نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » جامعه

ضرورتهای تأسیس دانشگاه ویژة ثنا و رثا

سید محمد هاشمی‌فرد

۱۴ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۰

مداحی یا ثناخوانی و ذاکری یا رثاخوانی مقولة متناقض نمایی است که در فرهنگ شیعه، اسلام و انسان جایگاه قابل تأمل و تعیینکنندهای دارد. این پدیدة دیرآشنای غریب، در دنیای امروز ابداً قابل انکار و چشم پوشی و حتی کم اعتنایی نیست.

مهم و شگفت این که ذاکری اهلبیت عصمت و طهارت را امروزه عموماً به شیعه منتصب و در این حوزه بدان پرداخته میشود. علیرغم اینکه چنین برداشتی درست و افتخار شیعه به این دارایی اصیل و عظیم فرهنگی ولایی است، حقیقت موضوع این است که این جریان فرهنگی ـ اجتماعی ـ اعتقادی و در عین حال سیاسی و ... در زندگی و سعادت جامعة بشری تأثیر مستقیم دارد و بایسته است که از این دیدگاه به نحو مطلوب و وافر بدان نگریسته شود.

چنان که پیش از این گفتهام۱ در واقعة سهمگین طف، سنگینترین ضربه بر پیکر انسان و انسانیت وارد آمد و مغبون و متضرر اصلی آن رویداد دردناک و در عین حال بزرگ، جامعة انسانی بود. اگرچه عالم اسلام و به طریق اخص و اولی جهان شیعه در متن موضوع و موضوع در بطن آنهاست، اما هر دو در این غبن بزرگ تابع متغیر جامعة بشریاند.

با این اشاره قصد دارم بگویم پرداختن به بحث ثنا و رثاخوانی که کانون آن رثاخوانی واقعة عاشوراست، باید دلمشغولی همة جامعة بشری باشد؛ آن هم با نگاهی متفکرانه و علمی با دامنهای جهانشمول. یعنی عالم انسانیت باید برای دفاع از خود و باز ـ ستانی حق از دسترفتهاش مرثیهخوانی واقعة عاشورا و نیز رثای اهلبیت عصمت و طهارت را بازبینی، بازخوانی و بازپردازی کند، خود را نیازمند به این نیروی بزرگ و نجاتدهنده بداند، راههای دقیق و علمی پرداختن بدان را باز شناسد و به یاری آن خود را از این همه شور و شر نجات دهد.

گذشته از این امروزه هر عنصری که در زندگی، قابل اندک توجهی باشد دستخوش تأثیر و تأثّرات موجهای رنگارنگ فرهنگی و شبه فرهنگی قرار میگیرد. عزاداری و عزاخوانی از آن جمله پدیدههای فرهنگی است که خواسته و ناخواسته در معرض نگاههای متفاوت و در دسترس تیرهای هدفدار وگاه سرگردان قرار میگیرد.

بیتردید دگردیسیها، تعاملها، داد و ستدها و تعارضها و تقابلهای فرهنگی از یک سو و تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی۲ از سوی دیگر بر ذاکری و مداحی مانند هر پدیدة دیگری ـ در صورت سادهانگاری ـ اثر گذاشته و خواهد گذاشت.

علاو بر این، دنیای در حال تغییر و شرایط اجتماعی و فرهنگی در حال دگرگونی و نوپدیدی محتوم، بر مادحی و عزاخوانی اثر گذاشته، تغییر را در قالب و گاه محتوا، بر آن تحمیل کرده و خواهد کرد؛ برای مثال میتوان آمیختن عزاخوانی و موسیقی به معنی سازوارگی و نوازندگی را به تأمل واکاوی نمود.

همچنین روح نوجوی بشر بهویژه در گسترة کاری که به برخی از وجهههای هنری متمایل یا نیازمند باشد و قیدهای تعریفشدة قانونی را پیرامون خود نبیند، تغییر و تحول منتج به دستآورد مثبت یا غیر مثبت را گریزناپذیر خواهد کرد که در مدح و رثاخوانی اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ نیز این وضعیت مشاهده شده و خواهد شد.

اشارات رهبر معظم انقلاب در فرصتهای مختلف در جهت بهسازی وضعیت ثنا و رثاخوانی و تأکیدات بسیار ایشان در بارة موضوع، مجال مناسبی را برای توجه به مقولة مدح و مداحی و گذر از مسیر بهسازی و بهبودبخشی آن، در اختیار روندگان این راه قرار میدهد. تذکرات معظم له هشدار جدی بر حقیقتی است که غیر از ایشان دیر در مییابند.

