نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » جامعه

آکادمیک‌سازی مداحی؛ فرصتها و چالشها

۱۴ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۹:۳۳

مروری بر مقالات علمی نگاشته شده در سالهای اخیر، نشان میدهد که مقولة مداحی و ستایشگری، بسیار کم مورد توجه جامعة علمی کشور بوده است

سالیان مدیدی است که هنر مداحی و ستایشگری اهلبیت ـ علیهماالسلام ـ در فرهنگ تشیع پدید آمده است و به مرور ایام، نه تنها از حرارت آن کاسته نشده است، بلکه توسعه نیز یافته است.

هنر مداحی با مستحکمتر ساختن رابطة اندیشه و بهویژه عاطفة شیعیان با اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ توانسته است تأثیر شایانی بر پویایی جوامع شیعی بگذارد. فرهنگ عاشورا و فرهنگ مهدویت که دو بخش مهم آموزههای مکتب تشیع را تشکیل میدهد، بقای عملی خود در جامعه شیعیان را تا حد قابل توجهی مرهون هنر مداحی هستند.

از سوی دیگر، مطالعة سرگذشتنامة افرادی که به مذهب تشیع گرویده اند نیز نشان میدهد که شمار بسیاری از آنان، تحت تأثیر مرثیهخوانی قرار گرفتهاند و همین امر، اولین جرقه در هدایت آنها بوده است. «مارکو مورلی» (حسین) ایتالیایی، خانم «دیانا ترانکو» (هاجر حسینی) آمریکایی، دکتر «محمد تیجانی سماوی تونسی»، ملا «محمدشریف زاهدی» بلوچستانی و ماموستا «سلمان حدادی» کردستانی؛ همگی از جمله کسانی هستند که حزن قلبی نسبت به سید الشهدا ـ علیهالسلام ـ از اولین گامهای هدایت آنها بوده است و حسین ـ علیهالسلام ـ سفینةالنجاه آنها بوده است. بنابراین هنر مداحی، نه تنها بر جوامع شیعی بلکه بر سرشتهای پاک در هر جامعهای اثرگذار بوده است.

گذشته از تأثیر مداحی بر جامعه، خود هنر مداحی نیز که ترکیبی از هنر شعر و موسیقی است، به خودی خود ظرفیت مطالعة علمی را دارا است. در مداحی هر چند از ابزار موسیقی استفاده نمیشود، اما در دستگاهها و مقامات و سبکها، مشابهت بسیاری با هنر موسیقی مصطلح دارد. هنر شعر نیز بخشی بنیادی در هنر مداحی به شمار میرود؛ بهگونهای که جداسازی شعر از مداحی، مداحی را تا حدی از کارآمدی خود باز میدارد.



رشتة مداحی و مطالعات نظری

مطالعة مقولة مداحی از زاویة نخست (رابطة مداحی و جامعه) میتواند به مثابه یک بخش از جامعه‌شناسی هنر مورد بررسی قرار گیرد و مطالعة آن از زوایة دوم (هنر مداحی) نیز میتواند بخشی از مطالعات رشتة هنر قرار گیرد.

اما میتوان با ایجاد یک رشتة مستقل دانشگاهی، تمامی مباحث نظری پیرامون مداحی را در یک رشته متمرکز ساخت که این امر میتواند زمینهساز گسترش کمی و کیفی مباحث نظری دربارة مداحی باشد که به مرور نتیجة آن بهسازی مداحی در عرصة عمل خواهد بود.

مروری بر مقالات علمی نگاشته شده در سالهای اخیر، نشان میدهد که مقولة مداحی و ستایشگری، بسیار کم مورد توجه جامعة علمی کشور بوده است، حال آنکه ـ همانطور که گذشت ـ تأثیر هنر مداحی بر جامعه از بسیاری از هنرهای دیگر بیشتر است. جستوجو در پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (www.sid.ir) که صرفاً مقالات علمی معتبر را منتشر میکند؛ نشان میدهد که از میان هزاران مقاله، تنها مقالات انگشتشماری به مقولة مداحی پرداختهاند. ایجاد رشتة دانشگاهی مداحی، شاید بتواند این خلاء را تا حدی پر کند و توجه شمار بیشتری از پژوهشگران علوم اجتماعی و هنری را به این عرصه جلب نماید.

