​عملکرد مالی بنیاد دعبل بسیار شفاف است

​عملکرد مالی بنیاد دعبل بسیار شفاف است / مداح صرفا آن چهره تلویزیونی مشهور نیست، مداح آن نابینایی است که بعد از 50 سال ...

مروری بر تاریخچه هیئت جامعه مداحان در بنیاد دعبل

در این میزگرد حاج سید احمد هاشمی و حاج سید اصغر موسوی درباره ی تاریخچه جامعه مداحان سخن گفتند

وحدت جامعه مداحان شرق تهران در ماه رمضان

این برنامه به مدت 30 شب به نشانی خیابان 17 شهریور خیابان ادیب پشت آتش نشانی ایستگاه آهنگ زینبیه جامعه مداحان برگزار می ...
نمايش آدرس ايميل
چهارشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۷    ساعت ۱۱:۳۵
آسیب شناسی مراسم عزاداری امام حسین (ع)
آسیب شناسی مراسم عزاداری امام حسین (ع)
دکتر تقی آزادارمکی
مداحی جدید را آفرینده دینداری عامه می شناسم که خود افت یا آسیبی برای دینداری سنتی در ایران است
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 32749
دراین مقاله سعی شده است تا ضمن بیان وضعیت محرم و مراسم عزاداری آن در ایران به نحوه و شرایط تحقق دین عامه در دوره جدید اشاره شود. فرض بینادی که در این نوشته مورد توجه بوده و مقاله بر اساس آن تنظیم شده است، تغییر در مراسم عزاداری طی زمان  شکل گیری نوع خاص دینداری تحت عنوان دینداری عامه با محوریت نیرویی چون مداحان به جای روحانیون یا در کنار آنها می باشد. این نوع دینداری در فرایند تغییر دین به عنوان عنصر مرکزی نظام فرهنگی سنتی به دین مدرن و دین عامه پسند به عنوان عنصر مرکزی جهان مدرن و فرهنگ مدرن ایرانی است. در فرهنگ مدرن ایرانی از بی دینی خبری نیست بلکه از دین عامه پسند خبری هست. بدین لحاظ است که در هر کوچه و برزن در ایران و تهران ما شاهد ظهور و بروز مراسم عزاداری به سبک و سیاق محلی و بومی با محوریت مداحان جدید با موسیقی و متون جدید هستیم. این متون دینی اند زیرا در حوزه دینداری و معطوف به زندگی امام حسین علیه السلام ارائه می شود و در عین حال مدرن است زیرا مرتبط با زندگی مدرن است و علائق و جهت گیری های جهان مدرن از قبیل نیاز به زندگی مدرن و صداهاو نجواهای جهان مدرن در ان دیده می شود. سخن از عشق زمینی در کنار عشق آن جهانی در این نوع دینداری دیده می شود.  
در ادامه به اصلی ترین و عمده ترین اموری که در شناخت عزاداری حسینی و تغییرات ایجاد شده در آن لازم است اشاره می شود. در ضمن به ساحت آسیب آن اشاره می شود.

