۶)۱۵. فاطمه(ع)، بهترین الگوخداوند به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «خانواده ات را به نماز فرمان بده و بر آن پایدار باش.»(۳۷) در این زمینه می نویسند: از زمانی که این آیه نازل شد، پیامبر(ص) خدا پیوسته، هنگام نماز، بر در خانه علی و فاطمه(ع) حاضر می شد و می فرمود: «خداوند، شما را رحمت کند؛ هنگام نماز است. به درستی جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت دور کند. (۳۸)»(۳۹). پیامبرخدا (ص) با عبارات «خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند»، به همگان فهماند که آیه تطهیر، در شأن اهل بیت است و علت دعوت به نماز، بی تفاوتی علی و فاطمه (ع) به عبادت نیست، بلکه از باب الگودهی به مسلمانان است و آن دو بزرگوار، مبرا از هر قصور و تقصیری در اجرای دستورهای الهی اند. برخی از اصحاب در این رابطه نقل می کنند: پیامبر(ص) نه ماه پی در پی این کار را انجام داد. (۴۰)۱۶. پاداش بیکران برای فاطمه(ع)صادق آل محمد(ع) نقل می کند: رسول خدا(ص) وارد خانه فاطمه(ع) شد؛ در حالی که فاطمه لباس خشنی از پشم شتر بر تن داشت، با یک دست، آسیاب می کرد و با دست دیگر، کودکش را شیر می داد. با مشاهده این وضعیت، اشک از چشمان پیامبر(ص) سرازیر شد. فرمود: «دخترم! تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن؛ زیرا خداوند این آیه را بر من نازل کرده است: به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی(۴۱).»(۴۲)۱۷. سربلند از امتحان الهیعبدالله بن مسعود در تفسیر این آیه که می فرماید: «امروز آنها را به سبب صبر و استقامتشان پاداش بخشیدم؛ آنها پیروز و رستگارند» (۴۳)، می گوید: یعنی امروز به سبب اینکه علی بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسین(ع) بر طاعت، گرسنگی، فقر، و امتحانات الهی در دنیا صبر پیشه کردند، بهشت را بدانان پاداش دادم و به درستی که آنها رستگار و سربلند از حساب و کتاب الهی هستند. (۴۴)۱۸. اسوه ایثار و اخلاصامام حسن و امام حسین(ع) در خردسالی بیمار شدند. رسول الله(ع) همراه جمعی از یاران خویش به عیادت آنها آمدند. سپس به علی(ع) فرمودند: ای اباالحسن! خوب است برای شفای دو فرزند خویش، نذری کنی. از این رو، علی(ع)، فاطمه(ع) و فضه خادمه، هر سه نذر کردند که در صورت شفای این دو کودک، سه روز «روزه» بگیرند... در پایان داستان ایثار و فداکاری اهل بیت (ع) آمده است که فرشته وحی الهی نازل شد و فرمود: ای محمد! خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید. سپس، سوره «هل اتی» را بر او خواند. (۴۵) خداوند در این سوره، سه صفت آشکار و برجسته این خانواده را- که فاطمه(ع) نیز یکی از آنان است- متذکر می شود که عبارت است از :۱. وفای به نذر: «به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، بیمناک اند» (۴۶)؛ ۲. ایثار: «و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند»؛ (۴۷) ۳. اخلاص: «ما، شما را فقط به خاطر خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم».(۴۸)۱۹. برترین زن مسلمانهنگامی که پیامبر(ص) با مسیحیان نجران درباره مسیحیت و نفی الوهیت حضرت عیسی(ع) گفتگو می کرد و آنان با وجود استدلال آن حضرت، سخن او را نپذیرفتند، خداوند به پیامبر(ص) خویش دستور داد با آنها «مباهله» کند. آن حضرت در حالی که برای مباهله حضور یافت که حسین(ع) را در آغوش داشت و دست حسن(ع) را گرفته بود و فاطمه (ع) پشت سرش می آمد و علی هم پشت سر فاطمه(ع) قرار گرفته بود. پیامبر(ص) به اهل بیت خود فرمود: «وقتی دعا کردم، آمین بگویید» اما اسقف نجران با دیدن آن چهره های پرجاذبه الهی گفت: اگر آنان از خدا بخواهند کوه را از جایش برکند، می کند، مباهله نکنید که هلاک می شویم و بر روی زمین یک نصرانی تا روز قیامت باقی نمی ماند. بنابراین، آنان مباهله نکردند و خواستند بر دین خود باقی بمانند و در نهایت، با آن حضرت توافق کردند که جزیه بپردازند. (۴۹)این واقعه زمانی بود که خداوند فرمود: «هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز هم) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا بر دروغگویان قرار دهیم.»(۵۰) ابن عباس در تفسیر این آیه می گوید: منظور پیامبر(ص) از فرزندان ما، حسن و حسین، مقصود از زنان ما، فاطمه و منظور از نفوس ما، شخص پیامبر(ص) و علی است. (۵۱) ابوسعید خدری نیز می گوید: زمانی که این آیه نازل شد، رسول الله، علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و فرمود: «بارخدایا! اینها اهل من اند.»(۵۲) درواقع، تعبیر «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» درباره این چهار معصوم، بیانگر برتری و فضیلت آنان بر سایرین است؛ زیرا پیامبر(ص) از میان همگان، فقط آن چهار نفر را برگزید.۲۰. محبت کوثر، مزد رسالتخداوند خطاب به پیامبر(ص) خویش می فرماید: «بگو هیچ پاداشی از شما (بر رسالتم) درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکان را» (۵۳). این آیه، مودت و محبت نسبت به نزدیکان پیامبر(ص) را به عنوان اجر و مزد رسالت پیغمبر(ص) معرفی می کند و آن را از امت مسلمان می خواهد. ابن عباس روایت می کند: وقتی این آیه نازل شد، به پیامبر(ص) عرض کردند: «یا رسول الله! آنانی که محبت و مودت آنها بر ما واجب شده است، چه کسانی اند؟» فرمود: «علی، فاطمه، حسن و حسین(ع)»(۵۴)........................