اما نباید از نظر دور داشت که در رشته‌های هنری، معمولاً مباحث نظری ارج و مقام نمییابند و عموماً تمرکز اصلی بر مباحث عملی و آموزش تکنیکهای ارتقای مهارت های هنری است. این رشتهها هر چند، به ظاهر رشتههای نظری ـ عملی هستند، اما در واقع تکیة اصلی بر مباحث عملی است؛ از این رو با ایجاد رشتة دانشگاهی مداحی نیز، دور از انتظار نیست که تمرکز اصلی بر روی آموزش فن مداحی قرار گیرد و سایر مباحث به عنوان دروس جنبی تلقی شوند؛ امری که در رشته های هنری دیگر مانند کارگردانی، بازیگری، گرافیک و موسیقی انجام میشود. در آن رشتهها نیز مباحثی همانند تأثیرات آن هنر در جامعه، تحت عناوین دروس جنبی تعریف میشود و محور کار، آموزش آن فن و هنر است. بنابراین اگر یکی از دغدغه‌های ایجاد رشتة مداحی آن است که دانشجویان این رشته به مطالعات نظری در این عرصه بپردازند، تجربة سایر رشتههای هنری نشان میدهد که تحقق چنین امری به سهولت ممکن نخواهد بود، لذا بهتر است به جای ایجاد رشتة مداحی، به ایجاد رشتههایی مانند جامعهشناسی مداحی توجه کرد که بنیان آنها پژوهشهای علمی است.



رشتة مداحی و آسیب عدم اخلاص

گذشته از این امر، ایجاد رشتة دانشگاهی مداحی، میتواند آسیبهایی را نیز پدید آورد. یکی از این چالشها آن است که رشتة مداحی، اگر در ضمن رشته‌های آکادمیک تعریف شود، در تلقی مخاطبان به مثابه یک شغل و کسب و کار در نظر گرفته میشود و اخلاص که شرط اصلی و ضروری این هنر است، تضعیف میشود. هر چند در بسیاری از رشتهها، بدون اخلاص نیز میتوان قدم برداشت اما هنر مداحی، بهگونهای است که اخلاص و اخلاق در آن، شرط لازم حضور است.

بنابراین، هر چند امکان طرح مباحث گستردة علمی و مهارتی دربارة هنر مداحی، این ظرفیت را ایجاد میکند که هنر مداحی نیز همانند دیگر هنرها به عنوان یک رشتة مستقل در نظر گرفته شود، اما به دلیل آسیبی که از ناحیة عدم اخلاص ممکن است به این هنر مقدس وارد شود، بهتر است در تعریف آن به عنوان یک رشتة آکادمیک با تأمل بیشتری اقدام کرد.

از سوی دیگر نمیتوان ضرورت فراگیری برخی امور را برای جامعة مداحان نادیده انگاشت. آشنایی با جایگاه و تأثیر ژرف و شگرف هنر مداحی در تربیت فردی و تغییرات اجتماعی، آسیبها و چالشهای مداحی و نیز افزایش مهارت فردی مداحان، از جمله اموری است که ایجاد دورهها و کلاسهای آموزشی را ضروری مینماید.

از این رو با توجه به آسیبهای ناشی از ایجاد رشتة دانشگاهی مداحی و نیز ضرورت فراگیری برخی معارف برای مداحان، بهویژه جوانان این عرصه، باید تدابیری اندیشید که از یک سو آفات تحصیلات آکادمیک دامنگیر آنان نشود و از سوی دیگر مانع رشد علمی و مهارتی این هنر نشد.

با در نظر گرفتن مطالب پیشگفته، به نظر میرسد استمرار و تقویت دورههای ارتقای سطح معرفتی و هنری مداحی ـ که از سوی نهادهای متولی این عرصه کم و بیش انجام میگیرد ـ میتواند بیش از رشتة مداحی به بالندگی این هنر کمک کند. همچنین ارائة گواهی حضور در دوره و نیز بهرهمندسازی شرکتکنندگان از مزایایی، میتواند انگیزة مداحان جوان را برای حضور در این دورههای آموزشی افزایش دهد.

در عین حال اگر شرط لازم برای حضور در رشتة دانشگاهی مداحی، «مداح بودن» متقاضی دانسته شود؛ این آسیب پدید نخواهد آمد و یا از شدت آن کاسته میشود.