1. اصول عمده در شناخت عزاداری حسینی
2. جایگاه عزاداری امام حسین (ع) در ایران. یکی از اصلی ترین عناصر فرهنگی و دینی جامعه ایرانی در دوران معاصر با محوریت عزاداری عاشورای حسینی قابل توضیح است. دراین عمل فرهنگی و دینی به دلیل فراگیری و نحوه و میزان مشارکت گروههای اجتماعی در شهر و روستا، فضای فرهنگی و دینی جامعه تغییر کرده و در نتیجه بر ساختار فرهنگی و دینی ایران نیز در دراز مدت اثرگذار می باشد. در نتیجه می توان یکی از کانونی ترین عناصر و اجزاء فرهنگ دینی را مراسم دینی و مراسم عزاداری حسینی در ایران بیان کرد.
3. این مراسم به گروه خاصی تعلق ندارد. به همین دلیل هم میل به عمومی شدن پیدا کرده است. در بسیاری از موارد است که ساحت فرهنگ و دین عامه پسند به خود گرفته است. اگر یک گروه خاص درگیر با آن بود، ساخت و ترکیب بندی عناصر آن و نوع رابطه اش با محیط پیرامونی اش متفاوت از آنچه که در زمان حال شاهد هستیم می بود. به طور خاص می توان مدعی شد که این عزاداری متعلق به یک گروه خاص نیست در نتیجه حال و هوی عمومی دارد و هر فرد و گروه اجتماعی و فرهنگی با قبول این مراسم می تواند در آن مشارکت کند. به همین دلیل است که عزاداری حسینی به دلیل نوع تعلق و حضور و ظهور گروه اجتماعی متفاوت از دیگری می شود. عزاداری ترک ها و افغانی ها و تهرانی ها و رشتی ها و ... در تهران و ایران با یکدیگر متفاوت می باشند. هر چند که همه آنها به مسئله مظلومیت امام حسین (ع) در تاریخ اسلام و بعد از آن اشاره می کنند، ولی نوع و میزان استفاده از عناصر مادی و محتوایی در این مراسم از یکدیگر متفاوت می شود.
4. عزاداری حسینی ضمن اینکه زمان مند و متعلق به شرایط خاص فرهنگی و دینی است به اشکال گوناگون در ایران معاصر بازنمایی شده و در زمانها و شرایط جدید نیز اجرا می شود. در قدیم بیشتر سعی بود تا این مراسم در زمان خاص (ایام عاشورا) اجرا شود در حالی که در زمان حال بسیاری ازگروههای اجتماعی در صورت فوت جوانی یا فرد مهمی یا در سالگرد یکی از بزرگان دین (به طور خاص ائمه علیه السلام) اجرا می شود.
5. حضور اشیاء در عزاداری حسینی به اشکال گوناگون معمول شده است. این اشیاء نیز طی زمان زیاد و متکثر شده است. اگر در گذشته از لباس و پرچم های متعدد استفاده می شد در دوره جدید طبل، سنج، زنجیر، دهل و علم، ابزار موسیقی، و ... استفاده می شود. ورود هر یک از این اشیاء در مراسم با منطق و دلیل خاصی و به واسطه گروه و جمعیت خاصی بوده است. به طور خاص می توان به نقش انقلاب اسلامی و نسل انقلاب در این زمینه اشاره کرد. این نسل با شرایط جدید بعد از انقلاب اسلامی به اشکال گوناگون توانسته است اشیاء جدیدی را وارد مراسم عزاداری کند.
6. نقش آفرینی مردم و گروههای اجتماعی در کنار روحانیت نیز قابل توجه می باشد. درگذشته همیشه بین مسجد و تکیه تعارضی دیده می شد. در شرایط جدید در ماه محرم و به طور خاص دهه اول آن تکیه بر مسجد غلبه یافته است. البته یک اتفاق جدیدی در این مراسم پیش آمده است که کمی هم به ضعف تکیه انجامیده است و آن نقش و حیات خیابان وکوچه و فضای باز می باشد. بیشتر مراسم دهه اول محرم در خیابانهای شهرها و روستا ها اجرا می شود. دسته های عزاداری با عناصر آنها در خیابانها جاری شده و بیشتر زمان حضور را به خود اختصاص می دهند. به همین دلیل است که نوع جدایی بین مسجد و تکیه و هر دوی آنها با خیابان پیدا شده است.
7. بیان عام گروهها و دسته های عزاداری در خیابان در مقابل دیگری اعم از گروهها  و اجتماعات رقیب یا رسانه ها یکی از ویزگی های اصلی این عزاداری شده است. در گذشته کمتر مردم عزادار سعی به اظهار حضور جمعی داشتند در حالی که در دوره جدید عزاداران وگروههای متعلق به انها سعی بر ظهور بیرونی دارند. بدین لحاظ تجمل گرایی یکی از اصلی ترین صفت این نوع عزاداری شده است. این تجمل گرایی خود را در قربانی کردن مکرر گوسفند و تهیه غذا برای مردم و عزاداران نشان میدهد. البته استفاده زیاد از حد از وسایل مورد نیاز در این مراسم نیز شاهد دوم تجمل گرایی است.