پی نوشت ها۱. «فی بیوت اذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال...»نور/۳۶ و ۳۷.۲. الکشف و البیان(تفسیر ثعلبی)، تحقیق: ابومحمد ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص ۱۰۷.۳. «مثل نوره کمشکاة فیها مصباحٌ...»نور/۳۵.۴. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ابن مغازلی، بیروت، دارالاضواء، چ۳، ۱۴۲۴ق، ص ۲۶۳، ح۳۶۱.۵. «کانها کوکبٌ درّی».نور/۳۵.۶. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۶۳، ح ۳۶۱.۷. «إنها لاحدی الکبر نذیراً للبشر».مدثر/ ۳۵ و ۳۶.۸. تفسیر نورالثقلین، عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ۴، ۱۴۱۲ق، ص ۴۵۸، ح۲۲.۹. همان.۱۰. «مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان». الرحمن/ ۱۹ و ۲۰.۱۱. ینابیع الموده، سلیمان قندوزی، تحقیق: علاء الدین اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص ۱۳۹.۱۲. الکشف و البیان، ج۹، ص ۱۸۲.۱۳. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۷۷، ح۳۹۰.۱۴. «مشرکان مکه، پیامبر(ص) را پس از وفات پسرانش از روی طعنه «ابتر» صدا می زدند؛ چون فرزند پسری نداشت.»۱۵. «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».کوثر/۱-۳.۱۶. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص ۴۵۸-۴۶۰.۱۷. برگزیده تفسیر نمونه، احمد علی بابایی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۶، ۱۳۷۹ش، ج۵، ص ۵۹۹-۵۶۰.۱۸. «الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء». ابراهیم/ ۲۴.۱۹. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، تحقیق: محمد باقر محمودی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص ۳۱۱.۲۰. «انا انزلناه فی لیله القدر».قدر/۱.۲۱. تفسیر فرات کوفی، تحقیق: محمد الکاظم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۶ق، ص ۵۸۱ و ۵۸۲، رقم ۷۴۷؛ بحارالانوار، تحقیق: محمود دریاب، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۲۱ق، ج۱۸، ص ۵۲.۲۲. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۵۸، ح ۸۹.۲۳. التفسیر للعیاشی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسه البعثه؛ قم، بنیاد بعثت، چ۱، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص ۱۵۹، رقم ۲۱۲/ ۱۱۱.۲۴. «فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم» بقره/۳۷.۲۵. ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۱۲؛ الطرائف، سید بن طاووس، قم، نشر خیام، چ ۱۳۷۱ق، ص ۱۱۲، ح ۱۶۶؛ الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص ۱۹.۲۶. «و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا». نساء/۶۹.۲۷. همان.۲۸. بحارالانوار، ج۱۰، ص ۳۶۱.۲۹. «ان کتاب الابرار لفی علییین و ما ادریک ما علییون کتاب مرقوم یشهده المقربون». مطففین/۱۸-۲۱.۳۰. بحارالانوار، ج۱۰، ص ۳۶۱.۳۱.احزاب/ ۳۳.۳۲. ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۲۵.۳۳. الکشاف، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ۲، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص ۳۹۶.۳۴. الکشف و البیان، ج۸، ص ۴۲؛ ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۲۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۲۵، ح ۶۶۱؛ ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، ۱۳۵۶ق، ص ۲۴؛ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، چ۱، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص ۱۰، ح۳۵۶؛ جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، محمد بن جریر طبری، تحقیق: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۲۲، ص ۹، ح ۲۱۷۲۷.۳۵. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۵۴، حدیث ۳۴۵؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دارالکتب العلمیه، چ۱، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص ۲۶۵؛ اسد الغابه، بیروت، دارالفکر، چ۱، ۱۴۱۹ق، ج۶، ص ۲۲۵.۳۶. الصواعق المحرقه، تحقیق، عبدالوهاب عبداللطیف، مکتبة القاهره، چ۲، ۱۳۸۵ق، ص ۱۴۳.۳۷. «وامر اهلک بالصلاة و اصطبر علیها». طه/۱۳۲.۳۸. «الصلاة رحمکم الله «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت».۳۹. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۳۸۱، ح ۵۲۶.۴۰. الکشف و البیان، ج۸، ص ۴۲.۴۱. «و لسوف یعطیک ربک فترضی». ضحی/۵.۴۲. مجمع البیان، ج۱۰، ص ۳۸۲؛ الکشف و البیان، ج۱۰، ص ۲۲۵؛ موفق؛ مقتل الحسین خوارزمی، ابن احمد مکی، تحقیق: محمد سماوی، قم، انوارالهدی، چ۱، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص ۱۰۵، ح۳۴.۴۳. «انی جزیتهم الیوم بما صبروا انهم هم الفائزون».مؤمنون/ ۱۱۱.۴۴. شواهد التنزیل، ج۱، ص ۴۰۸، ح ۶۶۵.۴۵. الکشاف، ج۴، ص ۶۷۰ و ۶۷۱؛ التفسیر للعیاشی، ج۳، ص ۱۶۳-۱۶۵؛ الکشف و البیان، ج۱۰، ص ۹۹-۱۰۱؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص ۲۰۹ و ۲۱۰؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص ۳۰۰-۳۰۲، ح ۱۰۴۲؛ تذکرة الخواص، ابن جوزی، بیروت، مؤسسه اهل البیت، ۱۴۰۱ق، ص ۲۸۱-۲۸۳؛ ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۰۸ و ۱۰۹.