رهبر معظم انقلاب، مداحی و اعضای خانوادة مداحی را راه مناسبی برای نشر حکمت و معرفت و هدایت دلهای انسانها به جانب هدف مطلوب میدانند و با چنین رویکردی میفرماید: «مداحى، معرفتافزایى است. مداحى، پراكندن معرفت و حكمت و اميد و عقيدة راسخ است. مداحى، جوشاندن چشمههاى عواطف در دلها است؛ با استفادة از هنر شعر، هنر آواز، هنر اجرا. البته يك اصل مسلمى وجود دارد عزيزان من! مردم از صداى شما خوششان مىآيد، از شعر شما لذت مي برند، از اجراى شما ـ چه در مدحتان، چه در مصيبتتان ـ دلهايشان تكان ميخورد و اشك ميريزند.» (امام خامنه ای،۱/۲/۹۲ www.khamenei.ir)

در بیانات حکیمانة ایشان هدفمندی، معرفت افزایی، تعالی فکری، تشخیص بهجا و نکات فراوان از این دست لازمة کار ثنا و رثاخوانی است. چنان که در جمع اهل مدح و مرثیه فرمودهاند: «ببینید چه بخوانید، چه بگویید، مستمع شما میشود متنور به نور فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ یك چیزهایى هست كه گفتن آنها هیچ گشایشى و هیچ فتوحى در ذهن شنوندة شما به وجود نمىآورد، هیچ بهجتى در جان مستمع شما به وجود نمىآورد؛ اینها را نگویید. آن چیزهایى را بگویید كه دلها را نرم میكند، خاشع میكند، به پیروى از فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ راغب میكند. آن چیزهایى را بگویید كه میتواند مستمع شما را به پیمودن راهى كه آن بزرگوار رفت، تشجیع كند، تشویق كند. اینها فكر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ كار، آسان نیست.» (امام خامنه ای،۲/۳/۹۱ www.khamenei.ir)

مقام معظم رهبری با درایت و بینش ژرف حکیمانه میبینند که این روند ممکن است دقیقاً در مسیر اصلی به جانب هدف محتوم به پیش نرود یا دچار تغییر شود. بنابراین چارة این کار دشوار را تفکر و آموزش میدانند و تأکید میکنند که: «اینها فكر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ كار، آسان نیست.» (همان)

با این حال مختصر معلوم میشود خطر بزرگی که ـ علاوه بر خطرهای دیگر ـ مداحی و ذاکری ما را تهدید میکند، تغییر پیشبینینشدة اجتنابناپذیر است.

اگر دلسوزان، دردآشنایان و محرمان، این جریان خطر را به خاطر نیاورند و برای مدیریت آن برنامهریزی و آیندهاندیشی نکنند، بهسرعت ثنا و رثاخوانی جای خود را به پدیدهای خواهد داد که اهداف و مأموریتهای بهحق و اصیل خود را از دست خواهد داد و به عاملی خنثی و سرگرمکننده بدل خواهد شد.

راه پیشگیری خطری تا بدین پایه خطیر، تدوین برنامههای آموزشی و پژوهشی منظم، طراحی، تعریف و تولید محتواهای آموزشی متناسب و اجرای دقیق آنهاست. استفاده از برنامههای برنامهریزان و پژوهشهای دانشمحور محققان چارة کار است آن هم بدین شرط که در فضایی کاملاً آماده و علمی با معیارهای مقبول و معقول به اجرا درآید.

بر کسی پوشیده نیست که ساماندهی مدونترین برنامههای آموزشی، اجرای علمیترین طرحهای پژوهشی و عملیاتی نمودن همة آنها مأموریت و مسئولیت مراکز آموزش عالی است که از عهدة هیچ سازمان یا نهادی جز آنها بر نمیآید. دانشگاهها در حقیقت صلاحیتدارترین مراکز برای اجرای برنامههای آموزشی هدفمند و برنامهریزی، پژوهش و تولید محتوای لازم برای آناند.

به همین دلیل ضرورت دارد برای امر خطیر، دقیق و ضرور ثنا و رثاخوانی دانشگاه ویژهای که با تمام زیرساختهای لازم، با اهداف معین و برنامههای مشخص در اسرع وقت تأسیس گردد و کار را آغاز کند. چنین دانشگاهی باید ایجاد شود تا بتواند تمام هم و غم و توان خود را مصروف این حرکت عظیم فرهنگی ـ اجتماعی ـ اعتقادی کند. با نقشة راهی فراگیر در کوتاهمدت و میانمدت در سطح کشور و در بلندمدت درگسترة بینالملل امر ثنا و رثاخوانی را به شیوة علمی تحت پوشش قرار دهد و استادان و پژوهشگران متخصص این زمینه را در اقصی نقاط جهان به تبیین حقیقت نبوی و علوی و فاطمی و حسینی به تلاش وا دارد.

