نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » جامعه

آموزش از نقطه صفر ممکن نیست

رضا بابایی

۱۴ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۶

استعداد ذاتي، اكتسابي يا آموزشپذير نيست؛ اگرچه پروردني است و ميتوان آن را بيشتر كرد. نياز مداحي به ذوق و استعداد ذاتي، از آن رو است كه «هنر» است و مانند هر هنر ديگري، پايۀ نخستين آن، توانايي مادرزاد است.

پيش سخن

مجالس و محافل ديني در ايران، از چنان گستردگي و تأثيرگذاري و اهميتي برخوردار است كه هر گونه اصلاح و ارتقاي آنها، خدمتي بزرگ به انديشه و جامعۀ ديني است. گزاف نيست اگر بگوييم اكثر ايرانيان و بلكه مسلمانان جهان، دست پرورده و تربيتشدۀ همين محفلها و برنامههاي ديني و مذهبياند. از اين رو هر گونه سرمايهگذاري فكري و علمي و اجرايي براي ساماندهي به اين دست از برنامهها، ضرورتي است كه حتي تأخير در آن جايز نيست. زيرا ـ چنانكه ميدانيم ـ برنامههاي مذهبي، بزرگترين و مهمترين فرصتي است كه در اختيار نهادهاي ديني قرار گرفته است و استفادۀ نابجا يا بهرهگيري اندك از آنها، مصداق هدر دادن سرمايهها است. امكان گفتوگوي رو در رو با مردم در مكانهاي مختلف و حتي در خانههاي آنان، در بيشتر روزها و شبهاي سال، سرمايهاي است هنگفت و فرصتي است طلايي و گوهري است بس گرانبها كه هيچ چيز ديگري جايگزين آن نميشود. كدام مكتب يا مذهب يا دين يا گفتمان يا جريان فكري را در جهان ميشناسيم كه به اندازۀ تشيع، فرصت گفتوگو با مردم را در اختيار عالمان و كارشناسان خود بگذارد؟ به طور متوسط، هر ايراني در هفته، فرصت و امكاني براي شنيدن بيش از چند سخنراني را ندارد. از سوي ديگر، همين فرصت اندك و طلايي، بيشتر در اختيار برنامه هاي ديني و مذهبي است. اين توفيق، آرزوي هر مكتب و مذهبي است. آوردن مردم به مجالس و محافل عمومي، كار ساده و آساني نيست؛ اما برنامههاي مذهبي در ميان شيعيان، از چنان كمّيتي برخوردار است كه در هيچ دين و مذهبي، مانند ندارد. بر مديران دلسوز و دردمند است كه اين توفيق بزرگ را در كمّيت، پاس دارند و در ارتقاي كيفي آن نيز بكوشند. ارتقاي كيفي نيز از رهگذر آموزشهاي پيوستار و پراكنده ميگذرد. آموزشهاي پراكنده، همان است كه گهگاه رسانههايي همچون صدا و سيما بدان اهتمام ميورزند؛ اما اينگونه آموزشها، جامعۀ ديني را از آموزشهاي پيوستاري و آكادميك و تخصصي بينياز نميكند. از اين رو است كه «آموزشگاه مداحي» را براي احيا و اصلاح تبليغ دين و گسترش دينداري در جامعه، بايد ضروري شمرد؛ بشرطها و شروطها.

در مبارك بودن آموزشگاهي كه فنّ مداحي را سنجيدهتر و تأثيرگذارتر و پاكيزهتر كند، ترديدي نيست؛ آنچه بر سر آن حرف و حديث است، شيوۀ ساماندهي و روش مديريت برنامههاي ديني در سپهر عمومي است. مسئلۀ ديگر آموزشپذيري يا آموزشناپذيري كساني است كه اجراي برنامههاي مذهبي بر عهدۀ آنان است. آيا سخنوري و مداحي، از امور آموزشپذيرند يا خير؟ اگر پاسخ، مثبت است، آموزش مداحي يا سخنوري، چگونه و كجا و با چه روشهايي ممكن يا مطلوب است؟ آيا اين آموزشها بايد در يكي از نهادهاي ديني موجود، مانند حوزههاي علميه يا سازمان تبليغات اسلامي يا دفتر تبليغات اسلامي يا وزارت فرهنگ و ارشاد، رخ دهد، يا مصلحت آن است كه آموزشگاهي ديگر و مستقل، براي اين مهم، منظور و راهاندازي شود؟