۴۶. «یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً».انسان/ ۷.۴۷. «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا». انسان/ ۸.۴۸. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا». انسان/ ۹.۴۹. ر. ک: الکشاف، ج۱، ص ۳۹۶ و ۳۹۷؛ الکشف و البیان، ج۳، ص ۸۵ و ۸۶.۵۰. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین». آل عمران/۶۱.۵۱. مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۶۴، ح ۳۶۲؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص ۱۴۲، ح ۱۹۴.۵۲. «اللهم هؤلاء اهلی»، ذخائر العقبی، احمد بن عبدالله طبری، ص ۲۵.۵۳. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی». شوری/ ۲۳.۵۴. ینابیع المودة، ج۱، ص ۱۲۴؛ الطرائف، ص ۱۱۲، ح ۱۶۷؛ الکشف و البیان، ج۸، ص ۳۱۰؛ مجمع البیان، ج۹، ص ۴۸؛ مناقب الامام علی بن ابی طالب، ص ۲۵۸، ح ۳۵۲؛ فرائد السمطین، ج۲، ص ۱۳، ح ۳۵۹؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۹۶.......................................................................................نویسنده: مرتضی حسینی شاه ترابی منبع: نشریه فرهنگ کوثر، شماره ۷۷. ]]> انديشه Sat, 07 Mar 2015 07:42:20 GMT http://deabel.org/vdcezn8w.jh8xei9bbj.html حضرت زهرای اطهر(س) الگو و اسوه زنان جهان http://deabel.org/vdcefp8w.jh8xfi9bbj.html اشاره:بحث از زندگانی و سیره ی معصومین(ع) به ویژه حضرت صدّیقه ی کبری، فاطمه ی زهراء(سلام الله علیها)دارای آثار و برکاتی است که از جمله آنان تفکر و اندیشه، عبرت آموزی، تقویت ایمان، الگو گرفتن، درس وحدت، ریشه یابی و حل مشکلات، احیای دین و ایمان، ارتباط با بزرگان و درس دین داری و تقوا می باشد.جایگاه و مقامات دختر مکرّم پیامبر اعظم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) نزد پروردگار از نزول "آیـــه ی تطهیر*، آیه ی مباهله**، آیه ی مودّت*** و سوره ی الکوثر" به دست می آید. شخصیتی که بر طبق آیه ی تطهیر از هرگونه ناپاکی، منزّه هست و بر طبق سوره کوثر، منبع و مصداق خیر کثیر(ارزش فراوان) و بر طبق داستان مباهله، حضور درکنار پدر بزرگوارش پیامبر مکرّم حضرت محّمد مصطفی(ص)، شوهرش، حضرت علیّ مرتضی(علیه السلام) فرزندان ارجمندش، حَسَنین(علیهما السلام) اتمام حجت الهی به رهبر مسیحیان و مخالفان شد.از برکات و آثار وجودی آن حضرت، بیش از هزار سال می گذرد و میلیون ها انسان در هر شبانه روز با استمداد از مقامات و شخصیت معنوی آن بزرگوار به پیشگاه خداوند، توسل می جویند. امید است خوانندگان عزیز، در این مقاله کوتاه با گوشه هایی از شخصیت و برکات وجودی آن دردانه ی پیامبر(ص) و بانوی عصمت و طهارت و کرامت(س) آشنا شوند.ضمن عرض تسلیت و تعزیت شهادت یگانه دخت خاتم الأنبیاء(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عج)، مراجع بزرگوار تقلید و عموم شیعیان جهان و شیفتگان و محبّان آن حضرت، از خداوند بزرگ می خواهیم، توفیق شناخت بیشتر آن حضرت و الگو گیری از راه و رسم و سیره و زندگی ایشان را به همه، به ویژه بانوان عزیز مسلمان عنایت فرماید. ان شاء الله.۱ ـ میلاد کوثربزرگانی همانند شیخ کلینی، شیخ طوسی، شیخ ابن شهر آشوب، شیخ طبَرسی، اربلّی، سیّد ابن طاووس و علامه مجلسی(رضوان الله علیهم)، ولادت آن بزرگوار را روز جمعه، بیستم جمادی الثانی در سال پنجم بعثت(در سنّ ۴۵ سالگی پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله) از پدری که اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران بود و مادری پاک دامن به نام خدیجة بنت خُویلِد(س) در شهر مکّه ی مکرّمه می دانند. (۱)داستان بارداری حضرت، بسیار قابل توجه و آموزنده است. روایت شده رسول خدا(ص) روزی با اصحاب خود از جمله حضرت علیّ(ع)، عمار، حمزة و عباس، نشسته بودند که جبرئیل امین بر پیامبر(ص) نازل و ندا داد:«ای محمّد، پروردگارت جلّ و علا، سلامَت می رساند و می فرماید؛ چهل روز از خدیجه، دوری گزین».به این ترتیب، پیامبر(ص) روزها، روزه بود و شب ها در منزل فاطمه بنت اسد(مادر امام علیّ علیه السلام) تا صبح عبادت می کرد. پس از چهل شبانه روز، فرشته ی وحی، طبقی از طعام بهشتی برای پیامبر(ص) آورد و گفت:«پروردگارت می فرماید؛ امشب با این طعام ها افطار کن و شب نزد خدیجه برو و با او نزدیک شو، که خداوند می خواهد در این شب، از نسل تو و خدیجه، فرزندی پاک بیافریند». آری وجود مقدس حضرت فاطمه(س) این چنین منعقد شد.۲ ـ اسامی ، القاب و کنیه هابرای حضرت زهرا(س) بیش از صد اسم، لقب و کنیه گفته شده که مهم ترین آن ها عبارتند از: «فاطمة، بتول، مبارکة، محدثّة، راضیّة، مرضیّة، طاهرة، صدّیقة، سیّدة، حوریّة، نوریّة، شهیدة، محبوبة، عفیفة، حبیبة، صفیّة، عالمة، معصومة، مظلومة، منصورة، جمیلة، مطهّرة، حکیمة، عقیلة، عابدة، باکیة، صابرة، أمینة، اُمّ الائمة، اُمّ ابیها، اُمّ الخیرة، اُمّ الفضائل، اُمّ المومنین و اُمّ العلوم».