8. یکی از نکاتی که دراین مراسم به آن توجه شده است و در مسیر این قرار دارد که به عنوان صفت و مشخصه آن درآید حضور مداحان بی نام و نشان و بسیار در عزاداری است. در این مراسم بسیاری از کسانی که مداحی می کنند ناشناخته هستند. یک شبه آمده و ممکن است به زودی نیز از مراسم خارج شوند. صدای خوب داشتن، قدرت وجسارت حضور در جمع داشتن، و رابطه با افراد و گروههای مدیریت کننده مراسم زمینه و شرایط اصلی وارد شدن به عزاداری است  و شروع مداحی کردن است. در حالی که در گذشته به دلیل کمی مداح و عزاداری عمومی، نوع رقابت در کسب و حضور مداح نامدار خاصی بود. در دوره جدید اینگونه نیست. البته مداحان نامدار خود آدابی دارند  و تحت شرایط و موقعیت های خاصی به مراسم وارد می شوند. چون این افراد به اندازه کافی شهرت دارند و هزینه حضور آنها زیاد می باشد مراکز خاصی برای حضور آنها تهیه شده است. بعضی از مساجد یا تکیه های بزرگ و مهم در شهر است که محل حضور مداح مهمی است.
9. رابطه ای که مداح با روحانی پیدا کرده است نیز جالب است. به نظر می آید که در این دوره مداحان به دلیل حضور فراگیر، جای روحانیون را گرفته و بعضا نیز روحانیون دراین دوره شبیه مداحان عمل می کنند. روحانیون نیز دراین دوره مداح می شوند و از وعظ و بحث تاریخی و فقهی اجتناب کرده و بر فضای هیجانی این دوران می افزایند. آنها نیز به مداحی تا وعظ اقدام می کنند. این نوع حضور مداحان به جای روحانیون اگر به دوره و زمان خاص اختصاص داشته باشد، اشکالی ندارد. اتفاقا مناسب هم می باشد. ولی مشکل در جایی است که روحانی ازصحنه اثرگذاری مراسم بدور شده و نقش آنرا مداحان به عهده می گیرند.
10. یکی از زمینه ها  و راههای محوری شدن مداحان در حوزه فرهنگ دینی به تعبیری است که در مورد روشنفکری دینی شکل گرفته است.  اگر دینداری سنتی با محوریت روحانی و مسجد در گذشته تاریخی دینداری ایرانی محوریت داشت و در تقابل با روشنفکری دینی است. در این راستاست که روشنفکری دینی امری خارجی از حوزه دین می شود و برای برخورد با آن از نیروی جدیدی به نام مداحی استفاده می شود. مداحی جدید نیرویی جایگزین برای روشنفکری دینی است. در حالی که مداحی قدیمی در کنار روحانی و دستیار او بوده است. مداحی دیروز نقش ثانوی بود و مداحی جدید نقشی جدید است. نقش جدید که  برای مداحی در جامعه شکل گرفته است همان نقش جایگزین است.
11. یکی از نتایج عمل مداحی در ایران تولید دین عامه است. دین عامه که ریشه آن در درک عامیه از مسائل و امور دارد و از طریق نیروهایی چون مداحی شکل می گیرد. البته در تولید این فضای دیین و فرهنگی روحانیت نیز نقش افرین بوده است. ولی به دلیل حضور رسانه های جمعی و به طور خاص رادیو و تلویزیون در توسعه فضای عامه از دین مهم بوده و سعی دارند تا نقش و اثر روحانیت را کم کنند. البته به دلیل مشروعیت بخشی به رسانه از طرف روحانیت، فضای جدید دینی شکل گرفته است که مداحان در سامان دهی این دین نقش افرین شده اند. مداحان فرصت ایجاد شده را برای خود  مهم تلقی کرده است.  
12. از این منظر است که مداحی جدید را آفرینده دینداری عامه می شناسم که خود افت یا آسیبی برای دینداری سنتی در ایران است. به همین دلیل است که روحانیت سنتی ایرانی به اعتراض به نقش محوری مداحی جدید در حوزه دینداری اقدام کرده است.  این دوگانگی می تواند ضمن اینکه به تحول حوزه دینداری در ایران بینجامد می تواند منشا اسیب های جدید فرهنگی و دینی نیز بشود. زمانی که هر یک راهی خاص بروند و در جهت ارتقاء بخشی به حوزه دینداری بپردازند دوگانگی مفید خواهد بود اگر به جای تلاش خاص و مثبت به تخریب اقدام شود دوگانگی به آسیب های جدید خواهد انجامید. به طور خاص ما با شکل گیری خاصی از دینداری که محوریت آن مداحان باشند تا روحانیون روبرو خواهیم شد که این خود آفت و اسیب بزرگی در حوزه دینداری است. من آسیب شناسی حوزه دین را از این طریق می دانم و احتمال این نوع مسئله داری و مسئله سازی حوزه دین را پیش بینی می کنم.