پاسخ به هر يك از پرسشهاي بالا، نياز به نوشتارهاي تحقيقي و درنگهاي بسيار دارد. آنچه روشن است، موفقيت برخي آموزشگاههاي تربيت مبلغ در قم است كه بازدهي مناسب و رضايتبخشي داشتهاند؛ اگرچه در قياس با هزينهها و انگيزهها، بسيار بيش از اين امكان موفقيت و پيشرفت وجود داشت. بر پايۀ چند دليل و تجربه، آموزش مداحي را نيز بايد جدي گرفت و بدان اهتمام ورزيد. نخست اين دلايل را مينويسم و سپس، دربارۀ چند و چون اين آموزشها و قالب مناسبتر براي آن، سخن ميگويم.



آيا مداحي، آموزش پذير است؟

بله، آموزشپذير است؛ با لحاظ چند نكته:

مداحي، همچون سخنوري و نويسندگي، بر سه پايه استوار است:

۱. ذوق و استعداد خداداد؛

۲. تجربۀ كافي؛

۳. دانش لازم.

بدين شرح:

۱. استعداد ذاتي، اكتسابي يا آموزشپذير نيست؛ اگرچه پروردني است و ميتوان آن را بيشتر كرد. نياز مداحي به ذوق و استعداد ذاتي، از آن رو است كه «هنر» است و مانند هر هنر ديگري، پايۀ نخستين آن، توانايي مادرزاد است. به قول مولوي:

ذوق بايد تا دهد طاعاتْ بر

مغز بايد تا دهد دانه شجر

دانة بيمغز كي گردد نهال

صورتِ بيجان نباشد جز خيال۱

پذيرفتني است كه هر كس استعدادي ويژه در كار يا هنري دارد. اگر يكي شاعر است، و ديگري جبر و مثلثات ميداند، و آن ديگر خط را خوش مينويسد و آن يكي با چندبار قلم را بر روي كاغذ كشيدن، خانهاي زيبا و دلانگيز در دشتستاني خرم به تصوير ميكشد، همگي به مدد ذوق و استعداد ويژه است.

اگر شاعري را تو پيشه گرفتي

يكي نيز بگرفت خنياگري را۲

به همين دليل، آموزش مداحي از نقطۀ «صفر» ممكن نيست. بايد كساني را براي اين كار پذيرش كرد كه گام نخست را خود برداشته باشند. كساني كه هيچگونه استعداد و توانايي ذاتي براي گرداندن برنامههاي ديني در محافل مختلف ندارند، بسيار بعيد است كه از رهگذر آموزش به جايگاهي درخور برسند. هرگونه سرمايهگذاري بر روي چنين افرادي، هدر دادن عمر آنان و صرف هزينه در جايي است كه ثمردهي ندارد.

بدين رو پيشنهاد ميشود، گزينش هنرجويان، بدون آزمون ورودي مناسب و جدي نباشد و تا وجود اندكي استعداد در كسي محرز نشده است، او را براي اين هنر دشوار، پذيرش نكنند.

۲. اجراي برنامههاي مذهبي در مجالس عمومي، افزون بر آنكه «هنر» است، «فن» و «مهارت» نيز محسوب ميشود و مانند هر فن و مهارت ديگري، نياز به تجربه دارد. همۀ فنون اينگونهاند. دانش و استعداد ذاتي، در فنون، جاي تجربه را نميگيرند. همچنانكه هر هنري موقوف به ذوق خداداد است، هر فني در گرو تجربه و تكرار است.

مداحي از آن رو كه فن است، بيش از آموزش، نياز به تجربه دارد. بنابراين در شمار مهارتهاي عملي است و از همين رو، هر آموزشگاهي كه تدريس اين فن را بر عهده ميگيرد، بايد بيش از آموزشهاي نظري، واحدهاي عملي و كاربردي را در دستور كار خود قرار دهد.

۳. مهارت مداحي، افزون بر استعداد جبلّي و تجربۀ كاري، دانايي و معرفتي ويژه نيز ميطلبد. اين بخش از مداحي، بهشدت آموزشپذير است و حتي ميبايست در محور برنامهها قرار گيرد. ستايشگران، مخاطبان بسياري دارند و نيز به دليل آميختگي كارشان با باورهاي ديني مردم، تأثير شگرفي بر آنان ميگذارند. بنابراين هر قدر كه اين گروه فرهيختهتر و داناتر و آگاهتر به مسائل ديني و تاريخي باشد، آثار پسنديدهتري بر جامعه ميگذارد.