پیامبر اکرم(ص) فرمود: «انّما سِمّیت ابنتی فاطمة لأنّ اللّه فطَمَها وفَطم مُحبّیها من النّار». یعنی؛ همانا دخترم «فاطمه» نامیده شده، زیرا خداوند او و دوست دارانش را از آتش جهنّم می رهاند. (۲)۳ ـ تربیت، فضایل و کمالات انسانیرسول خدا(ص) فرمود: «فاطمة[س] سیّدة نساء العالَمین». یعنی؛ [دخترم] فاطمه، بهتر بانوان جهانیان است. (۳) هم چنین فرمود: «فاطمة أعزّ البریّة علیّ». یعنی؛ فاطمه[س] عزیزترین آفریدگان خداوند نزد من است. همین طور فرمود: «انّها بَضعة منّی او شَجعة منّی». یعنی؛ فاطمة[س] پاره تنِ من و بخشی از وجودم می باشد. (۴)در شأن و فضایل و کمالات حضرت فاطمه زهرا(س) از پیامبر اکرم(ص) سخنان فراوانی نقل شده است که علاقه مندان به آثار و منابعی مانند فضائل الخمسة من الصحاح الستّة تألیف مرحوم آیت الله سید مرتضی حسینی فیروزآبادی[ج۳، المقصد الثالث] و منابع روائی دیگر مراجعه نمایند.حضرت صدّیقه ی کبری در نگاه ائمه معصومین(ع)، صحابه و دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی نیز از شخصیت و جایگاه والا و بلندی برخوردار است که به چند نمونه اشاره می شود:امام جعفر صادق(ع) فرمود: «انّما سُمّیت فاطمة لأن الخلق فُطموا عن معرفتها». یعنی؛ همانا فاطمه نامیده شده است، زیرا مردم مخلوقات از درک و فهم مقام او ناتوانند. (۵)امّ سلمة می گوید: «هرگاه فاطمه(س) خدمت رسول خدا(ص) می رسید، حضرت پیامبر(ص) به پا بر می خواست و دخترش را می بوسید و به او خوش آمد می گفت و دستش را می گرفت و در جای خود می نشاند... راز خود را با او در میان می گذاشت و در انجام کارها با او مشورت می کرد». (۶)ابن صبّاغ مالکی می نویسد: «فاطمه دختر کسی است که سوره اِسراء[بنی اسرائیل]، در شأن او نازل شده است، وی همسنگ خورشید و ماه و دخت برترین انسان، میلادش پاکیزه و به اتفاق دانشمندان، بانوی بانوان است». (۷)۴- ویژگی ها و کمالات انسانیالف: دانش و معرفتآن علیا مخدّره، یکی از راویان حدیث و حاملان آن بوده است. به طوری که «مُصحَف فاطمة» یکی آثار منسوب به آن حضرت می باشد که متأسفانه باقی نمانده است ولی گفته می شود در اختیار حضرات ائمه ی اهل بیت(ع) بوده که به یکی پس از دیگری منتقل شده و هم اکنون در اختیار منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عجّل الله فرجه) می باشد. در خطبه هایی که حضرت فاطمه ی زهرا(س) بعد از رحلت جان سوز پدر بزرگوارش نبیّ مکرّم(ص) در جمع صحابه در مسجد النبیّ(ص) و در خانه ی خود ایراد فرمود، بهترین دلیل بر علم و دانش و معرفت ایشان می باشد. (۸)ب ـ فضایل اخلاقیصفات و کمالات اخلاقی مانند: نجابت، مروّت، سخاوت، شجاعت، بخشش، جمال و اندام موزون، نرم خویی، سعه صدر، صبر و بردباری، مهربانی، متانت، عفّت و پاک دامنی، خویشتن داری، حق گویی، حفظ اسرار، وفای به عهد و پیمان، صداقت و راست گویی، ایثار، تقوا و عبودیت، صراحت لهجه و فصاحت کلام، قناعت پیشگی، ساده زیستی، مناعت طبع، دوری از تجمّل، غرور، حِرص، غیبت، تهمت، دروغ و... بخشی از دنیای شخصیت ممتاز آن یگانه ی دوران و جگر گوشه پیامبر(ص) هست که این گونه صفات و کمالات اخلاقی و معنوی، فقط در بانوان آسمانی و ملکوتی یافت می شود.ج ـ ایمان، خداشناسی و بندگی خدارسول خدا(ص) فرمود: «انّ ابنَتی فاطمة[س] ملأ اللّه قلبها وجوارحها ایماناً الى مشاشها ففرغت لطاعة اللّه». یعنی؛ خداوند دل و جوارح دخترم فاطمه[س] را عمیقاً سرشار از ایمان ساخته است و او همواره در اطاعت و فرمان برداری خداوند به سر می برد. (۹)حسن بصری می گوید: «در میان امت اسلامی، فردی نیایش گرِ و اهل عبادت از فاطمه [س] سراغ ندارم. وی به قدری به عبادت (ذکر و رکوع و سجود و دعا) می ایستاد که پاهای مبارکش متورّم می شد و از ترس خدا در نماز نفسَش به شماره می افتاد». (۱۰)د ـ جهاد و مبارزه پی گیر برای خداآن حضرت پس از ظهور اسلام در کنار پدر بزرگوار، مادر مکرّمه اش و بنی هاشم در حالی که کودکی دو ساله بود، به مدت سه سال در محاصره شِعب ابی طالب شرکت داشت و انواع سختی ها و مشکلات و دشواری های زندگی را با اخلاص تحمل نمود. (۱۱) حدود یک سال بعد، مادر فداکار و مهربان خود را هم از دست داد.آن بزرگوار پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، به همراه چند تن از بانوان مسلمان، سختی های زیادی را نیز متحمل شد و در محله ی «قبا» به پدر ملحق گردید.در جنگ های بَدر، اُحد، أحزاب، خیبر، تبوک، فتح مکه و... همانند سایر بانوان مسلمان حضور داشت و نقش و وظیفه ی انسانی و اسلامی به جنگ جویان مسلمان و درمان آن ها و سایر خدمات را ایفاء نمود.۵ ـ ازدواج و تربیت فرزندان شایستهدر سال دوم هجرت که آرامش نسبی در بین مسلمانان مدینه بر قرارشده بود، بزرگان قریش مکرر برای ازدواج با ایشان، از پیامبر اکرم(ص) خواستگاری کردند ولی نه تنها حضرت زهرا(س) نمی پذیرفت، بلکه پیامبر(ص) نیز می فرمود: «در باره ی ازدواج او منتظر فرمان خدا هستم» تا اینکه امام علیّ بن ابی طالب(ع) در حالی که بیست و یک سال سنّ داشت به خواستگاری صدیقه ی کبری(س) آمد و مورد پذیرش پیامبر(ص) و دخترش واقع شد و این ازدواج آسمانی با کمترین هزینه و ساده ترین شکل انجام شد که همواره برای انسان های دوست دار کمال و عشق و معنویت، الگو و درس آموز بوده، هست و خواهد بود. (۱۲)ثمره ی این پیوند نیک و پسندیده (هم کُفو بودن) ولادت فرزندانی همانند سبط اکبر، حضرت امام حسن(ع)، سیّد الشهداء، حضرت امام حسین(ع)، حضرت زینب کبری(س)، امّ کلثوم و محسن شهید(سقط شده) می باشد که تا قیامت افرادی مانند آن ها، زائیده نشده و نخواهد شد. (۱۳)حضرت زهرا(س) فرزندانی را تربیت نمود که هر کدام با ایفای نقش بی نظیر خود، درس عزّت و سربلندی، عشق و وفاداری، تقوا و عبودیت، صبر و شکیبائی، شجاعت و کرامت، جهاد و مبارزه، مهر و عاطفه، ایثار وگذشت، جان فشانی در راه خدا و اسلام، صلح و مدارا و... را از خود به یادگار گذاشتند و برای مسلمانان اسوه و الگو شدند.