باید در اصل تبلیغ و ماهیت آن تجدید نظر کرد/ ذائقۀ مخاطب مذهبی پس از انقلاب، تنوع بیشتری یافته است

صداوسیما گمان می‌کند که باید مردم را هدایت کند؛ اما یک رسانه وظیفه‌ای بیش از بازتاب واقعیت‌ها ندارد...

سیاسی حرف می‌زنم، پس هستم/ حزب سیاسی و مذهبی مداحان

در سال‌های اخیر، ورود بسیاری از مبلغان مذهبی و مداحان به عرصه سیاست و موضعگیری آنها درباره مهمترین مسائل روز سیاسی ـ از ...

به مناسبت سالروز درگذشت استاد رحیم موذن‌زاده اردبیلی؛ اذان با الحان ایرانی

از جمله اذان‌های قابل توجهی که در این بین گفته شده است، می‌توان به اذان‌گویی استاد مسلم آواز ایرانی تاج اصفهانی اشاره ...
نمايش آدرس ايميل
دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷    ساعت ۰۹:۱۰
فروش کتاب «شش گوشه» در سی و یکمین نمایشگاه کتاب
فروش کتاب «شش گوشه» در سی و یکمین نمایشگاه کتاب
سوره مهر در سی و یکمین نمایشگاه کتاب مصلی میزبان کتاب «شش گوشه» خواهد بود.
مرجع :
رسا
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 32868
کتاب «شش گوشه» وقایع نگاری مراحل نصب ضریح مطهر سیدالشهدا (ع) نوشته حامد حجتی و با بازنویسی حمیدرضا آزادگان منتشر شده که در سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در دسترس علاقه مندان قرار می‌گیرد.
پس از انتشار کتاب «پنجره‌های تشنه» مستندنگاری انتقال ضریح مطهر امام حسین (ع) از قم به کربلا که مورد استقبال عوام و خواص جامعه و مورد تأیید و تقریظ مقام معظم رهبری نیز قرار گرفت، کتاب «شش گوشه» به مستندنگاری مراحل نصب ضریح مطهر پرداخته است.
حامد حجتی برای مستندنگاری این واقعه، بیش از پنجاه روز در کربلای معلا حضور داشته و از نزدیک در مراحل مختلف نصب آن ضریح، رخ‌دادها بوده است و مشاهدات خود را از اصل و حواشی این کار به رشته‌ تحریر در آورده‌ که در این کتاب آمده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: «کاش یک چشم بینایی می‏‌دید که به هر قطعه این ضریح نقره‌‏ای زیبا چقدر دل دخیل بسته است.
حاج محمود می‏‌گفت: «داخل دفتر کارگاه ضریح نشسته بودیم. پیرزنی آمد و گفت: می‏‌خواهم کمک کنم. وقتی به داخل راهنمایی‌‏اش کردیم از همان بیرون کفش‌‏هایش را درآورد. در و دیوار دفتر را می‌‏بوسید و گریه می‏‌کرد. آمد وسط دفتر دو رکعت نماز خواند. بعد چهل‏‌وسه‌‏‏هزار تومان درآورد و گفت: این تمام پس‌‏انداز یک‏‌ساله‏‌ من است؛ تقدیم به امام حسین ... پیرزن گفت: من گونی می‏‌دوزم و بابت هر گونی مبلغ کمی می‏گیرم.همه دارایی‏‌ام فدای اربابم. حالا اگر این پاره‏‌های دل نیست، پس چیست؟ این رفتار عاشقانه را کجا باید پیدا کنیم؟»