آنچه موجب تأسف است و ميبايست در اصلاح آن از هر طريقي كوشيد، احساس بينيازي برخي ستايشگران اهلبيت ـ علیهمالسلام ـ از مطالعۀ منابع معتبر تاريخي و متون اصيل ديني است. مداحان از آن رو كه بيشتر روي سخن با مردم عادي دارند، چندان هدف پرسشهاي علمي قرار نميگيرند. همين مسئله، آنان را براي مطالعات دامنهدار و منظم بيانگيزه ميكند. آموزشگاه مداحي، ميتواند اين خلأ خطرناك را پر كند و كساني را به ميان مردم بفرستد كه افزون بر مهارت و شهرت، از دانش لازم نيز برخوردارند. بدين ترتيب، هر سه پايۀ مداحي، يعني استعداد ذاتي و تجربۀ كاري و دانش كافي، فراهم ميآيد، و به قول حافظ:

عشق و شباب و رندي، مجموعۀ مراد است

چون جمع شد معاني، گوي بيان توان زد



خانۀ مداحان

به نظر ميآيد كه فن و هنر مداحي را نتوان در قالبهاي مرسوم آكادميك، آموزش داد. تحصيلات دانشكدهاي به دليل ابتنا بر ترم و واحد و نمره و امتحان، چندان پاسخگوي مهارتهاي كاربردي ـ عقيدتي نيست؛ چنانكه بهجرئت ميتوان مدعي شد كه دروس معارف و اخلاق در دانشگاهها، تا كنون از بازدهي مناسبي برخوردار نبوده است. اين ناكامي، به دليل تعارض مهارتها و معرفتهاي ديني با مكانيسم دانشگاهي است. در ساختار دانشكدهاي، آنچه حاصل ميشود، مقداري دانستنيهاي پراكنده است كه به هيچ روي، پاسخگوي نيازهاي عاطفي و معرفتي نيست. از سوي ديگر، مداحي در قلمرو تبليغ دين جاي ميگيرد و در اين قلمرو، آنچه به كار ميآيد، انگيزهمندي است. آموزشهاي دانشگاهي، معمولا انگيزهها را به سوي مدرك و فارغالتحصيلي زودرس هدايت ميكند. دانشجويان به دليل نياز به مدرك دانشگاهي، پيدرپي واحدهاي درسي را ميگذرانند تا برگۀ فراغت از تحصيل را در دستهاي خود ببينند و سپس روي به بازار كار بياورند. حال آنكه مداحان تا كنون براي نفوذ در دلهاي مردم و در دست گرفتن برنامهها، نيازي به طي اين مراحل نداشتهاند و پس از اين نيز نخواهند داشت. اما آنچه آموزشخواهي و درسآموزي را براي آنان موجه ميكند، قالبهايي است كه با روحيات آنان و نيز طبيعت كار مداحي سازگارتر باشد.

به عقيدۀ نگارندۀ اين سطور، بهترين قالب آموزش مداحي، «خانهۀ مداحان» است؛ شبيه «خانهۀ هنرمندان» يا «خانهۀ سينما» يا «خانهۀ موسيقي»؛ با لحاظ اين نكته كه بخشهاي آموزشي آن بايد بيشتر و جديتر باشد. «خانۀ مداحان»، ضمن سياستهاي حمايتي، ميتواند كانون اعتباربخشي و امتيازدهي و تبادل تجربه، براي ستايشگران باشد و اين اعتبار و امتياز را به گذراندن شماري از آموزشها موقوف كند. خانۀ مداحان، دستكم ميتواند از چهار بخش برخوردار باشد:

يك. حمايتهاي صنفي و حقوقي.

دو. آموزشهاي دورهاي براي تربيت مداح: الزامي و اختياري؛ نظري و كاربردي.

سه. پژوهش.

چهار. اعزام مداح.

به باور نگارنده، بهترين مركز براي آموزش مداحي و تأسيس «خانۀ مداحان»، به سرپرستي سازمان تبليغات اسلامي، و با كمك نرمافزاري دفتر تبليغات اسلامي حوزۀ علميۀ قم است.