۶ ـ بیماری، وصیّت و شهادتحضرت زهرا(س) بعد رحلت جان گداز پدر بزرگوارشان، چند ماهی بیشتر زندگی نکرد و در این مدت نیز به قدری اشک می ریخت که ایشان را یکی از «بکّائین» شمرده اند و هیچ گاه خندان دیده نشد. (۱۴) علت گریه های آن مخدرّه هم نگرانی از انحراف مسیر امت مسلمان از صراط مستقیم الهی(مسیر امامت راستین) بود که بد بختی و مشکلات مادی و معنوی از نتائج آن بـود.روزی امّ سلمه(یکی از همسران پیامبر) بر ایشان وارد و عرض کرد: «ای دختر پیامبر(ص) چگونه صبح کردی؟». حضرت فرمود:«با غم و اندوه گذراندم!. پدرم را از دست دادم. خلافت و امامت پسر عم و شوهرم غصب شد و بر خلاف دستور خدا و رسول خدا(ص)، امامت را از او گرفتند، زیرا از او کینه داشتند، چون پدرانشان را در جنگ بدر و احد کشته بود». (۱۵)گریه های فراوان او باعث ناراحتی و اعتراض مردم شد. آن بانوی نمونه اسلام، روزها دست حسنین(ع) را می گرفت و بر سر قبر مطهّر رسول خدا(ص) می رفت و پس از گریه و ندبه به نزد قبور سایر شهداء و سربازان فداکار می رفت و اشک می ریخت. حضرت امام علیّ(ع) سایه بانی برای محافظتِ ایشان از سوزش حرارت آفتاب، ساخت که به «بیت الأحزان» معروف شد. (۱۶)امام جعفر صادق(ع) فرمود: «در اثر ضرباتی که قنفذ، بر پیکر نازنین حضرت زهرای مرضیّه(س) وارد ساخت، سقط جنین کرد و به آن علت، پیوسته رنجور و ضعیف می گشت تا اینکه در بستر افتاد و امیر المؤمنین(ع) و اسماء بنت عمیس، پرستاری ایشان را می کردند». (۱۷)یک روز گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتش رفتند و عرض کردند: ای دختر رسول خدا(ص) حال شما چطور است؟ فرمود: «به خدا سوگند، به دنیای شما علاقه ای ندارم. از مردانتان دل گیرم... . وای به عقیده ی سست و رأی متزلزل آن ها، چه کار بدی کردند و مستوجب غضب خدا گشتند!. در عذابِ دوزخ مخلّد شدند... . وای به حالشان، چگونه خلافت را از علیّ(ع) گرفتند. به خدا سوگند علت کنار گذاشتن او جز این نبود که از شمشیر برّان و دلاوری ایشان در راه خدا ناراحت بودند. به خدا سوگند، اگر خلافت را از او نگرفته بودند مردم را با کمال راحتی به سوی سعادت و خوشبختی هدایتشان می کرد... . کار این مردم بسی شگفت انگیز است!؟ چرا چنین کردند؟... به خدا ســـوگند نالایقی را به جای فرد لایقی قرار دادند!؟... نمی دانند که به جای اصلاح، ایجاد فساد کردند... . اکنون آماده حوادث ناگوار و منتظر شمشیرهای برنده و هرج و مرج دائم و دیکتاتوری ستم کاران باشید. بیت المال شما را غارت خواهند کرد و منابع شما را به جیب خواهند ریخت... آیا می توانیم شما را به هدایت مجبور کنیم، در حالی که خودتان از آن کراهت دارید!؟...». (۱۸)در روایت وارد شده است که حضرت امام علیّ علیه السلام از حضرت زهراء(س) پرسید: «چرا این قدر گریه می کنی؟». عرض کرد: «برای گرفتاری آینده ی تو گریه می کنم...». فرمود: «گریه نکن به خدا سوگند، این گونه امور نزد من مهم نیست...». (۱۹)پس از حدود چهل روز حزن و اندوه و بیماری سخت حضرت زهرای اطهر(س)، کسالت ایشان بیشتر شد. یک روز به همسرش امام علی علیه السلام عرض کرد:«ای پسر عموی مهربان، آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده می کنم. گمان می کنم به زودی به پدرم ملحق می شوم، می خواهم وصیّت کنم». امام علیّ(ع) فرمود:«هر چه می خواهی بگو که به آن ها عمل خواهم کردم».حضرت صدیقه ی کبری(س) وصیت های خود را به شرح زیر بیان داشت: «۱ـ ای پسر عمو، مردها بدون همسر نمی توانند زندگی کنند... خواهشمندم بعد از من با اُمامة(دختر خواهرم، زینب) ازدواج کن، زیرا نسبت به کودکان من مهربان است.۲ـ برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه ام، حجم بدنم پیدا نباشد... .۳ـ مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار. اجازه نده اشخاصی که حقّم را غصب کرده اند و اذیّت و آزاری نمودند، بر من نماز بخوانند و یا به تشییع جنازه ام حاضر شوند...». (۲۰)پس از رحلت جان سوز و حزن انگیزِ یگانه دختر رسول ختمی مرتبت(ص) که اسماء بِنت عُمیس تنها شاهد و گزارش گر آن می باشد، می گوید: «امام علی(ع) گریه و ناله از کودکان، زنان و علاقه مندان بلند شد و مردم از مرد و زن برای عرض تسلیت به خانه ی آن حضرت می آمدند و خواستار مشارکت در مراسم غسل و کفن و تشییع حضرت زهرای اطهر(س) بودند که امام علیّ(ع) بنا به وصیت آن حضرت، شبانه مراسم غسل و کفن را انجام داد و با حضور تعدادی از اصحاب و یاران مانند عباس، فضل، مقداد، سلمان، ابوذر، عمّار، بُریده، عقیل، حُذیفه، ابن مسعود و حسنین(ع) پیکر پاک و مطهّر آن بزرگوار و دختر شهیده و مظلومه پیامبر خدا(ص) را در تاریکی شب، آهسته و آرام در سکوتِ مطلق شهر مدینه در مکانی مجهول(نا مشخص) به خاک سپردند. امام علیّ(ع) پس از توقف کوتاهی در کنار قبر و تهیه ی صورت هفت یا چهل قبر تازه به خاطر ترس از دشمنان، با اندوهی فراوان به خانه بازگشت. صبح که اصحاب برای شرکت در مراسم آماده می شدند، متوجه شدند که شبانه مراسم خاک سپاری دختر عزیز پیامبر(ص)انجام شده است!... ». (۲۱)در باره تاریخ دقیق شهادت حضرت صدیقه ی کبری(س) در بین تاریخ نویسان اختلاف وجود دارد. برخی مانند کلینی(صاحب اصول الکافی)، طبری(صاحب دلائل الإمامة)، کفعمی(صاحب مصباح)، سید مرتضی(صاحب عیون المعجزات)، سید ابن طاووس(صاحب اقبال الأعمال) و محدّث قمی(صاحب منتهی الآمال) تاریخ رحلت و شهادت را سیزدهم جمادی الاُُولی می دانند.