برای اینکه ضرورت تأسیس دانشگاه ویژة ثنا و رثا را بهتر و روشنتر به ذهن آوریم، چند دلیل برشمرده و نشمردة سطور پیش را یادآور میشوم:

۱ـ انتقال مطالعهشده، دقیق، فنی و همهجانبة منویات، اشارات و اوامر رهبر معظم انقلاب به جامعة هدف و سیر دادن عالم مداحی و مرثیهخوانی بر مدار نگرشها وبینشها و ارزشهای مطمح نظر آن بزرگوار.

۲ـ هدایت دقیق جامعة مداحی و ذاکری به جانب رفع نیازهای ولایی جهان بشر با کشف نیازها، شیوهها و آداب خاص جوامع مختلف در این زمینه.

۳ـ تبویب، تنظیم، مستندسازی و انتقال تجربیات گرانسنگ پیشکسوتان عرصة ثنا و رثاخوانی به عنوان گنجینة عظیمی از اسرار و رموز و فنون منحصربهفرد حفظ فرهنگ اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ به نسلهای بعد که با رفتن هر کدام از این استوانههای تجربه و هنر و اخلاص، این ذخایر گران نیز از دست خواهد رفت.

۴ـ همجهت و همسو کردن انبوه مداحان با در نظر داشتن تفاوتهای طبیعی و معقول آنان در عمل و اجرا و به عبارتی ایجاد وحدت در عین کثرت آحاد جامعة هدف.

۵ـ آشنایی و معرفتافزایی مداحان و ذاکران در زمینههای مختلف و گرایشهای گوناگون علوم و فنون مورد نیاز از جمله: تاریخ، ادبیات بهویژه شعر، موسیقی، جغرافیای تاریخی ـ مذهبی و ... در حد متعارف.

۶ـ پیراستن امر مقدس مداحی و مرثیهخوانی و نقل سیرة اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ از پیرایههای انحراف و خرافه.

۷ـ آشنایی دقیق، علمی و جدی جامعة هدف با شخصیت و جایگاه واقعی یا نزدیک به واقع اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ

۸ـ پیشگیری از تغییرات غیر علمی و جو ـ زدگیها در فضای مدح و مرثیه.

۹ـ پیشگیری از رسوخ عوامزدگی در گسترة ثنا و عزای اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ

۱۰ـ مقابلة آگاهانه و هدفدار با تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی دشمنان دین و تشیع و از جمله غرب و دستپروردههای آنان مانند وهابیت و سلفیگری و ... .

۱۱ـ تربیت استادان با صلاحیت و روشمند برای تربیت نسلهای بعد.

۱۲ـ ضرورت دستهبندی این دانش با روشهای علمی و دانشگاهی با توجه به گسترش و تخصصی شدن علوم و فنون و لزوم راهاندازی دورههای خاص دانشگاهی برای ریز موضوعات عدیده و زیر موضوعات متعدد.

و ...

نکتة پایانی:

آیا در عصری که حتی برای جزئیترین امور مانند نصب در و پنجرة ساختمان، طراحی صفحة نشریه، تزریق چند قطره دارو، پختن شیرینی، ترکیب کردن آب و ماسه و سیمان، پرورش گیاه و ... مراکز مهم علمی و دانشگاهی سرگرم فعالیتاند ـ والبته که باید باشند ـ آیا پرداختن به انتشار فرهنگ حسینی و سیرة زینبی و انتقال آن به جامعة محتاج بشری، نیاز به دانشگاه احساس نمیشود؟

آیا در برابر برنامههای جهانیسازی غرب که اساس و محور آن فرهنگی است همچنان باید نشست و نظاره کرد و بزرگترین نیروی محرک دلهای حقیقتجو و قدرتمندترین عامل فرهنگی بازدارندة اسلامزدایی و شیعههراسی را بدون برنامة علمی وتربیتی سازنده، معطل گذاشت؟

پی‌نوشت:

۱. ر.ک: خیمه، شمارة ۶۰. سوگخوانی سالار حیات.

۲. به اشارت و هشدار رهبر معظم انقلاب.