قالبهاي دانشگاهي، در اموري كه با قلب و روح و ايمان مردم سر و كار دارد، تا كنون چندان موفق نبوده است و در امر مداحي نيز، كارآمد نخواهد بود؛ اما «خانۀ مداحان»، با طبيعت كار و انگيزهها و نيازهاي موجود، سازگاري بيشتري دارد. اساسنامۀ خانۀ مداحان بايد بهگونهاي تنظيم شود كه اثرگذاري همۀ اعضا را بپذيرد و نيز هرگونه كمك معنوي و صنفي را موقوف به طي مراحل آموزشي خانه بكند.۳

پرسشها و پاسخها

براي روشنتر شدن راهكارهاي پيشنهاده و پيشگفته، پاسخ به چند پرسش فرضي، خالي از فايده نيست، بدين شرح:

آیا مداحی از حیث نظری چنان بسط یافته است که بتوان آن را اولاً اكتسابي و ثانياً مستقل از سایر رشتههای علمي دانست؟

پاسخ: هنر مداحي، نه چندان اكتسابي است و نه استقلالي از ساير مهارتهاي علمي و كاربردي و هنري دارد؛ اما فنّي است كه مهارت بيشتر در آن، از رهگذر آموزشهاي كاربردي ممكن است. همچنين آموزشهاي علمي، در پيراستگي آن از آلودگيهاي نظري، مؤثر است. بنابراين آموزشگاه مداحي اولاً نبايد بر روي كساني سرمايهگذاري كند كه فاقد استعداد و مهارتهاي نخستيناند و ثانياً بايد به دروس نظري، مانند آشنايي با تاريخ اسلام و كتابشناسي عاشورا و ...، نيز اهميت بدهد.

پشتوانه آموزش، پژوهش و مبنای پژوهش، مسئله است. آیا در مداحی مسئلهشناسی شده است؟ آیا حول محور مسائل احتمالی، پژوهشی صورت گرفته است؟

پاسخ: مسئلهشناسي در مداحي، به طور پراكنده در افواه و نوشتارها وجود دارد؛ اگرچه تا كنون تدوين جامعي از آن منتشر نشده است. همچنين تا كنون پژوهشهاي نظري و ميداني بسياري در زمينۀ عزاداري و مجالس سوگواري در ايران شده است كه برخي از آنها، بسيار ارزشمند است.۴ ميدانيم كه بسياري از مسائل علمي مربوط به جامعۀ ديني، در ضمن مسائل مربوط به مداحي و عزاداري قابل طرح است؛ مانند جامعهشناسي ديني و پديدارشناسي ديني در جامعۀ شيعي و تحقيقات ميداني در حوزۀ باورهاي مذهبي. همۀ اين موضوعات و مسائل، در شكلگيري «مسئلهشناسي مداحي» كمك میكنند.

آیا برای راهاندازی رشته يا دانشکده مداحی برنامهریزی آموزشی شده است؟

در دفتر تبليغات اسلامي و نيز سازمان تبليغات اسلامي، كوششهايي به عمل آمده است؛ اما هنوز بهگونهاي هدفمند و گسترده و نتيجهمحور، برنامهاي تدوين نشده است.

آیا تأسیس رشته با موضوع مداحی براي آموزش، مفید، ضروری و عملی است؟

پاسخ: هم مفيد است و هم عملي؛ اگر با بيشترين مشاوره و كمترين تبليغات صورت گيرد. همچنين، ملاحظات پيشگفته، در پيشرفت كار تأثير دارد. به هيچ روي در زمان حاضر، نبايد رشتۀ مداحي در ميان رشتههاي آموزش عالي قرار گيرد يا رقيب ساير رشتههاي ديني شود. بردن اين آموزش به ميان ساير آموزشهاي دانشگاهي، مداحي را متهم به دنيازدگي و پيشهمحوري ميكند؛ بهويژه آنكه ميدانيم جامعۀ مداحان، همان اندازه كه دوستدار و علاقهمند دارد، منتقدان و دشمناني نيز دارد.

وقتی از آموزش مداحی سخن میگوییم قرار است چه چیزی آموزش داده شود؟ علم مداحی؟ هنر مداحی یا فن و مهارتِ مداحی؟

پاسخ: مداحان بايد نخست با تاريخ اسلام و سپس عقايد اسلامي آشنا شوند. آموزش زبان عربي و متنخواني و نيز ادبيات فارسي ضروري است. ادبيات آييني و مقاتل، درسهاي ديگري است كه بايد بياموزند. آشنايي با نواها و دستگاههاي موسيقايي و هنر سخنوري نيز لازم است. مسائلي همچون «تقريب مذاهب» از ديگر دانستنيهاي لازم براي ذاكران مصائب اهلبيت ـ علیهمالسلام ـ است. پس از طي اين مراحل، يا همزمان با آنها، نوبت به مهارتهاي كاربردي در حلقههاي كوچك آموزشي ميرسد. در اين مرحله، به شيوۀ عملي و گروهي، آموزشهاي كاربردي آغاز ميشود.