دلیل عمده این قول هم روایتی از امام صادق علیه السلام است که فرمود: «فاطمه[س] بعد از رحلت پیامبر[ص] هفتاد و پنج روز زنده بود». برخی دیگر از نویسندگان به علت روایت امام باقر علیه السلام که نقل شده، حضرت زهرا(س) بعد از رسول خدا(ص) نود و پنج روز زندگی کرد، می گویند؛ آن بزرگوار در سوّم جمادی الثانی سال یازدهم هجری به ملکوت اعلی پیوست. (۲۲)۷ـ معرفی برخی از منابع مفیدجهت مراجعه و تحقیق بیشتر علاقه مندان و عزیزان، تعدادی از منابع مفید(عربی و فارسی) را تقدیم می کنم. امیدوارم مورد استفاده واقع شود:۱. أعلام الهدایة؛ فاطمة الزهرا(س)، « سیّدة النساء»، [جلد ۳] لجنة التحقیق فی المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، ۱۴۲۲ق- ۱۴۳۰ق .۲. پیشوایان هدایت؛ صدّیقه ی کبری حضرت فاطمه ی زهرا(س) [جلد ۳]، گروه مؤلفان مجمع جهانی اهل بیت(ع)، مترجم: عباس جلالی، ۱۳۸۵ ش.۳. حیاة سیّدة النساء؛ فاطمة الزهراء(س)؛ دراسة و تحلیل، باقر شریف القرشی(ره)، تحقیق: مهدی باقر القرشی، ۱۴۳۰ ق.۴. مسند فاطمة الزهراء(س)، جلال الدین السیوطی، المطبعة العزیزیة، ۱۴۰۶ ق .۵. وفاة الصدیقة الزهراء(س)، السیّد عبدالرزاق المقرّم(ره)، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ق .۶. فاطمه زهرا(س)، بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، انتشارات شفق، ۱۳۸۴ش.۷. درس نامه ی حضرت فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت، مجید جعفر پور، نشر بیت الأحزان، ۱۳۹۰ش.۸. بیت الأحزان، شیخ عباس القمّی(ره)، ترجمه: سید محمود زرندی، ۱۳۸۶ش.۹. زهرا(س)؛ برترین بانوی جهان، ناصر مکارم شیرازی، نشر سرور، ۱۳۸۶ش.۱۰. فاطمه زهرا(س)؛ مظلومه تاریخ، علی اصغر رضوانی، انتشارات صبح امید یاران، ۱۳۸۹ش.۱۱. الکلمة الغرّاء فی تفضیل الزهراء(س)، سید عبدالحسین شرف الدین العاملی(ره)، ترجمه: محسن بیدارفر، انتشارات الزهراء، ۱۳۶۲ش.۱۲. زندگانی فاطمه ی زهرا(س)، سید جعفر شهیدی(ره)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.۱۳. فرهنگ سخنان حضرت زهرا(س)، محمد دشتی(ره)، عصر ظهور، قم، ۱۳۹۰ش.۱۴. تحقیقی در باره زندگانی اُمّ أبیها، صدیقه کبری فاطمه زهرا(س)، محمدکاظم القزوینی(ره)، ترجمه: سید محمد صالحی، نشر مهر، ۱۳۹۰ش.۱۵. زندگانی حضرت زهرا(س)، احمد احمدی بیرجندی، آستان قدس رضوی(به نشر)، ۱۳۹۰ش.۱۶. فاطمة الزهراء(س)؛ وتر فی غِمد، سلیمان کتّانی، تحقیق المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، ۱۴۳۲ق.۱۷. فدک فی التاریخ، الشهید السید محمدباقر الصدر(ره)، ترجمه: محمود عابدی، کتابخانه بزرگ اسلامی، ۱۳۶۰ش.۱۸. فاطمة الزهراء(س)؛ قدوة و اُسوة، سید محمدتقی المدرسی، موسسة الوفاء، ۱۴۰۲ق.۱۹. فاطمة الزهراء(س) امّ الامامة و سیدة النساء، محمدحسن النائینی(ره)، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.۲۰. زندگانی حضرت فاطمه زهرا(س) و دختران آن حضرت، سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات اسلامیة، ۱۳۹۸ق.«سلام الله علیها یوم وُلدت و یوم اُستشهدت و یوم تُبعث حیّا»پی نوشت:*سوره ی احزاب آیه ی ۳۳.**سوره ی آل عمران آیه ی۶۱.***سوره ی شوری آیه ی ۲۳.۱- کلینی، اُصول الکافی ۱: ۴۵۷؛ طوسی، مصباح المتهجد ۳: ۷۷۳؛ اربلّی، کشف الغمة...۲:۷۵؛ طبرسی، اِعلام الوری بأعلام الهدی: ۹۰؛ طبری(ابن رستم)، دلائل الإمامة :۱۰؛ سید ابن طاووس، اقبال الأعمال : ۲۶۳؛ ابن شهر آشوب، المناقب... ۳: ۳۵۷؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:۷۲- کلینی، اصول الکافی ۱: ۴۶۱؛ ابن شهر آشوب، المناقب...۳: ۳۵۷؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۱۶؛ درس نامه ی حضرت فاطمه(س) از ولادت تا شهادت، مجید جعفر پور ۳۰.۳- حاکم النیشابوری، المستدرک علی الصحیحین ۳: ۱۷۰؛ ابو نُعیم الإصفهانی، حلیة الأولیاء... ۲: ۳۹.۴- طوسی، الأمالی، مجلس ۱ ح ۳؛ اهل البیت(ع) من کتاب أعیان الشیعة...، سید محسن امین العاملی، تحقیق: المجمع العالمی لأهل البیت(ع) ۱: ۴۹۱.۵- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۱۹.۶- المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، أعلام الهدایة؛ فاطمة الزهراء(س)«سیّدة النساء» ۳: ۳۶.۷- ابن صبّاغ المالکی، الفصول المهمّة فی معرفة الأئمة(ع) ۱۲۱.۸- ابن المغازلی، المناقب... ۲۶۴؛ اربلّی، کشف الغمة...۲: ۱۷۶؛ طبری، دلائل الامامة ۶۵؛آغا بزرگ الطهرانی، الذریعة... ۲۱: ۴۲۴۸. ( کتاب هائی با عنوان"مسند فاطمة الزهراء(س)" از سوی نویسندگان شیعی و سنّی نوشته شده که علاقه مندان می توانند به جدیدترین آن ها به قلم استاد شیخ عزیز الله عطاردی مراجعه نمایند).۹- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۵۶.۱۰- همان ۴۳: ۸۴ ؛ دیلمی، أعلام الدین فی صفات المومنین : ۲۴۷.