نکته پایانی
دین سنتی و به یک دین عامه و در عین حال رقیبش تحت عنوان دین روشنفکری دست پیدا کنیم در عین حال وجه مشترکی است که این نوع دین، دین سنتی، دین عامه و دین روشنفکری، محرم است؛ محرم استعداد و ظرفیت این را دارد که این سه عرصه را به هم وصل کند؛ یک جاهایی هم خودش عاملی در تغییر دین سنتی که کانونش روحانی و مسجد و مناسبات سنتی است که ساحتی است که نیروهای اجتماعی جدیدی در آن شکل می گیرند که اصلی ترین نیروهی اجتماعی هم مداحانند و مداحان یک جریان و نیروی اجتماعی است که قبل کمتر در دین سنتی وجود داشته و در دین روشنفکری هم که اصلا جایی برایش وجود ندارد. این امر وسیله و بحث مشترکی است برای تغییر انتقال حوزه دین و دینداری از ساحت محدود و خاص به ساحت عام و فراگیر با مخاطبان بسیار. اگر دین شریعتی و مطهری که عرصه دینداری روشنفکری هستند را با دین سنتی کافی و انصاریان و دین عامه منصور ارضی و کسان دیگر را باهم مقایسه کنیم هر سه تای اینها متمرکزند بر مراسم عزاداری ولی خود همین هم در تغییرش اثر دارد و اتفاقا هر سه تای اینها هم در پالایش شان دارند توجه می کنند. هر یک سخن از آسیب و مشکلات حوزه دینداری دارند و در حوزه آسیب های فرهنگی و دینی نیز وارد شده اند. به طور خاص می توان ورود شریعتی و مطهری را به بحث تحریفات عاشورای حسینی مجاز دانست و مداحان نیز به این زمینه وارد شده اند. ورود همه با محوریت مراسم عزاداری مفید است و می تواند منشا تحولات اتی در حوزه دینداری باشد. اگر تلقی های متضاد از مراسم و آسیب ها بشود، تعارض شکل خواهدگرفت. ولی به نظر می اید افزون بر محوریت مراسم، یک وحدت نظر و باور به اصل واحد دیده می شود. همه اینها تصورشان این است که این عرصه عزاداری و این مراسم عزاداری از جایش کنده شده است یکی معیار را مقتل گرفته دیگری معیار را بیان امام حسین (ع) در کربلا می گیرد و دیگری آن روایتی که در مراسم عزاداری در دهه اخیر و امثال آن وجود داشته..... در واقع آسیب شناسی نگاه لغزنده ای است به مراسم عزاداری.