بهآساني ميتوان بيش از ۸۰ واحد درسي براي «آموزشگاه مداحي» تدوين كرد.

هدف غایی از رشته مداحی، ارتقاي سطح مهارتها است یا ارتقاي سطح دانش؟

پاسخ: هر دو؛ زيرا هر يك بدون ديگري، مشكلآفرين و آفتزا است.

ـ آیا رشتۀ مداحی تنها به جنبۀ تعلیمی بپردازد یا تربیت اخلاقي مداحان را نيز منظور كند؟

پاسخ: تربيت اخلاقي و رفتاري مداحان، قطعاً لازم است، اما تجربه نشان داده است كه درس اخلاق در قالب ترم و واحد، چندان بازدهي ندارد. بهترين راه براي تربيت و پرورش اخلاقي مداحان، استفاده از استادان اخلاقي براي دروس مختلف است؛ مثلاً اگر دو استاد براي درس تاريخ اسلام وجود دارد و هر دو كمابيش در يك سطح علمي هستند، از استادي استفاده شود كه اخلاقيتر است؛ اگرچه هماهنگي با او دشوارتر باشد.

نسبت آموزشگاه مداحي، با اسناد بالادستی نظام مانند نقشه جامع علمي كشور و طرح توسعه و تحول نظام پژوهش و تعليم و تربيت كشور (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی) چیست؟

در اين اسناد، تأكيد بسياري بر پاكيزهسازي جامعه از آلودگيهاي عملي و نظري شده است. آمورشگاه مداحي ميتواند مردان و زناني را تقديم جامعۀ ديني كند كه افسران اين ميدان سخت و دشوار باشند.

ـ آیا نقش و توانايي دانشآموختگان، مشاغل قابل احراز، وظايف حرفهاي و مهارتهاي شغلي و جایگاه اجتماعی آنان قابل تعریف خواهد بود؟

پاسخ: آموزشگاه مداحي بايد از چنان اعتباري برخوردار باشد كه نفس انتساب به آن، افتخار و اعتبار باشد. مركز تربيت مداح، هرگز نبايد براي هنرجويان، تضمين شغل و كار كند. اگر آموزشگاههايي مانند «تربيت معلم» و «تربيت مدرس»، ضامن شغل فارغالتحصيلان خود هستند، به دليل وجود مدارس و دانشگاههاي بيشمار در كشور و نيز نياز همگان در هر سطح و سني و در همۀ فصول سال، به اين فارغالتحصيلان است. اما چنين زمينهاي براي مداحان در كشور وجود ندارد. بنابراين بهتر است، در گامهاي نخست، مسئلۀ اشتغال در محور برنامهها قرار نگيرد؛ مگر در حد تأسيس دفتر مشاوره و هماهنگي براي اعزام مداح. دفتر تبليغات اسلامي قم نيز در مسئلۀ «اعزام مبلغ» همينگونه عمل ميكند و اكنون پس از طي سالهاي متمادي، تجربههاي گرانقدري در اين زمينه يافته است.

آموزش مداحی بهتر است از طریق کدام یک از انوع مجموعههای آموزشی دنبال کرد؟ حوزههای علمیه؟ آموزش متوسطه؟ آموزش عالیِ دانشگاهی؟مدارس عالی؟ دانشگاه جامع علمی و کاربردی؟

هيچيك از مراكز يادشده را صلاح نميدانم. سازمان تبليغات اسلامي بهترين گزينه براي اين مهم است و نيز ميتواند همزمان با شروع كار، در انديشۀ دريافت مجوز از آموزشگاههاي عالي كشور باشد.

پی نوشت:

. مثنوي معنوي، دفتر دوم، ابيات ۳۳۹۷ ـ ۳۳۹۶.

۲. ديوان ناصر خسرو، ص۱۴۳.

۳. دربارۀ اساسنامه، جداگانه بايد سخن گفت.

۴. براي نمونه، ر.ك: محسنحسام مظاهری، رسانة شیعه، تهران، چاپ و نشر بينالملل.