۱۱- طبری(محمد بن جریر)، تاریخ الاُمم و الملوک ۱: ۴۲۶.۱۲- شیخ صدوق، الخصال: ۶۴۰؛ الأمالی : ۴۷۴؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۱۱۱.۱۳- اربلّی، کشف الغمة... ۱: ۴۷۲؛ خطیب البغدادی، تاریخ بغداد ۱: ۳۱۶.۱۴- ابن سعد، الطبقات الکبری ۲: ۸۵؛ طبرسی ، الإحتجاج... ۱: ۱۴۹.۱۵- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۲: ۱۵۶؛ یوسفی غروی(محمدهادی)، موسوعة التاریخ الإسلامی ۴: ۱۴۳.۱۶- همان ۴۳: ۱۵۷.۱۷- طبری، دلائل الإمامة ۴۵؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۱۷۰۱۸- طبرسی، الإحتجاج ۱: ۱۴۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ۱۶: ۲۳۳؛ مجلسی، بحار الأنوار ۴۳: ۱۶۱.۱۹- مجلسی، بحار الأنوار ۴۳: ۲۱۸.۲۰- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(ع) ۳: ۳۶۲؛ طبری، دلائل الإمامة ۴۲؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۲۱۴؛ یوسفی غروی(محمدهادی)، موسوعة التاریخ الإسلامی ۴: ۱۵۰.۲۱- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۱۸۳.۲۲- کلینی، اُصول الکافی ۱: ۲۴۱؛ امینی(ابراهیم)، فاطمه زهراء(س)؛ بانوی نمونه اسلام: ۱۹۷. ]]> انديشه Thu, 26 Mar 2015 06:53:17 GMT http://deabel.org/vdcefp8w.jh8xfi9bbj.html پانزدهمين نشست مرجع‌شناسی كتب عاشورايی برگزار شد http://deabel.org/vdcjz.etuuqevffs.html به گزارش خیمه، مدير مركز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا شهرستان دزفول ضمن بيان اين مطلب گفت: طی اين جلسه مقتل معتبر و ارزشمند «علامه موسوی مقرم» مورد نقد و بررسی قرار گرفت و اين كتاب از مقاتل مربوط به عصر حاضر بوده و مطالب آن از روی كار آمدن يزيد آغاز می‌شود و تا شهادت امام(ع) ادامه می‌يابد. مهندس عبد‌الكريم خاضعی‌نيا افزود: كتاب مقتل مقرم از 42 عنوان تشكيل شده است كه از جمله اين عناوين ماجرای دعوت حضرت مسلم، ديدار از زنان بنی‌هاشم با امام(ع)، موضوع‌گيری امام(ع) در مقابل بزرگان مكه، بستن آب، خطبه‌خوانی امام(ع)، اسب تاختن بر بدن شهداء و... اشاره كرد.مدير مركز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا شهرستان دزفول در پايان گفت: اين اثر از منابع قابل استناد و مورد وثوق در امور پژوهشی است و مراجعه به آن به پژوهشگران اين عرصه توصيه می‌شود. ]]> انديشه Thu, 08 Nov 2007 05:16:15 GMT http://deabel.org/vdcjz.etuuqevffs.html بسیاری از علمای اهل سنت درباره حضرت زهرا(س) کتاب نوشته اند http://deabel.org/vdcfxtd0.w6dmvagiiw.html چهارمین روز از نوروز ۹۴ با سوم جمادی الثانی، سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، هم زمان شده است. نحوه مواجهه با این تقارن عزا و نوروز و نکاتی که باید در آن رعایت شود را از حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و معاون موسسه پژوهشی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری جویا شدیم. با توجه به تقارن ایام فاطمیه و نوروز چه کنیم که ضمن به جا آوردن مراسم نوروزی، شان و حرمت ایام فاطمیه هم حفظ شود؟مردم توجه دارند که مراسم مرسوم نوروز در شب و روز شهادت برگزار نشود و اگر دید و بازدیدهای ضروری هم انجام شود، باید با مراسم فاطمیه تناسب داشته باشد. در مجموع این ایام باید ذکر و یاد حضرت زهرا (س) را گرامی و زنده بداریم، چون هدف اقامه عزا برای اهل بیت علیهم السلام و یا برگزاری مراسم میلاد برای این بزرگواران آن است که سیره، مکتب و آموزه های آنان احیا شود. در روایات هم تاکید شده که احیای امر اهل بیت علیهم السلام هدف اصلی است و بنابراین احیای این راه در اجرای مراسم مرسوم و معقول نوروز مانند دید و بازدیدها و سفرها تداخلی ایجاد نخواهد کرد.در عین حال باید اعتدال را رعایت کنیم، نه آنقدر افراط شود که برخی گمان کنند یک هفته قبل و بعد از شهادت دید و بازدید باید تعطیل شود و نه آنچنان بی توجهی شود که شب و روز شهادت هم تغییری در برنامه ها نداشته باشیم. چون وظیفه داریم در روز و شب شهادت اقامه عزا برای حضرت زهرا (س) کنیم و از این امر غافل نشویم. البته مردم ما در سال های گذشته و مراسم این چنینی ثابت کرده اند که به این امور توجه دارند و در سالهایی که چنین مناسبت هایی با ایام نوروز تلاقی پیدا می کرد، این حرمت نگه داشته می شد و حتی احترام مردم به اهل بیت علیهم السلام فراتر از آن چیزی بود که دشمنان اسلام گمان می کردند.در اسلام هم درباره بعضی از آدابی که مردم ایران در نوروز به جا می آورند مثل دیدار اقوام و آشنایان و یا سفر کردن تاکید شده است.همین طور است. صله رحم، دیدار مسلمانان با یکدیگر و جویا شدن از اوضاع و احوال یکدیگر از توصیه های ائمه اطهار علیهم السلام است. گاهی نحوه مواجهه افراد با یکدیگر در نوروز و انجام کارها یا اعمالی مثل اظهار شادی ممکن است هتک حرمت تلقی شود و از این کارها باید جلوگیری شود، در حالی که اصل دید و بازدید از توصیه های اکید اسلام است. به خصوص در روز شهادت باید مراقبت کنیم که حتی برنامه های آن روز رنگ و بوی عزاداری حضرت زهرا (س) بگیرد. یعنی در مهمانی ها به ذکر مصیبت شود و یا برنامه روز و شب شهادت را به حضور در هیات ها و عزاداری ها اختصاص دهیم و عزاداری در این شب و روز غالب باشد و دید و بازدید معمول عید رابه ایام پس از شهادت موکول کنیم.وحدت شیعه و سنی را چگونه باید حفظ کرد تا به بیان معارف شیعی هم پرداخته شود؟بسیاری از علمای اهل سنت درباره صائب اهل بیت علیهم السلام و به خصوص حضرت زهرا (س) کتاب نوشته اند و به وقایع بعد از رحلت پیغمبر اکرم (ص) اعتقاد داشته اند. اما بیان این گونه مسائل با بعضی تعابیر که ممکن است به اصول اساسی شیعه خدشه وارد کند، اشکال دارد. حتی مقام معظم رهبری هم در این ایام مراسم سوگواری و اقامه عزا را دارند و خطبا هم سخنرانی می کنند، بدون اینکه هیچ گونه تعریضی به مسئله وحدت بین شیعه و سنی وارد شود. از طرف دیگر در مجامع و مجالس باید ضمن تاکید بر اعتقادات بر حق تشیع مراقب وحدت در امت اسلام باشیم تا آن را بهانه ای برای دشمنان اسلام قرار ندهیم. ]]> انديشه Sat, 07 Mar 2015 03:30:48 GMT http://deabel.org/vdcfxtd0.w6dmvagiiw.html سومين كنگره عاشوراپژوهي در قم برگزار شد http://deabel.org/vdcc.iqpa2bqx0la82.html به گزارش خیمه، مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم در ابتدای این همایش گفت: «اين كنگره با هدف استفاده بهينه از موقوفات مرتبط با محرم و صفر در راستاي تبيين نهضت حسيني، شناساندن آموزه‌هاي جاودانه كربلا به نسل جوان، معرفي انقلاب اسلامي به عنوان مصداق بارز عاشورايي تمام عيار نهضت برگزار خواهد شد.»حجت‌الاسلام غلامرضا ناظمی افزود: «همچنين معرفي چهره‌هاي انقلابي و عاشورايي به عنوان منتظران واقعي، تبيين جايگاه انقلاب اسلامي در زمان غيبت حضرت ولي‌عصر(عج) ‌و مبارزه با هجمه‌هاي فرهنگي و تبليغي دشمن با معرفي الگوهاي ارزشمند عاشورا در حيات اجتماعي از ديگر اهداف برگزاري دومين كنگره عاشورا پژوهي خواهد بود.»وی با بيان اينكه «عاشورا در زمان حيات ما از ماندگار‌ترين حقيقت‌هاي هستي است»، تصريح كرد: «عاشورا ترسيم كننده متعالي‌ترين جلوه‌هاي حيات است كه بايد اين امر براي نسل كنوني جامعه تبيين گردد.»مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم بیان کرد: «سومین كنگره عاشورا پژوهي كه در محور فرصت‌ها و آسیب‌ها برگزار خواهد شد سعي دارد تا جوانان را با انحرافات موجود در جامعه آشنا كند و از گسترش آن‌ها جلوگيري نمايد.»ناظمی شناساندن آموزه‌هاي جاودانه كربلا به نسل امروزي را امري بسيار مهم ارزيابي كرد و اظهار داشت: «اگر جوانان با اين آموزه‌ها آشنا شوند مشكلات بسياري از جامعه رفع مي‌گردد و هجمه‌هاي فرهنگي دشمنان نيز كارساز نخواهد بود.»وی افزود: «آسیب‌هایی که امروزه جامعه دینی ما را تهدید می‌کند باید شناسایی شده و در برابر آن ایستادگی کرد.»مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم خاطرنشان کرد: «دشمن امروزه سعی دارد تا با مطرح کردن شبهات جوانان را به انحراف بکشاند که باید هشیار بود و در برابر این آسیب‌ها ایستادگی کرد.»ناظمی در ادامه به مقالات ارسال شده به دبيرخانه كنگره اشاره كرد و افزود: «با توجه به اينكه اين كنگره به صورت پژوهشي برگزار مي‌شود دبيرخانه‌اي جهت فراخوان مقاله در اداره كل تشكيل شد و با بيش از 20موضوع با محوريت فرصت‌ها و آسیب‌ها به جمع آوري مقالات پرداخت.»وی تصریح کرد: «در حدود 50 مقاله به دبيرخانه سومین كنگره عاشورا پژوهي ارسال شد كه بيشترين مقاله‌هاي ارسالي از استان قم و مابقي آن‌ها از استان‌هاي اردبیل، خراسان رضوي، تهران، کرمانشاه، خوزستان، همدان، گلستان، آذربایجان غربی و... مي‌باشد.»مدير كل اوقاف و امور خيريه استان قم به موضوعات فراخوان مقاله اشاره كرد و گفت: «در بخش فرصت‌ها، تحکیم ولایت باوری با ارائه تصویر صحیحی از غایت عاشورا، کیفیت تبیین حماسه به منظور جمع بین شور و شعور، ارائه گونه ها و شیوه های صحیح عزاداری، کیفیت و راهکارهای بهره مندی از حماسه عاشورا پس از انقلاب، کیفیت و راهکارهای بهره رسانی و صدور پیام عاشورا به جهانیان، مقاومت و پایداری در نهضت عاشورا و درس های آن برای جوامع اسلامی، راههای تقویت برائت و نفرت از ظلم و استبداد جهانی با ذکر مصائب سید الشهدا( ع)، بررسی نقش زنان در تداوم نهضت حسینی، درس های عاشورا برای تحکیم خانواده و حفاظت از اصول و ارزش های آن، تبیین عدالت خواهی به عنوان عامل ماندگاری امواج نهضت کربلا تا عصر حاضر، تاثیر آموزه های قیام حسینی در تربیت اسلامی و دین گرایی نسل جوان و تبیین خدمت رسانی حقیقی به جامعه اسلامی بر اساس آموزه های عاشورایی از جمله موضوعات فراخوان می باشد.»ناظمی خاطرنشان کرد: «در بخش آسیب ها نیز، دیدگاه های حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در مورد آسیب های موجود در مراسم فعلی عزاداری، تنزل غایت عزاداری و گزارش حماسه عاشورا به شور و احساس، کژی و کاستی در گونه های عزاداری و ذکر مصائب، خرافات و چگونگی رسوخ آن ها در گزارش های نهضت عاشورا، علل و عوامل سیاسی پیدایش آسیب های شکلی و محتوایی در گزارش از نهضت عاشورا، ناتوانی و ناآشنایی برخی از ناقلان حماسه اعم از مداحان و گویندگان و بررسی آسیب های تربیتی مراسم فعلی عزاداری و نگاه یک جانبه و تک بعدی به حماسه عاشورا از جمله موضوعات مقالات است.»در پایان این مراسم نیز با اهدا لوح و جوایزی از پنج مقاله به عنوان مقالات برتر تجلیل شد. ]]> انديشه Thu, 22 Jan 2009 11:44:13 GMT http://deabel.org/vdcc.iqpa2bqx0la82.html